تاریخ شفاهی هاروارد
برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید
برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید
دکتر رسول رئیس جعفری ادامه داد کتاب خاطرات آقای مجیدی در این باره بسیار خواندنی است از میان هشت نفر انتخاب شده البته من از همه بیشتر آقای غلامرضا مقدم را پسندیدم. ایشان دکترای اقتصاد از استنفورد داشت و سال 61 این مصاحبهها با ایشان انجام شده بود. در سال 39 معاون وزیر بازرگانی بود. در سال 39 تا 42 معاون بانک مرکزی بود. تقریباً جزو مؤسسین بانک مرکزی بود. سال 42 یک مدت از ایران خارج میشود. مشاور صندوق بینالمللی پول میشود و بعد دوباره سال 48 تا 52 به ایران برمیگردد قائم مقام و معاون سازمان برنامه میشود دوباره از ایران استعفاء میدهد و خارج میشود تا اواخر انقلاب از طرف صندوق بینالمللی پول برای کارها میآید. دقیقترین مصاحبهها به لحاظ اقتصادی برای ایشان هست. یکی از عواملی که برای فروپاشی نظام پهلوی ذکر میکند تضعیف قانون اساسی، انقلاب سفید و اصلاحات ارضی را عامل انقلاب میداند و میگوید: «زمانی که انقلاب سفید و اصلاحات ارضی شد مطمئن شدم جامعه فرومیپاشد. اما در پیشبینی به لحاظ زمانی اشتباه کردم و فکر میکردم زودتر از این حرفها انقلاب میشود.» بیتوجهای به هشدار کارشناسان، بیاعتقادی شاه به برنامهریزی، بیانضباطی مالی، ناکارآمدی دولت، بیتوجهای به اولویتهای اصلی کشور و بیتوجهای به سرمایهی انسانی و آموزش و پرورش از دیگر عوامل هستند. ایشان روایتی از جلسهی شورای اقتصاد ذکر میکند که من عین آن روایت را خواهم خواند اما قبل از آن فیش انقلاب سفید و اصلاحات ارضی را انتخاب کردم به دلیل اینکه ایشان توصیف خیلی خوبی از آن دارد. او میگوید: «برای اینکه من از ابتدا در شاه یک چیزی میدیدم که خیلی من را رنج میداد و آن بود که تمام اظهارات، بیانات و عملیاتش غیر واقعی و غیر صادقانه بود. هر کاری که انجام میداد جنبهی تظاهر و تزویر و عوام فریبی داشت. فساد ناشی از دور و اطرافیانش را از موقعی که در سازمان برنامه بودم میدیدم. تأسف آور بود که شاه یک برنامهی اصیل خیلی عالی را که اصلاحات ارضی بود چگونه منحرف کرد و در دست خودش گرفت و به هیچ تبدیل کرد. بدین معنا چیزی که او پیاده کرد افتضاح بود. چرا؟ برای اینکه یک نظام کشاورزی سابق که ارباب و رعیتی بود و در عین تمام عیبهایی که داشت و من شدیداً خودم با آن مخالف بودم ولی به هر حال یک نظامی بود که کار میکرد. بالأخره یک مالک هر قدر هم بد بود یک نقش اقتصادی مسلّمی را انجام میداد آن عبارت از نقش مدیریت و سرمایهگذاری در دهات بود. چاه میکند تا اندازهای نقش اعطاء کنندهی اعتبار کشاورزی و کشاورزان را ایفاء میکرد. بذر، کود و... میداد. زمانی مالک را برداشتی بایستی جانشین او یک دستگاهی میشد که به زارعین خدمات کشاورزی، کود شیمیایی، بذر و سایر کمکهای فنی را میداد. هیچکدام از این کارها را برای دهاتی که تقسیم شدند نکردند و زارعین بدبخت را به حال خودشان رها کردند. این امر باعث شد در عرض 10 یا 15 سال بعد اصلاحات ارضی وضع کشاورزی ایران شدیداً خراب شد. آن سیاستها و عملیات غلط که در وزارت اصلاحات ارضی در وزارت کشاورزی انجام شد به کلی کشاورزی