پیامک های انقلابی
جمهوری ما نشانگر اسلام است
افکار پلید فتنه جویان خام است
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن زحیات خویشتن نومید است

جمهوری ما نشانگر اسلام است
افکار پلید فتنه جویان خام است
جمهوری اسلامی ما جاوید است
دشمن زحیات خویشتن نومید است

برگرفته از وبلاگ رادیو پچ پچ (البته میکس این پادکست ها توسط خود بنده انجام شده)
پادکست ماه رمضونی :
پادکست شماره 1 ؛
حجم : 19.23 مگ ؛ 14 دقیقه ؛
موضوع : سخنان دکتر رفیعی و مقام معظم رهبری در مورد ماه رمضان، قرآن، سفارش به جوانان در مورد جهاد علمی
برای دانلود روی کلید زیر کلیک کنید.
پادکست شماره 2 ؛
حجم : 7/17 مگ ؛ 5:11 دقیقه ؛
موضوع : سخنان حاج آقای عالی و قرائتی در مورد ابدیت و آخرت و رعایت حقوق مردم و حق الناس
(35)یَا مَنْ هُوَ فِی عَهْدِهِ وَفِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی وَفَائِهِ قَوِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی قُوَّتِهِ عَلِیٌّ یَا مَنْ هُوَ فِی عُلُوِّهِ قَرِیبٌ یَا مَنْ هُوَ فِی قُرْبِهِ لَطِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی لُطْفِهِ شَرِیفٌ یَا مَنْ هُوَ فِی شَرَفِهِ عَزِیزٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عِزِّهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عَظَمَتِهِ مَجِیدٌ یَا مَنْ هُوَ فِی مَجْدِهِ حَمِیدٌ
(35) اى كه در پيمانش وفادار و اى كه در وفا كردن به پيمانش نيرومند است اى كه در نيرومنديش بلند مرتبه است اى كه در عين بلند مرتبهاى نزديك است اى كه در عين نزديكى دقيق است اى كه در عين دقت بزرگوار است اى كه در عين بزرگوارى با عزت است اى كه در عين عزت با عظمت است اى كه در عين عظمتش برجسته است اى كه در عين برجستگى ستوده است
(82) یَا مَنْ أَنْعَمَ بِطَوْلِهِ یَا مَنْ أَکْرَمَ بِجُودِهِ یَا مَنْ جَادَ بِلُطْفِهِ یَا مَنْ تَعَزَّزَ بِقُدْرَتِهِ یَا مَنْ قَدَّرَ بِحِکْمَتِهِ یَا مَنْ حَکَمَ بِتَدْبِیرِهِ یَا مَنْ دَبَّرَ بِعِلْمِهِ یَا مَنْ تَجَاوَزَ بِحِلْمِهِ یَا مَنْ دَنَا فِی عُلُوِّهِ یَا مَنْ عَلا فِی دُنُوِّهِ
(82) اى كه نعمت بخشيد به فضل خود اى كه كرم كرد به بخشش خود اى كه جود كرد به لطف خود اى كه عزيز باشد به نيروى خود اى كه اندازه گيرد به حكمت خويش اى كه حكم كند به تدبير خود اى كه تدبير كرد به دانش خود اى كه بگذرد به بردبارى خويش اى كه نزديك است در عين بلندى و اى كه بلند است در عين نزديكى
(84) یَا مَنْ لَمْ یَتَّخِذْ صَاحِبَةً وَ لا وَلَدا یَا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْءٍ قَدْرا یَا مَنْ لا یُشْرِکُ فِی حُکْمِهِ أَحَدا یَا مَنْ جَعَلَ [مِنَ الْمَلائِکَةِ] الْمَلائِکَةَ رُسُلا یَا مَنْ جَعَلَ فِی السَّمَاءِ بُرُوجا یَا مَنْ جَعَلَ الْأَرْضَ قَرَارا یَا مَنْ خَلَقَ مِنَ الْمَاءِ بَشَرا یَا مَنْ جَعَلَ لِکُلِّ شَیْءٍ أَمَدا یَا مَنْ أَحَاطَ بِکُلِّ شَیْءٍ عِلْما یَا مَنْ أَحْصَى کُلَّ شَیْءٍ عَدَدا
(84) اى كه نگرفته است همسر و فرزندى اى كه قرار داد براى هر چيز اندازهاى اى كه شريك نكرده در حكم خويش احدى را اى كه قرار داد فرشتگان را پيامآور اى كه در آسمان برجها قرار داد اى كه زمين را قرارگاه كرد اى كه آفريد از آب بشر را اى كه قرار داد براى هر چيز مدت و دورانى اى كه دانشش به هر چيز احاطه كرده اى كه عدد هر چيز را شماره كرده
(96) یَا مَنْ هُوَ لِمَنْ دَعَاهُ مُجِیبٌ یَا مَنْ هُوَ لِمَنْ أَطَاعَهُ حَبِیبٌ یَا مَنْ هُوَ إِلَى مَنْ أَحَبَّهُ قَرِیبٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنِ اسْتَحْفَظَهُ رَقِیبٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ رَجَاهُ کَرِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ عَصَاهُ حَلِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی عَظَمَتِهِ رَحِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی حِکْمَتِهِ عَظِیمٌ یَا مَنْ هُوَ فِی إِحْسَانِهِ قَدِیمٌ یَا مَنْ هُوَ بِمَنْ أَرَادَهُ عَلِیمٌ
(96) اى كه براى خوانندهاش اجابت كند اى كه به مطيع و فرمانبردارش دوست است اى كه به هر كه
دوستش دارد نزديك است اى كه براى هركس كه از او نگهبانى خواهد نگهبانست اى كه نسبت به هر كس به او اميد داشته باشد كريم است اى كه نسبت به نافرمانش بردبار است اى كه در عين عظمت و بزرگيش مهربان است اى كه در حكمت خود عظيم است اى كه در احسان و عطابخشى ديرين است اى كه به هر كس كه او را بطلبد دانا است
مطالبی که می خوانید صرفا نظرات شخصی بنده است در مورد وحدت حوزه و دانشگاه و سعی شده تا راهکاری برای برقراری این رابطه ارائه شود.
و ای امام این ثانیه ها آیا بنده باید خود را بالا ببرم تا ظهورت را ببینم یا بایستم تا یک روز بر بنده ظهور کنی!!


ضمن عرض ســــــــــــــــــلام و ادب خدمت بازکنندگان محترم این وبلاگ. دوست دارم از نظرات شما عزیزان استفاده کنم هر چند نظر مخالف باشد. با تشکر
ملت ما با پيشرفتها ثابت كرد كه در سايهی آمريكا زندگی نكردن، به معنای عقبافتادگی نيست؛ اين نكتهی مهمی است. قدرتمندان عالم، استعمارگران ــ در روزی كه استعمارِ مستقيم بود ــ و امروز آمريكا، ميخواهند به ملتهای دنيا اثبات كنند كه اگر ميخواهيد زندگی خوب داشته باشيد و پيشرفت كنيد، بايد زير سايهی ما بيائيد. ملت ايران اثبات كرد كه اين حرف دروغ است. ملت ما ثابت كرد كه وابسته نبودن به آمریكا و قدرتهای بزرگ نه فقط موجب عقبافتادگی نیست، بلكه موجب پیشرفت است؛ دلیل واضح این است كه شما این سی سالِ جمهوری اسلامی را مقایسه كنید با سی سالِ بعضی از كشورهائی كه در سایهی آمریكا زندگی كردند، دل خودشان را به سالی دو سه میلیارد دلار كمك آمریكا خوش كردند و تسلیم آمریكا شدند؛ ببینید آنها كجایند، ما كجائیم؟ هستند كشورهائی كه خودشان را به دُم آمریكا بستند و دنبالهروِ آمریكایند. سی سال تجربه در مقابل ما است. ببینید سی سالِ جمهوری اسلامی چگونه گذشته است و جمهوری اسلامی و ملت ایران از كجا به كجا رسیده است، آنها در چه وضعی هستند. هر كس این را مطالعه كند، خواهد فهمید كه وابسته نبودن به قدرتهای بزرگ، برای یك ملت فرصت است، نه تهدید؛ و این فرصت را بحمدالله ملت ایران با قدرت خود، با شجاعت خود، با هوشمندیِ خود به دست آورده است.
دولتها، صنعتگران، كشاورزان، سرمايهداران و كارآفرينان، پژوهشگران علمی، طراحان علمی و صنعتی همه موظفند به اين وظيفهی اخلاقيِ بزرگ، به اين وظيفهی عاقلانه، كه پيش از نياز، خودشان را آماده كنند و يك قدم جلوتر از نقشهی دشمن حركت كنند. مديران اقتصادی، استادان دانشگاه، انجمنهای علمی، پاركهای علمی و فنّاوری، همهی اينها بايد پيشدستی را در كار علمی وجههی همت خودشان قرار دهند؛ مقالهی علمی مينويسند، در اين جهت باشد؛ پژوهش علمی ميكنند، در اين جهت باشد؛ كار صنعتی ميكنند، كار فنی ميكنند، كار علمی ميكنند، همه در اين جهت باشد؛ مديران دولتی، مديران دانشگاهها، مديران علمی، آحاد ملت در اين جهت حركت كنند.
وظيفهی همهی ما اين است كه سعی كنيم كشور را مستحكم، غير قابل نفوذ، غير قابل تأثير از سوی دشمن، حفظ كنيم و نگه داريم؛ اين يكی از اقتضائات «اقتصاد مقاومتی» است كه ما مطرح كرديم. در اقتصاد مقاومتی، يك ركن اساسی و مهم، مقاوم بودن اقتصاد است. اقتصاد بايد مقاوم باشد؛ بايد بتواند در مقابل آنچه كه ممكن است در معرض توطئهی دشمن قرار بگيرد، مقاومت كند. اين مطلب اوّلی كه لازم بود عرض كنم.
......................يك بحث ديگری دارم كه بايد با اجمال آن را هم عرض كنم و آن، مسئلهی بسيار مهم انتخابات است. انتخابات در كشور ما مظهر «حماسهی سياسی» است. آنچه كه عرض كردم كه وظيفهی ما است و وظيفهی قشرهای گوناگون بود كه انجام دهيم، مظهر «حماسهی اقتصادی» بود. انتخابات، مظهر «حماسهی سياسی» است؛ مظهر اقتدار نظام اسلامی است؛ مظهر آبروی نظام است..................
متن کامل در ادامه مطلب
ضمن عرض تبریک بمناسبت فرا رسیدن
سال جدید انشالله این سال سال
ظهور حضرت حجت ارواحنا فداه باشد.
ما باید خیلی تلاش می کردیم تا این واقعیت را در دنیا نشان دهیم و واقعیت را بر ملا کنیم ولی تو با این کارت اوج حماقت خود را نشان دادی و دنیا را به این مطلب رساندی که چقدر با اسلام دشمنی. باشد که حاشیه نشینان خلیج به فکر فرو روند.
نگاهي به شروع جنگ تحميلي و قطعنامه 598 از تصويب تا اجرا
انقلاب اسلامي در 22 بهمن سال 57 با فروپاشي رژيم ستمشاهي به پيروزي رسيد و نظام جمهوري اسلامي به رهبري امام(ره) بنيانگذاري شد. با اين رويداد بزرگ نظم امنيتي منطقه تغيير کرد، يعني ايران كه تا آن زمان به عنوان يك قدرت منطقهاي حافظ منافع غرب تلقي ميشد و به عنوان مانعي در برابر نفوذ گسترش كمونيسم بود، با پيروزي انقلاب اسلامي اعلام شد كه ديگر ايران ژاندارم منطقه نخواهد بود. از طرف ديگر در كشوري كه انقلاب ميشود حكايت از آن دارد كه حكومت پيشين حكومت سالمي نبوده و مردم با انزجار از حكومت پيشين به دنبال حكومتي جايگزين يا انقلاب و دگرگوني هستند. اين كشور در چنين مقطعي درگير سر و سامان دادن به امور داخلي ميشود و سعي ميكند با ارائه الگوهاي جديدي در سياست خارجي خود، سالها پس از پايان جنگ جهاني دوم و حكمفرمايي نظام دو قطبي در جهان آن روز با شعار «نه شرقي نه غربي جمهوري اسلامي» استراتژي وابستگي را به استراتژي عدم تعهد تغيير دهد.
امريكا كه يار ديرين خود و منافع بسياري را در منطقه از دست داده بود در صدد برميآيد كه از طريق عراق ايران را متنبه كند تا پاسخي به امريكا ستيزي كه در ايران به راه افتاده بود داده باشد و به همين دليل چراغ سبز را به عراق نشان ميدهد.
يك دهه پيش از انقلاب اسلامي حزب بعث در عراق روي كار آمد و طي اين مدت حسن البكر در مقام دبيركل حزب و رئيس جمهور و فرمانده كل قوا به همراه جانشينش صدام حسين عراق را بازسازي كردند.
رسيدن به آبهاي ساحلي و دسترسي به مناطق مهم و استراتژيك حاشيه خليجفارس جزو استراتژي عراق به ويژه حزب بعث بود كه اين هدف از دو راه محقق ميشد؛ دسترسي به بخشي از مناطق ساحلي ايران و تسلط بر جزاير بوبيان كه جزو خاك كويت بود، اما صدام حسين اعلام كرد كه عراق آماده است تمام اختلافات خود با ايران را از راه زور حل كند. اين موضعگيري آشكارترين اعلام آمادگي عراق براي فشار به ايران در راستاي سياست واشنگتن بود؛ سياستي كه از طرق مختلف مثل تطميع بر صدام تحميل شده بود و صدام فكر ميكرد كه اين بهترين فرصت براي رسيدن به قدرت منطقهاي است.
از سوي ديگر حكومتهاي عراق به جز دوران حكومت برادران عارف براي تضمين بقاي خود و در قبال رقابتهاي سياسي درون غربي براي رسيدن به رهبري دنياي عرب سخت در تلاش پروراندن و اعتلا دادن به يك سلسله احساسات ناسيوناليستي افراطي عربي شدند.
حاكمان عرب عراق در رقابتهاي سياسي و قدرتي با مصر، سوريه و عربستان سعودي تمدنهاي سومري، كلداني و بابلي را تمدنهاي عربي فرض كرده و خود را وارثان بر حق آن تمدنها و خلافت عباسي دانسته و عراق را مهمترين كشور عربي قلمداد كردند.
