رابطه میان نفس، روح، جان، عقل، هوش، ذهن

رابطه میان نفس، روح، جان، عقل، هوش، ذهن

جسم و جان...جان و تن. روح و روان ؟؟؟ فرد عاقل یا با هوش؟

ممکن است افراد دیگر، مخالف یا متفاوت انچه در ادامه می‌خوانید را بیان کرده باشند. بنده نظر خود را نوشته ام

 

جان همان قوای حیات و زندگی است. موجودات جاندار(زنده) و غیر جاندار یعنی صاحب حیات و زندگی هستند.

 

جسم انسان مرده و زنده هر دو جسم است. تن است. ولی یکی جان دارد و دیگری بی جان. اما هر دو صاحب روح هستند.

 

روان به مجموعه افعال و سکنات و حرکات انسانی و اخلاق و شخصیت فرد اشاره دارد. و شاید بتواند مترادف با جان قرار بگیرد. در واقع علم روان شناسی هم، به بررسی همین موضوع می‌پردازد و با روح کاری ندارد. ( هرچند دو کلمه روح و روان در بسیاری از متون ادبی و عامیانه معادل هم قرار میگیرد اما تفکیک این دو مهم است.)

 

روح موجودی مستقل از جسم است و تصور آن بدون جسم ممکن است 

اما تصور جان،بدون جسم ممکن نیست. حیات یا جان، قوه یا نیرویی مربوط به این جهان مادی است و تصور آن بدون جسم ممکن نیست،یعنی جان و زندگی در ظرف جسم و ماده معنا می‌شود، در واقع ابتدا باید جسم باشد تا پذیرای حیات(جان) گردد. ولی روح یک وجود مستقل است که می‌تواند به یک جسم و جان متصل گردد (یا نگردد) و وابسته نیست. روح، وجودی با توان درک و شهود فراجهانی است.

 

تفکر،تعقل اعمالی مرتبط با روح است و همین سبب اختیار میشود. در مقابل اعمال رفتاریِ انسان مرتبط با جان است. ناشی از تعاملات عصبی(نورونی) (فیزیک و شیمی) در مغز انسان است. سهوت،غریره،رفلکس عصبی، هوش حاصل همین فرایند است. انسان هوشمند است و گوسفند هوشمند نیست. هوش یک قدرت حل مسئله است. در واقع هوش توانایی حل یک مسئله بر طبق تجربه است به همین دلیل است که یک ربات یا موبایل هوش دارد اما قدرت تعقل و اختیار و تصمیم گیری ندارد. اگرهم تصمیم به کاری می‌گیرد، در واقع مجبور به آن تصمیم است(طبق برنامه ریزی قبلی در رایانه) و قدرت انجام خلاف آن را ندارد. در واقع کلمه تصمیم گیری برای ربات صحیح نیست. صرفا اقدامات شرطی انجام میدهد.

پس دو کلمه باهوش و عاقل(خردمند) معادل هم نیست(البته منافی هم نیست). یعنی یکی خوب حل مسئله می‌کند، دانشمند است و خوب روابط فیزیک و شیمی و ریاضی را حل می‌کند، و این در واقع قوای مغزی اوست (قدرت پردازش مغزش بالاست)، اما وقتی تصمیم عاقلانه (عامیانه: تصمیم هوشمندانه) میگیرد، از روح کمک می‌گیرد تا انتخاب کند، انتخابی که گاهی مغایر با غریزه و خواست جان، هوش و مغزش است، مثلا هوس و شهوت (خواسته های جان (روان) برای سالم نگه داشتن جسم ) را رها می‌کند و به کار دیگر(مثلا سختی و ریاضت) می‌پردازد. هرچند اینها صفات دائمی نیستند. یک انسان ممکن است یک بار تصمیم عاقلانه و یک بار تصمیم غیرعاقلانه بگیرد. 