ایران را منهدم کرد و در نتیجه قسمت عمدهی جمعیت روستانشین متوجه شهرها شد. ناراحتیهای اجتماعی و سیاسی که بعداً ایجاد شد مقداری زیادی مربوط به همین بود. زمانی که من اینها را میدیدم معتقد میشدم شاه در عملیات و کارهایش بخصوص در مسئلهی اصلاحات ارضی صداقت ندارد. این به اصطلاح انقلاب ششم بهمن و اصول انقلاب و... فقط یک تاکتیک سیاسی بود که مخالفین از جمله امینی و جبههی ملّی کمونیستها را خنثی کند و بعد هر کاری دلش میخواهد انجام دهد.» ایشان یک روایت دست اول از گزارش کارشناسی ارائه میکند که برای بودجه سال 51 و برنامهی پنجم آماده کردند. این گزارش توسط آقای آبادیان و کارشناسان سازمان برنامه آماده شده است. خیلی جالب است تمام داستان که یکبار در شورای برنامه و یکبار در شورای اقتصاد در حضور شاه این گزارش خوانده میشود تقریباً میتواند یک تابلوی مجسم از وضعیت اقتصادی کشور و بحرانهایی که پیشبینی میشد را ارائه دهد. ایشان میگوید: «به موازات تهیهی مقدمات برنامهی پنجم درگیریهای خیلی شدید با دولت و شاه در کار بود. این موقعی بود که شاه شروع به بالا بردن هزینههای نظامی از جمله خرید تسلیحات از خارج به میزان فوق العاده زیاد کرده بود و فشار مالی روی بودجهی دولت زیاد شده بود. دوباره همان فشارهای تورمی آخر دهه 1950 در اوایل دورهی 1970 نمایان میشد. درآمد نفت هم علیرغم اینکه افزایش یافته بود به سرعتی که شاه هزینههای دولت را توسعه میداد بالا نمیرفت. مجدداً یک کسر بودجه شدید بوجود آمده بود. وزن موازنهی ارزی کشور هم دچار کسری شده بود. درآمد ارزی کشور از صنعت نفت از حدود دویست میلیون دلار در سال 1959 به حدود دو میلیارد دلار رسیده بود ولی مع ذلک برای جبران کسری ارزی دولت مقادیر متنابهی وام از بانکهای خارجی میگرفت. در اواخر سال 1350 که بودجهی کل کشور برای سال 1351 در مراحل نهایی تهیه و تصویب بود کسر بودجهی عظیمی برای این سال و نیز دوران برنامهی پنجم در سال 52 تا 57، نمایانگر شده بود. همچنین عدم تعادلهای زیادی در اقتصاد کشور به سرعت نمایان شده بود. در اواخر سال 50 که بودجهی سال آیندهی کشور تهیه میشد. یک گزارش مقدماتی نیز از دور نمای وضع اقتصادی، مالی و اجتماعی کشور در دورهی برنامهی پنجم عمرانی کشور توسط همکاران ما در سازمان برنامه تهیه شد. این گزارش که مستند به یکسری ارقام و آمار و اطلاعات کامل بود تصویر بسیار بدی را از وضع اقتصادی و مالی و اجتماعی کشور در سالهای آینده ارائه میداد. هدف ما این بود که گزارش ابتدا در هیئت عالی برنامه که به ریاست نخست وزیر تشکیل میشد مطرح شود و بعداً در شورای اقتصاد در حضور شاه خوانده شود. دکتر آبادیان و چند نفر دیگر از متفکرین سازمان برنامه خیلی برای تهیهی این گزارش زحمت کشیده بودند. البته گزارش انتقادی بود و در آن برای اولین بار در یک گزارش دولتی آمده بود که اگر روندها و نابرابریها و عدم تعادلهای چند سال گذشته ادامه پیدا کند در چند سال دیگر مسلّماً یک انفجار اجتماعی و سیاسی در ایران به وجود خواهد آمد. در گزارش از اینکه طی دوران برنامهی سوم و چهارم به مسائل اجتماعی، آموزش و پرورش، بهداشت، درمان، رفاه روستایی و امثال آن توجه کافی مبذول نشده بود سخت انتقاد شده بود.