از سوي ديگر از آنجا كه مبارزه و دشمني عليه اسرائيل مهمترين عامل تعيينكننده رهبري در دنياي عرب در نيمه دوم قرن بيستم بود، رقيبان عراق همانند مصر به رهبري عبدالناصر و سوريه به رهبري حافظ اسد، گوي سبقت را از عراق و صدام حسين ربودند. اين وضع عمدتاً ناشي از شرايط جغرافيايي حاكم بر كشمكش عربي اسرائيل بود، اما عراق به دليل بيبهره بودن از همسايگي جغرافيايي با اسرائيل گوي سبقت در رهبري عرب را آسان به رقيبان باخت.
بروز انقلاب اسلامي در ايران و اعلام سياستهاي جمهوري اسلامي در پشتيباني همه جانبه از عربها براي احقاق حقوق مردم فلسطين نه تنها بعث عراق را از ادامه اين دشمنيهاي بيمورد ولي خانمان برانداز باز نداشت كه بهانه تازهاي به دست صدام حسين داد تا در مقام خالدبن وليد كمر به تجديد قادسيه بندد و براي نجات عرب از امواج اسلام انقلابي به حركت درآمده در ايران و براي فراهم آوردن رضايت خاطر ايالات متحده و اسرائيل- كه انقلاب اسلامي ايران را خطري بزرگ براي ثبات و امنيت جهان قلمداد كرده بودند- جنگ هشت سالهاي را به ايران تحميل كند.
صدام حسين در نخستين ديدارش با وزير خارجه وقت ايران (شهريور 58) عادي شدن روابط دو كشور را منوط به استرداد جزاير سه گانه (تنب بزرگ، تنب كوچك و ابوموسي) از سوي ايران، تأمين حقوق عربستان (خوزستان) و بازگرداندن قسمتهايي از اروندرود به عراق دانست.
اين درخواست عراق (خروج ايران از جزاير سه گانه خليج فارس) طي يك نامه رسمي توسط سعدون حمادي، وزير امور خارجه عراق به كورت والدهايم، دبيركل وقت سازمان ملل متحد تسليم شد.
سعدون حمادي طي اين نامه با استناد به روحيه «توسعه طلبي» دولت ايران در منطقه خواستار خروج نيروهاي ايراني از سه جزيره شده است. در اين نامه همچنين به دخالت ايران در امور داخلي كشورهاي ساحل خليج فارس و به خطر افتادن استقلال اين كشورها اشاره شده است.
صدام در آن زمان سعي ميكرد كه به هر طريق از رژيم تازه تولد يافته ايران امتياز بگيرد و ميانديشيد كه موقع دور انداختن قرارداد الجزاير و حمله به ايران فرا رسيده است؛ قراردادي كه در سال 1975 با واسطهگري الجزاير بين ايران و عراق به امضا رسيده بود و همين صدام بود كه در آن قرارداد حق ايران را به رسميت شناخته بود. به هر حال تحولات رخ داده باعث شد كه عراق از نخستين روز پيروزي انقلاب اسلامي ضمن حمايت از گروههاي ضدانقلاب، مخصوصاً در استانهاي همجوار تحركات مرزي را آغاز كرد.
در واقع تحركات عراق رفته رفته از سال 58 شروع شد. همانطور كه ذكر شد، جنگ هشتساله كه با تحريك و حمايت همهجانبه استكبار جهاني توسط رژيم بعثي عراق بر مردم ايران تحميل شد، تنها محدود به خطوط مقدم جبههها نبود، بلكه تمام سرزمين اسلامي، اعم از شهرها و روستاها را دربرگرفت. از آنجا كه نظام جمهوري اسلامي در تعارض مستقيم با قدرتهاي سلطهگر قرار داشت، لذا از همان ابتدا با مقابله جدي آنان مواجه شد كه به عنوان مثال ميتوان به كودتاها و عملياتهاي براندازي، درگيريهاي داخلي و شورشهاي محلي در قالب ادعاهاي خودمختاري اشاره كرد.
در جريان يك مبارزه سياسي در مقابل پناهندگي شاه به امريكا، سفارت امريكا در تهران به تصرف دانشجويان خط امام درآمد. اين واقعه شكل جديدي به رويارويي ايران با اين قدرت استكباري بخشيد. امريكا تاب چنين تحقيري را نداشت، لذا با حمله نظامي به طبس تلاش كرده اين حقارت را جبران كند، ليكن به صورتي مفتضحانه شكست خورده از اين رو امريكا در يك بررسي منطقهاي جهت مهار گسترش انقلاب اسلامي و نيز جبران شكستهاي پي در پي خويش، ابتدا اقدام به تحريك اقتصادي و تسليحاتي ايران كرد و سپس توسط صدام به عمليات نظامي ايران پرداخت.
در عراق نيز صدام با روحيه قدرتطلبي و سلطهگري، حسن البكر را طي كودتايي از صحنه قدرت راند و با طبع رهبري جهان عرب و پر كردن خلأ قدرت در منطقه و به دست آوردن امتيازات از دست داده در قرارداد 1975 خود را به عنوان وسيلهاي كه غرب ميتواند توسط او به اهداف سلطهگرانهاش دست يابد معرفي كرد. لذا در اولين اقدام به سركوبي شيعيان عراق دست زد و همزمان به بمبگذاري در تأسيسات نفتي ايران توسط گروههاي ضدانقلاب مبادرت كرد. در عين حال جنگ تبليغاتي شديدي عليه ايران اسلامي را آغاز نمود و در تلويزيون دولتي به بهانه باز پسگيري سه جزيره ابوموسي، تنب بزرگ، تنب كوچك حملات مستقيم و غيرمستقيم تبليغاتي را متوجه ايران كرد و سرانجام پس از يك دوره مذاكرات مسئولان عراقي با مسئولان امريكايي و حضور برخي فرماندهان ارشد نظام شاه در عراق، وزارت امور خارجه آن كشور به صورت رسمي در 26/6/59 طي يادداشتي قرارداد 1975 الجزاير را لغو كرد و ارتش عراق در 31/6/59 حمله سراسري خود را آغاز كرد.
در اين جنگ نابرابر ايران با تكيه بر نيروهاي مردمي، ارتش و سپاه پاسداران هشت سال جانانه دفاع كرد تا اينكه در سال 1367 قطعنامه 598 را پذيرفت.
قطعنامه 598، از تصويب تا اجرا
جمهوري اسلامي ايران در 27 تير 1367 با ارسال نامهاي به دکوئيار، دبيرکل سازمان ملل رسماً قطعنامه 598 را پذيرفت. اين اقدام با توجه به رفتار و مواضع سازمان ملل که در طول جنگ هشتساله، به غير از موارد بسيار محدود و غيراساسي، عملاً به سود عراق رفتار ميکرد، پرسشها و ابهامات فراواني را مطرح کرد. ضمن اينکه در آن ايام، با سقوط فاو، روند نظامي جنگ نيز برخلاف سالهاي گذشته به زيان ايران شد و عميقاً بر روش جديد سياسي ايران تأثير گذاشت.
اکنون که 20 سال از آن ايام سخت و سرنوشتساز ميگذرد و با توجه به تغييراتي که در محيط بينالمللي، منطقه و درون ايران صورت گرفته است، شايد بتوان تا اندازهاي اقدام جمهوري اسلامي ايران را به عنوان يکي از پديدههاي بسيار مهم جنگ و انقلاب اسلامي که علاوه بر تأثير آن در پايان بخشيدن به جنگ، آثار و نتايجي را بر روند تحولات جامعه ايران بر جاي گذاشته و خواهد گذاشت، مورد بررسي و تجزيه و تحليل قرار داد. در واقع، آنچه که مورد سؤال است، نحوه پايان دادن به جنگ در چارچوب قطعنامه 598 و علل موافقت جمهوري اسلامي ايران با آن ميباشد که در خصوص جنگ عراق عليه ايران با اقدام ايران در پذيرش قطعنامه 598 تحقق يافت.
بر اساس ملاحظات يادشده و با توجه به تغيير روش ايران در پايان بخشيدن به جنگ، لازم است که ابعاد اين موضوع و روند تحولاتي که طي هشت سال با هدف پايان دادن به جنگ و با تکيه بر راهحلهاي ديپلماتيک که شخصيتها، کشورها و مجامع بينالمللي مطرح کردهاند و همچنين براساس کليات مواضع و اقدامات جمهوري اسلامي در حد فاصل تصويب تا پذيرش قطعنامه، بررسي شود تا مواضع ايران در هنگام صدور اين قطعنامه آشکار شده و هر گونه شايعهاي مبني بر مخالفت ايران با راهحلهاي ديپلماتيک، از جمله صدور قطعنامه 598 براي پايان دادن به جنگ، رد شود.
مهمترين علت تداوم جنگ پس از فتح خرمشهر، متأثر از اين موضوع بود که حاميان جهاني و منطقهاي عراق، پذيرش برتري ايران بر عراق و تامين خواستههاي بر حق آن کشور را با توجه به پيامدهايش، به زيان منافع خود و خلاف هدف اصلي وقوع جنگ ارزيابي ميکردند. جمهوري اسلامي ايران پس از آزادسازي مناطق اشغالي و فتح خرمشهر، همواره بر دو موضوع اساسي تأکيد ميکرد: نخست، محکوم کردن عراق بهعنوان متجاوز و مسئول جنگ و دوم، پرداخت غرامت به ايران به عنوان قرباني تجاوز. با آنکه خواستههاي ايران کاملاً منطقي و عادلانه بود، ولي بنا به ملاحظاتي، هيچگاه اين خواستهها بهطور جدي مورد توجه سازمان ملل قرار نگرفت.
امام راحل در پيام خود به حجاج بيتالله الحرام در سال 1366 در اين باره فرمودند:
"دنيا از آغاز جنگ تاکنون درتمام مراحل دفاعي ما هيچگاه با زبان عدالت و با بيطرفي با ما سخن نگفته است.»
بنابراين، تمام تلاشها و فعاليتهاي سياسي تبليغاتي و نظامي ايران از فتح خرمشهر تا پذيرش قطعنامه 598 با هدف تأمين خواستههاي بر حق ايران انجام گرفت. کسب پيروزي نظامي با انجام سلسله عملياتي که در مناطق مختلف صورت گرفت، براي تضمين خواستههاي ايران و تحميل آن به عراق و حاميان جهاني و منطقهاي اين کشور بود. در همان حال، تلاش براي بازداشتن ايران از پيروزي نظامي بر عراق يا دستيابي به پيروزي سياسي برپايه برتري نظامي، باعث شد تا فشارهاي گوناگون و همه جانبهاي بر ايران وارد شود. ايران به موازات تشديد اين فشارها، در برابر وضعيت کاملاً دوگانه و متضادي قرار گرفت، از يکسو، گسترش دامنه جنگ و تشديد فشارها و دشواريهايي که براي انجام عمليات نظامي گسترده با تضمين پيروزي وجود داشت، بيش از پيش جمهوري اسلامي ايران را در تنگنا قرار ميداد و امکان تأمين خواستههايش را دشوار ميساخت و از سوي ديگر، با توجه به برتري بهدست آمده از پيروزيهاي نظامي ايران بر عراق و خواستههاي بر حق ايران، چشمپوشي از اين خواستهها براي مسئولان و تصميمگيرندگان کشور امکانپذير نبود. همچنين، با توجه به افکار عمومي جامعه که رخدادهاي جنگ را با حساسيت زيادي پيگيري ميکردند، اقدام به اين تصميم با چرخش از استراتژي پيشين، با هزينه بسيار زيادي در جامعه همراه بود. البته، اين مسئله به اين معنا نبود که ايران بدون در نظر گرفتن اصول و مصالح، در برابر واقعيات تسليم شود و يا بدون در نظر گرفتن واقعيات، تنها برخي اصول و مواضع پيشين را مورد تأکيد قرار دهد، برخورد ايران با قطعنامه 598 و بعدها با فاجعه سقوط هواپيماي ايرباس مؤيد اين موضوع ميباشد.
قطعنامه 598 تنها يک روز پيش از اولين اقدام امريکا در حفاظت از نفتکشهاي کويت در 30 تير 1366 تصويب شد و حضور نظامي امريکا در منطقه هيچ معنايي جز افزايش فشار به ايران به منظور پذيرفتن قطعنامه 598 نداشت. با وجود اين که قطعنامه در شرايطي تصويب شد که ايران به دليل در اختيار داشتن مناطق نسبتاً حساس در خاک عراق، از برتري قابل توجهي برخوردار بود ولي روح قطعنامه براي نجات عراق بود و بهگونهاي نسبتاً محسوس، نيمنگاهي نيز به ايران داشت. برابر تمهيداتي که پيش از اين صورت گرفته بود چنين پيشبيني شده بود که طرف امتناع کننده از پذيرش قطعنامه، با تحريم تسليحاتي تنبيه و تحت فشار قرار گيرد. جمهوري اسلامي ايران بر پايه ملاحظاتي که وجود داشت، قطعنامه را رد نکرد و به روند مذاکره با دبيرکل سازمان ملل روي توافق نشان داد و اين بدان معنا بود که ايران راه ديپلماتيک را برگزيده است.
هم زمان با حضور آيتالله خامنهاي، رئيسجمهور وقت ايران در اجلاس عمومي سازمان ملل در شهريور 1366، ايشان در يک نشست مطبوعاتي با حضور اکثر رسانههاي جهاني که در نيويورک برگزار شد، شرکت کردند. ايشان در پاسخ به پرسش يک خبرنگار در مورد چگونگي تنبيه متجاوز فرمودند:
«ما نوع تنبيه را به هيچ وجه از پيش تعيين نميکنيم، اما اگر محکمهاي عادل برقرار شود، ما احکام آن محکمه را قبول خواهيم کرد.»
ايشان همچنين در پاسخ به پرسش ديگري که عنوان شد آيا در چارچوب قطعنامه 598 امکان صلح وجود دارد؟ گفتند:
«يقيناً وجود دارد و ما فرمول استفاده از اين قطعنامه را براي رسيدن به آتشبس تهيه کرده و در اختيار دبيرکل قرار دادهايم و نکته اصلي، تنبيه متجاوز است که اگر اين مسئله حل شود، تمامي مسائل حل خواهد شد.»
اين اظهارات به روشني نشان ميداد که ايران بر راهحل ديپلماتيک، به موازات ساير راهحلها و نيز پذيرش قطعنامه 598 بهصورت مشروط تأکيد داشت.
ايران ضمن پذيرش مشروط قطعنامه 598 با ادامه گفتگو با دبيرکل سازمان ملل، تمهيداتي را براي تغيير ترتيب برخي از بندهاي قطعنامه پيگيري کرد. فعاليتهاي ايران مؤثر واقع شد و دبيرکل طرحي را تهيه کرد که به طرح اجرايي دبيرکل مشهور شد. رئوس کلي اين طرح را، دبيرکل در نامه مورخ 15 اکتبر 1987 ميلادي (23 مهر 1366) اعلام کرد.
