به نام خداوند گیتی فروز       که روز آورد شب، شب آرد به روز

 

متنی که پیش روی شماست نتیجه چندین سال گفتگوهای عامیانه با اهالی سفیدشهر است که به همت افراد مختلف از جمله مجمع فرهنگی نخبگان سفیدشهر آغاز شده است. این متن دارای 3 بخش "واژگان"، بخش "واژگان خاص" و بخش "اصطلاحات، کنایات و ضرب المثل ها" می باشد و در بخش واژگان سعی شده است در مورد هر واژه، تلفظ، معنا و توضیحات نیز بیان شود. البته مواردی جدای از سه بخش مذکور وجود دارد که در ذیل بحث توضیح داده شده است. لازم به ذکر است فرهنگ سفیدشهری به لحاظ داشتن واژگان و اصطلاحات جدید، همچنین داشتن لهجه ی خاص خود می تواند در زمره ی گویش های ایرانی قرار گیرد. لازم به ذکر است طبق تعاریف؛ گویش، ساختاری از زبان است که دارای ویژگی های خاص آوایی، واژگانی و دستوری باشد و از این لحاظ بین گویش های مختلف فرق است مثل گویش ترکی یا گویش لری؛ اما در لهجه، تفاوت بین نوع تلفظ کلمات و جملات است. مسلما گویش ها دارای لهجه ی خاص هستند اما هر لهجه ای گویش نیست؛ مثلا ممکن است بخش های مختلف یک شهر بزرگ دارای لهجه باشند، یا شهرهای مختلف ممکن است لهجه های مختلفی داشته باشند اما تفاوت بین واژگان و اصطلاحاتشان اندک باشد مثلا لهجه شیرازی، لهجه قمی، لهجه اصفهانی. ساختار زبان سفیدشهری به دلیل داشتن لهجه و آوا، واژگان جدید و گاها دستور زبان متفاوت می تواند جزء گویش ها طبقه بندی شود چون تفاوت آن با سایر گویش محدود به نوع تلفظ نیست.

لازم به ذکر است که منظور از واژگان جدید، مفاهیمی است که در همه مناطق وجود دارد اما دارای اسامی مختلف است یا مفاهیمی که در سایر مناطق وجود دارد ولی نامی به آنها اطلاق نشده است، مثل واژه اُلور به معنای لوبیا یا واژه پرگه به معنای مکان زیر طاقچه که در گویش معیار فارسی وجود ندارد. در مقابل این واژگان، نام هایی وجود دارند که ممکن است به دلیل وجودشان یا وقوعشان در یک منطقه ی خاص ایجاد شده اند، ممکن است گیاه خاصی فقط در منطقه ای می روید و نام محلی به خود گرفته است، یا مراسمی فقط در منطقه ای رخ میدهد و نامی خاص دارد؛ اینها هم واژگان جدید اند با این تفاوت که در سایر مناطق حتی مفهوم آنها نیز وجود ندارد. برای مثال مراسم "هومبابا" یا "لالمزو" که در ماه رمضان در مناطق مرکزی ایران از جمله سفیدشهر رخ میداده شاید در بسیاری نقاط دیگر اصلا وجود ندارد.

به جز موارد ذکر شده در بالا، بعضی واژگان در مناطق مختلف به شکل یکسانی وجود دارند اما به دلیل بیان آسانتر دچار تغییراتی در تلفظ می شوند؛ یکی از این آرایه های زبانی که سبب سهولت گفتار می شود، تقلیب می گویند مثلا؛ در سفیدشهر و بسیاری مناطق دیگر خصوصا در زبان افراد مسن به جای "برف" گفته می شود "بفر"؛ گاهی در حروف یک کلمه حذف یا اضافه شدن رخ میدهد (پدیده های کاهش و افزایش واجی)، گاهی یک حرفی با حرفی دیگر جایگزین می شود (پدیده ابدال). افزودن صامت میانجی بین تتابع اضافات نیز یکی از پدیده هایی است که برای سهولت گفتار انجام میشود و در بسیاری از گویش ها و لهجه ها بین صامت های میانجی تفاوت وجود دارد. برای آشنایی بیشتر با این پدیده ها می توانید به موارد زیر در گویش سفیدشهری توجه کنید :

"توو" به جای "تو"

"دیفال" به جای "دیوار"

"کلفوت" به جای "کبریت"

"ادووه Adoove" به جای "ادویه"

"کارتو" به جای "کارتن"

"نایلو" به جای "نایلون یا نایلکس"

"ساریفو" به جای "ساریفان"

"لولیاب" به جای "لوبیا"

"گوبجه" به جای "گوجه"

"مادیو" به جای "مادیان" (مثل بسیاری از واژگان دیگر که به "ــان" ختم شده و "ــو" تلفظ میشوند)

"دُکّو" به جای "دُکّان"

"کوت" به جای "کود"

"رِختن" به جای "ریختن"(صرف فعل به طور مشابه انجام می شود)

"رووغن" به جای "روغن"

"شیفور" به جای "شیپور"

"آمفور" به جای "آمپول"

"ناخو" به جای "ناخن"

"مردکه" به جای "مردیکه"

"کُو" به جای "کُن" (مثلا در را باز کن می شود "درا باز کو")

"دِ" به جای "بده" (مثلا "به من دِ" یعنی "به من بده")

مورد دیگر مثلا "چه میکونی یا چه خوای کرد" به جای "چه میکنی یا چه خواهی کرد"

البته در مواردی مثل "ناخو" و "دکو"، نون حذف شده در بعضی موارد بر می گردد مثل "ناخونا" یا "دکونا" مثلا به جای "ناخن هایت را بگیر" گفته می شود "ناخونات را بگیر" یا به جای "دکّان را باز کن" گفته می شود "دکّونا باز کو"؛ مشاهده می کنید که نون محذوف بازگشت.

بهِت (به تو)← بشِت یا بِشِد(مثلا بشت گفتم، به طور مشابه : بِشَم بده)

بهش (به او) ←بشِش ← بیش (بیش بگو یا بیش دادم)

پتو را، پتوی من ← پتونا، پتون من (مثلا پتونا بده من)

ماشینت را (عامیانه : ماشینتو)← ماشیندا

ما را ← مانا (مشابهِ من را ← منا)

راهی اش کن برود ← رایینیش کو بره

نگهش دار ← نگریش دار (صرف فعل به طور مشابه انجام می شود)

بایست ← باستا ← واستا ← وایسا

راست شدن ← راشدن  (این فعل معادل پاشدن است، مثلا "راشو" یعنی "پاشو")

زشت←زیشت←زیش

پنج تا ← پنش تا ← پَی تا

بنشین ← بیشین Beyshin (صرف فعل به طور مشابه انجام می شود)

اما به جز موارد فوق گاها تفاوتهایی بین دستور زبان مشاهده می شود. مثلا در این لهجه در بسیاری از جملات حرف "دَ" افزوده میشود؛ مثلا

از دماغ فیل دَ افتاده است.

از چه کسی گرفتی؟ از ممّدِ دَ (یا اَ ممّدِ دَ یعنی از محمد گرفتم)

از کجا خریده ای ؟ از کاشو دَ (از کاشان) از تهرو دَ  (از تهران)

کجاست ؟ دِه دَ هست (دِ دَ هست)

از کاربردهای دیگر دَ : همچین دَ این کار را می کنی؛ یعنی در همچین مواقعی این کار را می کنی.

یکی دیگر از ویژگی های دستور زبانی به کار بردن افعال معکوس بامعنای عکس است مثلا "اگر ده تومانم ندی، تا تهران میرم و برمیگردم" یعنی "اگر ده تومانم بدهی تا تهران میرم و برمیگردم"

تمام موارد بالا نشان میدهد که ساختار زبان سفیدشهری می تواند جزء یکی از گویش های سفیدشهری قرار گیرد چون دارای تفاوت هایی آوایی، واژگانی و دستوری با سایر گویش های محلی است.

 

از این دست است مواردی نظیر   دردپا،دردسر،درد دل، درد دندون که معادل است با پا درد، سردرد، دل درد، دندون درد  که در سایر جاها به کار میرود و در این منطقه معکوس میشود به شکل اصطلاح ، و مردم به طور یه کلمه ، شکل اول را به کار میبرند، یعنی میرود دکتر میگوید دردسر کرده ام، نمیگوید سردرد گرفته ام.                                                                

 

                                       