رئیس جعفری گفت: آقای مقدم نمای عمومی از این گزارش را ارائه می دهد و می گوید: «من خودم گزارش را به دقت خواندم و تغییرات مختصری هم در آن دادم. بعد گزارش را به هیئت عالی برنامه بردیم و در حضور نخست وزیر مطرح کردیم. زمانی که آنجا گزارش را مطرح کردیم آقای هویدا از لحن گزارش که خیلی انتقادی بود خوشش نیامد و گفت گزارش را اصلاً قبول ندارد به دلیل اینکه همهاش جنبهی منفی و انتقادی دارد و پیشرفتهای هنگفتی که مملکت در این سالها انجام داده نادیده گرفته است. گزارش بایستی به کلی اصلاح شود. در آن جلسه من چیزی نگفتم ولی بعد از جلسه با آقای هویدا گفتم ایراد شما به این گزارش چیست؟ کجای این گزارش غلط است بفرمایید اصلاح کنیم؟ ولی به صرف گفتن اینکه گزارش بدرد نمیخورد کمک نمیکند و موجب دلسردی کارشناسان سازمان برنامه میشود. هویدا گفت: شما این گزارش را دور بنداز و خودت یک گزارش خوبی که بتوان به اعلی حضرت ارائه داد تهیه کن. من مجدداً به ایشان گفتم قبلاً این گزارش را خواندهام و عقیده دارم گزارش بسیار خوبی است. قسمت عمدهای از مشکلات مملکت را مطرح میکند و این مشکلات بایستی مطرح شوند. ضمناً اضافه کردم کارشناسان سازمان برنامه نمیگویند وقایع ناگوار حتماً اتفاق خواهد افتاد. بلکه میگویند اگر روندهای نامطلوب فعلی ادامه پیدا کند وضع بد خواهد شد و منظورشان این است که چاره جویی کنیم تا این اتفاقات پیش نیایند. به هر حال هر قدر آقای هویدا اصرار کرد که من گزارش را تغییر دهم قبول نکردم و گفتم اگر ایرادهایی مشخصی هست و اگر آمار و ارقام گزارش غلط هست بفرمایید اصلاح کنم. بالأخره آقای هویدا اوقاتش تلخ شد و گزارش را پس داد و گفت: من این را در شورای اقتصاد مطرح نمیکنم. اگر میخواهی حضور اعلی حضرت بیا و خودت مطرح کن. گفتم من میآیم، مانعی ندارد. اگر شما بفرمایید من میآیم. گفت: خیلی خب!»
رئیس جعفری گفت: در اینجا بخش مهم داستان ارائهی گزارش در حضور اعلی حضرت است. شورای اقتصاد در تمام سالهای حکومت پهلوی به ریاست شاه بود. او میگوید: خبر دادند فلان روز جلسهی شورای اقتصاد است و گزارش مقدماتی برنامهی پنجم و بودجهی سال 51 کل کشور مطرح هست. من به جلسهای که در حضور شاه تشکیل میشد رفتم. شاه پرسید: دستور جلسهی امروز چیست؟ آقای هویدا گفت: گزارش مقدماتی برنامهی پنجم و بودجهی سال 1351 کل کشور مطرح است و اگر اجازه میفرمایید مقدم این گزارش را مطرح میکند. شاه گفت: خیلی خب! من شروع به خواندن گزارش کردم.» فکر میکنم در مستندات حتماً باید این باشد. پس از اینکه دو صفحه خواندم و به قسمتهای انتقادی گزارش رسیدم یک دفعه شاه گفت: اینها چیست! این مطالب چیست! باز اکونومیستهای ما دربارهی مملکت مطالب مزخرف را میگویند و تمام پیشرفتهای مملکت را نادیده میگیرند و بدبینی و یأس ایجاد میکنند. اصولاً چه کسی به شما گفته این چیزها را بنویسید؟ اینها چیست؟ گفت: اصلاً لازم نیست شما وارد این مسائل شوید و ما خودمان میدانیم چه کاری انجام دهیم. شما کمبودهای مالی دارید و در این گزارش به آن اشاره کردهاید مهم نیست. بله ما میدانیم کمبود مالی داریم ولی ما خودمان همهی اینها را درست میکنیم. درآمد نفت ما از حدود دو میلیارد دلار فعلی به زودی به پنج میلیارد دلار خواهد رسید و این تمام گرفتاریهای شما را حل میکند. من مراقب همه چیز هستم و شما فقط به کار خودتان مشغول باشید و به این کارها کاری نداشته باشید.» مقدم باید با این برخورد جا بزند اما میگوید: «گفتم اجازه بفرمایید بقیهی گزارش را به عرض برسانم. گفت: خیلی خب! من مجدداً شروع به خواندن گزارش کردم ولی دو صفحهی دیگر که خواندم شاه مجدداً گفت: اینها چیست! من که به شما گفتم کمبودهای مالی شما را تأمین میکنم لازم نیست شما نگران باشید.» اصل