پس از سفر دبيرکل به تهران، شورايامنيت سازمان ملل به دبيرکل مأموريت داد تا طرحي در زمينه اجراي قطعنامه 598 تهيه کند. طرح اجرايي دبيرکل براي قطعنامه 598 با جابهجا کردن بعضي از بندهاي مستخرج از خود قطعنامه بود که نظرات ايران را تا حدودي تأمين ميکرد، زيرا گام نخست در اجراي اين طرح، تشکيل کميتهاي براي تعيين متجاوز بود.
عراقيها که با اين اقدام مخالف بودند در يک موضعگيري صريح، اعلام کردند، با هرگونه تفکيک و جابهجايي در بندهاي قطعنامه مخالف هستند. صدام علاوه بر موضعگيري فوق، در ديدار با وزيرخارجه ژاپن گفت: «موضع ايران را که عراق بايد متجاوز شناخته شود و مجازات گردد، نخواهد پذيرفت.»
در نيمه آذر 1366 دبيرکل سازمان ملل در پي مذاکره با نمايندگان ايران و عراق، در چکيده گزارش خود به شوراي امنيت اعلام کرد، مذاکرات به بنبست عملي رسيده است. در اين گزارش درمورد علل بنبست در مذاکرات آمده است:
«جمهوري اسلامي ايران به خاطر طرح مسئله غرامت و مرتبط کردن آن با مسئله عقبنشيني، از چارچوب قطعنامه 598 خارج شده است و عراق به دليل اعلام لزوم اجراي متوالي و بيوقفه آتشبس، عقبنشيني و مبادله کامل اسرا و يا لااقل، انفکاکپذير نبودن آتشبس و عقبنشيني، از طرح اجرايي دبيرکل فاصله گرفته است.»
بنابراين گزارش، ايران و عراق هر يک به نوعي در ايجاد بنبست در روند مذاکرات مقصر قلمداد ميشدند. اين در شرايطي است که عراق با فرض اينکه ايران با قطعنامه 598 مخالفت خواهد کرد، براي دستيابي به موضع بهتر سياسي، پذيرش قطعنامه را اعلام کرده بود ولي در عمل، با وجود اين که از موضع ضعيفتري در صحنه نظامي برخوردار بود، به اين دليل که تمام تمهيدات بينالمللي و منطقهاي براي نجات آن سازماندهي شده بود به مخالفت خود ادامه ميداد. در همان حال، اگرچه جمهوري اسلامي ايران قطعنامه را بهطور رسمي نپذيرفته بود، ولي با عدم رد آن و پذيرش گفتگو در چارچوب قطعنامه 598 و بر اساس طرح اجرايي دبيرکل که مصوب شوراي امنيت بود، عملاً براي گشايش در روند صلح با هدف تأمين منافع ايران تلاش ميکرد. بديهي بود آنچه که موضع ايران را تقويت ميکرد، تنها برتري نظامي بر عراق با استقرار در بخشي محدود ولي حساس در خاک عراق بود. بيگمان اعلام آتشبس و عقبنشيني به مرزهاي بينالمللي، به منزله خارج کردن برگ برنده ايران براي مذاکرات بود بي آنکه هيچ تضميني براي تأمين خواستههاي ايران مبني بر اعلام عراق بهعنوان متجاوز و پرداخت غرامت وجود داشته باشد. مواضع يکسويه سازمان ملل در پشتيباني از عراق همچون هفت سال گذشته تا تصويب قطعنامه 598 و بياعتمادي ايران بهعملکرد و مواضع اين سازمان و همچنين موقعيت برتر نظامي ايران، باعث شد تا جمهوري اسلامي ايران شرايط خود را براي پايان بخشيدن به جنگ مورد تأکيد قرار دهد. بدون ترديد اگر جمهوري اسلامي در چنان وضعيتي بدون هيچ تضميني شرايط سازمان ملل را ميپذيرفت، اکنون مهمترين پرسشي که مطرح ميشد، علل تاخير در پذيرش قطعنامه نبود، بلکه اين پرسيده ميشد که چرا جمهوري اسلامي در شرايط برتر نظامي قطعنامهاي را پذيرفت که نه تنها خواستههاي ايران را تضمين نميکرد، بلکه منافع طرف متجاوز را تامين ميکرد؟
پاسخ رسمي جمهوري اسلامي ايران به قطعنامه 598
پس از عقبنشيني ايران از برخي مناطق همچون حلبچه در 22 تير 1367، ادامه حملههاي عراق و تشديد فشار بينالمللي به ايران، سلسله جلساتي در داخل کشور با هدف اتخاذ تصميم نهايي درباره جنگ تشکيل شد. در نشست مشترک رؤساي سه قوه، مجلس خبرگان و شوراي نگهبان شرايط سياسي نظامي کشور مورد بررسي قرار گرفت. امام راحل نيز در روز پنجشنبه و جمعه، 23 و 24 تيرماه مشورتهايي را بهصورت جداگانه انجام دادند. ولي نشست اصلي بر اساس دستور امام و با حضور چهل تن از شخصيتهاي مهم کشور در روز شنبه 25 تير 1367، تشکيل شد. امام در پيامي به اين جلسه که مرحوم حاج سيداحمد خميني قرائت کرد، ضمن بيان نظرات خود، تصميمگيري در مورد آينده جنگ را به جلسه واگذار کردند. چند روز پس از آن آقاي هاشمي در اين باره گفت:
«طي دو سه روزه گذشته، جلسات متعددي با حضور سران کشور تشکيل شده و جمعبندي تمام اين جلسات به حضور امام رسيده است. طي بحثهايي که صورت گرفت، مجموعه شرايط، جمهوري اسلامي را به اين نتيجه رساند که براي مصلحت انقلاب قطعنامه 598 پذيرفته شود...ايران تا به حال خواستار آن بود که ابتدا کميته تعيين متجاوز تعيين شود ولي فعلاً با توجه به شرايط جديدي که پيش آمده است، از آن شرط خود صرف نظر کردهايم... وقتي به ما اطمينان دادند که ترکيب کميته تعيين متجاوز بهگونهاي خواهد بود که واقعاً به حق رسيدگي ميکند ما از شرط قبلي خود صرف نظر کرديم.»
بدين ترتيب، در جلسهاي که به رياست رئيسجمهور وقت، آيتالله خامنهاي و با حضور مسئولان عاليرتبه کشور در 26 تير 1367 تشکيل شد، پايان جنگ با پذيرش قطعنامه 598 به تصويب رسيد و امام راحل بر آن صحه گذاشتند و پذيرفتند که قبول قطعنامه به صلاح نظام و انقلاب است. در پي اين تصميم رئيسجمهور در نامهاي به دبيرکل سازمان ملل نوشتند:
«ايران تصميم گرفته است که رسماً قطعنامه 598 شوراي امنيت را به خاطر اهميتي که براي حفظ جان انسانها، برقراري عدالت و صلح و امنيت منطقه و بينالمللي قائل است، بپذيرد.»
خاوير پرزدکوئيار، دبيرکل سازمان ملل نيز روز دوشنبه اعلام کرد، ايران قطعنامه 598 را رسماً و بدون قيد و شرط پذيرفته است. وي بلافاصله از رئيس شورايامنيت درخواست کرد تا اعضاي شورايامنيت را براي مشورت گرد هم آورد. وي همچنين، اظهار اميدواري کرد که يک هفته تا ده روز ديگر آتش بس برقرار شود
بازتاب پذيرش قطعنامه 598 در ايران
واحد پخش خبر راديو در ساعت 2 بعدازظهر 27 تير 1367 بدون هيچ مقدمهاي اعلام کرد، جمهوري اسلامي ايران قطعنامه 598 شورايامنيت را قبول کرده است. مردم، بهويژه رزمندگان و افراد حزب اللهي و متدين و تمام کساني که در داخل و خارج کشور نسبت به نظام جمهوري اسلامي و انقلاب اسلامي تعلق خاطر داشتند، با انتشار اين خبر، شگفتزده و کاملاً غافلگير شدند و موجي از نگراني در ميان مردم پديد آمد. برابر گزارش خبرگزاري جمهوري اسلامي، در نخستين ساعات حتي براي بسياري از مردم اين اقدام قابل قبول نبود و قطرات اشک و چهرههاي برافروخته آنها حکايت از همين مسئله داشت. همچنين بيشتر کساني که خبر نيمروزي راديو را نشنيده بودند، بيانيه جمهوري اسلامي را شايعهاي بياساس و دور از سياست مسئولان خواندند. حتي شايعه شده بود که به دليل فوت امام قطعنامه پذيرفته شده است!
واکنش اوليه مردم در داخل کشور حکايت از اهميت موضوع و نشاندهنده احساس ناباوري درباره آن بود. پيش از اين نيز، پس از سقوط فاو و بازپسگيري برخي از مناطق تصرف شده بهدست ارتش عراق، نوعي ابهام و ناباوري در ميان مردم ديده ميشد که با اعلام موافقت ايران با قطعنامه 598 اين پديده در ابعاد گستردهتري بار ديگر آشکار شد. باورهاي مردم درخصوص جنگ که حاصل تبليغات موجود مبني بر برتري قواي خودي و ضعف دشمن بود باعث شد به تدريج ميان درک مردم و واقعيات صحنه جنگ شکاف نسبتاً عميقي بهوجود آيد که در نتيجه، برتري نظامي عراق در ماههاي پاياني و قبول قطعنامه 598 به وسيله ايران قابل فهم و هضم نبود.
با توجه به اهميت تبيين پذيرش قطعنامه 598 براي مردم، رهبر فقيد انقلاباسلامي، امام خميني (ره) در پيام استقامت که به مناسبت فرا رسيدن ايام حج تنظيم شده بود، توضيحاتي را فرمودند که بيشک موجب توجيه و التيام مردم، بهويژه رزمندگان اسلام شد که در غير اين صورت، امکان مهار اوضاع در داخل کشور و جبهههاي جنگ بسيار دشوار ميشد.
امام (ره) در اين پيام در مورد علت قبول قطعنامه فرمودند:
«قبول قطعنامه که حقيقتاً مسئله بسيار تلخ و ناگواري براي همه و خصوصاً براي من بود، اين است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شيوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراي آن ميديدم، ولي به واسطه حوادث و عواملي که از ذکر آن فعلاً خودداري ميکنم و به اميد خداوند در آينده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامي کارشناسان سياسي نظامي سطح بالاي کشور که من به تعهد و دلسوزي و صداقت آنان اعتماد دارم با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع کنوني آن را به مصلحت انقلاب و نظام ميدانم.»
امام در اين پيام علل پذيرش قطعنامه را تغيير شرايط بيان کردند ولي به دليل مصالحي از ذکر آن خودداري و اظهار اميدواري کردند در آينده روشن شود.
امام در آن وضعيت ملتهب و دشوار براي جلوگيري از تشديد چند دستگي و بحران در کشور، بهترين روش را انتخاب کرده و از بيان مسائلي که بخشي از آنها ريشه در گذشته داشتند، خودداري کردند تا جمهوري اسلامي ايران بتواند استراتژي جديد خود را که ناشي از وضعيت سياسي نظامي جديد بود به خوبي پيگيري کرده و به موفقيت برساند و اين هدف جز با وحدت و انسجام داخلي دستيافتني نبود.
امام در بخش ديگري از پيام خود با توجه به ضرورت پشت سر نهادن اين مرحله حساس، فرمودند:
«در اين روزها ممکن است بسياري از افراد به خاطر احساسات و عواطف خود صحبت از چراها و بايدها و نبايدها کنند که هر چند اين مسئله بهخوديخود يک ارزش بسيار زيباست، اما اکنون وقت پرداختن به آن نيست.»
امام بار ديگر با تعبير ديگري درباره تلخي پذيرش قطعنامه فرمودند:
«قبول اين مسئله (قطعنامه) براي من از زهر کشندهتر است، ولي راضي به رضاي خدايم و براي رضايت او اين جرعه را نوشيدم.»
سپس امام اظهار اميدواري کردند، تلخي اين روزها به شيريني فرج حضرتبقيهالله (ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ) و رسيدن به لقاي حق جبران شود.
برقراري آتش بس
پس از پذيرش رسمي قطعنامه 598، از طرف ايران و انجام مذاکرات با دبيرکل سازمان ملل متحد، آتش بس ميان طرفين از تاريخ 29 مرداد 1367، (20 اوت 1988) برقرار شد. شوراي امنيت سازمان ملل متحد در تاريخ 18 مرداد 1367 قطعنامه 619 را تصويب کرد که به موجب آن، گروه ناظران نظامي ايران و عراق و سازمان ملل متحد (يونيماک) تشکيل و عازم مرزهاي ايران و عراق شد. نيروهاي يونيماک حدود 400 نفر بودند که از 25 مليت مختلف تشکيل شده بود و در دو کشور مستقر شدند. وظايف نيروهاي يونيماک عبارت بود از:
1- تأييد، تحکيم و نظارت بر آتش بس
2-نظارت بر عقبنشيني نيروها به مرزهاي شناخته شده بينالمللي
3- کمک به طرفين براي حل مسايل محلي که احتمالاً در مورد تعيين دقيق خطوط مرزي و عقبنشيني به مرزهاي بينالمللي و يا تيراندازي اتفاقي پديد آيد.
4- کمک به طرفين براي ايجاد يک منطقه حايل در طول مرزهاي دو کشور
آغاز مذاکرات صلح
نخستين دور مذاکرات صلح بين ايران و عراق با نظارت سازمان ملل متحد، در سوم شهريور 1367، به طور رسمي در ژنو آغاز شد. در اين مذاکرات دولت عراق دو پيش شرط را مطرح کرد:
1- لايروبي اروند رود
2- آزادي کشتيراني در خليج فارس
ايران اعلام نمود که نه پيش شرطي دارد و نه پيش شرطي را از طرف مقابل ميپذيرد. عراق با در اختيار داشتن بخشي از خاک ايران، تصور مي کرد که ميتواند براي گرفتن امتياز، ايران را تحت فشار قرار دهد. از طرف ديگر، طرح آزادي کشتيراني در خليج فارس، مطابق با درخواست دولتهاي غربي بود و به همين جهت از عراق حمايت مي کردند.