اصطلاحات خاص سفیدشهری
 
قالی بافی,  ,  ,  
تکی ، تکّه,  ,  , در قالیبافی.تکی بزن
جفتی,  ,  , در قالیبافی
هاف, ,  ,  
رچ همه کاره,  ,  ,  
رچ قالی ,  ,  ,  
حصّه   , [Hesse],  ,  
هاف   , [Haf],  ,  
نیره   , [Nire],  ,  
فندک   , [Fandak],  ,  
, , ,
اصطلاحات آشپزخانه,  ,  ,  
ور شستن,  ,  ,  
ور پاشیدن,  , جدا کردن و تمیز کردن(برنج،عدس،تخم شربتی،جو،گندم،جو آسیاب کرده،اسپرزه،خاکشیر),  
شیر زیو رفته,  , فاسد شده، یا شیر سر رفته است,  
کف مال کردن=ور مال کردن=ور مالیدن{ظرف},  ,  ,  
 ماسّوندن, [Massoondan], (درست کردن ماست)  ,  
لادر کردن  , [Ladar kardan], وقتی مایه ماست را به شیر می زنند باید مدتی صبر کنند تا ماست بگیرد و در این مدت ماست باید توسط یک ملافه پوشانده شود، لادر کردن یعنی پس از چند ساعتی باید ملافه را از دور ظرف ماست برداشت، پس وقتی ماست را لادر می کنیم؛ یعنی ملافه را برمی داریم(ور می چینیم).,  
غذها ,  ,  ,  
شیرتخمه: شیره هندونه که نون توش خرد میکنن می خورن, [Katte],  ,  
کته ماست   , [Gourmast],  ,  
گور ماست   , [Torke Ghaza],  ,  
ترکه غذا   ,  ,  ,  
 ,  ,  ,  
اصطلاح کشاورزی,  ,  ,  
پیشبنده (پیشبنده گلگری),  , پیشبنده ی گلکاری (بذر پاشی),  
زمین آلو,  , _زمين آلو:زمين الو مانا جروندو,  
زمينآب(ميزان آب عبوري از جوب),  ,  ,  
پوشاب, [Pooshab], مقدار آب کم, پوشاب آب روش بده، زمین کشاورزی
قَرقشه , gharghashe, پرآب. غرق در آب,  
یه وار ,  ,  زمینی که شیب ندارد و موقع ابیاری تا  اخر اب می شود , {یه وار اب می شود }
دیزر دم ,  ,  دو زمین که تا نصف با جوی مرزی بین دو زمین اب می شو زمینی که معمولا سر ان اختلاف است,  
وسی ,  ,  یک مسیر رفت و برگشت کمباین یا تراکتور ,  
دسقاله,  ,  داس دسته دراز ,  
پاسنه,  ,  اب دومی که به زمین می بندند ,  
دوهنگ : اب سوم ,  ,  ,  
پاچال,  ,  اخرین خطی که شخم زده می شود ,  
باد ورز, BADVERZ, در موقع کاشت دانه چالی که خاک به اندازه کافی خاک روی ان ریخته نشده و دانه ان خشک می شود ,  
لتو, LATOO,  مرزو ، برگ, زمین چهارده لتو
یخاب ,  , کشاورزان در زمستا ن زمین را ابیاری می کنند تا یخ بزند و افت های ان کشته شود ,  
شارم ,  , مرز بین دو زمین,  
لورگ, [Lavarg], زمین نمکی،بایر، نمک زار   ,  
خراز , [khoraz], ساعت اب زمین ,  
چوز چاه ,  , چاهای فرعی که در مسیر قنات برای بیرون اوردن خاک کانال قنات حفر می کرده اند ,  
واکار,  , بوته ای که سبز نشده و قرار است جایگزین شود,  
پاواز,  , شاخه ای که از پایین بوته یا درخت (نزدیک خاک) می روید,  
سلخ ,  , حوض در مسیر اب زمین کشاورزی که در ان اب ذخیره می کرده اند ,  
میراب ,  , چاهی که در مسیر قنات ونزدیک چاه اصلی است که به صورت پله پله  و مارپیچی به پایین کانال رسیده و با کوزه اب پر می کنند و هر قنات یک میراب دارد ,  
چز, chaz, درز.گسل در زمین,  
قرص ,  , محکم ، استوار , {زمین اینجا خاکش قرص است) (مشابه دلت قرص باشه ، بدنش قرصه }
پسّاهم، پسا, passaham, کنار هم، باهم، بغل زمین کس دیگری، کاشتن,  
چلوغ, [Choloogh],  ,  
چغر,  ,  ,  
مشا,  ,  ,  
آشورمه,  ,  به پشت خر می بندند,  
پوزگی,  ,  پوزه بند,  
تخم گل۫ افتاب , gol aftab, تخمه افتاب گردان ,  
چیزی در زمین نشاندن  ,  , کاشتن,  
یوشون،یوشو, [Yowshoo], چنگ کش،چنگک   ,  
دو دونگ آب=واحد شمارش و اندازه گیری دبی آب، ميزان آب عبوري از جوی آب,  ,  ,  
چاق,  , مطلوب،مرغوب، خوب, {عجب بیل چاقی، عجب زمین چاقی، قلیان را چاق کن،آب چاق است، زیاد و سریع است، 6 دونگ اب،عجب برف چاقی:یعنی برف نرمی است و برای پارو کردن راحت است،این حرف ناچاق اش است:نارحتش می کند}
خر,  , خروار,  
زمین سفال, [Sefal], زمینی که گندم آن را چیده اند   ,  
پنبه چوق,  , بوته ی پنبه که پنبه ی آن را چیده اند,  
سیبه=سیب,  , گل پنبه=غوزه پنبه,  
زمین آلو, زمینی که پنبه ی آن را چیده اند. پر از پنبه چوق,  , {زمین آلو مانا چرونده=در زمین آلو ی ما حیواناتش را چرانده است}
زمین تنک, [Tonok], کم بوته{گیاهان رشد نکرده،سبز نشده}   ,  
کاموا   , [Kamva],  ,  
میورگش, [MiooVargesh], بین زمان ورگش و راقش   ,  
ورگش=ورگیش, [Vargesh], خربزه و هندوانه ای که دیر به دست بیاید   ,  
راقش=راقیش, [Raghesh],  زودتر به دست بیادید(زودتر کاشته اند) ,  
کل کوتی, [kal e kooti], زمین با کود   ,  
آغش,  [Aghesh],  زمینی که سال قبل یا پارسال کاشته ایم, {چه خوب است امسال بریم زمین آغش گندم پارسال را بکاریم.زمین آغش صیفی} 
آب خوردن,  , آب به زمین بستن,  
پشته=پشه, [Pashe], در یک کردو، به بلندی های خاکی بین دو جوی آب می گویند که بوته های خربزه یا هندوانه در دو طرف پشه و نزدیک جوی آب قرار دارند و پشه محل مناسبی برای عبور خود کشاورز است.   ,  
وار,  [Var], محل چند راهی شدن جوی آب که معمولا یک مسیر را را با خاک می بندند،بند درست می کنند, {وار را آب برده،وار را بگردان=مسیر آب را به راه دیگر تغییر بده،وار را راه بده(را ده)} 
ممر,   [Momar], جوی اصلی که آب را تا بین زمین های رعیت ها می رساند ,  
هرز رفتن آب,  , هدر رفتن آب,  
پیش بنده,  ,  ,  
بند,  , برای آبیاری کل زمین، معمولا یک جوی اصلی از یک سمت زمین آب را تا انتها می برد و در آخر خارج می شود. حال این جوی اصلی در جلوی راهش انشعابات زیادی دارد که آب را وارد کردو های مختلف می کنند.از آنجا که زمین شیب اندکی رو به انتها ی زمین دارد و آب در انتهای زمین جمع می شود، کشاورزان برای آنکه کردوها از بالا تا پایین زمین ، یکی یکی پر شود، از بند استفاده می کنند، به گونه ای که در محدوده ی هر کردو یک بند کار می گذارند. برای ایجاد بند، کمی خاک کف جوی را بالا می آورند، روی آن مقداری پنبه چوق می ریزند و روی آن یک گونی قرار می دهند و سه طرف بند را با خاک و گل محکم می کنند. طرفی که آزاد است، همان طرفی است که آب باید وارد جوی پایینی شود.خب حالا وقتی یک کردو پر آب شد،سطح آب بالا می آید تا اینکه، سطح آن از بند هم رد می کند، و از بند سرازیر می شود،حال که آب راه گریزی پیدا کرد از آنجا که فشار زیادی حاصل از جمع شدن آب دارد، ارتفاع بند را پایین می آورد تا آب بیشتری عبور کند، چون بند بدلیل پنبه چوق ها، حالت ارتجاعی دارد.,  
کردو, [Kardoo], قسمت های زمین کشاورزی که معمولا به شکل مربع است و به چند نوع است. مثلا کردوی پیاز که یک قطعه زمین مربعی مسطح است که دور آن را با خاک بالا آورده اند(خاکریزمانند) یا کردوی سایر محصولات، که در آن چند جوی آب و چند پشه قرار دارد. معمولا در آن خربزه، هندوانه،پنبه، لوبیا و.. می کارند.   ,  
مرزو,   [Marzoo], محل بند ، مرز برآمدگی خاکی اطراف کردو، جوب، چاله غرقابی دور درخت یا ....,  
برجه, [Baraje], در همان محل وار، معمولا مسیر جوی را با خاک تغییر می دهند اما اگر سرعت و حجم آب زیاد باشد، خاک نمی تواند جلوی آب را بگیرد، لذا از صفحه یا تیغه ای آهنی به نام برجه استفاده می کنند.   ,  
آرکو,  [Arkoo], علامت(معمولا در زمین چند کلوخ روی هم می گذارند تا علامتی برای یک وار یا .... باشد)  ,  
روزقه, [Roozaghe], محدوده چند زمین کشاورزی که زمان آب یاری آنها باید در یک محدوده زمانی باشد    ,  
کشکله=قسمت چوبی پنبه   , [Kashgale],  ,  
بیش خویدن=شخم زدن   , [Bish Khovidan],  , بیش خو
ویش=وش=پنبه   , [Vish-Vesh],  ,  
چقری : گلخانه ای,  ,  ,  
چقری کردن ,  , یعنی در زمین گیاه گلخانه ای و آماده کاشتن , {زمینش را چقری(چقر) کرده است}
سَرَجه ,  , هر ده دقیقه آب در کشاورزی : واحد دبی,  
پسایی ,  , ردیف هم ، کردو، جایی که تعداد زیادی کردو دارد,  
وشاته ,  , جوب متقاطع.آب اول می ره تو وشاته بع توی بقیه جوب های کردو,  
مُمر,  , جوب اصلی آب,  
ککج, kakoj,  ,  
این زمین کلی است,  , بر ّ و برهوت- خالی,  
اسامی خاص,  ,  ,  
نام انواع خربزه,  ,  ,  
تخم قند,  ,  ,  
خربزه برگ نی. نی شکر. نارنج. سیاه پوست.سانسوری.شابادی.دستمبو. کالک. ریش بابا,  ,  ,  
هندونه بومی,  ,  ,  
تخمه گرمک=خربزه  ,  [Garmak],  ,  
تخم قند,  ,  ,  
سانسوری,  ,  ,  
گرمگ,  ,  ,  
نارنجی,  ,  ,  
دستمبو,  ,  ,  
برگ نی,  ,  ,  
هندونه بومی,  ,  ,  
هندونه محبوبی,  ,  ,  
 ,  ,  ,  
مراسمات خاص-آداب و رسوم,  ,  ,  
کلید زبان ,  , هدیه ای که پدر داماد موقع عقد به عروس می دهد ,  
رونما ,  ,  هدیه ای که به عروس یا بچه تازه متولد شده می دهند ,  
پاتختی : پاگشا : بردن عروس به خانه داماد ,  ,  ,  
جاخالگی ,  , هدیه ای که وقتی کسی به خانه نو می رود برایش می برند,  
نقدا,  , پولی که در مراسم عروسی به عروس داده می شود,  
دستمال کیسه,  , هدیه ای که به داماد می دهند,  
کلید زبون,  ,  ,  
عقدنومچه,  , عقدنامه,  
, , ,
 ,  ,  ,  
مراسم چهارشنبه سرخی,  , چهلم بعد از امام حسین,  
لالمزو. هومبابا. ,  ,  , ماه رمضان
 ,  ,  ,  
نام بازی های محلی,  ,  ,  
بازی گرگی،بازی پی رد همی=گرگم به هوا,  ,  ,  
سیخم میخم=معادل امروز آن میشود تامی تامی اسکلت,  ,  ,  
  
سی بی بی,  ,  ,  
تپ تپو,  ,  ,  
هفت سنگ,  ,  ,  
اصطلاحات بنایی,  , اصطلاح بنایی,  
کروک :چارک : سه خط ؟,  , ردیف اجر ,  
رک اجر ,  ,  ,  
تراشنه:تلاشنه : تراشه ، قطعه کوچک چوب یا اجر شکسته ,  ,  کلولک,  
کلوک  ,  , سه قدی,  
سه خط ، قلمدانی ,  , آجر نیم لایی,  
 وکافته : از ضخامت نصف شده,  ,  ,  
کمچه,   [GacheKhak],  ,  
گچ خاک کردن{دیوار گچ خاک} ,  ,  ,  
 ,  ,  ,  
اصطلاحات مرغداری, ,  ,  
کریجه:کریج,  ,  ,  
رنگ پرندگان : کشکی-گردن زیره ای,  , کاسه مرغ زیر آن می رود. کاسه برعکس که آب مرغ را زیر آن می گذاریم,  
بلو: بلونی,  ,  کجه,  
گژدون,  ,  ریختن بال و پر مرغ در سرما ,  
کریج رفتن مرغ , [Kasgalij],  ,  
کسکلیج=مدفوع پرندگان   ,  ,  ,  
اصلاحات خانوادگی,  ,  ,  
دومادو : فامیل دوماد (خونه دومادو خبری نیست خونه عروسو خبره ),  ,  ,  
عروسو : فامیل عروس , [Baghsoore], مادر یا پدر شوهر,  
باقسوره= خسرو   , [Yade],  ,  
یاده   ,  , [Khosoore Joo],  
خسوره جو=فامیل شوهر   ,  ,  ,  
 ,  ,  ,  
واحدها,  ,  ,  
واحد های وزنی : بیست و پنجی : 400 گرم,  ,  ,  
دوزّه ای : 200 گرم,  ,  ,  
6 درم : 100 گرم,  ,  ,  
100 درم : 1 و نیم کیلو,  ,  ,  
من : من تبریزی، من قمی ، من شاهی,  ,  ,  
من تبریزی و من قمی : 1 من : 3 کیلو,  ,  ,  
من شاهی : 1 من : 6 کیلو,  ,  ,  
 ,  ,  ,  
مرکب اتباعی,  ,  ,  
کل کوتاه=کوتاه(مرکب اتباعی) ,   [Kale Kootah],  ,  
چلنگ ولنگ,  ,  ,  
گدا گدول=گدا(مرکب اتباعی){یه مشت گدا گدوله},  ,  ,  
پت و پهن(مرکب اتباعی),  ,  ,  
پک و پوند ,  ,  ,  
آل و الور , (OLVAR), نخود لوبیا ،غلات,  
قره قوز دار : قره قوزله ,  , کج و کوله,  
پتال   , [Patal],  , {پیر و پتال}
پیر و پغال, [Paghal], پیر وپتال, {یک مشت پیر و پغال دور هم جمع شده اند و تصمیم گرفتن}  
پاچه پاره=پاچه ورمالیده= پرّو=ولنگ و واز,  ,  ,  
پک و پوز,  , دک و پوز,  
پیر پقال,  [Pir e Paghal], پیر و ناتوان  ,  
پتال   , [Patal],  , {پیر و پتال}
ور و وور کردن ,  ,  ونگ و ونگ کردن,  
داد و فترات کردن   , [Dad o Fatrat],  ,  
ایز و چیز کردن/زدن  ,  , ایز زدن، ایز التماس کردن,  
  ,  ,  
تهر و توش کردن ,  , تهر کردن ,  
دست بر اله وله دادن : شور و فتور کردن  , ale vale, چیز کو.چکی را بزرگ کردن ,  
فت فروان یا فت و فراوان,  ,  ,  
چلنگ ولنگ,  ,  ,  
کت گنده  ,  [Kat e Gonde],  ,  
کل کوتاه=کوتاه(مرکب اتباعی) ,   [Kale Kootah],  ,  
گدا گدول=گدا(مرکب اتباعی){یه مشت گدا گدوله},  ,  ,  
گل گشاد  ,  [Gal e Goshad],  ,  
پت و پهن(مرکب اتباعی),  ,  ,  
دبه درّه درآوردن,  ,  ,  
گربه پاتابه اش کجا بوده ؟,  , اظهار فروتنی یا نداری و فقر در مقابل گفته دیگران که چیزی را به کسی نسبت می دهند,  
مرغ اومی اگر بگوید اومی دیگر خاک بر سر است,  , اشاره بر باورهای قدیمی : یعنی اگر مرغان هوا (مرغ آمین) هم آمین بگوید، نفرین حتما می گیرد,  
جاز زیر دمش گذاشته است,  , کسی را تحریک کردن به حدی که هر کاری بکند,  
 
----------------------------------------------------------------------------------
کنایات و ضرب المثل های محلی سفیدشهری
 
واژه, تلفظ, معنی, مثال
یارو دستش نمیرسه به کوکو/صحن پلو فرو کو,  , گربه دستش به گوشت نمی رسه می گه بومیده,  
طوق بزرگ تکه را پایین انداخت,  , فرد به زودی می میرد, باورهای قدیمی
جنك نكنيد دعوا ميشه بيشكل خر خرما ميشه,  ,  ,  
سردر رفته,  , خبري بيش ني, همچین سر دررفته ای هم نیست
ضرب المثل: به خاطر چیز بی ارزشی تا راه دوری رفتن,  , یعنی خیلی فقیر است، آدم دله ای است, مثلا تا لس آنجلس:به خاطر يه نوشابه تا  انجلس ميره، یا تا تهران و ....
در نهادن:در كذاشتن:خيشتم دريش نه : اصطلاح : باشششه,  ,  ,  
هر  وقت كفتن خاك انداز خودتو جلو بنداز,  ,  ,  
یوشون هر طرفی که باد میاد میگیرد,  ,  فرد حزب باد,  
تکان خوردن یا تکان به جان کسی افتدن,  , ترسیدن ناگهانی و زیاد به خاطر یک حادثه,  
اگر مرغ سیاه می داشتم قربونی می کردم,  , برای مهمان عزیز,  
آب كه سر بالا بره قورباغه ابوعطا مي خونه,  ,  ,   ,  ,  ,  

,  ,  ,  
خودش می دوزه و خودش می بره ,  , آدم خیالباف,  
دراز کردی سیخ شد و پهن کردی بیل شد,  , فکر کردی به این راحتیه. قوقوسیه,  
لب و لوچه اش آویزونه ,  , ناراحت است. مریض احوال است,  
دیگ به تیمچه. تومچه میگه تد سیاسسه پایه میگه صل علا,  ,  ,  