 

جان و حیات هم درجات مختلفی دارد. آنگونه که در میان جاندار مختلف سطوح مختلفی از حیات را نظاره میکنیم. یک باکتری جان دارد. با دیدن غذا به سمتش میرود و تکثیر می‌شود. جلبک،ماهی، مار، شیر و پلنگ و میمون هم جان دارند. گیاه هم جان دارد و رشد و میکند. در واقع ویژگی مشترک همه اینها ، امکان واکنش نشان دادن به وقایع طبیعت و قوای رشد و تولید مثل است. از این رو موجودی چون ویروس هم جاندار تلقی میگردد. انسانی که دچار نقص در جسم گردد، مغزش آسیب ببیند ، توانایی کمتری در پذیرش حیات و جان دارد لذا دچار زندگی نباتی میگردد. یعنی فقط زنده است و آب و غذا میخورد ولی قوای هوش و حل مسئله اش مشکل دارد. این که این انسان چقدر به روح متصل است، بحثی فقهی و خارج از ذهن بنده است.

 

 

از طرفی روح یا نفس خودش دارای ابعاد و بخش های مختلف است که شامل اماره ، لوامه(وجدان) است که در بستر اختیار معنا میابد. فطرت نیز از ویژگی های بدوی روح است. مهم است که اختیار از گزینه های در دسترس روح است و ارتباطی با جان و حیات و زندگی ندارد. ببینید یک موجود جاندار ، قدرت اختیار ندارد و همه چیز را با جبر انجام میدهد. در واقع رفتار او قابل پیش بینی است. این همان کاری است که علم روان شناسی انجام میدهد (سعی دارد انجام دهد). با شناخت شخصیت و اخلاق و منش سعی می‌کند رفتار شما در توضیح دهد که چرا این کار را کردی، مثلا ریشه در کودکی دارد، واکنش به یک حادثه است، یک رفتار دفاعی است یا اختلال شخصیت است. رفتاری های یک حیوان هم بر اساس جان اوست یعنی آن چیز که غریزه و شهوت می‌گوییم. 

 

اتفاقا همان قوای اختیار و تعقل و تفکر که مختص روح است سبب می‌شود رفتاری متفاوت از کنش های مغزی انجام دهیم و روان شناس سعی دارد از این گزینه برای درمان و حل مشکل استفاده کند. (اقدامات روان پزشکی و کمک های دارویی یا شوک درمانی، سعی دارد با اصلاح بیماری قوای جسمانی(عمدتا مغز)، به درمان بپردازد ولی روان شناسان عموما به علت درمانی مشغول هستند و سعی میکنند با قوای اراده و اختیار بر مشکل قایق آمده و خلاف میل جسم و جان عمل کنید. مثلا جسم و جان شما بخاطر یک مشکل فیزیک و شیمی (مثلا کمبود دوپامین در مغز) دچار نقص عملکرد شده و افسرده شده، روان پزشک با دارو بر این مشکل فائق میآید تا جان شما را آسوده کند ولی روان شناس سعی می‌کند شما با اراده خود، که عملی روحانی است، سعی کنید علت ناراحتی و خستگی روحی را برطرف کنید که این موضوع در ادامه سبب خواهد شد جسم و جان شما هم به روال طبیعی برگردد. در واقع روان شناس احتمالا شما را به تعقل و تفکر و حل بحران/ یا مستی و فراموشی خودخواسته/یا مشغول کردن به کاری غیر، فرا خواهد خواند تا بر مشکل فائق بیایید و اگر موفق نشود شما را به دارو پزشکان(روان پزشکان) ارجاع خواهد داد )

 

 

ادامه نوشته

پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب ؟؟؟ یعنی جه؟

رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ وَ رَبُّ الْمَغْرِبَيْنِ «17»

پروردگار دو مشرق و پروردگار دو مغرب.

فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ «18»