به علت پافشاري عراق در مورد درخواستهايش و عدم پذيرش آن از طرف ايران، پيشرفتي در مذاکرات صورت نگرفت. از اين رو براي شکست بنبست مذاکرات، دبيرکل سازمان ملل متحد در 9 مهر 1367، طرحي مشتمل بر 4 ماده به شرح زير به دولتين ايران و عراق پيشنهاد کرد :
1- آزادي کشتيراني در خليج فارس
2- دادن اولويت به حل و فصل مسئله شطالعرب (اروند رود)
3- توافق در مورد مراحل مبادله اسراي جنگي
4- عقبنشيني نيروهاي دو کشور به مرزهاي بينالمللي
دبيرکل سازمان ملل، در اين طرح خواستهاي عراق را مورد توجه قرار داده بود، اما اين طرح نيز با شکست مواجه شد. به دنبال آن، دبيرکل، «يان الياسون» نماينده ويژه ي خود را مأمور پيگيري اجراي قطعنامه 598، نمود. وي در سالهاي 1367 و 1368، دو بار به تهران و بغداد سفر کرد، اما نتوانست موافقت دولتين ايران و عراق را براي آغاز مذاکرات صلح و اجراي قطعنامه 598، به دست آورد.
ايران در سال 1368، براي شکستن بنبست مذاکرات، پيشنهاد عقبنشيني همزمان نيروها و مبادله اسرا را مطرح کرد، اما عراق بار ديگر پيشنهاد عقبنشيني نيروها را به مرزهاي بينالمللي موکول به حل مسئله اروند رود کرد، و اعلام داشت:
تا زماني که ايران حق حاکميت عراق بر اروند را نپذيرد، عقبنشيني انجام نخواهد شد.
دولت عراق در اتخاذ اين موضع از حمايت کشورهاي عربي نيز برخوردار بود. در قطعنامه کنفرانس سران عرب در مراکش در خرداد 1368، آمده است:
کنفرانس، همبستگي کامل خود را با عراق جهت حفظ وحدت و يکپارچگي خاک خود و حاکميت عراق بر شطالعرب (اروندرود) مورد تاکيد قرار ميدهد. اين مسئله در اجلاس کميته دائمي همکاريهاي عربي ـ افريقايي در کويت نيز تکرار شد.
حمايتهاي يک طرفه ي رهبران عربي از عراق موجب پافشاري اين کشور در مواضع خود و در نتيجه ادامه بنبست مذاکرات صلح شد. علاوه بر آن برخي از دولتهاي غربي نيز منافع خود را در ادامه بنبست مذاکرات صلح مي ديدند. دولتهاي مذکور به ويژه امريکا، خواستار ادامه حالت «نه جنگ نه صلح» تا زماني که تغييري در سياست خارجي ايران نسبت به غرب مشاهده نشود، بودند.
در اين ميان دولت شوروي سابق، از اجراي قطعنامه 598، حمايت ميکرد و خواستار خروج نيروهاي عراقي از اراضي اشغالي بود. گنادي گراسيموف سخنگوي وزارت خارجه شوروي در خرداد ماه سال 1368، اظهار داشت:
شوروي از قطعنامه 598، سازمان ملل حمايت ميکند و تأکيد دارد که نيروهاي عراق بايد ضمن خروج از سرزمينهاي ايران در نوار مرزي قرار داد 1975، الجزاير استقرار يابند.
پذيرش مجدد عهدنامه 1975 الجزاير
12 روز بعد از اشغال کويت، يعني در 24 مرداد 1369 (14 اوت 1990) راديو بغداد نامه رئيس جمهوري عراق مبتني بر پذيرفتن عهدنامه 1975 را قرائت کرد. در اين نامه خطاب به رئيس جمهور ايران آمده است:
"با اين تصميم ما، ديگر همه چيز روشن شده و به اين ترتيب همه ي آنچه را که ميخواستيد و بر آن تکيه ميکرديد، تحقق مييابد و ديگر اقدامي جز مبادله اسرا باقي نميماند".
به دنبال اقدام ياد شده، عقبنشيني نيروهاي عراقي از خاک ايران در مدت 5 روز به مرزهاي بينالمللي انجام شد. در اين زمان عراق 2363 کيلومتر مربع از اراضي ايران را در اشغال خود داشت. شهرهاي مهران، قصر شيرين، خسروي، نفت شهر، سومار، مناطق باويسي، موسيان، کوشک، شلمچه، ارتفاعات کله قندي، کنجان چم، ارتفاعات قلاويزان، طلائيه، فکه و شرهاني از جمله شهرها و مناطق تحت اشغال نيروهاي عراقي بود. با اين حال عراقيها برخي از مناطق را هم چنان در اشغال خود نگاه داشتند. وسعت اين مناطق حدود 600 کيلومتر مربع بود و عراق مدعي بود که: به موجب معاهده ي 1975، ايران بايد مناطق ميمک، زين القدس و سيف سعد را به عراق واگذار کند و شاه از واگذاري اين مناطق به عراق خودداري کرده بود.
يکي از بهانههاي عراق براي لغو عهدنامه 1975 و تجاوز به ايران در سپتامبر 1980، همين مسئله بود. اين مناطق در ابتداي جنگ به اشغال نيروهاي عراقي درآمد. وسعت اين مناطق به گفته عراق حدود 300 کيلومتر مربع است. در حالي که دو برابر اين رقم ميباشد. به دنبال اعلام عقبنشيني عراق، هيأتي تحت عنوان «هيأت نظارت بر عقبنشيني، پاکسازي ميادين مين، تعيين محل و نصب ميلههاي مرزي جديد» براساس عهدنامه 1975، بود. به موجب عهدنامه مذکور 750 ميله مرزي در طول 1250 کيلومتر مرزهاي دو کشور نصب شده بود. در طول جنگ حدود 450 ميله مرزي جا به جا و يا تخريب شد و فقط 250 ميله مرزي سالم برجا ماند. مختصات اين ميلهها در ضميمه پروتکل مربوط به علامت گذاري مجدد مرز زميني بين ايران و عراق 1975، آورده شده است. به همين جهت بر اساس اسناد مذکور و نقشههاي موجود، محل نصب اين ميلهها مشخص ميباشد.
اکنون كه سالها از پذيرش اين قطعنامه ميگذرد و نسل جديد جامعه ايران پرسشها و ابهاماتي راجع به طولانيترين جنگ تاريخ ايران دارد، چرا جنگ آغاز شد، چگونه ادامه يافت و چرا به پايان رسيد؟
هشت سال دفاع مقدس؛ از آغاز تجاوز تا پذیرش قطعنامه
عراق از همان ابتدای پیروزی انقلاب، سازماندهی و آموزش کلیه اقدامهای مقدماتی را برای شروع یک تهاجم، آغاز و تمهیدات لازم برای ورود به خاک ایران و اشغال قسمتهایی از آن را مهیا کرده بود.
عراق نزدیک به دوسال، مشغول کار روی عشایر عرب خوزستان بود که با ورودش به خاک کشورمان، بتواند به نفع خود و علیه ما آنان را وارد صحنه کرده و امتیاز سیاسی کسب کند. همزمان با انفجار لوله های نفت، قطارها و اماکن عمومی، ارتش عراق مشغول جاده سازی در مرزها، ساختن پاسگاهها و پایگاههای مورد لزوم و برپا کردن استحکامات و کار روی نیروهای مسلح برای آماده و تکمیل نجهیزات جنگی خود بود و در طرف مقابل، وضعیت نیروهای خودی نیز قابل توضیح است.
درباره سازمان و توان رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران، می توان گفت که پس از قطع وابستگیهایی که تا عمق استخوان ارتش طاغوت نفوذ کرده بود و نیز تصفیه امرای خائن و سرسپرده آن، نوعی از هم گسیختگی در مجموعه این تشکیلات به وجود آمد. و از طرفی شرایط خاص ابتدای انقلاب سبب شده که مرحله دگرگونی و عبور ارتش از دوران انتقال، از ارتش شاه به ارتش اسلام آن چنان که باید، نگرفته و کار بکندی پیش رود. بعدها با حذف بی صدر، زمانی که حاکمیت خط امام بر ارتش امکان پذیر شد، دیدیم که به چند نحو تحولات در ارتش آغاز گشت.
از طرفی دیگر، سپاه نیز به طور دائم درگیر با ضدانقلاب بود و فرصت نفس کشیدن برای برپایی یک تشکیلات سازمانی که بتواند جلو تهاجمی نظیر حمله عراق را بگیرد، پیدا نکرده بود و همچنین برخی خطوط حاکم بر کشور (گروههای لیبرال) برخوردشان با سپاه طوری بود که بیشتر به فکر تضعیف و مسخ هویت آن بودند.
وضع بسیج مبهم بود و با وجودی که خود سپاه، تشکیلات اولیه بسیج را سازماندهی کرده بود، تا مدتها این کشمکش وجود داشت که بسیج به سپاه وابسته باشد یا نه؟ در هر گوشه ای، نیرویی آموزش بسیج را بدون سازمان و تشکیلات مناسبی به عهده داشت. اما بعدها با تلاش فراوان سپاه و همت بعضی عناصر خط امام، بسیج زیر نظر سپاه قرار گرفت.
با این مقدمات، ارتش آماده و مجهز عراق، تهاجم خودش را به سراسر مرز ایران آغاز کرد و طبیعی بود که در مراحل ابتدایی، موفق شود پیروزیهایی را کسب و مناطق وسیعی از خاک جمهوری اسلامی را به اشغال خود درآورد.
درگیریهایی عراق در تاریخ ۱۴/۶/۱۳۵۹ در غرب شروع شد، اما در ۳۱ شهریورماه سال ۱۳۵۹ جنگ از سوی عراق رسماَ آغاز گردید.
عل رغم ضعف بسیار در تشکیلات نظامی کشور، مردم، با حضور گسترده و روحیه ای قوی و انقلابی خود، ماشین جنگی عراق را مجبور کرد تا پیشروی خود را متوقف کند و در همان اوایل جنگ، زمینگیر شود و حتی از بعضی مناطق هم عقب نشینی نماید. جنگ نیروی ایمان با تانک و زره پوش بود که در واقع همچنین، عامل اصلی توقف عراق محسوب می شد. در این رابطه، حماسه مقاومت در خرمشهر که حدود یک ماه به طول انجامید، قابل ذکر است. در ادامه جنگ شیوه برخورد با دشمن متجاوز متفاوت بود و در صحنه رزم، اشکال مختلفی آزمایش شد و سرانجام موقعیت جنگ چریکی و نامنظم که متکی به نیروی مردمی و افراد مومن بود، نشان داد که جنگ کلاسیک در برابر ارتش قوی و کلاسیک، کارایی ندارد. در نتیجه، مقطع اول، به این صورت و با انجام عملیاتهای محدود موفقیت آمیز که ضمن کسب تجربه، زمینه پیشرفتهای بعدی را فراهم کرده بود، گذشت.
● آزادسازی مناطق اشغالی
همان طور که گفته شد، نیروی تعیین کننده در مقطع اول جنگ، نیروهای مردمی بسیج و سپاه بودند، مقابله نیروهای مردمی با تهاجم عراق و کسب تجربه از یک طرف و از طرف دیگر، به وجود آمدن تغییراتی اساسی در ارتش جمهوری اسلامی و محدود شدن دست عناصری چون «مدنی »ها و «بنی صدر»ها از جنگ، جبهه های جنگ را دستخوش تغییراتی اساسی نمود.
نزدیکی ارتش و سپاه و توجه بیشتر مسؤولان نظام، جنگ ابعاد وسیعتری یافت که آغاز در لبیک به پیام رهبر کبیر انقلاب، در عملیات «ثامن الائمه» متجلی گشت.
عملیات ثامن الائمه (در تاریخ ۵/۷/۶۰) که با هدف شکستن حصر آبادان همراه بود، آغازی بود برای وسعت بخشیدن به جنگ، در راستای بیرون راندن متجاوزین از خاک جمهوری اسلامی، پیروزی رزمندگان در عملیات ثامن الائمه، از یک طرف موجب تقویت روحیه نیروهای خودی بود و از طرفی برای ارتش، مانند شوکی بود که تا آن زمان، انتظار چنین برخوردهایی را از مردم تازه انقلاب کرده نداشت. تا جایی که ابهام پیرامون آینده جنگ، آنان را به تقاضای صلح و پایان جنگ ترغیب کرد. اما مسؤولان نظام جمهوری اسلامی، با موضعی قاطع در برابر هیاتهای صلح، اعلام کردند که ما سرنوشت جنگ را در میدان جنگ تعیین می کنیم. عملیات ثامن الائمه نشان داد که ما می توانیم عملیات گسترده و موفق انجام دهیم. بنابراین استراتژی مشخصی برای جنگ تعیین شد که هدف آن، سقوط صدام یا پذیرش شرایط عادلانه، انسانی و اسلامی ما از طرف عراق و حامیانش بود.
بر این اساس، طراحیهای انجام شد و بر مبنای آنها عملیاتهای وسیع و موفقی چون «طریق القدس» (در تاریخ ۱۰/۲/۶۱) انجام شد و در چندماه، علی رغم وسعت عملیاتها، رزمندگان اسلام موفق شدند مناطق وسیعی از سرزمینهای اشغالی، از جمله «بستان» و «خرمشهر» را باز پس گرفته و تلفات زیادی را بر ارتش عراق وارد سازند.
● ورود به خاک عراق
پس از پایان عملیات بیت المقدس و انهدام وسیع نیروهای عراق، رژیم صدام در یک هماهنگی و همفکری نزدیک با امریکا، طرح جدیدی را در دستور کار قرار داد و آن، مظلوم نمایی به جای رجزخوانی در تبلیغات بود. عقب نشینی از برخی مناطق غرب و استقرار در خطوط پدافندی نزدیک مرز خویش، از جمله اقدامهای صدام برای جلوگیری از تلفات بیشتر بود. همزمان با این اقدامها و در تکمیل آن، امریکا توسط اسرائیل، درصدد سرکوب مسلمانان جنوب لبنان و فلسطینان برآمد. البته ما هم تا مدتی در دام طرح هماهنگی امریکا به اسرائیل و رژیم بعثی عراق افتادیم. و از دامه جنگ غلفت ورزیدیم و به وقایع لبنان مشغول شدیم، ولی هشدار حضرت امام (ره)، جو کاذبی را که باری خود ساخته بودیم، شکست.
ادامه جنگ، مستلزم ورود خاک دشمن بود. گذشته از مرزهای بین المللی و ورود به خاک دشمن، پس از دفع تجاوز، امری بود که از نظر اعتقادی برای رزمندگان اسلام، ابهامی در بر نداشت؛ زیرا که عقب نشینی سراسری دشمن، در پی شکستهای سنگینی که متحمل شده بودند به منظور معطل کردن ایران، ایجاد شرایط نه صلح و نه جنگ و حاکم ساختن وضعیت فرسایشی در جنگ صورت گرفت.