.... فیومه اش نون جو است,  ,  ,  
جارچی پشتبام کردی.خروس پشتبوم کرده. ,  ,  , در عروسی که هنوز قضیه اش قطعی نیست همه جا را اگر خبر کنند به کار می رود
مرغ نوچه زیاد قدقد می کنه آخرش یه تخم کوچیک یم ده,  ,  ,  
خوشگلی را رو نو کنی سگ نگاش نمیکنه .... : خیلی خشکلا بودن باد پست دادن....,  ,  ,  
دختر می گه ها کنم وا کنم روز سوم خودم رو تو دل جاکنم,  ,  ,  
اگه عروس هفتا تمبون داشته باشه هفتا ... کلفتم داره,  ,  ,  
باد به نفس,  ,  ,  
 بیزار زیر سبیلت رد کن بره. پایت را. ته ات را بذار روش: افشا نشود,  ,  ,  
هی پا به سبد انجیر می ماله ,  , اصرار می کنه,  
ما مثل هوس آب انبار: یعنی بند به آمناییم.,  ,  ,  
مثل هوی آب انبار می مونه: هرکی هرچی می گه میگه باش. قبول می کنه. حزب باده,  ,  ,  
سروحسین : از اول شروع کردن کاری. دوباره سروحسین شد که. بعد این همه وخ سروه حسین. دوباره از نو. حسین حسین از سر گرفته شد. از سر وا گرفته شد.بعد این همه وخ که خیشم بودن و آشتیشون دادیم حالا دوباره خیشم کردن. هرچه رشتیم پنبه شد. دوباره اومیدم سرجای اول,  ,  ,  
چگرم را سرمه ای کرده ای ,  ,  ,  
کنجیل را آفتاب بذار-ببین قوقو چه می کنی یعنی اگر آب باشد شناگر ماهری است-اگر پول داشته باشد اون وقت می فهمی چه می کند,  ,  ,  
شغال آب رو کرده ,  , خودش زشت هست، زشت تر شده با این کارا,  
شما که نونت بر کمرت بسته است ,  ,  یعنی مایه مورد علاقه است پیشته,  
آب که تابه نسوخته ,  , عجله نکن,  
از سریش در می کنم, , ,
باد تو کله کسی کردن, , ,
کله کسی باد داشتن, , ,
باد کله کسی را خالی کردن, , ,
زیردر کردن از کار ,  , شانه خالی کردن از زیر کار,  
جگر برا کسی سابوندن,  , سابیدن. ساییدن. دلسوزی کردن,  اینقدر چگر براش نسابون
روبه هم کشیده شدن,  , شروع دعوا,  روبیش کشیده شدم: داشتیم دعوا می کردیم.
زیادی زرنگی کنی مجی اون ور خر,  ,  ,  
این تابوتی که تو زیرشا گرفتی مرده توش نیس,  ,  ,  
تکان به جون کسی افتادن یا تکان خوردن,  ,  ,  
زمین گز نکن: راه نرو انقدر. پندری راه قرض داده: خیلی این ور و اون ور میره,  ,  ,  
خر هفت رنگ-اصطلاح,  ,  ,  
جاز آب کردن,  ,  , جازهایت را آب کردی. هر وخ جازهایتن را آب کردی بیا. خیله خوب فعلا برو جازهایت را آب کو.حرص طرف را دربیاوری. یا میگه جازات را بالاخره آب کردی؟
گیوه ور کشیدن.,  ,  آماده ,  
تو لجن، کثافت ورکشید,  ,  ,  
کیسه دوختن,  , نقشه کشیدن معمولا برای ثروت کسی,  
نون و پنیر. کنجی بمیر,  ,  ,  
تکه بر لبم نه، مهر بر لبم نه. ,  ,  ,  
گیاه دم دهن تلخه,  ,  ,  
بیلمو تو کردو خودمو فرو نمیره. ,  , مرغ همسایه غازه یا مرغ همسایه یه پا داره,  
آنقدر ادعا داره به ماتحتش می گه رد من نیا، بو می دی,  ,  ,  
نمازی می خونم بر سر پشته. نماز بی وضو دست نشسته : تمسخر کسی که نماز ریا می خواند,  ,  ,  
کله هم وقتی می خری زبون داره: به کسی می گن که بلبل زبونی می کنه. بهش می گن هاچی شده زبون در آوردی. زف این رو جواب می ده,  ,  ,  
یه ورق زیر پاش بلند شده. خودش را هم نمیشناسه: مغرور شده,  ,  ,  
ریز اندوم است ریزاندوم. همه چیزاش با اندوم,  , تعریف از خوش اندامی کسی,  
یه گنجیشک نیاد به باغم. یه گردو بهع انتفاعم,  , یعنی یه نفر نخوره به نفعم. یه نون خور کمتر به نفم,  
مخ کسی را گاز گرفتن: مخ کسی را دندون گرفتن,  , اعصاب کسی را خورد کردن,  
آش را که زیر رو کنی تازه الورا میاد رو.,  ,  الور: لوبیا. یعنی قضیه را حساس نشو که ته توشو در بیاریو چیله بیش ور نکو. صدا در خواهد امد. گندش در خاد مد,  
ملاحسین عقب است,  ,  یعنی من دگه اون آدم ساده قبلی نیستم. در جایی که قرار است پول بدهیم به ناحق,  
پیش رفتن,  ,  پیشم نمی ره. توان مالی ندارم(فرق داره با کلمه پیش رفتن یعنی جلو رفتن. تا جایی پیش رفت که. ادامه داد),  
دو قورت و نیمش باقیه,  ,  ,  
اخلاق عمری ,  , بد اخلاقی,  
فتیله افتاد تو نفدو,  , کار مشکل پیدا کرد,  
دست تو پوست گردو ؟,  ,  ,  
سرش تو بستو؟,  ,  ,  
خر مردم را یک وری باید سوار شی ؟,  ,  ,  
جا خوش کردن ؟,  ,  ,  
کله گاو تو خمره گیر کرده ؟,  ,  ,  
خبر تازه ای نیست ، جدیدی نبوده ؟,  ,  ,  
گوشت که نیست چخندر سالاره  ,  , ,
سفت شو مگه ماست خوردی ,  ,  ,  
اشکنه بی پیاز ,  , نشان از فقر, اشکنه بی پیاز زیر دلم می زنه
پی رد ش کرده ,  ,  دستشویی داشتن,  
یک جا بند شدن ,  ,  در یک جا ساکن ماندن ,  
حرف در دهانش بند نمی شود :,  ,  ,  
بند کردن ,  , کار ثابتی را دائما انجام دادن ,  
پشت سر خر نرو لقط می خوری ,  ,  ,  
دم شل نده (دم شل نگیر ) ,  , شل نگیر ، محکم باش ,  
پیشش نمی ره ,  , استطاعت مالی ندارد ,  
غذا می ره از دهان در بیاد (اصطلاح )  ,  , غذا بی نمک است,  
اهل بخیه :؟,  ,  ,  
دست بر اله وله دادن : شور و فتور کردن  , ale vale, چیز کو.چکی را بزرگ کردن ,  
پشم قالی فرش گردد اما به صبر ,  ,  ,  
ذره ذره پشم قالی می شود ,  ,  ,  
ماست در خونه ترش است ( ضرب المثل) چیز خودی را تحویل نگرفتن و اهمیت ندادن ,  ,  ,  
اب روش کردن : داستانی را طول و تفسیر دادن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟,  ,  ,  
بیش بستن ,  ,  1-دروغ گفتن و مبالغه کردن 2-متصل کردن دو نخ یا دو چیز 3-اب را بیش بست : اغاز ساعت ابیاری زمین ,  
اب توش بستن ,  , زیاد کردن در مورد غذا ی ابگوشتی گفته می شود. اصطلاح : طول دادن چیزی,  
جا سنگ کلوخه ,  ,  ,  
پا به میخ ,  , مصر ، پابه کار ,  
بزن توی گوش چیزی ,  ,  رکورد ان را بشکن یا ان را به دست بیاور , {بزن تو گوش دکترا }
زکاتی ,  ,  به درد نخور (فرهنگ غلط ),  
پیشانی شکستن : استین برای کسی بالا زدن ,  ,  برای کسی زن گرفتن,  
سر تو راه کردن ,  , حرف گوش کن شدن ، گستاخی و زبان درازی نکردن ، حرف گوش کن شدن ، فروتنی کردن,  
بیلمان در کردوی خودمان فرو نمی رود ,  , برای خودمان کاری نکی کند ،با خودی وصلت نمی کند ,  
به گدا اگه نون درسته بدی هی پشت و رو می کنه ،که نکنه کپک زده باشه ,  , دندون اسب پیشکش را نمیشمارن ,  
مادیان که به آب بخوابه کره اش هم به اب میخوابه (ضرب المثل ),  ,  بچه شبیه مادرش می شود .,  
در نو قر و قور هم داره ,  ,  , {باجناق تازه باید هوای داماد های قبلی را داشته باشد ، ماشین نو که می خری باید سور هم بدهی }
شتر رفته اینا پی بارش می گردن ,  , کار به موقع انجام نشده است ،کار بیهوده , {نوشدارو پس از مرگ سهراب }
این خر نشد خر دیگه ، پالون می دوزیم رنگ دیگه ,  ,  ,  
از سر بری کلاه می دره ، از پا پا بری گیوه,  ,  از این راه یا ان راه به حال تو فرقی نمی کند ,  
 ,  ,  ,  
رفتی دکون پنبه زن/هرچی دیدی، حرف نزن,  , مراد از پنبه زن کسی است که زیاد حراف است,  
مرد شغال باشه ، اردیش تو تغار باشه ,  , مرد زشت باشه طوری نیست نون به زن بده  مشکلی نیست ,  
کلیت را به در کردن ,  , سخن را اغاز کردن , {هنوز کلیت را به در نکرده ، کلیتا به دست کسی دادن }
هرکه سرش سوزه کلاه دوزه ,  ,  ,  
مثل نجسی سر انگشت (ضرب المثل )از کاه کوه ساختن ، یک چیز کوچک را بزرگ کردن ,  ,  ,  
همینطوری هم لک و لوشه اش 26 من است ,  , همین طوری هم خوش اخلاق نیست دیگه خدا نکنه .,  
هنوز به گه خوردن نیفتاده  ,  ,  هنوز به اشتباه خود پی نبرده,  
هیچ کس را تو قبر دیگری نمی زارن ,  ,  ,  
شیر زن دلاور ، یه شکم بزا ، بعدش بیا برابر ,  ,  ,  
شیطون پا روی چیزی گذاشته,  ,  موقعی که چیزی گم شده از این اصطلاح استفاده می شود ,  
ذره ذره خانه خالی می شود  ، ذره ذره پشم ، قالی می شود ,  ,  معادل با قطره قطره وانگهی دریا شود ,  
یه حموم  چند تا دوسی دارد :؟,  ,  ,  
مسجد چند تا صاحب داره :؟,  ,  ,  
به پولت نناز که به یک شب بنده ، به حسنت نناز که به یک تب بنده ، به پشت نناز که یه یک آن بنده ، به آبروت نناز که به یک باد بنده ,  ,  ,  
لب تنور گذشت و شب سمور گذشت ,  ,  ,  
پا از رو مار برنداشتن ,  , کنایه از کسی که تنبل است و حاضر نیست پایش را  برای نجات خودش هم از رو مار بردارد ,  
دم گربه نیم متر است ,  , کنایه از ادم تنبل که اشاره به یک داستان دارد ,  
یگوجه : دزد که میاد... وای به حال یگوجه,  , تک فرزند , دزد که میاد... وای به حال یگوجه
یکی یه دونه یا خل میشه یا دیوونه ,  , تک فرزند عزیز کرده لوس یا نادان می شود  ,  
هر جا پیری هست ، نوری هست ,  , ارزش و احترام به ریش سفید ها,  
ریش سفیدی کردن ,  , میانجی گری کردن,  
کسی را داشتن ,  , کسی را معطل کردن , {طرف را همینطور دارنش }
کمر مار را نگه داشتن ,  , طرف هر دو نفر را دارد ، جانب احتیاط را رعایت می کند ,  
دست کسی را در پوست گردو گذاشتن ,  , کسی را گرفتار کردن ، کسی را درگیر مشکلی کردن  ,  
دست کسی را در حنا گذاشتن ,  , کسی را گرفتار کردن,  
دردش را یکی دیگه می بره ، دور و بری ها  میگن بگو یا علی ,  ,  کنایه از این که اطرافیان از مشکلات او بی خبرند ,  
بعدا صداش در میاد : کنایه از این که اثرات کارش بعدا معلوم میشه  ,  ,  ,  
توپش سالی یکبار غری می کند : ؟؟؟//////,  ,  ,  
اهل بخیه :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟,  ,  ,  
با دست پس میزنه ، با پا پیش میکشه ,  ,  حرف و عملش با هم یکی نیست ,  
فکر نون کن که خربزه اب است,  ,  کنایه  از این که کار بیهوده ای انجام می دهی و در فکر کار دیگری باش ,  
گوش بری ,  , تیغ زدن : کلاشی : کنایه از پول مفت گرفتن از کسی ,  
جون به جون کسی کردن ,  , برای کنار امدن و توجیه کسی از جان مایه گذاشتن و اخرهم نتیجه نگرفتن , {جون به جونش کنی نمی فهمه}
چیزی بارش نیست ,  ,  ادمی است که بر خلاف ادعاهایش چیز زیادی نمی داند ,  
چوب در استین کسی کردن ,  , تنبیه و مجازات سخت برای کسی در نظر گرفتن ,  
گربه کجا پا تابه داشت ,  , این کار فراتر از من است ، هنر کاری را نداشتن ,  
گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه بو می ده ,  ,  برای توجیه شکست دلایل پوچ وواهی اوردن ، چون به چیز مورد نظرش نمی رسد ان را بی ارزش جلوه می دهد ,  
دیگه هیچ کس جلودارش نیست,  ,  دیگه کسی نمی تواند او را متوقف کند ,  
پی چیزی را به تن خود مالیدن ,  , اطلاع داشتن از سختی کاری و قبول کردن ان ,  
صد تا چاقو می سازه یکیش دسته نداره ,  ,  لاف زدن ، وعده های دروغین دادن ,  
هفت اسمونش یه ستاره نداره ,  , فقیر بودن ,  
اب تو گوش کسی کردن ,  , در معامله کسی را گول زدن ,  
آبی از او گرم  نمی شود ,  , نفعی از او به کسی نمی ر سد,  
پشت کوهی ,  ,  کسی که مسئله ساده را درک نمی کند (از پشت کوه امده ),  
اشکش دمه مشکشه :کنایه از این که زود گریه می کند ,  ,  ,  
انقدر چریدی،کو دمبه ای,  , کسی که ادعای کاری را دارد اما در عمل چیزی بلد نیست  ,  
زنجیر پاره کرده :افسار پاره کرده ,  , به سیم اخر زده :دیوانه شده ،کسی جلودارش نیست,  
... خیشت را هم درش بگذار : اشاره به داستان دارد,  ,  ,  
محل سگ به کسی نگذاشتن ,  , اعتنا به کسی نکردن  ، به دیگران بی توجهی کردن ,  
گوسفند فکر جان خود و قصاب فکر دنبه است ,  , هر کس به فکر کار خود است ,  
صد تا مثل تو رو تا لب چشمه میبره تشنه برمیگردونه ,  , کنایه از این که شخص حیله گر و زرنگی است ،تو حریف این شخص نمی شوی ,  
بارش را که ملخ نخورده ,  , چیز کمیابی که نیست ,  
40 سال علی اباد خروس نداشت صبح نشد ,  ,  یعنی با کمبود امکانات هم می شود ساخت و کار را پیش برد ,  
علی اباد هم شهری شد ,  , چیز کوچک و بی اهمیتی را مهم فرض کردن، یا به قدرت رسیدن یک شخص ضعیف یا در مورد شخص تازه به دوران رسیده ,  
غیر از مردن همه کاری چاره داره,  , کسی که در پیشامدی اظهار بی چارگی میکند دلداری دادن ,  
اگه من ساربونم ، میدونم شتر را کجا بخوابونم ,  , کنایه از این که مناگاهی و تجربه لازم را برای این کار دارم ,  
جایی نمی خوابم که اب زیرم بره ,  , کنایه از این که سر من کلاه نمیره ,  
کک تو کلاه کسی افتادن ,  ,  کنایه از مشکوک شدن ,  
لی لی به لالای کسی گذاشتن ,  , لوس کردن ,  
کار لنگ کسی بودن ,  , برای اتمام کار به کسی نیاز داشتن ,  
از خر می پرسند شنبه کیه :؟؟؟؟؟,  ,  ,  
از زرنگی افتاد اون ور خر :؟؟/,  ,  ,  
باد به استین کسی کردن ,  , کنایه از تعریف و تمجید بیش از ح کردن ,  
به چس بند بودن ,  , کنابه از ضعیف بودن ,  
اسمون ریسمون بافتن ,  , مقدمه چینی ,  
از طاق افتاده ,  , یکی یدونه ، لوس ,  
اسمون (سقف )سوراخ شده این افتاده ,  ,  لوس ، از خود راضی,  
سقف ترک خورد ,  ,  چاخان کرد ,  