پس كدام يك از نعمت‌هاى پروردگارتان را انكار مى‌كنيد؟

امروزه همه ما با مفهم شرق و غرب بعنوان یک جهت آشنایی داریم چرا که با سیستم نقشه های دقیق و تطبیق مکان ها روی کره زمین و سیستم های جی پی اس، جهت غرب و شرق را می شناسیم. در گذشته جهت غرب و شرق با سیسیتم محل طلوع و غروب خورشید شناخته می شد. از این رو از آنجا که محل طلوع و غروب خورشید در هر روز از سال متفاوت است؛ جهت غرب و شرق هر روز اندکی جابجا می شد ولی در یک محدوده قرار داشت. (این موضوع را امروزه به طور دقیق می توانیم اندازه گیری کنیم) . حدود این محدوده در تابستان و زمستان (بلندترین و کوتاه ترین روز سال) تعیین می شود آنچنان که محل طلوع خورشی (مشرق) در بلندترین روز سال(تابستان) به سمت شمال نقطه شرق حقیقی(جغرافیایی) میل می کند و ۲۳.۵ درجه به سمت شمال شرق انحراف دارد و محل طلوع خورشی (مشرق) در کوتاه ترین روز سال(زمستان) به سمت جنوب نقطه شرق حقیقی(جغرافیایی) میل می کند و ۲۳.۵ درجه به سمت جنوب شرق انحراف دارد (در محل غروب نیز در تابستان   ۲۳.۵ درجه به سمت شمال غرب انحراف دارد و در زمستان ۲۳.۵ درجه به سمت جنوب غرب انحراف دارد ). مسیر حرکت خورشید در تابستان به گونه ای است که در ارتفاع بالاتری در آسمان قرار مگیرد (که البته محل این ارتفاع در عرض های جغرافیایی مختلف تفاوت دارد و در نیمکره جنوبی این موضوع برعکس میشود و خورشید در زمستان در ارتفاع بالاتری قرار دارد ولی همچنان مشرق و مغرب در تابستان نیمکره جنوبی نیز به سمت شمال اتحرف دارد و مشرق و مغرب در زمستان نیمکره جنوبی به سمت جنوب انحراف دارد.) در تصویر زیر میتوانید مسیر حرکت و محل طلوع و غروب خورشید را روی کره سماوی مشاهده کنید. کره سماوی کره فرضی با مرکزیت زمین است و تمام آنچه در آسمان می بینیم روی سطح این کره واقع می شود. در اول بهار و پاییز محل طلوع و غروب خورشید با شرق و غرب حقیقی برابر می شود. 

(برای اطلاعات کاملتر در این خصوص به سایت star98t.ir استار۹۸ مراجعه فرمایید مراجعه فرمایید)

 

 

حضرت على عليه السلام در خطبه‌اى بعد از تلاوت آيه‌ رَبُّ الْمَشْرِقَيْنِ‌ ... فرمود: مشرق زمستان در محدوده خود و مشرق تابستان در محدوده خود است.

پس مشرق طبق حرکت خورشید دو حد شمالی و جنوبی دارد. مغرب نیز همینطور ... با این توصیف دو مغرب و مشرق (دو حد) و با دید دیگری (هر روز یک مغرب و یک مشرق) تعداد زیادی (دقیقا ۱۸۳ مکان) مغارب و مشارق داریم (همانطور که در آیات دیگری ا کلام الله مجید اشاره شده است : فَلاَ اُقْسِمُ بِرَبِّ الْمَشارِقِ وَ الْمَغارِبِ). جالب است بدانید محور حرکت زمین به دور خودش دارای حرکتی دورانی به نام حرکت تقدیمی (به انگلیسی: Precession)  می باشد که به گذر زمان و جابجا شدن محور زمین ، مسیر حرکت خورشید در آسمان از دید ناظر نیز جابجا خواهد شد و لذا تمام نقاط طلوع و غروب نیز جابجا خواهند شد. طی حرکت تقدیمی ، محور زمین هر ۲۶۰۰۰ سال یکبار به حالت اول بر میگردد. جالبه که همین حرکت نیز خودش تحت تاثیر حرکت ترقصی (جابجایی اندک در مسیر حرکت تقدیمی) است که هر ۴۱۰۰۰ سال یکبار کامل می شود. به این حرکات باید تغییر شکل مدار زمین و حرکت تقدیمی اوج وحضیض مداری و تغییر صفحه مداری زمین نیز اضافه شود که سبب جابجایی اندک محل طلوع و غروب میشوند. برای مطالعه بیشتر به این لینک مراجعه کنید.

 


 

اما امروزه که ما از خورشید برای تعیین غرب و شرق استفاده نمی کنیم تعبیر این آیه چیست؟ مگر نه این است که قران برای همه زمان هاست؟ ما امروزه یک غرب و شرق داریم. و از خورشید استفاده نمی کنیم.