لازمه حفظ و گسترش ابتکار عمل و برخورداری از روحیه تهاجمی برای اعاده حقوق جمهوری اسلام، شرایطی بود که اواسط جنگ و ورود به خاک عراق را امکانپذیر می کرد، لذا دلایل زیر برای ورود به خاک عراق مطرح بود:
۱) کشورهای مرتجع منطقه، موقعیت را مغتنم شمرده، طی نامه هایی که با مسؤولان جمهوری اسلامی رد و بدل کردند، در عمل حق جمهوری اسلامی را نادیده گرفته، نسبت به موقعیت مرز ایران، از خود بی اعتنایی نشان می دادند. ورود به خاک عراق، که در حقیقت با هدف پایان دادن به این گونه برخوردها بود.
۲) تنبیه صدام به عنوان متجاوز
۳) تبیین استراتژی «راه قدس از کربلا می گذرد» توسط حضرت امام خمینی (ره)، با اینکه سیر ادامه جنگ از طرف جمهوری اسلامی، با قدرت پیگیری و عملیات رمضان در شرق بصره آغازگر آن بود. در این فاصله، عراق که پس از شکست خرمشهر، اقدام به عقب نشینی کرده بود، موفق شد با استقرار در مواضع مستحکم، موانع و استحکامات شدیدی را ایجاد و خود را برای دفاع در برابر حمله های رزمندگان اسلام آماده کند و در این راستا، وجود کارشناسان خارجی و امکانات ناشی از کمکهای کشورهای منطقه، و ...، تاثیر فراوانی در تقویت ارتش عراق داشت. نیروهای خودی در عملیات رمضان، علی رغم وارد ساختن تلفات سنگین به ارتش دشمن موفق نشدند که زمین قابل توجهی را تصرف نمایند، چرا که ارتش عراق با کاربرد شیوه های جدید، وضعیت متفاوتی را نسبت به قبل ایجاد کرده بود.
عملیات رمضان تجارب جدیدی را برای رزمندگان اسلام در پی داشت. از این پس به دلیل لزوم گسترش توان رزمی و کسب آمادگی های لازم به منظور ادامه جنگ تا کسب نتایج قطعی از سوی جمهوری اسلامی، زمان مناسب و فرصت کافی مورد نیاز بود. در عین حال، برای جلوگیری از رکود عملیاتهای محدودی پیش بینی شد؛ که عبارت بودند از:
ـ مسلم بن عقیل (۹/۸/۶۱) در محور سومار،
ـ محرم (۱۰/۱۱/۶۱) در غرب عین خوش،
ـ والفجر مقدماتی و ۱ (۱۱/۱۱/۶۱ و ۲۲/۱/۶۲) در محور چزابه و فکه،
ـ والفجر ۲ ( ۲۹/۴/۶۲) در محور حاج عمران
ـ والفجر ۳ (۱۴/۵/۶۲) در محور مهران
ـ والفجر ۴ (۲۸/۷/۶۲) در محور پنجوین،
ـ والفجر ۵ (۲۷/۱۱/۶۲) در محور پنجوین،
ـ والفجر ۶ (۲/۱۲/۶۲) در محور دهلران و مهران.
در پی این عملیات ها پیروزی های ارزشمندی، چه در تصرف مناطقی از خاک دشمن (والفجر ۲و۴)، چه در آزادسازی مناطقی از خاک جمهوری اسلامی (از جمله والفجر ۳ که منجر به آزادسازی مهران شد) و چه در وارد ساختن تلفات بر پیکر ارتش عراق، به دست آمد. پس از آن از سوی سپاه طرح انجام عملیات در هورالهویزه آماده شد و تحت عنوان عملیات «خیبر» انجام گردید. در نتیجه این عملیات، علاوه بر وارد آوردن تلفات زیاد بر عراق، جزایر «مجنون» که از اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی برخوردار بود، به تصرف رزمندگان اسلامی درآمد. اهمیت عملیات «خیبر»، با توجه به تاثیری که در ابعاد خارجی داشت، بیش از پیش جلوه کرد.
پس از این عملیات، فشار اقتصادی و تحریم فروش سلاح به ایران آغاز شد. در مقطع یاد شده، تلاش جدید غرب، بعدی تازه به جنگ بخشید. بدین معنا که پس از عیان شدن ناتوانی نظامی عراق در مقابل حرکتهای غیرقابل پیش بینی و عمده تاکتیهای ویژه رزمندگان، استکبار جهانی به منظور ممانعت از به هم خوردن معامله نظامی حاکم بر جنگ، اقدام به تقویت عراق، با تکنولوژی پیشرفته، بویژه نیروی هوایی، نمود. در پی آن، عراق تلاش فزاینده ای را به منظور تحت الشعاع قرار دادن پیروزیهای نظامی ایران، با دست یازیدن به جنگ نفتکشها در خلیج فارس آغاز کرد. سال بعد، رزمندگان اسلام جنگ در هور را دوباره آزمایش و عملیات گسترده بدر را در تاریخ ۲۰/۱۲/۶۳ آغاز کردند. در این عملیات، علی رغم ناکامی در به دست آوردن اهداف، به انهدام نیروی دشمن قناعت شد و در بعد خارجی، بازتاب فراوانی بر جای گذاشت.
ابعاد و ویژگیهای عملیات بدر، عراق را به عکس العملی غیر از آنچه تا آن زمان در جنگ مرسوم بود، واداشت. بدین معنا که همزمان با عملیات، حمله های هوایی خود به تهران آغاز کرد. دشمن در واقع هدفی را که از به راه اندازی جنگ نفتکشها در خلیج فارس (از نظر اقتصادی) داشت، با تهاجم به شهرهای غیرنظامی، دنبال کرد. در مقطع یاد شده، ضمن اینکه در جهه نیز بمبارانهای وسیع شیمیایی به را انداخت، انتقال جنگ را رزم زمینی به هوا و مناطق مسکونی، نمایانگر شکل جدید در جنگ بود که طبعاً در رویارویی با دشمن در ابعاد جدید تدبیر مقابله به مثل پرتاب موشک به شهرهای عراق، انتخاب و انجام شد.
ترسیم دورنمای جنگ شهرها و سایر فشارهای وارده به جمهوری اسلامی، سبب شد حضرت امام (ره) موضعگیری «جنگ جنگ تا رفع فتنه» را اتخاذ نمایند و با بیان جنگ تا آخرین خانه و آخرین نفر، استراتژی ادامه نبرد را تبیین کردند.
نیروهای نظامی بر تدابیر جدید، مستلزم به طراحی و اجرای عملیاتهای نظامی شدند. در این رابطه، به دلیل شرایط و ویژگیهای خاص جنگ، لازم بود تغییراتی در روند جنگ، در بعد پشتیبانی سازمان رزم، ایجاد شود، تا به دست آمدن شرایط لازم امکان غلبه بر دشمن فراهم آید. به دست آوردن این شرایط، مستلزم زمان بود، لذا بار دیگر انجام عملیات محدود در دستور قرار گرفت. و ظرف چندماه از سال ۱۳۶۴ (پس از عملیات بدر) عملیاتهای متعددی انجام شد.
انجام عملیات محدود که از یک طرف جذب نیروهای مردمی و افزایش تجارب یگانهای عمل کننده را در برداشت، این فرصت را به فرماندهان داد تا مقدمات عملیات مهم و اساسی خود را با این پوشش انجام و برای تصرف «فاو» آماده شوند. منطقه عملیاتی فاو، به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، اهمیت ویژه ای داشت. تسلط بر شمال خلیج فارس، هم مرزی با کشور کویت و وجود منابع و تاسیسات نفتی مهم، از جمله این موارد است.
انجام عملیات والفجر ۸ (۲۰/۱۱/۶۴) و پیروزی در تصرف فاو، در واقع نتیجه یک سری ابتکارها و تدابیری بود که همواره با جایگزین کردن پارامترهایی چون انتخاب نوع زمین، استفاده از اصل غافلگیری و ... به مشکلات و کمبودها فایق آمده و سرانجام پیروزی عظیمی را با حداقل امکانات و در برابر ارتش بمراتب قویتر و مجهزتر به دست آورد و علی رغم تلاش دیوانه وار دشمن در بازپس گیری آن، رزمندگان آن را حفظ نموده شدیدترین ضربات را به پیکر دشمن وارد ساختند، تا جایی که در این زمینه تعبیری چون شکسته شدن کمر ارتش عراق شنیده می شد. اعتراف بعدی دشمن به بیش از ۵۲ هزار کشته عراقی در این عملیات، مبین اهمیت این پیروزی است. عملیات والفجر ۸ بار دیگر صحنه نبرد را به نفع جمهوری اسلامی تغییر داد و در واقع آغازی شد برای دور جدید برتری نسبی خودی در جنگ، که طبعاً دشمنان دچار هراس شده، جمهوری اسلامی ایران را افزایش حمله ها به مراکز اقتصادی، بخصوص جزایر نفتی از جمله خارک، و توطئه های کاهش قیمت نفت، بیشتر در فشار قرار دارند. ارتش عراق که قادر نبود فاو را باز پس گیرد، با اتخاذ استراتژیهای دفاع متحرک، دست به تعرضاتی هر چند ضعیف زد که نقطه اوج این تحرکات، تصرف شهر مهران بود.
رزمندگان اسلام با جدی گرفتن تحرکات دشمن، به مقابله برخاستند. در این میان، عمق جلوگیری از این پیشروی، مناطق مذکور دوباره بازپس گرفته شد و عملیاتهایی چون کربلای ۱ (۹/۴/۶۵) – که منجر به آزادسازی شهر مهران شد- و کربلای ۲ (۹/۶/۶۵)- در منطقه حاج عمران- انجام گرفت بار دیگر امکان ترکتازی از دشمن سلب شد و رزمندگان دوباره ابتکار عمل را در دست گرفتند.
در ادامه کاربرد ابتکارها و نوآوریها در جنگ، از جمله انهدام تاسیسات نفتی «الامیه» در مرکز خلیج فارس طی عملیات کربلای ۳، بار دیگر در سال ۱۳۶۵ جمهوری اسلامی عامل جدیدی را وارد صحنه نبرد کرد که رژیم عراق را درگیر معضل تازه ای ساخت. جنگ نامنظم در عمق خاک عراق- در جبهه های غرب و شمال غرب- به عنوان یک حرکت جدید، جنگ را وارد ابعادی فراتر از گذشته کرد و جمهوری اسلامی را به طور مستقیم در معادلات داخلی عراق دخیل کرد. اتحادیه میهنی کردستان عراق که بخش وسیعی از منطقه کردنشین شمال عراق را تحت نفوذ و تسلط دارد، پس از ناامید شدن از مذاکره با صدام، دوباره سیاستی قهرآمیز علیه رژیم عراق اتخاذ کرد و تمایل زیادی برای نزدیکی بیشتر با جمهوری اسلامی ایران نشان داد. از طرفی، سپاه پاسداران، با تشکیل قرارگاه «رمضان» به برنامه ریزی حرکت نامنظم در داخل عراق پرداخته بودند و همکاری این اتحادیه، می توانست در راستای حرکت قرارگاه رمضان مفید و موثر باشد. کوهستانها و تاسیسات نفتی کرکوک، میدان این آزمایش و آغاز این حرکت بود که در قالب عملیات فتح ۱ شکل گرفت و نتیجه ای بسیار مثبت داشت. از یک سو، قابلیت، کارآیی و شجاعت نیروهای نامنظم سپاه از سوی دیگر، توانایی و میزان کارآیی اتحادیه، در این همکاری مشخص شد.
در عملیات فتح ۱ که با مقدماتی بس دشوار توام بود، رزمندگان موفق شدند ضمن انتقال سلاحهایی چون خمپاره و مینی کاتیوشا به عمق مواضع دشمن، تاسیسات و مراکز مهم کرکوک را از نزدیک زیر گلوله گرفته و خسارتهای قابل توجهی به رژیم بعثی وارد کردند. دشمن تصور می کرد این حرکت از سوی هواپیماهای جمهوری اسلامی انجام گرفته و حضور چنین نیرویی در عمق خاک خود را تصور نمی کرد.
به هر حال عملیات فتح ۱ و پیروزی آن، مقدمه ای بر عملیات دیگر والفجر در عمق خاک دشمن شد و سرانجام تهدید جدی دشمن از این ناحیه. در خلال حرکتهای محدود، طراحی عملیات اصلی، بعد از والفجر ۸ آغاز شده بود و این بار حرکتی گسترده در منطقه «ابوالخصیب» و «شلمچه» در دستور کار قرار گرفت. پس از نزدیک به هشت ماه تلاش بی وقفه در کسب شرایط و آمادگی لازم، عملیات کربلای ۴ (۳/۱۰/۶۵) با عبور از اروندرود به اجرا درآمد. این عملیات در جنوب خرمشهر و با اهدافی چون ابوالخصیب انجام گرفت؛ اما به دلیل وجود مشکلات عدیده و همچنین هوشیاری دشمن، نیروهای اسلام موفق به حفظ مناطق متفرقه نشده، بناچار پس از انهدام دشمن، به مواضع اولیه بازگشتند.
انجام عملیات کربلای ۵ در محور شلمچه که در تاریخ (۱۹/۱۰/۶۵) پانزده روز پس از عملیات کربلای ۴، آغاز شد، تا اندازه ای زیادی انتظارات مردم را برآورده کرد؛ زیرا این عملیات با بیش از پانزده شبانه روز درگیری مداوم، مقاومت و جنگندگی نیروهای اسلام در شرایط بسیار مشکل منطقه و در هم پیچیده شدن دژهای مستحکم- و به رغم خودآنان غیر قابل نفوذ- دشمن، یکی از بزرگترین نبردهای تمام دوران جنگ تحمیلی محسوب می شود. اما بیشتر از انعکاس داخلی، اهمیت مطلب در نزد کارشناسان و تحلیلگران نظامی، بازگو کننده عظمت کاری است که در کربلای ۵ و منطقه شلمچه انجام گرفت. گذشته از نقش اساسی عملیات کربلای ۵ در پیدایش یک امکان جدید، برای اجرای آتش حجیم و پی درپی روی شهر بصره- همزمان با جنگ شهرها- تلاش و انهدام قسمت دیگری از ارتش عراق، حتی وسیعتر از عملیات فاو، از جمله دستاوردهای مهم نظامی کربلای ۵ است. بازتاب عملیات کربلای ۵ در ابعاد خارجی، بسیار گسترده بود.
عراق می دید که در مهمترین جبهه، شکستهایی را متحمل شده و رزمندگان اسلام به بصره نزدیکتر می شوند، به جنگ شهرها و حمله های هوایی خود به مراکز اقتصادی در دریا شدت بخشید و از یکطرف کشورهای منطقه و همین طور ابرقدرتهای شرق و غرب، در صدد برآمدند مقدمات آتش بس را به منظور جلوگیری از ادامه پیشروی نیروهای جمهوری اسلامی آماده کنند و از طرف دیگر، اقدام به حضور گسترده تر از پیش در خلیج فارس و درگیریهایی به بهانه حمایت از نفتکشها نمودند.