حرف ناشتا اومدن ,  , کنایه از حرف بی خود و ادعای بیهوده کردن ,  
پز عالی ، جیب خالی :؟؟؟,  ,  ,  
به یه ورش : به چپش :؟؟؟؟؟؟,  ,  ,  
آب تو سرکو کوبیدن ,  , کنایه از کار بیهوده کردن ,  
ادم بیکار اب تو سرکو می کوبه  ,  , کنایه از کار بیهوده کرن,  
توش رفتن : اظهار دروغ به چیزی کردن مثل بیماری ,  ,  ,  
.... دله سراغ پسر میاد ، سرکو سراغ دسته میاد,  ,  ,  
بند دلم پاره شد : ترسیدم ,  ,  ,  
کم پوز توش ور کن :؟؟؟؟؟,  , چیله ورش نکن,  
پول به بند دلش بسته : جونش به پول بسته ,  , کنایه از خسیس بودن ,  
پول د ادن و زرد الو خریدن ، خونه خا نمی خواد ,  ,  با پرداختن حق و حساب چیزی نیاز به تملق گفتن و منت کشی  نیست ,  
صابون به دلش مالیده ,  , دل به چیزی خوش کرده ,  
نافش را با ... بریدن : دائما این حرف را می زند ,  ,  ,  
سقش را با این حرف ها برداشتند : ؟؟؟,  ,  ,  
هنوز جوهرش خشک نشده : غرض خشک نشده ؟؟؟؟؟,  ,  ,  
گو را یکبار می خورند ,  ,  ,  
قندم یکبار به دهن شیرین است ,  ,  ,  
قو نمی پره ,  , جایی که خیلی ساکت است ,  
کار کردن خر و خوردن یابو,  , کارش را یکی بکند استفاده اش را کس دیگری ببرد .,  
کاسه چکنم چکنم دستش گرفته ,  , اظهار گرفتاری کردن و از روز گار گله مند بودن ,  
صورتش را با سیلی سرخ کرده ,  , فقیر است اما نمی گذارد کسی از سرش باخبر شود ,  
خون دیده : ترسیده ,  ,  ,  
هنوز نمی دونه خون چه رنگی است ,  , خیلی نازک نارنجی و عزیز کرده است ,  
تو خونت اوسا سلیم ، بیرون خونه سیا گلیم ,  , تو خونه بد اخلاق اما در بیرون خونه همه او را با ادب می دانند ؟؟؟؟,  
کوچه روشن کن و خونه تاریک کن است : داخل خونه بد اخلاق و بیرون خونه شوخ و بذله گو است ,  ,  ,  
میمون هرچه زشت تر گند و گو کاریش بیشتر ,  ,  ,  
کلاغ که پیر شد گنجشک دنبالش می ذاره ,  ,  ,  
گوش دستمال براش بستم :  گوشه رف براش گذاشتم ,  ,  کنایه از این که حرفش را در گوشه ذهنم نگه می دارم و منتظر فرصت تلافی هستم ,  
به تو چه ، نوکت به گو چه ,  ,  ,  
ماستی برات بماستونم که از بسو در نیاد : یه ماستی برات بزنم که یه وجب روغن روش باشه ,  ,  ,  
گیر ادم خر نیفتادی ,  ,  ,  
لاف را در غربت بزن و صدای بد را در بازار مسگر ها که ادم رسوا نمی شه ,  ,  ,  
ایشا الله ادم پیش مرده شور هم رو سفید باشه,  ,  ,  
مرغی که انجیر میخوره نوکش کجه :شغالی که مرغ می گیره  بیخ گوشش زرده :؟؟؟؟,  ,  ,  
مشتش همه : خسیس و کنس است ,  ,  ,  
نه به عمر میشه نموندش نه به علی : طرف هیچ کس نیست ,  ,  ,  
نه خرمای بغداد میخوام  ، نه گندم گرمسیر : نه شیر شتر میخوام نه دیدار عرب ,  ,  ,  
با خدا باش پادشاهی کن ، با خودت باش پادشاهی کن ,  ,  ,  
مثل سگ پاس میده این گلا : کسی که مواظب است ببیند چه خواهد شد و چیزی به او هم خواهد رسید یا نه ,  ,  ,  
خون بدوی ، آب بدوی : یعنی به هیچ جا نرسی ,  ,  ,  
هر چه پول پیدا میکنه خرج اتینا می کنه :پولش را خرج خوش نشینی و کارهای غیر ضروری می کند ,  ,  ,  
هر کس اتیش پای کماش خودش میکنه ,  , ( هرکس تو قبر خودش می خوابه ) :هرکس خر خودش را هی میکنه ,  
تپه کسی روی اب امدن :,  ,  ,  
تپه چسنه ,  , ادم تنبل و بی حال ,  
تف را بالا برمیگرده تو صورت ,  , عکس العمل این کار متوجه خودت میشه ,  
تمبون ادم را می کنه : ادم سمج و دکنه ,  ,  ,  
جای گرم نشستن ,  , نفس از جای گرم در امدن ,  
جای سفت نشاشیدی :,  ,  ,  
اردک تو پاشور تخم میزاره تو حوض پی اش می گرده ,  ,  ادم فراموشکاری است ,  
جا نماز اب کشیدن ,  , خود را متدین و مومن نشان دادن ,  
جنس کسی خورده شیشه داشتن ,  , بدجنس و حیله گر ,  
جنگ نکنید دعوا میشه ،پیشگل خر خرما میشه ,  ,  ,  
همیشه خر خرما نمی ده ,  , همیشه این جور نمی مونه ,  
خوب ریده شتر ، قطار ریده,  ,  پول مفت گیر کسی امدن ,  
اگر این همه بار به خر گفته بودن می فهمید ,  ,  ,  
خر هم گو را یک بار میخوره ,  ,  ,  
جنگ زرگری میانجی نمی خواد,  ,  یعنی نیاز به صلح و صفا نیست جنگ از روی سیاست است تا به هدفشان برسند ,  
 تعارف قمصری : جنگ زرگری ,  ,  ,  
حرف سخت به کسی زدن ,  ,  دل کسی را با حرف رنجاندن,  
سگ جون ,  , سخت جان ,  
جون در یک قالب بودن ,  ,  خیلی رفیق بودن ,  
جونم در امد : جونم بالا امد : جونم به لبم رسید  ,  ,  ,  
جون نکنه ، در تن,  ,  زیاد زحمت نکش ,  
یه شاش موش آّ ب میاد ,  , اب جوی کم است ،در امد کمی دارد ,  
حرف من روشنه ، حساب کتاب هم روشنه ,  ,  ,  
نه راه به پس داره نه راه به پیش,  ,  در مخمصه افتاده ,  
به دست پس می زنه با پا پیش می کشه,  ,  ,  
نشاشیدی شبت درازه : فرصت هنوز باقی است ,  ,  ,  
یه پا پیش میزاره ، یه پا پس : مردد است و شک دارد ,  ,  ,  
حیف از طلا که خرج مطلا کند کسی ، حیف از کسی که رنج کشد بهر نا کسی : افتابه خرج لحیم کردن : کار الکی کردن ,  ,  ,  
خدا از دهانت بشنود ,  ,  انشا الله این طور شود که شما می گویی,  
خر تب می کند : هوا خیلی گرم ,  ,  ,  
بند تومبون کسی کوتاه بودن ,  , کم حوصله و عجول بودن ,  
  دست کسی سبک بودن  ,  , کسی که خوش یمن است,  
چقدر شاشت تنده ،  فلفلت زیاده ,  ,  عجله داری ,  
این کار بیخ پیدا کرده است, گره در کار افتادن، کار به مشکل برخوردن, ,
از کوره در رفتن, , ,
 حرف حساب یک کلمه است ,  ,  ,  
هر که دولخ میکنه ، خاکش به چشم  خودش می ره : خر که خاک میخوره کوریش به چشم خودشه ,  ,  ,  
خواب دیدی ، خیر باشه ,  ,  ,  
خود را به کوچه علی چپ زدن,  ,  اظهار بی اطلاعی از چیزی که از ان اگاهی داریم ,  
تخم دو زرده دادن ,  ,  کار سختی یا غیرمعمول را انجام دادن,  
کک پراندن ,  ,  بیکار بودن ,  
آپولو هوا کردن : کار شاق کردن ,  , (نمی خوای که اپولو هوا کنی ),  
ککش هم نمی گزد,  ,  بی خیال بودن ,  
طرف درسش را خوب بلد است ,  ,  خوب می داند باید چه کار کند ,  
دسته کار وا اومد ,  , کار خراب شد ,  
دهنش چفت و بست ندارد,  ,  بد دهان و فحاش است ، حرف را نمی تواند در دهانش نگه دارد ,  
باد در دهانش بند نمی شود ,  ,  نمی تواند حرفی را در دهانش نگه دارد ,  
روی آب بخندی : کسی که زیاد بخندد,  ,  ,  
,  ,  ,  
حلقت را ماچ کنم : ؟؟؟؟,  ,  ,  
خال به دلت بزنه : ؟؟,  ,  ,  
جز جگر بزنی :,  ,  ,  
زبونش مثل نیش عقربه ,  ,  ,  
100 سال عمر کنی ای دال ، نمیری تا نکشنت ای مار ,  ,  ,  
سر به لاک خود داشتن : سر به کار خود داشتن :,  ,  ,  
صداش از ته چاه در میاد ,  ,  خیلی اهسته صحبت می کند ,  
تره برای کسی خرد نکردن ,  ,  به کسی اهمیت  ندادن ,  
گاوش شیر نمی ده ، ماشاالله به تپش ,  ,  ,  
شنیده که زن ابستن گل می خوره ، ولی نمی دونه چه گلی,  , کاری را از روی تقلید کورکورانه انجام دادن و از دلیل ان اگاهی نداشتن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟/,  
 ,  ,  
روده درازی کردن : پرحرفی و پر چانگی کردن ,  ,  ,  
روغن از سر انگشتش نمی چکد ,  , ادم خسیس ,  
شتر با بارش اینجا گم میشه ,  , جایی که شلوغ است ,  
شنبه عاشقه ،یک شنبه فارغ,  ,  عشق زودگذر ,  
اول نشین خودتو تو کن بعد نشین کسی را ,  ,  اول عیب خودت را رفع کن بعد به دیگران تذکر بده ,  
شنبه ،یه شنبه کردن :کسی که چند لباس کوتاه و بلند را روی هم پوشیده است ,  ,  ,  
بریم بگیم سه منه :؟؟,  ,  ,  
شیر اگه  ادم را پاره کنه بهتر ه تا گرگ به ادم نیش وا کنه ,  ,  ,  
شیطان دست از مرده میکشه ، ادم نمی کشه,  ,  از انسان مرده بدگویی کردن ,  
صد درم گوشت شکار به یه باد تازی نمی ارزه ,  ,  ,  
بده اما منت نده ,  ,  ,  
به تازی گفتند بتاز ،گفت شاشم میاد ,  ,  ,  
صنار می گیره ، سگ اخته می کنه ,  ,  درمورد کاری گفته می شود که مزد کار کمتر از بهای کار باشد ,  
صنار می ده ،غسلش می کنه ,  , درمورد کاری گفته می شود که مزد کار کمتر از بهای کار باشد,  
ضرر تلخه ، چه کم چه زیاد ,  ,  ,  
ضرر را هر جا جلوش را بگیری منفعته ,  ,  ,  
عزراییل هم حریفش نمی شود : شیطان را درس می دهد : ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟,  ,  ,  
تا دیروز غاز می چرون ,  , تا دیروز بیکار بود , {برو غازت را بچران : برو دنبال همان ولگردی  }
آتیشش تنده :؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟,  ,  ,  
گل پیش چشمش ،شورباست ,  , ندید بدید است ,  
قاطر اگه گوش و دمش را تکان ندهد خر است ,  ,  با حرف های نسنجیده و دور از ادب شخصیت خود را نشان دادن . ,  
قربون تو حلقت,  , به کسیسکه حرف خوبی می زند گفته میش ود,  
سفریش اومده,  , زایمان کرده,  
آل پرش زده,  , جن زده شده, تنهایی ال پرم می زنه
کسی را سرخ کردن,  , اذیت کردن،پدر کسی را در آوردن,  
تو کت کسی کردن,  ,  ,  
چُقلی کسی را کردن   , [Chogholi],  ,  
پک و پوز کسی را هم مالیدن,  , گوشمالی دادن,  
حزب باد بودن,  , باد خور بودن,  
باد کردن,  , 1. زیاد خوردن=پر شدن شکم2. فشه کردن=ناراحت بودن از حسادت=عصبانی بودن,  
بکس باد کردن(در مورد انسانها نه ماشین),  , بد و بی حال راه رفتن, {بکس باد می کرد راه می رفت}
رس چیزی را کشیدن,  , مو از ماست کشیدن,  
گاز میسله,  ,  ,  
پاسوز کسی شدن,  ,  ,  
راه به چیزی بردن,  ,  ,  
سوز مو میاد,  , دل آدم رو میسوزونه,  
روده بند کردن,  , لنگر انداختن=چتربازی,  
اخلاق عمری   , [Omari],  ,  
بیش بستن,  , 1. زیاد خوردن و باد کردن2. دروغ گفتن و مبالغه کردن. یعنی به اصل ماجرا یک چیزهایی را بسته ایم.وصل کردیم3.آب را بیش بستن=زمین را آبیاری کردن4. چیزی را به چیزی وصل کردن5. برای اقتدا کردن به نماز جماعت {بیش بند یا ببند، الان می ره رکوع},  
سفیداب کردن=آرایش کردن,  ,  ,  
اسب پیش کش را دندون هاش را نمی شمرند,  ,  ,  
آبش را زیاد کن ,  ,  1.غذای بیشتری درست کن، جمعیت بیشتر شده است. 2. یعنی همان آب و تاب دادن در تعریف و نقل قول یک ماجرا,  
سیر به دل کسی گذاشتن,  ,  ,  
موندیش بالاست,  ,  ,  
ماهی به دمش رسیده است : دگه آخر خط است,  ,  ,  
قل ورنجه چخندره...,  ,  ,  
یک شاش موش آب میاد,  ,  ,  
درت را بگذار,  ,  ,  
آب بر طناب بستن,  ,  ,  
از دولت می سنقر/ما هم زدیم یه تنقل,  ,  ,  
دماغ دسته کردن,  ,  ,  
باد به کلاه انداختن,  , باد به قب قب انداختن,  
کلاد را بنداز هوا,  , خوشحال باش به همین که گیرت آمده(قانع باش),  
دستمان تو پوست گردو,  ,  ,  
سرش تو بسّو است,  ,  ,  
فتیله تو نفدون افتاد,  ,  ,  
سرش کجه، نهش کجه,  , ایراد گرفتن,  
عروس تعریفو....,  ,  ,  
می ری سنگ به سگ زنی، به دختر می خوره,  ,  ,  
دیگی که برا من نجوشه (ایشالله)هر دست سگ می خواد توش بجوشه,  ,  ,  
آن دو شاخ گاو....,  ,  ,  
تیر این دو نفر با هم لج است=قیض هم را دارند,  ,  ,  
با دست پس می کشه، با پا پیش می کشه,  ,  ,  
بیا بگی تو هم یه کته بخور، نتفه ات آب نشه,  ,  ,  
نه خرمو خالو است نه دمبمو جاروه=به ما چه!. به ما مربوط نیست. ما که فضول نیستیم,  ,  ,  
تو زرد از آب در آمدن,  ,  ,  
بچه آخری تو زرد از آب در می آید,  ,  ,  
کردو آخری یا پرآب می شه یا بی اّ,  ,  ,  
گزگ دست کسی دادن=آتو دست کسی دادن،بهانه دست کسی دادن,  ,  ,  
جگرم را سرمه ای کردی=خون کردی,  ,  ,  
زبونش لق است,  ,  ,  
این کلاه آن کلاه کردن=از جایی ورداشتن جای دیگر گذاشتن,  ,  ,  
زور آمدن به کسی=1.فشار آمدن به کسی2.ناراحت بودن از انجام عملی(با حالت اعتراض آمیز بیان میشود),  ,  ,  
جون به جونش کنی,  ,  ,  
استخوان لای پیچ گذاشتن,  , مانع شدن,  
مگه ملخ بارش را خورده است,  ,  ,  
گیوه ور کشیدن,  , کفش ور کشیدن،آماده حرکت شدن,  
کج بودن پالون کسی=منحرف بودن,  ,  ,  
چشمم کف پایت=چشمت نکنند,  ,  ,  
چیزی زیر سر کسی بودن,  , یعنی آن چیز نزدیک اوست، بغل گوش اوست, {دستشویی زیر سرت است}
فکر پیش، باد است به ریش: جلو جلو فکر کردن خوب نیست,  ,  ,  
عروس تعریفو، بی ادب در اومد : یعنی چیزی که زیاد از آن تعریف کنی، یک بار همه ی پته ات را روی آب می ریزد و اصل قضیه رو می شود، پس تعریف بی خودی نکن، گل آن ست که خود ببوید نه آنکه تو بگویی و بعد ضایع شوی.,  ,  ,  
از قدیم گفتن کردوی آخری یا کم آب می شه یا پر آب : یعنی هرچیزی آخرین موردش یا دارای افراط است یا تفریط,  ,  ,  
همیشه می گویند پسر آخری(ته تقاری) یا خیلی خوب می شه یا تو زرد از آب در می یاد : یعنی هرچیزی آخرین موردش یا دارای افراط است یا تفریط.,  ,  ,  
به یَه وَرِش ,  , موضوع مهمی نیست,  
چُسی آمدن ,  ,  قمپز درکردن، لاف زدن,  
چُس کردن، چُس شدن : لوس شدن (کلمه ای که بیشتر در مورد بچه های لوس کاربرد دارد),  ,  ,  
به چُس بند بودن ,  ,  به چیز بی اعتبار، به هیچی تکیه کردن,  
آدم زرنگ می پره اون ور خر,  , یارو می ره زرنگی کنه، می جَه(می جهد) اون ور خر : یعنی آدمی که زیادی دعای زرنگی می کند، یک روز همین زرنگی اش کار دستش می دهد یا مثلا همین زرنگی اش به جای اینکه به نفعش شود، به نفع طرف مقابل می شود(البته به دلیل زرنگی بیشتر طرف مقابل، در حقیقت گیر بدتر از خودش افتاده، طرف مقابل دستش را خوانده، دست بالای دست بسیار است),  
آب تو گوش کسی کردن/آب تو گوش کسی رفتن ,  , یعنی سر کسی را کلاه گذاشتن , {مواظب باش آب تو گوشت نکنند}
این کلاه آن کلاه کردن ,  ,  یعنی یک مسئله را پیچیده کردن، لقمه را دور گردن چرخاندن، بوسیله جابه جا کردن اشیاء مسئله در مکان ها یا روی وظایف اشخاص,  
چیله به چیزی ور کردن,  ,  همان چوب لای چرخ چیزی کردن است. , {تو دیگه چیله وریش نکن}
پیسک وا کردن به چیزی,  , یعنی بی ارزش شمردن آن چیز، حروم و حرَس کردن آن، اسراف آن , {جلوی پرنده ها زیاد غذا نگذار، بهش پیسک وا می کنه-غذا به این خوبی، چرا پیسک بهش وا می کنی؟}
انگشت تو سوراخ گوش کردن,  ,  یکی از خرافات یا رسوم سفیدشهر که می گوید اگر می خواهی فلان مطلب فراموشت نشود، انگشت سوراخ گوشت کن.,  
احمدمال کردن چیزی ,  , یعنی ماست مالی کردن یک چیز، ماله کشیدن روی مشکلات، آن پوشاندن، سرپوش نهادن بر آن,  
صاف کردن چیزی ,  , یعنی همان ماله کشیدن روی یک مسئله که اگر سر باز کند، دردسر ایجاد می کند., {به حساب می خواست چیزی رو که گفته بود، صافش کنه}
بخیه بر آبدوغ زدن,  ,  یعنی تجربه ی زیاد داشتن، چندتا پیرهن بیش از دیگران پاره کردن , {ما یه عمری بخیه بر آبدوغ زدیم، اونوقت یه الف بچه اومده ....}
وار را که آب برد، نمی شه جلوش را گرفت، دیگه برده,  ,  یعنی روغن ریخته شده را دیگر نمی شود جمع کرد، حرفی که زده شود دیگر پیش صاحبش بر نمی گردد، دیگه زده شده و کارها را خراب کرده.,  
چو آب از سر گذشت حافظ/چه صد نیزه چه یَک نیزه ,  ,  یعنی آب که از سر گذشت چه ....,  
جاده از افتادگی از کوه بالا می رود ,  , جاده یا که از کوه بالا می رود و به قله می رسد با شیب کم خود می تواند به قله برشد یعنی کم برو ولی پیوسته برو، یک دفعه و بدون هی مقدمه ای کارسنگینی را آغاز نکن که زیر آن له شوی، از کم شروع کن تا به هدفت(قله) برسی.,  
پس پس جنّی ,  ,  یکی از رسومات خرافی سفیدشهری که می گوید وقتی می خواهی آتش و گرمای زغال را با آب یا چیز دیگر خاموش کنی، بگو پس پس جنی پس پس جنی که جنی ها از تو دور شوند( که احتمالا منظور همان ذرات گرد و غبار زغال است که به هوا بلند می شود),  
این خر نشد خری دیگه، پالان می ذوزیم رنگی دیگر,  ,  , (اگر در خواستگاری جواب رد گرفتیم.جوش نخور)
چهار شنبه قش قش کنون، 5 شنبه دل خوش کنون، جمعه که بازیگر ماست، روزمن سیاست شنبه(اول کار است), ,  ,  
گا به گاهی افکنه به نوروز, , ,
تنهایی و پادشاهی : (ضرب المثل ),  ,  در تنهایی اختیارت دست خودته,  