  البته اگر به مشرق و مغرب به دید یک نقطه نسبت به ناظر نگاه کنیم هزاران شرق و غرب نسبت به هر ناظر داریم. از طرفی با دید نقطه ای،  هر شرقی خودش نقطه ای شرقی تر دارد و هر فرد یک مجموعه نقاط و یک طیف شرقی در جهت شرقش دارد. یعنی هم چین هم ژاپن هم افغانستان هم  در شرق ایران هستند و همه مشارق ما هستند. به چین که برویم ، فیلیپین در شرق او قرار دارد. آمریکا در شرق او قرار دارد. اروپا در شرق او قرار دارد. ایران در شرق او قرار دارد و ادامه ی مشارق.... پس هر ناظر تعداد زیادی (محدوده ای) شرق و غرب برای خودش دارد.(یک تکثر با توجه به تعداد ناظرها و یک تکثر با توجه یه تعداد نقاط فراوان شرق و غرب هر ناظر).  این موضوع خود ناظر بر کروی بودن کره زمین است همانگونه که اگر از چین به آمریکا بروم،  قاره آمریکا در شرق قاره آسیا قرار خواهد گرفت و در مسیر برعکس، آمریکا در غرب آسیا. پس آمریکا هم در شرق چین است و هم در غرب چین بستگی دارد به کدام طرف نگاه کنیم. 

 

 موضوع دیگر این است که : دقت کنیم که غرب و شرق و شمال و جنوب در حال حاضر طبق دو نظر تعریف می شود. نظر غالب : تعیین غرب و شرق روی جغرافیایی کره زمین است. اما زمانیکه شما از قطب نما برای جهت یابی استفاده میکنید، شرق و غرب در جایی نزدیک شرق و غرب حقیقی قرار دارد و نه دقیقا روی آن. 

چنانچه به کمک عقربهٔ مغناطیسی به طرف قطب شمال یا جنوب برویم، به قطب شمال و جنوب واقعی کرهٔ زمین نمی‌رسیم. علت این است که قطب شمال و جنوب جغرافیایی و مغناطیسی کرهٔ زمین، با هم یکی نیست؛ یعنی اینکه قطب شمال مغناطیسی زمین، درست روی قطب شمال جغرافیایی زمین قرار ندارد و اگر دو قطب جغرافیایی و مغناطیسی زمین را توسط خطی فرضی به نام محور به هم وصل کنیم، بین دو محور مغناطیسی و محور جغرافیایی زمین، زاویه‌ای ساخته می‌شود که به آن، زاویهٔ میل مغناطیسی گویند. مقدار زاویهٔ انحراف بستگی با محل آزمایش دارد. همچنین میل مغناطیسی با گذر زمان و تغییرات هسته ی فلزی کره زمین تغییر میکند (آنچنان که شمال مغناطیسی نیز جابجا می شود) پس در هر لحظه و هر مکان، ما یک شرق جغرافیایی و یک شرق مغنایسی داریم که با گذر زمان نیز تغییر می کند. و همینطور یک غرب جغرافیایی و یک غرب مغناطیسی. که در هر لحظه دو نقطه اند اما با گذر زمان هزاران نقطه اند. 

 

 

از این موضوع که بگذریم، در حال حاضر غرب و شرق به جز مفهوم جغرافیایی و جهت یابی، مفهوم فرهنگی سیاسی نیز پیدا کرده است بگونه ای که جهان غرب و جهان شرق، فرهنگ غرب و شرق و کشورهای غربی و شرقی داریم که فراتر از جهت های جغرافیایی است. در این مفاهیم، مشابهت فرهنگی ملاک است نه مکان. 

ویکی پدیا می گوید :  East–West dichotomy : به لحاظ مفهومی، مرزهای این دوگانگی نه جغرافیایی بلکه فرهنگی هستند؛ در نتیجه برای مثال استرالیا و نیوزلند (با وجود اینکه از لحاظ جغرافیایی در شرق قرار دارد) در غرب گروه‌بندی می‌شود، در حالی که کشورهای اسلامی بدون در نظر گرفتن مکان، در شرق گروه‌بندی می‌شوند. 