پس از عملیات والفجر ۸، بخصوص عملیات اخیر در شلمچه (کربلای ۵)، مساله جنگ در دریا، اهمیت خاصی پیدا کرد و به دلیل آنکه حمله ةای عراق افزایش چشمگیری پیدا کرد، به گونه ای که سیاستمداران نظام را دچار اختلال می کرد، از این رو جمهوری اسلامی تصمیم گرفت که با مساله دریا، فعالتر برخورد نماید، که به دنبال آن ماموریت مقابله به مثل، به طور جدیتر، به نیروی دریای سپاه و ارتش واگذار شد. در این بین، نیروی دریای نوپای سپاه، نقش فعالتری را- به دلیل دارا بودن ویژگیهای خاص- برخوردار بود.
پس از این مقطع کوتاه، به دنبال تصمیم امریکا مبنی بر اسکورت نفتکشهای کویتی و اعلام حضور در خلیج فارس و نیز نصب پرچم شوروی سابق روی نفتکش کویتی، جنگ خلیج فارس شکل حادتری به خود گرفت و عملاً عملیاتهای زمینی تحت الشعاع درگیری های دریایی قرار گرفت.
مرحله دوم این مقطع، درگیری تام و تمام نظام با امریکا بود. تا اینکه در تاریخ ۲/۵/۶۶ پس از ورود امریکا به خلیج فارس، کشتی امریکایی «بریجتون» آسیب دید. پس از حادثه بریجتون، امریکا در صدد تلافی برآمد و نیروهای ایران درگیر شد. اما در ادامه عملیات زمینی، باید گفت که پس از عملیات کربلای ۵ و انجام حرکتهایی در ادامه و تثبیت آن، فرماندهان نظامی دریافتند که به طور موقت ادامه جنگ به جبهه های جنوب، نتیجه ای نخواهد داشت، لذا متوجه جبهه های غرب شدند و البته زمینه ةای آن با انجام عملیاتهایی چون فتح و همکاری با گروههای معارض عراقی، تا حدودی ایجاد شده بود. در نتیجه، یگانهای سپاه، به غرب منتقل و عملیات کربلای ۱۰/ (۴/۲/۶۶) به عنوان اولین حرکت، با اهدافی مشخص در محور «مامووت» انجام گرفت.
در همین سال، نیروی بعثی با بهره گیری از عوامل مزدور مناطق، جبهه های جدیدی را در برابر سپاه اسلام، در نقاط مختلف مرزی گشودند. انجام چند حرکت نظامی مشترک توسط عراق و منافقان در جنوب و مهران، همراه با جاسوسی گسترده منافقان و اقدامهای این گروهک خبیث به عنوان ستون پنجم دشمن، از ویژگیهای طرحهای استکبار در این دوره است.
عملیاتهای نصر ۴ (۲/۴/۶۶) نصر ۸ (۲۴/۷/۶۶) و بیت المدقس ۲ (۲۴/۱۰/۶۶) که بعضاً در اوج سرما و یخبندان انجام می گرفت، منجر به تصرف شهر مامووت و تسلط بر مناطق مهم و استراتژیک گشت و چشم انداز مناسبی را برای ادامه جنگ در این محور ایجاد نمود که البته در ادامه، به دلیل موانع طبیعی و بروز مشکلات عدیده این حرکت کند شد.
در همین راستا و برای ایجاد گشایش در جبهه مامووت، منطقه حلبچه مورد توجه قرار گرفت، که طرحی با نام والفجر ۱۰ (۲۲/۱۲/۶۶) به اجرا در آمد. نیروهای خودی در عملیات ۱۰ علی رغم وجود سرما و یخبندان، با اتخاذ تدابیری مبتنی بر کسب تجارب جدید، موفق شدند ضمن تصرف منطقه ای وسیع از خاک عراق، شهرهای حلبچه «سیدصادق» و «خورمال» را آزاد و شمار زیادی از دشمن را نابود کرده یا به اسارت گرفتند. در این عملیات، یکی از فجیع ترین اقدامها از سوی دشمن بعث عراق انجام شد و آن بمباران وسیع شیمیایی شهر حلبچه و اطراف آن بود که منجر به کشته شدن هزاران نفر از مردم بی گناه حلبچه گردید.
● تعرض عراق- پذیرش قطعنامه
اساساً فرماندهان نظامی به دلیل دو هدف اساسی، دست به تغییر استراتژی نظامی و انتقال جنگ از جنوب به غرب زدند؛ یکی داشتن اهدافی مهم در جبهه های غرب کشور و امکان استفاده از ابتکارهای جدید و بخصوص به کارگیری نیروهای معارض عراقی و دیگری جاکن کردن دشمن از جبهه های جنوب. اقدامها و تحولات پایانی جنگ نشان داد که ارتش عراق نیز تدابیری برای خود اندیشیده و در مواقعی در دام نیروهای جمهوری اسلامی نیفتاده است. در واقع عراق از جنوب جاکن نشد؛ بلکه ارتش عراق بنا بر تجارب به دست آمده، بخصوص پس از کسب تجربه ای در حرکتهای موسوم به «استراتژی دفاع متحرک» برنامه ریزی دراز مدتی را که پس از والفجر ۸ آغاز کرده بود.
با انجام عملیات والفجر ۱۰ از طرف جمهوری اسلامی و اشتغال یگانهای اصلی ما در آن منطقه، ارتش عراق علی رغم انتظار ما به جای صرف نیروی خود در حلبچه، مهیای انجام تعرضی در وافر شد که در نهایت به دلیل زیادی، از جمله کمکهای خارجی و به کارگیری وسیع سلاح شیمیایی، منجر به باز پس گیری فاو شد (۲۸/۱/۶۷). ارتش عراق با این حرکت موفقیت آمیز و با کسب روحیه، برای بدست آوردن ابتکار عمل و به انفعال کشاندن نیروهای جمهوری اسلامی، به عملیاتهای خود ادامه داد که از آن جمله در محور شلمچه (۴/۳/۶۷) دست به پیشروی زد و در فواصل کوتاهی، به منطقه ماووت (۲۱/۳/۶۷) و مهران (۲۹/۳/۶۷) تعرضاتی کرد.
نیروهای خودی، به دلیل بروز مشکلات متعدد، فاقد حرکات کافی در برخورد با دشمن بودند.، و برای کسب حداقل توان، بناچار عقب نشینی از ماووت و حلبچه را در دستور کار خود قرار دادند. تا از تعرضات دشمن و تصرف مجدد خاک جمهوری اسلامی جلوگیری شود. ارتش عراق نیز به تعرضات خود ادامه داد. جزیره مجنون را در تاریخ ۴/۴/۶۷ گرفت و ارتفاعات شاخ شمیران و ... را نیز تصرف کرد. عراق به اینها اکتفا نکرد؛ بلکه تعرضات خود را وسعت داد و از این پس، در محورهای شمال خرمشهر و جنوب اهواز، همچنین در دشت عباس، اقدام به پیشروی گسترده ای نمود.
ایجاد روحیه ای تازه در بین مردم، بار دیگر سیل مردم را به جبهه در پی داشت بار دیگر. حضور گسترده مردم و مقاومت آنان، نه تنها مانع از ادامه پیشروی دشمن شد؛ که او را وادار به عقب نشینی نیز نمود. در عین حال موضوع بمبارانهای وسیع شیمیایی جبهه خودی توسط دشمن بعثی استمرار داشت. امریکا در خلیج فارس (ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران و شهادت ۲۹۰ انسان بی گناه) ابعاد وحشتناکی به خود گرفت. در کنار آن، اخبار دیگری که جسته و گریخته به دست مسؤولان نظام می رسید، ضرورت بازنگری اساسی نسبت به استراتژی ادامه نبرد نظامی را مطرح ساخت. بر همین اساس بود که سرانجام به دنبال جمع بندی نظرات مسؤولان جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام (ره) پذیرش قطعنامه ۵۹۸ را مبنی بر آغاز آتش بس بین ایران و عراق اعلام کرد.
توطئه هماهنگ عراق و ابرقدرتها در ادامه جنگ، علی رغم پذیرش قطعنامه ۵۹۸ ادامه یافت و این بار با حرکتهای نظامی منافقان در محور قصر شیرین و اسلام آباد متجلی شد، که در نهایت برخورد قاطع نیروهای اسلام، سبب شد تا ضمن انهدام وسیعی از منافقان، نه تنها این توطئه بشدت سرکوب شود؛ بلکه به نیروهای دشمن تفهیم گردد که هرگونه ماجراجویی تازه، گرداب جدیدی همانند سالهای آغاز جنگ برای آنان ایجاد خواهد کرد.
تعامل سپاه و ارتش در 8 سال دفاع مقدس
مراحل مختلف هماهنگی و تعامل بین رزمندگان، در دوران دفاع مقدس به طور کلی در طول هشت سال دفاع مقدس،سه ...
مراحل مختلف هماهنگی و تعامل بین رزمندگان، در دوران دفاع مقدس به طور کلی در طول هشت سال دفاع مقدس،سه دوره متفاوت و اساسی – به لحاظ الگوی تعامل و همکاری فی مابین ارتش و سپاه – در سیستم فرماندهی و مدیریت دفاعی جمهوری اسلامی ایران وجود داشته است.
سرلشکر پاسدار غلامعلی رشید (جانشین رییس ستاد کل نیروهای مسلح) در یک جمع بندی کلی، ضمن تشریح چگونگی ایجاد هماهنگی بین نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران (ارتش و سپاه) در سالهای دفاع مقدس، این تعامل و هماهنگی ها را به سه دوره مشخص (به شرح زیر) تقسیم بندی کرده است:
دوره اول (حاکمیت تفکر بنی صدر)
اولین دوره فرماندهی و مدیریت رزمندگان اسلام در دفاع مقدس؛ از آغاز جنگ تحمیلی تا زمان سقوط و فرار بنی صدر (یعنی 10 ماهه اول جنگ) است.
در این مدت، ارتش جمهوری اسلامی ایران مسوولیت مستقیم فرماندهی و اداره امور جنگ و هدایت عملیات در صحنه های نبرد را عهده دار بود.
این دوره که از شهریور ماه سال 1359 تا پایان خرداد سال 1360 را در برمی گیرد سپاه پاسداران هیچ نقشی در فرماندهی و هدایت عملیات رزمندگان در صحنه های جنگ را نداشت.
اساسا این مقطع، دوره ای بود که به لحاظ استراتژی و تفکر بنی صدر، سپاه پاسداران و نیروهای مردمی و حزب الهی نقشی نداشتند. چون هدف اصلی بنی صدر، حذف رقیب (یعنی سپاه پاسداران) از عرصه مسائل سیاسی بود.
حضور سپاه پاسداران و جدی گرفتن نقش این نیروی تازه نفس در جنگ و دفاع، خلاف مبانی فکری و استراتژی بنی صدر بود. لذا عمده عقب نشینی ها و شکست ها و اینکه در آن زمان هیچ عملیات بزرگ و منطقی علیه نیروهای م***** صورت نگرفت، از عملکرد این دوره است.
دوره دوم (اجرای الگوی دو فرماندهی)
این دوره از مهرماه سال 1360 تا پایان 1363 است. که تقریبا برای مدت سه الی سه و نیم سال، سیستم دفاعی و عملیاتی جمهوری اسلامی ایران، است. یعنی در این دوره سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و ارتش جمهوری اسلامی ایران، تعامل و همکاری متقابل و مشترکی داشتند و اساسا "الگوی دو فرماندهی" حاکم بود. هیچ نیرویی (ارتش و سپاه) بر دیگری فرماندهی نداشت، جز در صحنه عملیات و در رده "گردان" که سپاه پاسداران فرمانده و میدان دار جنگ بود.
در همین راستا، توافقی فی مابین امیر شهید علی صیاد شیرازی (فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران) و سردار محسن رضایی (فرمانده وقت کل سپاه پاسداران) به عمل آمد و این توافقنامه در تاریخ 6/12/60 (یعنی 21 روز قبل از آغاز عملیات فتح المبین) تنظیم و امضاء شد و برابر مفاد "بند پنجم" این توافقنامه با دو امضاء (امیر شهید صیاد شیرازی و سردار محسن رضایی) تصویب و جهت اجرا ابلاغ گردید. لازم به ذکر است، تصور این سند مهم و باارزش، در یگان های ذیربط ارتش و سپاه پاسداران، موجود است.
همچنین در اواخر سال 1361، موضوع ایجاد قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) (به عنوان مرکز فرماندهی عملیات) مطرح شد، و نام مبارک خاتم الانبیاء(ص) توسط سردار "غلامعلی رشید" برای این قرارگاه پیشنهاد گردید.
پیش از فعال شدن قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص)،خصوصا در سال دوم جنگ (از مهر ماه سال 1360 تا دی ماه 1361) عملیات های پیروزمند چهارگانه ای (شامل: ثامن الائمه(ع)، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس) به طور مشترک توسط رزمندگان ارتش و سپاه پاسداران اجرا شد. عملیات رزمندگان در این دوره،تحت نظارت "قرارگاه مرکزی کربلا" انجام می شد و این قرارگاه نیز تحت فرماندهی و هدایت مشترک "ارتش و سپاه" عمل می کرد.
در همین زمینه،در کتاب عملیات طریق القدس(ص 89)، از انتشارات سازمان حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس ارتش جمهوری اسلامی ایران (چاپ اول 79) چنین آمده است:
"سرهنگ علی صیاد شیرازی (فرمانده وقت نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران) به عملکرد سپاه پاسداران اعتقاد فراوان داشت و همکاری ارتش و سپاه را ترکیب مقدس نیروهای اسلام می نامید.
لذا در روز 7/9/60 - یعنی یک روز قبل از اجرای عملیات طریق القدس – طی امریه ای که فرماندهی نیروی زمینی ارتش و قرارگاه عملیاتی کربلا 1 (طریق القدس) ابلاغ کرد و قسمت هایی از آن عینا درج می شود، مسئله هماهنگی (به ویژه هماهنگی در تصمیم گیری ها) را مشخص کرده اند.
امیر شهید صیاد شیرازی می گوید: نکاتی که برمبنای تصمیم گیری های جلسه مشترک مرکب از فرماندهان نظامی سپاه پاسداران در حضور من و فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی "برادر محسن رضایی" به عمل آمده به این شرح ابلاغ می گردد:
نحوه فرماندهی یگان ها
الف: فرماندهی نیروهای هجوم کننده که اکثرا برادران سپاه پاسداران بوده و یا ترکیبی از پیاده ارتش و سپاه بوده، به عهده برادران سپاه است.