گزارش از اینجا به بعد است و نگاه مقدم اینجا مشخص میشود. میگوید: «من دیدم ایشان به نکات اصلی گزارش توجه نمیکند، همهاش صحبت از کمبود مالی میکند در صورتی که ما چیزهای دیگری میگوییم. میگوییم عدم تعادل در وضع اقتصادی و اجتماعی مملکت به وجود میآید ولی ایشان همهاش فقط صحبت از پول و درآمد بیشتر میکند. به من ایشان گفتم اگر شاهنشاه اجازه دهید مطلبی که میخواهم به عرض برسانم اینکه مسئلهی ما فقط پول نیست که با قرض کردن از خارج تأمین کنیم یا اینکه درآمد نفت افزایش پیدا کند. مسائل اساسی مطرح شده در گزارش مربوط به اولویتهای مملکتی است که باید در آن تغییر اساسی داده شود. داشتن منابع مالی اضافی به تنهایی کافی نیست در حال حاضر ما با فشار تورمی شدید که در اثر افزایش بیرویهی هزینههای غیر تولیدی دولتی ایجاد شده مواجه هستیم و این فشارها با فراهم شدن پول اضافه رفع نمیشود به دلیل اینکه ما با کمبود منابع حقیقی و نه فقط منابع مالی مواجه هستیم. ایشان میگوید: شاه گفت منظور از کمبود منابع حقیقی چیست؟ گفتم منظور اینکه در حال حاضر در کشور مواجه با کمبود سیمان هستیم. سالی حدود پنج میلیون تن سیمان تولید میکنیم ولی با پروژههای مختلف که دولت در دست گرفته در سال احتیاج به دوازده میلیون تن سیمان هست. شاه گفت: کمبود آن را وارد میکنیم. گفتم مسئله وارد کردن سیمان به این سادگی نیست، بنادر و شبکهی حمل و نقل کشور ظرفیت وارد کردن به حمل و نقل هفت میلیون سیمان در سال را ندارد و از این بابت دچار تنگناهای شدید هستیم. از بنادر بگذریم جادههای کشور کشش حمل این مقدار سیمان را ندارد. گفت: بنادر را توسعه میدهیم. گفتم مسئلهی توسعهی بنادر و جادهها چیزی نیست که یکساله انجام شود. از زمانی که بخواهیم مطالعهی طرح توسعهی بنادر را شروع کنیم تا زمانی که در عمل افزایش ظرفیت بندر تکمیل شود لااقل هفت سال وقت لازم دارد. بنابراین اینجا مواجه با یک سلسله تنگناهای شدید فیزیکی هستیم نمیتوان همه چیز را با صرف پول بیشتر از خارج وارد کرد. میتوان مقداری از کمبود فولاد را وارد کرد ولی باز گرفتاری محدودیت بنادر و جادهها را داریم. نیروی انسانی ماهر و نیمه ماهر نمیتوانیم از خارج بیاوریم. اصولاً برای همهی کارهای مملکت خارجی آورد. همین حالا هم مردم ناراحت هستند که تا این حد زیاد مشاورین و کارشناسان خارجی در ایران هست. بایستی آهستهتر برویم و آهنگ هزینههای دولتی را کم کنیم و علاوه بر این منابع خودمان را از مصارفی که اولویت کمتری دارند به سوی هزینههای با اولویت بیشتر منعطف کنیم.» مقدم در لفافه به نقطه ضعفی از شاه اشاره میکند که شاه میفهمد. مقدم میگوید: «شاه گفت مثلاً چه؟ بعد میگوید البته منظورم هزینههای سرسام آور نظامی بود. او هم میفهمید من چه میگویم ولی میخواست من را مجبور کند که هزینههای نظامی را ذکر کنم و بعداً به من حمله کند به دلیل اینکه نسبت به هزینههای نظامی خیلی حساسیت داشت. من گفتم ما به عنوان کارشناسان اقتصادی نمیتوانیم اظهار کنیم که اولویتهای مملکتی چه باید باشند. آن مقامات عالی سیاسی مملکت هستند که اولویتهای مملکت را تعیین میکنند ولی زمانی که تعیین کردند بایستی در داخل اولویتهای تعیین شده رعایت ظرفیت مالی و اقتصادی کشور را نمود. نباید اجازه داد بین تقاضای کل برای منابع ارزی آن اختلاف فاحش بوجود بیاورد. در اینجا ایشان بلند شد و گفت: این مهملات و تئوریها و حرفها قبول ندارم. شما اقتصاددانها نمیدانید چه میگویید. ما خوب میدانیم چه کار میکنیم و آیندهی درخشانی برای مملکت در پیش داریم. بهتر است شما این حرفها را کنار بگذارید و به کارهای اساسیتر برسید. بلند شد و رفت و جلسه ختم شد.»




تمام پیامبران آمدند تا حکومت بپا کنند، حکومت جهانی خدا بر زمین،