معمولا فرهنگ غرب حکومت و سیاست مردم محور و فرهنگ شرق حکومت و سیاست خدا/الهه/ماورا محور دارد. غرب قدیم که یونان و روم بود نیز اینگونه بود. شرق نیز در گذشته این گونه بود : چین (بودا/یین و یانگ و ...) و پارس (میترا/آتش/زرتشت) و اسلام (الله / نور)  و حالا نیز این دوگانگی باقیست.

لذا می توانیم مفهوم شرق و غرب را در دو شرق و دو غرب تفسیر کنیم. یک غرب و شرق مکانی و جغرافیایی  و یک غرب و شرق فرهنگی و فلسفی

و مفهوم مشارق و مغارب را میتوانیم به جلوه ها مختلف تمدن غرب وشرق و سرزمین های مختلف این دو دنیا نسبت بدهیم. 

تاریخ سازی غرب برای دنیا

به ما جوری آموزش داده شده که شروع همه علوم همه اکتشافات و بسیاری موارد از غرب است. تاریخ غرب در یونان جمع شده است و نمی دانم چه حسابی است که اولین های همه چیز در یونان بوده است. از اولین تفکر در مورد اتم گرفته، اولین آزمایشات شیمی فیزیک زیست شناسی پزشکی و همه چیز. خلاصه یک نفر در یونان بوده که به آن موضوع فکر کرده. نمی گویم این دروغ است (الله اعلم) ولی مگر دنیا فقط یونان بوده؟ در مصر و پارس و چین آن روز آدم زندگی نمی کرده؟ آنها صنعت نداشته اند؟ طبابت نداشته اند؟ هنر نداشته؟ بالاخره غرب با سیطره خود بر دنیا اینگونه القا می کند که همه چیز اولینش در آنجا بوده.

البته در کتب جدید در حد یک پاراگراف کم کم آثاری از علوم  در سایر سرزمین ها دیده شده است ولی نهایتا یونان است که کامل و طبقه بندی شده و به تفصیل توضیح داده می شود. به نظر میرسد مهمترین ويژگی در این خصوص وجود اسناد است. اسناد در زمینه تاریخ سایر سرزمین ها کمتر از غرب حفظ شده است وگرنه براستی شروع همه چیز در آنجا نیست. نه اینکه ثبت و مکتوبات در سایر جاها انجام نمی شده است. بلکه در همه جا ثبت و گزارش نویسی و تاریخ نویسی وجود دارد. دانشمندان همیشه دستاورد های خود ثبت می کنند. ولی به نظر میرسد ۱- به دلیل قدمت تاریخی بالا - ۲- به دلیل هجمه ها و یورش های شدید اقوام مختلف، بسیاری از اسناد در بعضی سرزمین ها نظیر پارس و مصر نابود شده است. بعنوان مثال حمله مغول ها به سرزمین های خاور نزدیک. البته عده ای نیز واقعا به جعل تاریخ پرداخته اند که اسناد فراوانی از آن موجود است. علت دیگر نیز همین القای غرب است که شروع همه چیز بصورت متمدتنانه از آنجاست (شروع تمدن و مدنیت از یونان است). عامل موثر دیگر، تلاش آنان برای باستان شناسی و  تاریخ پژوهشی (و گاها جعلیات) است که شاید این موضوع بعنوان نمونه در سرزمین ما کمتر مورد توجه واقع شده است. البته اگر هم در موضوعی تاریخ پژوهشی انجام داده ایم، گسترش و تبلیغ نشده است.

موضوعی که در ادامه اشاره می کنم نیز شاید به دلیل ضعف جبهه شرق در گزارش نویسی باشد:

همه خوانده ایم کریستف کلمپ آمریکا را کشف کردولی آیا تا کنون شنیده آید که قبل از غربی ها ،ایرانیان و مسلمانان ۳ الی ۴ قرن قبل تر وارد آمریکا شده بودند و حتی مسلمانان این را در آنجا تبلیغ کرده اند....جالبه بدونید در خاطرات کریستف کلمپ اومده که در ساحل کوبا یک مسجد دیده است.(mosque on a hill on the Cuban coast)... این موضوع را رجب طیب اردوغان رییس جمهور ترکیه نیز در یکی از سخنرانی های خود به زبان آورده است....جالب این است که غربی ها بهانه می‌آورند که منظور کلمپ سازه ای شبیه مسجد بوده،خب آخه اگه همچنین منظوری داشت چرا خودش نگفته سازه شبیه مسجد،،بلکه گفته مسجد.... مسیحی های آن دوران به خوبی مسجد و سازه آن را می‌شناختند...