ب: فرماندهی نیروهای زرهی و مکانیزه به عهده فرماندهی نظامی خود بوده ولی باید طبق تدبیر عملیاتی، به موازات پیشروی نیروهای هجومی، در نگهداری زمین های پاکسازی شده و پشتیبانی یگان های در خط، کوشش کند.
پ: فرماندهی عمومی یگان های عمل کننده در محدوده تیپ های 1 و2 زرهی (لشکر 16) و تیپ 3 زرهی (لشکر 92)،به عهده فرمانده تیپ های مربوطه است.
دوره سوم (استقلال عمل ارتش و سپاه)
در این دوره، سیستم فرماندهی و اداره امور جنگ و دفاع، در ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران کاملا جداگانه و مستقل بود. ارتش و سپاه حتی در مناطق و صحنه های عملیاتی نیز جدا از هم، با نیروهای دشمن می جنگیدند. این دوره و روش فرماندهی و اجرای عملیات علیه دشمن، "از آغاز سال 64 تا پایان جنگ" به مدت "سه و نیم سال" اجرا شد.
در این دوره از سیکل مدیریت و فرماندهی رزمندگان اسلام، حاکم بوده است. همانند زمان اجرای عملیات والفجر 8 (آزادسازی بندر فاو عراق) که سپاه پاسداران به طور مستقل می جنگید و ارتش نیز در منطقه شلمچه به جنگ با م*****ین می پرداخت.
همچنین اجرای عملیات "کربلای 5" که به طور مستقل توسط سازمان رزم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در جنوب اجرا می شد؛ ارتش نیز در زمین دیگری از مناطق غرب کشور، عملیاتی تحت عنوان "کربلای 6 را اجرا می کرد. بنابراین در این دوره، پیروزی های درخشان توسط مدافعان ایران اسلامی (اعم از ارتش و سپاه) کسب شد.
لازم به ذکر است، طی دوره سوم تعامل و هماهنگی بین ارتش و سپاه در دوران دفاع مقدس، قرارگاه مرکزی خاتم الانبیاء(ص) حضور فعال داشت و در مواقع لزوم به ارتش جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران دستور می داد که در رابطه با موضوعات مختلف، به یکدیگر کمک کنند و این کمک ها نیز صورت می گرفت، از جمله در امور:
- شناسایی محورها و مناطق عملیاتی دشمن؛ جمع آوری و ارائه اطلاعات لازم به نیروی عمل کننده
- تهیه و اجرای آتش پشتیبانی رزمندگان، در زمان عملیات علیه دشمن
- اجرای اقدامات مربوط به خنثی سازی و پاکسازی میادین مین
- تامین یا کمک در جهت ارائه خدمات درمانی و بهداری
- تامین یا کمک در جهت انجام عملیات مهندسی رزمی
- واگذاری بخش هایی از امکانات موردنیاز یگان ها و ....
با امر رهبرم که ز رهبرم موید است
دیگر به جنس خارجیان رو نمی کنیم
ما حامیان کار و تلاش مضاعفیم
با تنبلی و سست شدن خو نمی کنیم
در نزد خدا و خلق تکریم شویم
فرمود ز تولید حمایت کنیم
تا شاهد مرگ طرح تحریم شویم
ساقیا آمدن عید مبارک بادت
وان مواعید که دادی مرواد از یادت
هزار و سیصد و نود و یکمین سال گردش زمین به دور خورشید پس از هجرت پیامبر گرامی اسلام و سال حمایت از تولیدات ملی و بومی و فرهنگی مبارک
بیست و دوم بهمن مبارکباد
آسیب شناسی جریان بیداری اسلامی
نویسنده این مقاله دکتر علی باقی نصرآبادی است. لطفا در صورت کپی کردن، نام نویسنده را حتما ذکر کنید.
امشب می خواهیم در مورد پیام های عاشورا صحبت کنیم. البته ممکنه که این صحبت ها برامون تکراری باشه ولی عاشورا 1400 ساله که تکرار می شه آیا ملال آوره؟ اتفاق برعکس هر سال همه وقتی عاشورا نزدیک میشه منتظرن تا دوباره عزاداری پرشورتری راه بندازند. یا ما در روز چند مرتبه نماز می خونیم. آیا ملال آوره؟ خیر چون با خدا صحبت می کنیم. کسیکه این جوریه و می خواد زودتر نمازش رو تمام کنه باید یه فکری به حال خودش بکنه دیگه. ما چند بار ماجرای روز عاشورا رو شنیدیم. آیا خسته می شیم؟ تو هر جلسه که یک جور تعریف نمی کنن یا اینکه امام حسین که عوض نمیشه که. تو هر جلسه دارن همون داستان رو تعریف می کنن. اما عاشورا تکراری و خسته آور نیست چون در اون عشق وجود داره.
یکی از پیام های عاشورا، هشدار است، هشدار به مردم. یک زنگ خطر برای مردم.
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید.
غدیر، عاشورا، انتظار
اشاره : سال دهم هجری است؛ پیامبر(ص) در بازگشت از حجه الوداع، در غدیر خم، علی را به امامت بعد از خود برگزیده؛ حدود سه ماه بعد رسول خدا (ص) چشم از این جهان فرو می بندد. عده ای به دنبال توطئه اند و در سقیفه تجمع کرده اند. انحرافی در شریعت و انشقاقی میان مسلمین در حال شکل گیری است. فاطمه(س) در همان ماه های اول پس از رحلت پدرش به شهادت می رسد. قلمرو سرزمین اسلامی در بسیاری از کشورهای اطراف گسترده شده و معاویه سالهاست که در منطقه شام، نوع جدیدی از دین را بنیان نهاده. اکنون، علی(ع) نیز پس از حدود 5 سال حکومت و رخ دادن جنگ های داخلی مسلمانان شهید شده است و این در حالی است که هنوز فقط 30 سال از حجه الوداع می گذرد. یاران امام حسن(ع) او را تنها گذاشته اند و او را مجبور به پذیرش صلح نامه کرده اند. ده سال از زیرپا گذاشتن صلح نامه توسط معاویه و شهادت امام حسن(ع) می گذرد و اکنون یزید پا به عرصه قدرت نهاده و سرانجام در سال 61 هجری، حسین(ع) و یارانش حماسه آفرینی می کنند. تاریخ می گذرد و همچنان تکرار می شود؛ 8 گل دیگر از آل محمد پرپر می شوند تا سرانجام در سال 255، آخرین ذخیره عترت نبوی پا به عرصه وجود می نهد و 5 سال بعد غیبت صغری آغاز می شود. 69 سال سپری می شود تا امام زمان در نامه ای به آخرین نایبش، شروع عصر جدیدی از غیبت را ندا می دهد؛ غیبت کبری.
چه اتفاقی افتاده؟ مگر بین 18 ذی الحجه سال 10 هجری (عیدغدیر) و 28 صفر سال 11 هجری (روز رحلت پیامبر) چند روز فاصله هست؟ چیزی حدود 3 ماه؛ یعنی مردم اینقدر کم حافظه شده بودند که همه چیز را فراموش کردند؟ آن وقت طی حدود دو ماه پس از رحلت پیامبر کار به جاییکه می کشد که نه تنها به حرف پیامبر در مورد جانشینی عمل نمی شود بلکه تک دختر پاره تن پیامبر هم به شهادت می رسد. چه طوری این همه اتفاق در حال وقوع بوده و مردم ساکت بودند؟ آیا از چیزی می ترسیدند که اقدامی نمی کردند؟ یا نه اصلا پیامبر و حرف های ایشان را قبول نداشتند و مسلمانان دروغین بودند؟ با اینکه به همه اصول خود پشت پا زده بودند؟ اصلا همه ی این حرفها به کنار، چرا صحابه ی نزدیک پیامبر که در روز غدیر اولین کسانی بودند که با علی(ع) بیعت کردند به کلام نبوی جامه عمل نپوشاندند؟ اگر این افراد دست به کار می شدند، مردم هم از آنها پیروی می کردند چون آنها را از بزرگان خود می دانستند؟ پس اشکال کار در همین افراد بوده که یا دچار غفلت یا دارای نفاق و تزویر و حیله گری بودند و همه چیز را برای خود می خواستند؟ تاریخ نشان می دهد که گزینه دوم صحیح است؛ چون اگر دچار غفلت بودند، با آن همه افشاگری های حضرت فاطمه هر کسی از خواب غفلت بیدار می شد.
در طول این سالها وقایع زیادی رخ داد. مردمی که در غدیر با علی بیعت کردند، به خانه نشینی او رضایت دادند، چند سال بعد او را به قدرت رساندند، چند سال بعد از جبهه علی خارج شدند و اورا به شهادت رساندند، به همین طریق امام حسن (ع) و حسین (ع) و بقیه ائمه هم به شهادت رسیدند. درست است که در کنار هر ریزش، رویشی نو قرار دارد و در مقابل دفع شده های از جبهه علی (ع) ، یارانی مصممی همچون عمار، میثم و مالک ظهور کرده بودند اما در وضعیت مسموم آن دوران غلبه با جبهه باطل بود. علت این است که مردم هر جامعه ای دنبال رو بزرگان و معتمدین عموم هستند و اگر این جلوداران آگاهانه یا از روی غفلت به بی راهی بروند، کل جامعه را به آن سو می برند؛ پس وای به روزی که این خواص در دام دنیا طلبی گرفتار شوند، وای به روزی که فکرشان به انحراف برود و بخواهند دین را از دید خودشان تفسیر کنند و وای به روزی که دچار نفاق و تزویر شوند؛ آن هنگام است که برای منفعت خود یا رضایت عده ای خاص حاضر می شوند از موقعیت خود بهره ببرند و عوام را با دورویی و حیله گری به سمت و سویی غیر از صراط مستقیم ببرند و این گناهی نابخشودنی است.
برگردیم به موضوع بحث خودمان؛ امام علی(ع) به شهادت رسید؛ چرا؟ چون معاویه دست به هجمه فرهنگی زد و نرم نرم جنگید، چون زبیر- سیف الاسلام- طلحه الخیر و عایشه- ام المومنین- در نفاق غوطه ور شدند و چون هاله ای غفلت و ناآگاهی در جامعه موج می زد.
این تزویر ادامه می یابد تا 20 سال پس از شهادت امام علی(ع)، نوه پیامبر در کربلا سر بریده می شود و همین عمل به رو شدن دست نفاق کمک می کند. اما نباید فراموش کرد که با روشدن هر نفاقی، فتنه و تزویری سخت تر و پیچیده تر در راه است؛ چراکه منافقین جدید، از منافقین قبلی تبری می جویند و به اعتبار خود می افزایند؛ حال آنکه دل در گرو همان منافقین قبلی دارند؛ پس فضای نفاق سهمگین تر می شود و به همین شیوه بود که حکومت بنی عباس با شعار حمایت از اهل بیت قدرت گرفت اما در عمل به سرکوب آنان می پرداخت.
حالا 1178سال از میلاد آخرین منجی گذشته است و اکنون شیعه، سابقه درک حدود 260 سال سیره ائمه اطهار و تجربه ی تلخ از دست دادن آنها را در پرونده خود دارد تا از وقوع حوادثی مشابه جلوگیری کند. حال خود را در این وضعیت ببینید. ظهور حضرت حجت نزدیک است. آیا خود را برای ظهور او آماده کرده اید؟ از شروط لازم برای ظهور حضرت مهدی، فراهم شدن یاران ایشان و در راس آن 313 نفر است. پس حتما یاران حضرت فراهم نشده است. پس باید خود را آماده کنیم؛ هم باید خودمان را به سطحی برسانیم که توانایی یاری حضرت در شرایط غبار آلود عصر ظهور را داشته باشیم و با تشخیص صحیح و بصیرانه به ایشان بپیوندیم و هم باید تربیت کننده نسلی باشیم که در نبرد بین حق و باطل یاری گر حضرت باشند. انتظار فرج یعنی این؛ نه اینکه دائما دست دعا بلند کنیم که "الهم عجل لولیک الفرج" ؛ چند قطره اشک هم بریزیم که "آقا بیا، بیا و ما را نجات بده"؛ بعد هم سرجایمان بنشینیم و هیچ کاری نکنیم. انتظار باید پویا باشد، انتظار یک عمل است، صرفا یک اندیشه و فکر نیست و برای پایان یافتن این انتظار باید بستر ظهور را فراهم کرد. هر کس باید به وظیفه خود در قبال امامش عمل کند. تک تک افراد جامعه باید تلاش کنند. گام اول در قرن اخیر برداشته شده و نتیجه همین تلاش ها برای فراهم کردن شرایط ظهور بوده که سبب شده جمهوری اسلامی با رهبری ولی فقیه از یک انقلاب اسلامی و مردمی شکل بگیرد. حال باید برای گام های بعدی تلاش کرد. پس ابتدا خودسازی، سپس تلاش برای سازندگی دیگران و سپس باید ابعاد این تلاش را گسترش داد. باید آن را در سطح جهانی مطرح کرد. انقلاب اسلامی باید همه ی دنیا را بیدار کند (یعنی ما باید همه دنیا را بیدار کنیم) تا شرایط ظهور فراهم شود و همه دنیا طالب ظهور منجی و مصلح اخرالزمان باشند و برای آن تلاش کنند. ظهور نزدیک است پس بیایید با تلاش خود، سریعتر به سوی ظهور پیش برویم.
عید غدیر بر شما مبارکباد
غدير، يك مساله هميشگى اسلام است و مخصوص زمان پيامبر(ص) نیست؛ پيامبر(ص) با ماجراى غدير، نشان داد كه باید حكومت صالح بر اساس عدل اسلامى تشكيل داد، چنان كه خودش به تاسيس چنان حكومتى اقدام كرد، و در اواخر عمر، در ماجراى غدير، حضرت على(ع) را كه شايستگى براى احراز مقام رهبرى حكومت صالح اسلامى داشت، نصب نمود؛ يعنى على(ع) نيز بايد جانشينى مناسب خود به عنوان ولى امر مسلمين داشته باشد، و به همين ترتيب تا امامت حضرت قائم(عج)، كه همه اينها دنباله غدير است، و امروز كه ما در عصر غيبتبه سر مىبريم، مساله ولايت فقيه دنباله همان غدير است، بنابراين غدير يك مساله روز است، غدير يعنى نبايد دين را از سياست جدا كرد، حكومت آميخته با سياست است، و حكومت صالح و عادل، عين اسلام و دين است، آنها كه سياست را از دين جدا مىدانند در حقيقت منكر غدير هستند، بنابراين هميشه بايد غدير را ، به اين معنا كه گفته شد ، زنده نگه داشت. امام خمينىقدس سره در اين باره مىفرمايد :
«... حكومتبدون سياست، ممكن نيست، اين سياست و اين حكومتى كه عجين با سياست است در روز عيد غدير براى حضرت امير(ع) ثابتشد ... اين كه اين قدر صداى غدير بلند شده است و اين قدر براى غدير، ارج قايل شدهاند - و ارج هم دارد - براى اين است كه با اقامه ولايت، يعنى با رسيدن حكومتبه دست صاحب حق، همه اين مسائل حل مىشود، همه انحرافات از بين مىرود...«
«غدير آمده است كه بفهماند كه سياستبه همه مربوط است، در هر عصرى بايد حكومتى باشد با سياست، منتها سياست عادلانه كه بتواند به وسيله آن اقامه صلوة كند، اقامه صوم كند، اقامه حج كند، اقامه همه معارف را بكند...«
«... مساله حكومت در زمان پيامبر(ص) بوده و سياست هم بوده، در زمان امير مؤمنان(ع) بوده و سياست هم بوده، و اين كه همه نقل كردهاند و اين قدر غدير را بزرگ كردهاند، براى اين است كه به ما بفهمانند، تعليم بدهند به ما كه اين طور بايد باشد.«
رهبر انقلاب اسلامی تأکید کردند: ممکن است حکومت آمریکا با شدت عمل، این جنبش اعتراضی را سرکوب کند اما نمی تواند ریشه های آن را از بین ببرد.