 ,  ,  زیاد حرف زدن ,  
{به پیزه دونش برخورد}  ,  ,  ,  
تلنگش در رفت,  , 1. .... 2. از هم وا رفت,  
رفتی دکون پنبه زن هر چی دیدی حرفی نزن,  ,  ,  
شنبه یک شنبه یا شنبه زا یکشنبه زا, , اگر فرد بر اثر حواس پرتی قمستی از لباس زیرش از لباس هایش بیرون بزند و پیدا باشد، یا مثلا دو لباس روی هم پوشیده باشد و لباس زیرین بیرون زده باشد و فرد متوجه نباشد به او می گویند چرا شنبه یک شنبه کرده ای؟ یا می گویند درست کن این شنبه زا یک شنبه زا را. , {بعضی مدل های لباس امروز شنبه زا یک شنبه زا است.}
ابا را کوتاه بریدی,  , یعنی حق مطلب را ادا نکردی,  
بر ابر جنگیدن,  , شدت عصبانیت,  
بند تومبونی,  , سرهم بندی شده,  
تکه نالی,  ,  ,  
تودونی و حضرت عباس,  ,  ,  
خاله خاک انداز,  , فضول,  
گردو رهق ، سنگ رهق : دو حریف از عهده کار هم بر می ایند ,  ,  ,  
مثل گیلاسه ابریشم می مومنه,  ,  زیباست,  
مگه همه کنده ای ,  , کنایه از خستگی ,  
پا کش بودن,  , برکت گرفتن، تمام نشدن, مثلا غذای مرغ نسبت به کباب پاکش تر است، دیر تمام می شود، اضافه هم می آید.
می خوای حلوا سیر بخوری باید خودت بمیری,  , یعنی برای تمام و کمال شدن کار باید خودت وارد عمل بشی,  
تنه شوهر بودن,  , رسیدن به سن ازدواج,  
کور کور را جسته است، آب چاله را ,  , در و تخته جور است، کبوتر با کبوتر,  
سر ش فرض است,  , سرش خلوت است,  
شوهر دادن چیزی,  , بذل و بخشش بیجا کردن,  
زحمت آش را علی جعفر کشید، فتح ا... چاووند، میرزا سر کشید,  , کسی کاری کند، دیگری پز بدهد، یا دیگری استفاده کند، به نفع دیگری شود,  
تا آب میاد، کوزه را پر میکند,  , یعنی از فرصت ها خیلی خوب استفاده می کند، فرد زرنگی است,  
جفت کردن,  , حساب بردن.مدل ایستادن نظامی,  
پرسیدم از بلو که چرا روغنت کمه/آهی ز دل کشید و گفت در خیک محکمه,  ,  ,  
کار پیشش هجرون است,  , سخت گیر است,  
---------------------------------------------------------------------------
واژگان و لغات سفیدشهری (مرتب)
 