عجیب هم نیست .مسلمانان تا شرق آفریقا را گرفته بودند..چطور کلمپ می‌تواند کشتی به آب بیندازد به آمریکا برود...آفریقایی ها یا ایرانی ها یا هر مسلمان دیگری آیا  نمیتوانسته اند این کار را بکنند؟

واقععا غربی ها چگونه خود را مبدع و شروع همه چیز جا زده اند؟

یک کتاب در ایران و یک پایان نامه در آمریکا در خصوص حضور مسلمانان در آمریکا قبل از کلمپ چاپ شده است...

کتاب فارسی بنام تاریخ حضور مسلمانان و ایرانیان در قاره امریکا پیش از کریستف کلمبم مؤلف حمید شفیع‌زاد ،چاپپ سال ۹۲ که به بررسی نقشه های ایرانیان و مسلمانان از جهان پرداخته که بسیار قبل تر از کلمپ،در نقشه های مسلمین سرزمین آمریکا ترسیم شده.

به نظر می‌رسد گروهی از سرخپوستان مسلمان شده بوده اند.آوایی در بین آنان مرسوم بوده بنام حیم قیم حیم قیم که تغییر یافته ی یا حی یا قیوم بوده است...

 

پژوهش انگلیسی Muslim_Roots_of_America (در واقع تز کارشناسی یکی از داشنجویان دانشگاه murraystate ایالات متحده نشر سال ۲۰۱۸ )که فایل آن در این لینک قابل دسترس است

همچنین فایلش را در لینک زیر کپی کرده

https://s18.picofile.com/file/8434297568/Muslim_Roots_of_America.pdf.html

رفرنس سایتی که فایل را از آن برداشته ام :

digitalcommons.murraystate.edu/cgi/viewcontent.cgi?article=1150&context=bis437

در این دو کتاب دلایل بسیار محکم از حضور مسلمانان قبل از کلمپ در آن سرزمین ارایه میشود

 

ظاهراً عربستان نیز در حال ساخت مستندی بنام We Discovered America Before Columbus,

می‌باشد.

نوت برداری از جلسات تاریخ تحلیلی استاد پناهیان

تاریخ تحلیلی استاد پناهیان

کل مطلب در ادامه مطلب----

مباحث تعریف از عرب جاهلی
سلام. در مورد اعراب پیشنهاد. میکنم دو جلسه اول تاریخ تحلیلی اسلام توسط استاد پناهیان را گوش بدید

قسمت اول: جاهلیت

جلسه 1 (1392/05/24): اهمیت مراجعه به تاریخ اسلام و تحلیل دقیق آن
مدت: 61دقیقه |

ضرر مبالغه در خصوص وضعی
ضمنا اولا بین عرب و عراقی فرق بگذارید عراقی، عراقی است، فقط زبانش عربی است،،، یا مصری یا سوری ،،اینها کجایشان عرب است؟
تبلیغات منفی که در دنیا برای عرب ها شده بعنوان شهوت غذا و شهوت رانی جنسی و شیخ نشینی و بادیه نشینی و شتر رانی ،،اینها کدام عرب است؟ بیشتر عرب وهابی عربستان است

دوم اینکه ... ضعیف نشان دادن عرب جاهلی ،،به این معنی است که خداوند نبی اکرم را بین این مردمان فرستاد. .. انکار اینها ضعیف بودند،،نیاز به هدایت داشتند..ایران مثلا متمدن بود نیاز نداشت... یا اینکه میگن خدا چرا پیامبر را در میان این قوم نفهم گذاشت تا این همه ائمه ما را اذیت کنند ولی اگر در ایران بودند ما قدرشان را میدانستیم
ولی اگر در ایران هم بودند همینطور. بود چه بسا بدتر ،،،چون این مقابله انسان ها با مقام ولایت همه جا هست...