ریشه های این حرکت در آینده آن چنان گسترش خواهد یافت که نظام سرمایه داری آمریکا و غرب را زمین خواهد زد.
در ادامه مطلب متن کامل سخنرانی آمده است
ادامه مطلب را حتما بخوانید
باتشکر
حتما حتما ادامه مطلب را بخوانید
« امسال ما در آخر سال، انتخابات را داریم. انتخابات همیشه در کشور ما تا حدودى یک حادثهى چالش برانگیز است ... مراقب باشید این چالـش به امنیـت کشور صدمـه نزند. انتـخابات که مظهر حضور مردم است، مظهر مردم سالارى دینى است، باید پشتوانهى امنیت ما باشد. نباید اجازه داد که این چیزى که ذخیرهى امنیت است، پشتوانهى امنیــت اسـت، به امنیـت ما صــدمه وارد کند. دیدید، حس کردید، از نزدیک لمس کردید آن وقتى را که دشمنان میخواهند از انتخابات علیه امنیت کشور سوء استفاده کنند. باید همه مراقب باشند، همه بهوش باشند. آحاد مردم، مسئولان گوناگون، منبرداران سیاسى، کسانى که میتوانند با مردم حرف بزنند، همه مراقب باشند، مواظب باشند؛ از انتخابات مانند یک نعمت الهى پاسدارى کنند ... » سخنان رهبری در نماز عید فطر امسال
حتما ادامه مطلب را بخوانبد
به نقل از فارس نیوز : حسن رحیمپور ازغدی خطاب به دانشجویان حاضر در اردوی بزرگ “ضیافت اندیشه ” گفت: باید مثل جوانانی که وارد عرصه فضایی و هستهای شدند شما هم به عرصه مجازی وارد شوید و آن را فتح کنید.
حتما ادامه مطلب را بخوانید
سـالروز حماسـه ملی 23 تیرماه گرامی باد
اگر کســاني به نام آزادي و با شـــعار آزادي بخواهند پاي دشمن را باز و نفوذ او را برقرار کنند، اين آزادي نيست. امام خامنه ای (مد ظله)
مي خواهند آزادي شــما را با آزادي سلب کنند، آزادي ناسـالم در شــما ايــجاد کنــند و آزادي حقيقي را از شما بگيرند. امام خمینی (ره)
حتما ادامه مطلب را بخوانید
بصــــــــیرت خود را بیفزاییم تا جامی دگر خلق نشود . . .
حتما ادامه مطلب را بخوانید
حتما ادامه مطلب را بخوانید
مقام معظم رهبری : توصیه به جوانان :
وصیت نامه امام را بخوانید و تعدادی از اجزا و مبانی راه و خط امام خمینی(ره)خوب، خط امام اجزائى دارد. مهمترينِ آنچه كه در مورد خط امام و راه امام ميشود گفت، چند نكته است كه من عرض ميكنم. و بخصوص به جوانها عرض ميكنم: برويد وصيتنامهى امام را بخوانيد. امامى كه دنيا را تكان داد، امامى است كه در اين وصيتنامه منعكس است، در اين آثار و گفتار منعكس است
بهترین شاخص برای حفظ انقلاب از انحرافات، خود امام و خط امام خمینی است.
.... يك شاخص ديگر در برنامهى امام و خط امام و راه مستقيم امام، مسئلهى جاذبه و دافعهى امام بود.
... خطوط ديگرى را هم در زمينهى راه امام و خط امام ميشود بيان كرد. آنچه كه عرض شد، مهمترين و مؤثرترينها بود.
بیانات مقام معظم رهبری به مناسبت بيست و يكمين سالگرد ارتحال حضرت امام- 14/3/1389
ادامه مطلب را بخوانید
در عصری که ارزشهایی چون آزادی و حقوق بشر بازیچه دسـت ابرقدرت هابود و به نام این دو تمام منابع انسانی نصیب نظام های خودکامه غربی و وابسته به استکبار جهانی می شد، ناگهان نوری از شرق به پا خواست که تلألو آن تمام پهنه عالم را در نوردید و پبام آور کلامی بود که این نکته را در گوش عالمیان زمزمه می کرد که ای مردم غفلت زده ی تحت استیلای استبداد، حکومت های ظالم و وابسته همانند خانه عنکبوت سست و ناپایدارند و با خیزش و بیداری شما نظام این حکام مستبد درهم خواهد شکست. آری تولد جمهوری اسلامی ایران این نکته را به جامعه بشری بشارت داد که ابرقدرت ها شکست ناپذیر نیستند و خواست و اراده ملتی که برای احیای ارزش ها قیام می کند، درهم شکننده تمام عواملی است که مانع شکوفایی و رشد آن ملت شده است. در همان دوران عده ای از مسلمین جهان به پیروی از انقلاب ایران با پا خاستند و با راهپیمایی و تظاهرات خواستار کنارزدن دست قدرت های غربی در منطقه شدند اما ایادی دشمن از یک طرف شروع به سرکوب و هجمه نظامی و از طرف دیگر با برنامه ریزی قبلی و با استفاده از جتگ نرم و تهاجم فرهنگی و تفرقه افکنی و دامن زدن به اختلافات شیعه و سنی شروع به خاموش کردن شعله های بیداری نمودند. پس با کوبیدن در طبل اختلافات مذهبی به گمانشان نهضت بیداری اسلامی را محدود کردند اما بی خبر از آن بودند که انقلاب اسلامی، برای بشریت و جهان پیام دارد نه برای مذهبی خاص. آنان نمی داستند که فقط بیداری ملتهای جهان را به تأخیر انداخته اند و این آتش زیر خاکستر روزی گریبان گیر آنان خواهد شد. انقلاب اسلامی آمده بود تا یادآور ارزش هایی چون آزادی و آزادگی، انسانیت و ظلم ستیزی، خودباوری و استقلال شود.آری، این ارزش ها همان اهدافی بود که ملت شریف ایران به رهبری امام خمینی(ره) برای دستیابی به آنها قیام کردند و سخنان رهبر کبیر انقلاب تداعی همان آرمان ها بود. سه دهه از آن زمان گذشته است و مقام معظم رهبری سالهای متمادی است که از بیداری اسلامی، جنگ نرم، تهاجم و شبیخون فرهنگی که امروز به ناتوی فرهنگی تیدیل شده و از وحدت بین مسلمین جهان سخن به میان می آورد و اکنون چندین ماه است که طوفان بیداری اسلامی آغاز شده و موج بیداری را شعله ور ساخته است. سالهاست که ملتهای منطقه دچار بحران هویت و عدم استقلال شده اند و حکام مستبد بصورت موروثی ثروت های ملی را به نفع خود مصادره می کرده و بی عدالتی و تبعیض را به اوج خود رسانده اند و از طرف دیگر اعتقادات دینی و مذهبی مردم را به سخره گرفته اند. پس نباید جز بیداری اسلامی نتیجه دیگری را برای خود متصور می شدند. اما اشتباه بزرگتر این حاکمان قدرت طلب این است که می پندارند با سرکوب و ارعاب و کشتن جوانان، زنان و کودکان می توانند حکومت خود را چند صباحی تثبیت کنند که نمونه آن را بویژه قیام شیعیان مظلوم بحرین که به تأثی از انقلاب جمهوری اسلامی ایران به پاخاسته اند و توسط خاندان آل خلیفه و حمایت آل سعود به خاک و خون کشیده می شوند، شاهد هستیم. پس آیا خون انسان هایی که برای احیای اسلام و هویت خود به پا خواسته اند بی ثمر خواهد ماند؟ " و سیعلموالذین ظلموا ای منقلب الینقلبون "
به امیدانسجام و وحدت بیش از پیش مسلمانان و به امید تحقق دولت یار در سراسر عالم.
روز شمار بحران هسته ای جمهوری اسلامی+تحلیل شرایط
حتما ادامه مطلب را بخوانید
12 فروردین 90 ، روز ملی جمهورس اسلامی ایران گرامی باد
يكى از خطرهاى جدائى دين از سياست كه عدهاى آن را هميشه در دنياى اسلام ترويج ميكردند، در كشور ما هم بود، امروز هم متأسفانه بعضى نغمههائى را در جدائى دين از سياست بلند ميكنند - همين است كه وقتى سياست از دين جدا شد، از اخلاق جدا خواهد شد، از معنويت جدا خواهد شد. در نظامهاى سكولار و بىرابطهى با دين، اخلاق در اغلب نزديك به همهى موارد، از بين رفته است. حالا يك وقت استثنائاً در جائى يك عمل اخلاقى ديده بشود، اين ممكن است؛ استثناء است. وقتى دين از سياست جدا شد، سياست ميشود غير اخلاقى، مبنى بر همهى محاسبات مادى و نفعطلبانه. سلوك سياسى اميرالمؤمنين بر پايهى معنويت است و از سلوك معنوى او جدا نيست.
خطبههای نماز جمعهی تهران (20 شهریور 1388)
حتما ادامه مطلب را بخوانید
حتما ادامه مطلب را بخوانید
ای منتظران آگاه باشید! چرا که حسین را منتظرانش کشتند!!!

آزادگی در كربلا

اخلاق، یکی از سه بُعد عمده دین است و اسلام بر سه بُعد اصلی «اعتقاد»، «احکام» و «اخلاق» استوار است و تکمیل ارزشهای اخلاقی و جهت خدایی بخشیدن به صفات و رفتار انسانها از اهداف عمده بعثت انبیا است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز فرمود: «اِنّی بُعِثتُ لِاُ تَمِّمَ مَکارمَ الاَخلاقِ.»
نام حسین و راه حسین
با حسین تا یا حسین یک نقطه کم دارد ولی یا حسین گفتن کجا و با حسین بودن کجا
حتما ادامه مطلب را بخوانید

رمضان ، ماهی است که در آن قرآن فرو فرستاده شده است ؛ [ کتابی ] که مردم را راهنما و[ در بر دارنده ] نشانه های آشکار هدایت ومیزان تشخیص حق از باطل است . سوره مبارکه بقره آیه 185
درهای آسمان در شب اول ماه رمضان گشوده می شود وتا آخرین شب این ماه بسته نمی شود. پیامبر اکرم (ص)
بدبخت واقعی کسی است که این ماه را پشت سر گذارد و گناهانش آمرزیده نشود . پیامبر اکرم (ص)
رمضان ، رمضان نامیده شد ؛ زیرا گناهان را می سو زاند . پیامبر اکرم (ص)
خداوند ماه رمضان را میدان مسابقه ای برای آفریدگان خود قرار داده تا با طاعتش برای خشنودی او از یکدیگر پیشی گیرند . امام حسن (ع )
ای مومنان ! روزه بر شما مقرر شده است ؛ همچنان که بر پیشینیان شما مقرر شده بود ، شاید که پرهیزگار شوید . تحف العقول ص 236
روزه سپری است در برابر آتش پیامبر اکرم (ص)
برای هر چیزی زکاتی است وزکات بدن ها روزه داری است . پیامبر اکرم (ص)
روزه بگیرید تا تندرست باشید . پیامبر اکرم (ص)
روزه دل ، اندیشیدن به گناهان ، برتر است از روزه شکم ؛ یعنی غذا خوردن امام علی (ع)
کسانی که کتاب [ آسمانی ] را به آنها دادیم ،[و] آن را چنان که شایسته آن است می خوانند ، ایشان اند که به آن ایمان دارند . سوره مبارکه بقره ، آیه 121
در ماه رمضان قرآن بسیار تلاوت کنید . پیامبر اکرم (ص)
هرگاه فردی از شما دوست داشته باشد که با پروردگارش سخن بگوید ، قرآن بخواند . پیامبر اکرم (ص)
از خواندن قرآن غافل مشو ؛ زیرا قرآن دل را زنده می کند و از فحشا وزشت کاری وستم بازمی دارد . پیامبر اکرم (ص)
دعای روزه دار ردّ نمی شود . پیامبر اکرم (ص)
خداوند در هر شب ماه رمضان می گوید :« به عزت وجلالم سوگند ، به فرشتگان فرمان داده ام درهای آسمان را بر روی بندگان دعا کننده من بگشاید ». پیامبر اکرم (ص)
ماه رمضان ماه استغفار ، ماه روزه وماه دعا است . پیامبر اکرم (ص)
ماه خدا به سوی شما روی آورده است ... جان شما در گرو اعمال شما است ؛ پس آن را با استغفار آزاد کنید . پیامبر اکرم (ص)
دعای شما در این ماه به اجابت می رسد . پیامبر اکرم (ص)
بر شما باد در ماه رمضان به بسیاری استغفار ودعا . امام علی (ع)
در ماه رمضان جز به دعا وتسبیح واستغفار وتکبیر لب نمی گشود . امام سجاد (ع)
هر کس شب قدر را احیاء بدارد ، تا سال آینده عذاب از او برداشته می شود . پیامبر اکرم (ص)
هر کس از روی ایمان وبرای رسیدن به ثواب الهی ، شب قدر را به عبادت بگذراند ، گناهان گذشته اش آمرزیده می شود . پیامبر اکرم (ص)
قلب ماه رمضان شب قدر است . امام صادق (ع)
هر که فاطمه را ، آن گونه که سزاوار است ، بشناسد ، بی تردید شب قدر را درک کرده است . امام صادق (ع)
مقدرات در شب نوزدهم تعیین ، در شب بیست ویک تایید ودر شب بیست وسوم [ ماه رمضان ] امضا می شود . امام صادق (ع)