واژه, تلفظ, معنی, مثال
ابَ بو, ababoo, ببو,  
احمبونه,  ,  ,  
اخجه  ,  , بهانه, اخجه گیر است
ادم بی شیله و پیله ,  , روراست بودن ، بی ریا و صادق بودن ,  
از کسی در رفتن,  ,  ,  
اسّفا کردن, essefa kardan, پی بردن به مطلبی,  
اسکنجه,  , سکسکه,  
اشلمه,  ,  ,  
افراز,  , ارتفاع, افراز این زمین بیشتر از آنجاست
الماقی, [Almaghi], لاغر خشکیده ی عوضی=الدنگ   ,  
الو کردن ,  ,  اتش زدن ,  
اله انداختن,  [Ale Andakhtan], لم دادن  ,  
الیف الیف ,  , خلالی ,  
امشی ,  , افکن : حشره کش,  
اندو کردن ,  , اندودن، کاه گل کردن,  
انقزه   , [Enghaze], این قدر,  
انگار چیزی را کردن  , [Angar kardan], رها کردن آن چیز، ترک کردن, {فلانی انگار سیگار رو کرده}
اورنگ ,  , موریانه , {اورنگ ور آورده}
اولوله. اولولولو,  , مترسک, مثل اولوله سر خرمن ایستاده، یک تکونی به خودت بده
ای یاله او یاله زدن ,  ,  تلاش کردن ، به این طرف و ان طرف  زدن,  
ایاقروت بازی در آوردن,  ,  گریه زاری کردن,  
ایز زدن، ایز التماس کردن=ایز و چیز کردن/زدن  ,  [Eyz e Zadan], التماس کردن,  
ایشالله سقط مرگ ری,  ,  ,  
ایشتا ایشتا کردن,    [Ishta], تاتی تاتی کردن برای نوزاد,  
ایشکاف ,  , کشو,  
ایماق, eymagh, ترش,  
آب تراش کردن ,  [Ab Tarash], تراشیدن میوه خصوصا برای هندوانه و طالبی,  
آب جفت ابه,  , بی رنگ,  
آب فریش کردن,  , آب توی بشکه گردوندن که تمیز بشه/  آب سر کسی کردن مثل دوش,  
آدار وادار ,  ,  تشریفات داشتن –بفرما بنشین کردن ,  
آدوده کردن,  , دشنام دادن،  فحش دادن ,  
آرا ویرا کردن,  , آرایش و ویرایش کردن,  
آزار وابستگی ,  , بیماری وخیم.(آزاری که از پابیندازدت، به دیگران وابسته ات کند), خدای نکرده آزار وابستگی که نداری.
آزه ویده, aze veyde, لثه بی دندان (افراد مسن که دندان خود را از دست میدهند),  
آسّون در,  [Assoon], آسّو=کف بند   ,  
آساکچی ,  ,  یواشکی,  
آسمون قرنبه(ابدال=قرمبه)=رعد و برق   [Ghorombe],  ,  ,  
آغوندن لای چیزی,    [Aghoondan],  ,  
آل و الور , (OLVAR), نخود لوبیا ،غلات,  
آلشی, [Aleshi], عوضی،اشتباهی   ,  
آله   , [Ale], آله انداختن,  
آله وا اومده : ادم کم دست و پا ,  ,  ,  
بَل بَلِه,  ,  هر جا یک جوی سیمانی پله می خورد، یعنی به دلیل شیب زمین جوی آب را هر به چند متر، یک پله پایین می آورند، به آنجا یعنی محل پله، بل بله می گویند.(مشخصه اش این است که در بل بله آب همانند آبشار پایین می ریزد),  
با کسی لا خوردن   ,  ,  ,  
باباقلی,  , آویزی که مانع چشم خوردن است و به دنبال بچه قرارا می دهند یا در خانه و ماشین آویزان می کنند و قرص یا کره ای آبی رنگ است که در دو طرفش عکس دو چشم نقاشی شده,  
بار کردن :  در سه معنی استفاده می شود :,  , 1- بار کردن ابگوشت  2- حرف بار کسی کردن {همچین بارش کردم که سر راست نکنه :منظور فحش دادن یا حرفی به کی نسبت دادن } 3- کاه رابار خر کردن,  
باریش,  , باران,  
بالا بود  ,  , ما به التفاوت ,  
بالیشن=بالیش,  , بالش=متکا,  
باید به هم بزلّه,  , لزم بیاد. جا بیفته,  
ببو  ,  [Baboo], کودن ,  
بچه بار,  , فرزندان,  
بچه را بنمون,  ,  ببر دکتر سرپاش گیر. ببر دستشویی,  
بد خفت و خاست بودن,  , بد خواب,  
بر بونه, [Bare Boone], باقیمانده ی بی ارزش چیزی   ,  
بر حلق کسی بسته شدن ,  , گیر افتادن (بیشتر در مورد عروس یا داماد نامناسب به کار می رود ),  
برکله اش بکش,  , گلیش کون, برنج را بر کله اش بکش-روش بکش
برکی شالله,  , انشالله . به برکت خدا امید است,  
بز تور،اخوش,   [Tour,Akhvash], ترسو=صفت بز ,  
بزمیچه=بزمجّه=نوعی سوسمار, [BozMajje-BozMeyche],  ,  
بسّو, [Bassoo], کوزه, {یه بسّو ماست}  
بشره ,  , ظاهر ,  
بلبه,  , آبشارمانند. جاییکه آب از بلندی میریزد ,  
بنا کردن,  ,  شروع به کاری کردن, {بنا کرد به فحش دادن}
بند تومبون,  , کمربند,  
بندالیش کن ,  ,  یک جوری ببند ,  
بوده خدایی,  ,  فطرت. سرشت,  
بومچال »,  , چرخ ریسندگی,  
به تور کسی خوردن,  , مواجه شدن با کسی,  
به حرف رسیدن ,  , حرف کسی را فهمیدن ,  
به فنار : به سنار , , به درک ,  
بی تفاق,  ,  بی تفاوت. بی معرفت., عجب آدم بی تفاقی است. آدم باتفاقی است
بی صحب,  , بی صاحب,  
بی هوا,  ,  نترس و بی پروا. بی کله,  بی هوا رانندگی می کنه.
بیخ,  , ته، انتها,  
بیخ بست,  , کوچه بیخ بست : بن بست، راه به جایی ندارد,  
بیش وارسی,  , برای تأکید بر نفی کاری. نباید, بیش وارسی نباید این کار را می کرد
بیله ,  ,  دسته، گروه.,  بیله جدا کرده
پِتّی کردن ,  , صدا کردن و ترکیدن,  
پاترک,  ,  ,  
پاچه پاره=پاچه ورمالیده,  , پرّو=ولنگ و واز,  
پاش می چمه,  , لنگ است,  
پاقفل کردن,  ,  چهارزانو,  
پاکار بودن,  ,  ,  
پالاش=ترش بالا  ,  [Palash],  ,  
پچل کار   , [Pachal],  , پچل کاری
پرگه ,  ,  زیر تاقچه یا کمد,  
پس انداختن,  , 1. بچه درست کردن2.کسی را کنار زدن(پس زدن),  
پس غم زدن,  , برهم زدن معامله.فسخ کردن,  
پسا ,  ,  دفعه , {این پسا : این دفعه }این پسا نوبت شماست ها
پسایی ,  ,  در هم ، جدا نکردنی,  
پسفت کردن, [Pasoft Kardan], پس انداز کردن ، ذخیره کردن   ,  
پشت وا افتادن,  , از پشت افتیدن,  
پشروک, poshrook, نوعی آش محلی که با سبزیجات خصوصا چغندر و بعلاوه آرد به اصطلاح دست ور کرده شده (یعنی نیمه خمیر شده و بعد غربال شده),  
پشنگ   , [Pashang], آب که از یک جایی ورپاش کند,  
پک و پوز,  , دک و پوز,  
پک و پوند کسی را دادن   , [Pak o Poond], پته ی کسی را روی آب ریختن,  
پلزگ,  , پرستو,  
پلشت,  ,  ,  
پلنداز  , [Palendaz], پتو، پرده.....؟؟؟؟,  
پله , pale, چکه.مقدار کم، پشیز.,  دو تا پله خون از دماغش اومده. یه پله آب
پنبه چوغ,  ,  ,  
پنجاقلی,  ,  ,  
پندرسی: پندری, pandresi,  گمان می کنم,  
پنگوندن, [Pangoondan], پشت سرهم ردیف کردن، پشت سر هم حرف زدن و جمله بافی کردن (خیال پردازی یا چرت و پرت)، گاها به معنی کارها را روراست کردن=کاری را جور کردن   (یه جوری بهم بپنگون), برهم پنگوندن، به هم پنگوندن
پودک دادن/ پک و پوند کسی را دادن,  , چوب لا چرخ کسی کردن,  
پوسّی دوز   , [Poossi dooz],  ,  
پوست وا گذاشتن, ,  اصطلاحی برای نشان دهنده شدت گرما, {انقدر هوا گرم است که آدم پوست وا می گذارد}
پوش , powsh, زمین را بذر را پوش کردم یعنی شل و شیت کردن ,  
پی رد هم کردن,  , دنبال هم کردن؛ پی ردّ هم : دنبال هم، متوالی,  
پیاله,  [Piyale], کاسه  ,  
پیت,  [Pit], سطل  ,  
پیرن ,  ,  پیراهن,  
پیزه، پیزه دون, [Pize], شکم, پیزه در کردن ، یعنی پیزه در آوردن
پیش کردن,  ,  یه کم باز, در را پیش کن
پیشگل, [Pishgel], پهن بز   ,  
پیوند  , peyoond, سفت ,  این خیار پیوند است.
تَه تغاری ,  , فرزند آخری خانواده (ته تغار یا تاغار بچه ها), تقار،   [Taghar]
تُخص,  ,  ,  
تاتو=طمحو,  , طمّاح,  
تاخون پس دادن, [Takhoon], تاوان, {تاخونش را هم خودت بده}  
تپالونه, tappaloune, چاق,  
تخماق,  ,  ,  
تراندن.تروندن,  ,  ,  
ترب  ,  [Torb-Torb Je]---torb e je=torob che, تربچه,  
ترجوونی,   [Tarjavooni], مشغول زمبه ای ,  
ترش والا   , [TorsheVala],  ,  
ترکّمو کردن ,   [Tarakkamoo],  ,  
تکان خوردن ,  , ترسیدن,  
تلابه,  ,  ,  
تلکه کردن   , [Talake],  ,  
تلنگ(تلنگ کسی در رفتن),  ,  ,  
تنقل   , [Tanghol],  ,  
تنگ گرفتن,  , به طرف خود کشیدن,  
تورکه=دون  ,  [Toorke], جوش، خال، دُشبَت,  
توفیر ,  ,  تفاوت,  
تیر بر قضا,  , دست بر قضا=اتفاقا,  
تیفو  ,  , توفان,  
تیمچه ,  , نوعی ظرف مثل دیگچه,  
جابنده,  , چادرشب,  
جارو کلته,  ,  ,  
جبک. جوک,  , دستبند اشرافی دار. دست بند لیره،عثمانی. جوک لیره(لیله),  
جختن بلا، جخ تنگ،جخ تنگ ،جخ،جخت بلا,  [Jakh], تازه  , {جخ مردم حالا دارن می یان.جخ تازه فهمیده،جخ حالا دوزاریش افتاد}
جفت کردن  ,  ,  ترسیدن ،وحشت کردن,  
جلّه   , [Jolle], 1. کهنه ی زیر پای نوزاد 2. پارچه ای زیر پالان الاغ,  
جوال دوز,  ,  ,  
جوش زدن : جوش خوردن ,  ,  ,  
جونی مرگ شده,  ,  ,  
جه داشتن, Joh dashtan, گرسنگی شدید و بی پایان، صفتی برای کسیکه سیر نمی شود، سیرمونی ندارد.طمع داشتن.ج.ع داشتن,  
چَپَری ,  , بی درنگ، فوری,  {چپری میوه ها را زا دستم می گرفت}
چاپ خور,  , خالی بند,  
چاروادار ,  , کسی که مراقب حیوانات است,  
چاق , , مطلوب و مناسب,  دماغ چاق ،نفس چاق کردن
چاله خرانداز,  ,  ,  
چاییدن, [Chayidan], سرما خوردن, {چاییدی، بیذار بچاد}  
چپ چپ نگاه کردن ,  , عصبانیت خود را با حرکت چشم نشان دادن ,  
چپ راست ,  ,  قلاب S,  
چپاندن  داخل چیزی    , [Chpandan,Chapoondan],  ,  
چپته,  , تکه چوب صاف, ,  ,   

چشته خوردن ,  , راه بردن، عادت کردن به کاری,  
چشم پاره ,  , پر رو و بی حیا ,  
چشم غره رفتن : چپ چپ نگاه کردن :سیا سیا رفتن ,  ,  ,  
چک چک نیغ,  ,  , به چک چک نیغ توبه کردم
چک دادن, [ Chek dadan ],  پیچوندن, {من رو چکم نده،از فرصت استفاده ردن و در رفتن، غیبش زد، یک دفعه چکش داد-فلانی را چکیش دادم}   
چکی , CHAKKY,  نقد, چکی :{چکی خریدن } وزن نکرده خریدن ؟؟
چلم=آب بینی   [Cholm],  ,  ,  
چلیک , , نفت دون,
چنقزر,  , اینقدر,  
چهار شاخ ,  ,  ,  
چیزی را به کسی زکوندن, [Zek’oondan], چیزی را تنگ دل کسی چسباندن یا گذاشتن   ,  
چیله : شاخه ی درخت,  ,  , چیله ورش نکن
چیوچیو کردن  ,  [ChioChio kardan], زحمت کشیدن در ابتدای چیزی,  
حسود کل ,  , انسان حسود ,  
حشره گند کنه(بوگند کنه),  [BooGand Koone], سن  ,  
حکایتی,  , عجیب,  
حم الدنگ,  ,  ,  
خار کردن مو ,  , شانه زدن مو ,  
خاکش مهره,  , تازه و دست نخورده، مهر و موم,  
خشو,  ,  ,  
خفتی, [Khefti], گردنبند   ,  
 ,  
خورده شیشه داشتن ,  ,  ادم صالح و درستی نیست ,  
خوشک خوشک ,  ,  کم کم – اهسته ,  
خیشم کردن=خیشم چسوندن, [khishm kardan,khishm chosoondan], قهر کردن   ,  
خیشمال   , [Khishmal], فردی که زیاد قهر می کند.,  
خیک , ,  ادم چاق ،مشک,
خیک خلا  , [Khik e Khala], گامبو ,  
دَرسِکو ,  , ترسو,  
داد و فترات کردن   , [Dad o Fatrat],  ,  
دب کردن,  ,  دبه در اوردن : دبه کردن Tجر زدن : تقلب کردن ، معامله را به هم زدن ,  
دب کردن،وادب کردن, [Vadab Kardan], دبّه در آوردن   ,  
دبله, [Dable], بسّو,  
دبه درّه در آوردن,  , دبه کردن,  
در به سوت گذاشته ای ,  , تازه راه رو پیدا کردم که هی برم خونه ی فلانی,  
در گرفتن،گر گرفتن,    [Dar Gereftan,Gor Gereftan], آتش گرفتن,  
دردو کرد: بیرونتون کرد,  ,  ,  
درکردن ,  , در آوردن, لباستو در کن. شلواتو درکن
دست بند قپونی  ,  [Ghappooni],  ,  
دست به آب,  ,  ,  
دست روه  ,  [Dast Rooe], خاک و گرد و غبار که پس از نظافت منزل در یکجا جمع و دور می ریزند.,  
دستو  ,  , پستو، انباری,  
دسه کار وا اومده,  ,  ,  
دشبت, [Doshbat], زگیل گوشتی   ,  
دغز ور داشتن,  [Daghaz],  ترک خوردن  ,  
دقّه, daghghe, پینه، تاول,  
دکنه،دیکینه , [Dakane,Dikeyne],  ,  
دل مالیشن رفتن، دل مالیشن داشتم,  , گرسنه بودن,  
دلنگیسی کردن,   [Dalangisi], 1.به خود رسیدن{چه شده دلنگیسی کردی}2. درد دل کردن{بیا باهم یه کم دلنگیسی کنیم}3. زیر نظر گرفتن کسی{طرف را دلنگیسی اش را کردیم دیدیم بدی هم نیست} ,  
دم دادن , [Dam Dadan], حرف زدن , {اینقدر دم نده }
دم در اوردن , دیگر جاها هم استفاده میشود, جسور و پررو شدن ، بدجنسی کردن ,  
دم در آوردن,  , سرسطمه در نیاور/ روی لج انداختن کسی,  
دمامه,  ,  ,  
دمیش دادن ,  ,  گفتن {صلوات را دمیش داد } ، ادامه بحث یا فیصله دادن ان ، مرتبط کردن یک موضوع با موضوع دیگر {قضیه را دمیش دادم : پیچوندم },  
دمیش ده ,  , بفرست ،بگو ,  
دندون قروچه کردن,  ,  ,  
دنگله  ,  [Dangale],  ,  
دو دوزه باز,  , دوز و کلک,  
دو مرو کردن ,  , بر عکس کردن ، به پشت کردن چیزی ، سروته کردن  , {دومرو کردن لیوان : سر و ته کردن لیوان }
دورت ورام,  , قربونت برم,  
دورد ورام ,  ,  دورت بگردم ,  
دوسّی, [Dossi], معلم یا کار گر زن(کارگر حمام بانوان) زن مسنی که هنر و مهارتی دارد   , {دوسی خاور}
دوک ,  , تیغ سنقر(جوجه تیغی) که به طرف افراد پرتاب می کند.,  
دوک گری,  ,  ,  
دولخ,   [Doolakh], گرد و خاک, {دولخ نکن}
دولوق,  , دوسر-چوب دوسر,  
دولوق,  , چوب دو سر,  
دوندی کردن=ونگ ونگ کردن,   [Dondi kardan], واضح صحبت نکردن, {حواست باشه اونجا رفتی دوندی نکنی بگن بلد نیست حرف بزنه}
دهنابه,  ,  ,  
دیزو  ,  [Dizoo],  ,  
دیزه,  ,  ,  
دیوار گبری,  , گلی,  
راشو,  , پاشو. راست شو,  
رجه,   [Raje-Razhe], بند لباس یا لامپ ,  
رخت و ریز,  ,  ,  
ردّی کردن,   [Raddi kardan], شیطنت کردن, {بچه، ردّی نکن}
رف,  , تاقچه,  
رف, [Raf], تاقچه،  باریکی دربالای دیوار نزدیک سقف, {گذاشتم لب رف}  
رقاسه, [Raghase], نکه پارچه   ,  
روز در بر  ,   [RoozDarBar],  ,  
روشور,  , ظرفی برای استفاده در حمام,  
روقناس, [Rooghans], روناس   , رنگ روقناسی
روهم گو   , [Roo Ham Goo],  ,  
ریدمونی   , [Ridemooni],  ,  
ریز, [Riz], سنگ ریزه   ,  
ریشه=کیشه,  ,  , {ریشه تو بالیش لول می خوره}
ریقو   [Righoo],  ,  ,  
زبان گل هم کردن   , [Zaban Gole Ham Var kardan],  ,  
زغله,   [Zaghale], کوچولو.غراضه.سیاه سوخته ,  
زفت کردن   , [Zaft Kardan], چیزی را زفت کردن : جمع کردن, خودت را زفت کن!!!
زلازنگ,  , زنگوله، هر وسیله ای صدا تولید کند,  
زلقدون ,  , چانه,  
زلگابه, [Zelgabe], خیلی ترش  , {مثل زلگابه می مونه}
زله کرد ما را,  , اذیت کردن,  
زمبه,  , شکم,  
زمین سه کله ,  ,  زمین سه بر ,  
زمین شن بوم ,  ,  ,  
زن رفتن ,  , زن گرفتن,  
زنجره,  , جیرجیرک,  
زوبسّه,   [Zobasse], زبون بسته ,  
زودی شو،زودی باش,  ,  ,  
زور کردن,  , چیزی را فشار دادن--به آدم زور می کنه : تحت فشار است آأم، فشه کردن,  
زیر واکشیدن,  ,  ,  
زیرش کشیدن,  , زیر آواز کشیدن، آواز خواندن,  
زیسّمو، زیسّمون , [Ziyassamoo], زنی که تازه زایمان کرده   ,  
زییو,  ,  ,  
سِلخ ,  ,  ,  
سا, [saa], وقتی شیشه را تمیز می کنیم   ,  
سارقی, saroghi,  ,  
سال گشتن ,  , سال نو امدن ، سال تحویل ,  
سجاف  , [Sejaf], خشتک ,  
سدّه کردن=چاییدن   , [Sodde Kardan],  سرما خوردگی ,  
سرّه, [Sorre], پوست قاطی گوشت قرمز که گاها وجود دارد   ,  
سر به تو : کله تو کشیده ,  , کسی که کار هایش مخفیانه و مرموز است ,  
سر دزدکسی را گرفتن ,  , ردیابی کردن ، تعقیب کردن ,  
سر دستونه ای,  , حاضری (غذای حاضری),  
سر عبث کردن ,  , رودل ، تشنج اسهال و استفراغ ,  بچه ای که دچار اسهال و استفراغ شده
سر هم کشیدن=سر دل کشیدن,  , جمع کردن و بار سنگینی را حمل کردن,  
سر هم گشتن=بد شدن حال,  ,  ,  
سرخاب=رژ لب,  ,  ,  
سرداب = زیرزمین,  ,  ,  
سرسرا, [SarSara], پشت بام   ,  
سرسطمه شدن ,  ,  کسی که شروع کننده یک مشکلی است ,  
سرنگیسی,  ,  ,  
سق :کام دهان ,  ,  ,  
سقط شده,  ,  ,  
سك صحرايي:بندبايي كه نام علمي آن ابدزدك است,  ,  ,  
سلی ملی کردن   [SaliMali],  ,  ,  
سن ور آوردن,  ,  ,  
سنقر=جوجه تیغی   , [Sanghor],  ,  
سنگ آسّونی,  [Assooni], قطعه سنگ بزرگ  ,  
سنگ سقط, , آت و آشغال,  
سوخته کنی   ,  ,  ,  
سوخته کنی کردن ,  ,   پول داشتن اما اظهار بی پولی کردن ,  
سه جوه,  , سه روز بعد از معامله که هنوز امکان بازگشت از معامله هست,  
سیاله ,  , شکسته, سیاله های کوزه. کوزه شکسته ها
سیاه درخت=قیصی، آلو ، آلوچه,  ,  ,  
سیخه,  ,  ,  
سیرمونی,  , سیر شدن، سیرمونی داشتن ,  
سیک دونه, [Sik Dan], سنگ دان پرنده   ,  
سینه واز ,  , بخشنده ,  
شاخ باد : جایی که در معرض باد شدید است ,  ,  ,  
شاخوز,  , مویز,  
شب بند ,  ,  ان چه پشت در خانه می اندازند به عنوان قفل,  
شب غور , [Shab Ghoor], خفاش   ,  
شب کلاه : کلاه شابگاه ,  ,  ,  
شتغوره=شلخته   , [Shataghoore],  ,  
شتلق=معادل بومب(نام آوا), [Shatalgh], شتلق,  
شکرپاره ,  , قیصی, خربزه مثل شکرپاره می مونه
شکم نالیه,  , بچه اول,  
شکم هم,  , در کل, شکم هم چند؟شکم هم حساب کن.شکم هم ه: کنار هم بگذار
شلیش کن,  , سرعتت را کم کن،ترمز کن،پایت رو از روی گاز شل کن,  
شمال خنک : باد ، نسیم ,  ,  ,  
شورتنگی,  ,  ,  
شیت کردن  ,  [Shit kardan],  ,  
شیرونگری,  ,  ,  
صحب صحب کرده,  ,  ,  
صد وصله=هزارلا,  , در بدن گوسفند,  
صدی 90=90 درصد,  ,  ,  
طرح کردن=طرح و توش کردن ,   [Tahr Kardan],  خیشم کردن : قهر کردن ، مخالفت کردن با یک موضوع ,  
طلبو, talabou,  ,  
طی کردن ,  , 1- قرار گذاشتن قبل از معامله ، 2- مردن ,  
عُجم   , [Ojm],  ,  
عِشم,  ,  یونجه,  
غد, [Ghodd], زیر بار حرف کسی نمی رود   ,  
غربتی ها=کولی ها,  ,  ,  
غرنه  , ghernah, غره.مغرور, غرنه نشو. جوون غرنه
غلبول ,  , غربال,  
غلومگذار,  ,  ,  
غور جستن,  ,  ,  
فجه کردن=فشه کردن,  [Foje-Fashe], از دست کسی دق کردن=عصبانیت شدید=دندان به هم فشردن  ,  
فس فس کردن,  , فس و فس کردن,  
فقا,  , مشابه.عین, فقا فلانی است
فکسّنی ,   [Fakassani],  ,  
فلانی بعض اونه ,  ,  فلانی بهتر از او هست ,  
فن فن کردن,  , آبریزش بینی داشتن,  
فنیش نیست,  , رأییش نیست,  
فوفو,  ,  ,  
فیمه =فیومه گرفتن=بهانه گیری   [Fime,Fiyoome],  ,  ,  
فیومه,  , بهانه, {فیومه بنی اسراییلی گرفتن: بهانه الکی گرفتن }
قَرَط ,  , بار، دفعه،واحد اندازه گیری(شاید!), {یک قرط آب بیار}
قُرقشه ,  , یخ ضخیم, زمین قُرقشه بسته
قبسینی , , سینی بزرگ,  
قپو، قپون ,  , قپان : ترازو,  
قتیفه(قدیفه)  ,  [Ghatife],  ,  
قجه،قجه گرفتن/بستن  ,  [Ghaje],  ,  
قذاقی, ,  ,  
قرص دادن= معتّل کردن,  ,  ,  
قرقرچه=زنگوله   , [GhorGhorChe],  ,  
قرقولوچه=قققلوچه=قلقلک   , [GhaGholooche],  ,  
قره قوز دار : قره قوزله ,  , کج و کوله,  
قصو زدن:, qessoo, عق زدن. حالت تهوع داشتن,  
قطامه,  ,  ,  
قل انداختن، قل ورجستن   , [Ghol Anakhtan,Ghol Endakhtan,Ghol Varjastan],  ,  
قلبجه=مارمولک   , [Ghalbaje],  ,  
قلم رفتن ,  , خط زدن , {قلم رو : خط بزن}
قلوپ,  , قلوب: مقدار مایعی که در یک بار سرکشیدن نوشیدنی خورده می شود یا در دهان جا می گیرد-قورت,  یه قلوپ آب.
قلوس قلوس کردن : اوس اوس کردن,  ,  گریه کردن ,  
قلوفه ی پا  ,  [Gholoofe], قوزک پا,  
قلوم ,  , بزرگ.کامل, اون زمینا را هم بردار بازمین خودت قلوم شه
قن قن کردن ,  , نق زدن ,  
قه ,   [Ghoh],  ,  
کِرچه  ,  , خسیس,  
کِز کردن،کِس کردن,  [kez kardan,kes kardan],  , برای مرغ یا آدم 
کاغذ هوایی,  , بادبادک,  
کاکتوس=زبون مادر شوهر,  ,  ,  
کپ کردن ,  ,  1- سنگ کوب کردن ، 2- پریدن از روی چیزی  , {طرف کپ میکنه اون ور دیوار }
کپه ی بیل=نرّه ی بیل,  , قسمت فلزی بیل,  
کترات   , [Katarat],  ,  
کتل,  ,  ,  
کجول,  , ,  
کرّاسه, [Karrase], تار عنکبوت گوشه دیوار,  
کرچ, [Korch], جوانه   ,  
کژدون   , [Kejdoon],  ,  
کشِمنی,  , کشیدنی یا فله ای,  
ککُج,   [Kakoj], یونجه ,  
کک مجه, [Kak Maje], کک مک   ,  
کلّه بند کردن,  [Kalle Band Kardan] , سیریش شدن  روهم رختن، پر کردن زیاد,  
کل کردن، گل جایی کردن, [Kal Kardan,Gole Jayi Kardan], آونگون کردن, {گلیش کن،گل جالباسی کن، کل کن}  
کلتّه=کُل, [Kolatte], {جارو کلته}   ,  
کلنجار رفتن,  , ور رفتن,  
کلوزمه,  , نوعی فحش,  
کلون دون ,  , کلون در ، قفل چوبی قدیمی ,  
کله ام . سرم صد من شد,  , سردرد,  
کله تو کشیده, , موس موس کونه,
کله ملق زدن,  ,  ,  
کلی رفتن ,  ,  هرز رفتن ، هدر رفتن, {اب کلی می ره }
کم دست و پا,  , بی دست و پا=بی عرضه,  
کماش دو=(دیزو=دیگ-تیمچه=ظرف)   , [KamshDoo-KomashDoo],  ,  
کوثر کردن ,  , سر و صدا کردن (پشت سر کسی)،علیه کسی توطئه کردن , علیه او کوثر کردم
کود پغری,  [Paghari], کود بز (پیشگل)  ,  
کور کوری خواندن :کری خواندن : لاف زدن ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟,  ,  ,  
کور کوری کردن ,  , {گاز کور کوری می کند },  
کوره ی آب  , [Koore], محلی که آب از زیر دیوار رد می شود  ,  
کوز,  , زمین کشاورزی که قبلا کاشته شده و دیگر در آن کشت نمی شود تا نوبت بعدی. این زمین صرفا دارای آثاری از جوی بندی های گذشته است ,  
کوز کوز: شتر,  , قاچ قاچ,  
کوکومه   , [Kookoome],  ,  
کون کجوله رفتن   , [Koon e Kojoole raftan], تنبلی کردن، حال و حوصله نداشتن,  
کیس, [Kis], جیب,  
کیفت راست ,  , کیفت به راه هست یا نه,  
گُر گرفتن : در گرفتن ,  , شعله ور شدن ,  
گِر کردن ,  ,  جمع کردن,  
گِل ,  , دور, یه گل بپیچ
گِله کوفته کردن ,  , گله کردن,  
گاز یه کول(کور) می سوزد ,  ,  گاز دائما می سوزد و روشن است ,  
گاله,  ,  ,  
گالیش,  , کفش,  
گاو بندی کردن,  , تبانی کردن ,  
گاوه ,  , در دار های چوبی قدیمی وقتی چله های قالی شل می شده از این وسیله برای سفت کردن ان استفاده می شده ،گوه ,  
گتره ای، کتره ای، کتره پتره   , [Gotre I, Katre I],  ,  
گرّانه کش=گرُّ و گرّ, [Gorrane kash,Gor o Gor], خیلی زیاد و سریع=تند و تند   ,  
گرداندن,  ,  1- تغییر دادن ( اسمش را گردانده : اسمش را تغییر داده است ), وار را بگردون (در کشاورزی)
گرم   , [Gorm], پشت گردن,  
گریپ شدن,  , بینی کیپ شدن، گرفته شده، زکام –گرفتگی بینی ,  
گزنگمی,  , سکنجبین,  
گگلونه  ,  [Gagoloone],  ,  
گل ویرتبله,  ,  ,  
گل هم در رفتن,  , از هم جدا شدن,  
گل هم کردن ,  ,  به هم وصل کردن,  
گله,  [Gole], جا, {او گله، دو سه گله اون ورتر، گله به گله} 
گلیز,   [Gliz], آب دهان ,  
گلیزک پا, [Gelizak e pa], غضروف پا   ,  
گلیش خوردن, [Golish Khordan],  , {بیذا یه کم وقت گلیش خوره. اگه گلیش بخوره، دیگه فلانی می ره تو بازی}  
گمبز, [Gombaz], گنبد   ,  
گو گیلاشه,  [GoGilashe],  , {این گو گیلاشه ها را جمع کن} 
گوراندن ,  , در هم تابیده شدن کلاف نخ و کاموا ,  
گوریدن   , [Gooridan],  ,  
گوش بر,  ,  ,  
گوش قلا,  ,  ,  
گوش والنگ, [Goosh Valang], هزار پا   ,  
گوگ بازی ,  , توپ بازی,  
گوموره,  ,  ,  
گوور ,  ,  گوهر,  
گه ترونه ,  , نوعی سوسک که فضولات بقیه جانوران را به شکل یک توپ درآورده و به لانه خود می برد. جُعَل,  
گه گیجه  ,  [Go Gije],  ,  
گیلاسه,  , پارچه ابریشم. حریر ,  
گیلاشه ,  , جغول بغول( خوشتی حاوی جگر سرخ شده),  
لِلَّمو زدن   [Lellamoo zadan],  ,  ,  
لاهم کردن   , [La Ham Var kardan],  ,  
لب قیتونی, [Lab Gheytooni], لب ریز، سرخالی   ,  
لپّو ,  ,  نون بنده در نانوایی,  
لچ,  ,  , لچ آب است این پارچه-لچ عرق شدم
لش ,  , خراب ، بد حال { تن لش } ماشینی که زیاد کار می کند لش می شود ,  
لغ کردن ,  , خراب کردن (اصطلاحی در مداحی کردن ),  
لکنتی, [Lakanti], درب و داغون،غراضه   ,  
لمبوندن=خوردن   , [Lomboondan],  ,  
لندهور  ,  [Landahoor],  ,  
لنگ,  , پا, {لنگش را هوا کرده و خوابیده}
لو رفتن آتش,  ,  ,  
لوزم, lozm, خوب پخته شده,  
لوس گری,  ,  ,  
لوکه رو=لکّه دویدن ,   [Looke Ro],  ,  
لول ,  , در میدان تره بار2. کرم لول می خوره,  
لول خوردن{کرم-مار}  ,  [lool khordan],  ,  
لولکه   , [Loolake], نوعی نان محلی ,  
مَرغ,  ,  نوعی گیاع علفی خودرو که سرعت رشد آن زیاد است و هرگاه کشاورزان می خواهند در مورد رشد زیاد یک محصول سخن بگویند از مرق سخن به میان می آورند , { مثلا می گویند، مثل مرق می ماند، هر چه می چینم باز هم  می روید}
مُرگ, [Morg], گره محکم   ,  
مِنّ کردن,  , بدگویی کردن,  
ماتش برده بود ,  , حیران و متعجب شده بود ,  
ماجو=ننجون,  , مادربزرگ,  
ماش ماش=وو وو,  ,  ,  
ماکلو   , [Makoloo],  ,  
مبال,  ,  ,  
مجری  , Mejri, صندوق,  
محدق,  , سرهم (کنترات), محدق به کسی بده. محدق زمینا ور می داره. خونه را داده محدق: بنا خودش بسازه و تحویل بده
مرگابه,  ,  حمام. اصطلاح قدیمی,  
مریشت,  ,  , بد مریشت- بد دل
مس مس کردن ,  , دل سنگین : معطل کردن ,  
مشا, [Masha], محل فضولات دستشویی   ,  
مغ او بسته شده است,  ,  , سردلش گرفته است
مغاط ,  , چیزی که فرمان میدهد-عقل,  
مغمو کردن،مغمو شدن   , [Maghmoo kardan,Shodan],  ,  
مقر,  ,  ,  
مورچه صندلی=پلنگی,  ,  ,  
مورونه,  , موریانه,  
موره=دانه تسبیح یا دانه دور قاب چرخ,  ,  ,  
موس موس کنه   , [MoosMoos Kone],  ,  
موکنه , [Mookoone], آدم گیر و لج باز و پیگیر  ,  
موند خوردن,  , واخوردن،جا خوردن,  
مهتابی ,  , ایوانی یا محوطه باز در خانه های قدیمی,  
مهواج, MAHVAJ, گفتن چیزی که نباید گفته شود, چرا مهواجی؟؟
میخ طویله,  ,  ,  
نازلوپپه,  ,  ,  
نافور کردن /کفرومفروش کردن,  , پنهان کردن,  
نالی,   [Nali], تشک ,  
نالیه,  , اولین شکم زایمان,  
نپندری,  , انگار نه انگار,  
نتیقجه,  ,  , به بچه نتیقجه نری
ندور=تنور,  [Nadoor],  ,  
نرمه گوش.نرمه پا,  ,  ,  
نزاد,  , نا پسری یا نادختری,  
نساقته,  , ناقص. زمین شکل ذوزنقه. ناکامل. مستطیل کامل نیست.,  
نساقده/نساقته ,  , سایه, خونه ی پشت به آفتاب. خونه شمالی جنوبی
نگد=نرسیده  ,  [Nagad],  ,  
نگینی،نگین نگین, نگاری, در گوسفند,  
نمود کردن ,  , رکورد شکستن,  {نمود کردی با این کارت }
ننو   , [Nanoo],  ,  
نوچه ,  , جدید. کم سن, درخت نوچه. این نچه اومده چیزی یاد من بده. جوجه نوچه که می خواد تخم بیاد
نوشره,  , نتیجه,  
نیش وا کردن, [Nish va karde], {اگر آب شیر را به غذا کنی، گوشت نیش وا می کنه}2.خندیدن زیاد(دهان تا بناگوش وا کردن)3. زشت{بصورت یک فحش استفاده می شود},  
وا اومدن, جدا شدن,  ,  
وا دادن,  ,  بی حال شدن، عرصه را خالی کردن – ازبین رفتن, {فلانی وا داده : مریض شده و وضع خرابی دارد}
وا رفتن ,  , 1 - شل شدن ابکی شدن 2- شبیه کسی شدن (این بچه به پدرش وا رفته )3-آب رفتن لباس ، کوچک شدن لباس,  
وا قولیدن ,  , قول را پس گرفتن ، فسخ کردن معامله ,  
واگیرونه,  , آتش سرگیرد,  
وامونده، آله وامونده،آله وا اومده,  ,  ,  
وجی=نی نی ,   [Vaji],  ,  
ودورنامه:ودارنامه:هدیه برای زنی که تازه سفریش آمده,  ,  ,  
ور اوردن ,  , خمیر ور اومده, ور اوردن هندوانه یا طالبی :قاچ کردن ، ور امدن چسب : کنده شدن چسب
ور چیندن   , [Var Chindan],  ,  
ور روفتن   [Var Raftan],  ,  ,  
ور کشیدن,  ,  , تو لجن، کثافت ورش می کشم یا در اصطلاح گیوه ور کشیدن
ور کشیدن در چیزی,  , توی چیزی ور کشیدن یعنی آن را از بین بردن,  
ور نشستن,  ,  ,  
ور و وور کردن ,  ,  ونگ و ونگ کردن,  
ورپاش کردن,  ,  ,  
ورجستن, [Var Jastan], 1.بالا و پایین پریدن2.بیدار شدن،ترسیدن, {ور جستم}  
ورجستن ,  , ترسیدن ,  
وریو شدن,  , سردر گم شدن,  
ونجوسک=فحش ,   [Vanjoosk],  ,  
ونگ ونگ کردن,  , صحبت اضافی و سردرد آور,  
وول خوردن ,  ,  زیاد تکان خوردن ,  
ویجوا کرده   , [Vijva], نیشخند زدن,  
ویشکو=نیشگون,  ,  ,  
ویشکی : ریسی ,  , حال روحی برای انجام کاری مساعد شدن , {ریسم گرفت }
هپل هپو :؟؟؟؟؟,  ,  ,  
هپنه   , [Hapana],  ,  
هرته رفتن,  , ول چرخیدن,  
هش کشیدن,   [Hosh keshidan], هورت کشیدن ,  
هشتی :حال ، هشت در ، سه در در جلو سه در در عقب یکی رو به باغ و یکی در طرفین ,  ,  ,  
هشیمت کش شنپا دلمه,  ,  ,  
هفل به دهن,  , با شوق, {هفل به دهن می شود خوردش-هفت لب و دهان}
همّه={همّه کنی}   [Hemme],  ,  ,  
هم بولیسیده ,  , چروکیده, پوست این میوه هم بولیسیده است
هم پیاله, [Ham Piyale], هم سفره، هم کاسه, {هم پیاله بودن. هم پیاله شدن}  
هم دوخته,  ,  ,  
هم دوخته : نوعی لحاف ,  ,  ,  
هم ساده,  , ,  
هم غلوسکیده,  , چروکیده: هم غلوسیده,  
همبونه, [Hamboone], تخم مرغی که تازه شکل گرفته و پوسته ی آهکی آن شل است   ,  
همور کرده ای,  ,  ,  
همورکار,  ,  ,  
هنادمه,  , هرم و حرارت دهان,  
هنی ,  ,  هنوز,  
هوا کردن,  , دراز کشیدن, {لنگش را هوا کرده است}
هوا هو کرده : خنک است,  ,  ,  
هوچی باز ,   [HowChi],  ,  
هورتول تیتول  ,  [Hortol Titol],  ,  
هورهوری=دقّه ای  ,  [Horhori],  ,  
هوس ور امدن ,  , به آرزویی رسیدن ,  
هی   , (HEY), دائما ,  
یَنِه, yane, مخلوطی از کاه و خاک که برای تمیز کردن و شستشو و برق انداختن ظروف در گذشته استفاده میشده. برای بدست آوردن آن، باقیمانده کاهی را که چهارپایان از آن خورده اند را جمع می کردند,  
یالقوز,  ,  ,  
یک شبنده روز,  ,  ,  
یگوجه : ,  , تک فرزند , دزد که میاد... وای به حال یگوجه
یل للی تل تللی  کردن,  [Yalllalli Talllalli],  ,  
یوقو یوقو کردن,  , وضعیت نامناسب جسمی داشتم, داشت از سرما یوقو یوقو می کرد
یه نقجه=یه کته, [ya Kote-Ya Neghje], یه کم= یه ذره   ,  
یه نقزه= یه نقجه= یه نقجلی,  [Neghze-Neghje-Neghjeli],  ,  
 
 

 

 

غم برو/شادي بيا//محنت برو/روزي بيا//مثقال برو/خروار بيا:شعری که در موقع ناخون كرفتن خوانده میشده
_مجه:مزه_
_دست بند قپوني

داستان كلادمبا

_داستان دوال با_همزاد

_داستان خودم كردم
شعر محلی :_سلام نيم تن آبي:گل گلابي- قد حنايي.....
نمك و مازو_ 
_داستان سوسك سيا_

داستان عمو جعفر _