یا اینکه این ها اینقدر بی فرهنگ بودند وقتی میگوییم،انگار کار رسول خدا را تخفیف ارزش میدهیم،،،مثل اینکه یک آدم لیسانسه کدام دو جماعت را بیشتر می تواند تغییر دهد ؟ جماعت لیسانسه را یا جماعت بدبخت و بی سواد را؟ شما میگویید بی سواد را،،چون آسانتر است...و اعراب هم بی فرهنگ و بی سواد و اینها بودند. ... حالا اگر کسی آن جماعت سطح بالا و لیسانسه را تغییر.  دهد کار بزرگتری کرده یا آن جماعت بی سواد را ؟ منظورم از تخفیف ارزش کار پیامبر این است

حالا بر عکس،،نظر استاد پناهیان این است که به لحاظ دینی، اعراب جاهلی همان جماعت لیسانسه هستند.. و بسیار دین دار که به ما بد معرفی شده اند... این ها وارث دین ابراهیم بودند و حج حتی پیش از رسول خدا هم ترک نمی شد

بعد ها در ادامه مباحث تاریخ تحلیلی در جلسات حدود نود تا صد (جلسه13و 94 و97 و  99) هم استاد به این مباحث اشاره میکند....

واقعا پیشنهاد میکنم این جلسات را گوش بدید

http://panahian.ir/post/864#p10
 

ادامه نوشته

تاریخ شفاهی هاروارد

 برای دانلود فایل صوتی اینجا را کلیک کنید 

 

برای دانلود فیلم اینجا را کلیک کنید

دکتر رسول رئیس جعفری ادامه داد کتاب خاطرات آقای مجیدی در این باره بسیار خواندنی است از میان هشت نفر انتخاب شده البته من از همه بیشتر آقای غلامرضا مقدم را پسندیدم. ایشان دکترای اقتصاد از استنفورد داشت و سال 61 این مصاحبه‌ها با ایشان انجام شده بود. در سال 39 معاون وزیر بازرگانی بود. در سال 39 تا 42 معاون بانک مرکزی بود. تقریباً جزو مؤسسین بانک مرکزی بود. سال 42 یک مدت از ایران خارج می‌شود. مشاور صندوق بین‌المللی پول می‌شود و بعد دوباره سال 48 تا 52 به ایران برمی‌گردد قائم مقام و معاون سازمان برنامه می‌شود دوباره از ایران استعفاء می‌دهد و خارج می‌شود تا اواخر انقلاب از طرف صندوق بین‌المللی پول برای کارها می‌آید. دقیق‌ترین مصاحبه‌ها به لحاظ اقتصادی برای ایشان هست. یکی از عواملی که برای فروپاشی نظام پهلوی ذکر می‌کند تضعیف قانون اساسی، انقلاب سفید و اصلاحات ارضی را عامل انقلاب می‌داند و می‌گوید: «زمانی که انقلاب سفید و اصلاحات ارضی شد مطمئن شدم جامعه فرومی‌پاشد. اما در پیش‌بینی به لحاظ زمانی اشتباه کردم و فکر می‌کردم زودتر از این حرف‌ها انقلاب می‌شود.» بی‌توجه‌ای به هشدار کارشناسان، بی‌اعتقادی شاه به برنامه‌ریزی، بی‌انضباطی مالی، ناکارآمدی دولت، بی‌توجه‌ای به اولویت‌های اصلی کشور و بی‌توجه‌ای به سرمایه‌ی انسانی و آموزش و پرورش از دیگر عوامل هستند. ایشان روایتی از جلسه‌ی شورای اقتصاد ذکر می‌کند که من عین آن روایت را خواهم خواند اما قبل از آن فیش انقلاب سفید و اصلاحات ارضی را انتخاب کردم به دلیل اینکه ایشان توصیف خیلی خوبی از آن دارد. او می‌گوید: «برای اینکه من از ابتدا در شاه یک چیزی می‌دیدم که خیلی من را رنج می‌داد و آن بود که تمام اظهارات، بیانات و عملیاتش غیر واقعی و غیر صادقانه بود. هر کاری که انجام می‌داد جنبه‌ی تظاهر و تزویر و عوام فریبی داشت. فساد ناشی از دور و اطرافیانش را از موقعی که در سازمان برنامه بودم می‌دیدم. تأسف آور بود که شاه یک برنامه‌ی اصیل خیلی عالی را که اصلاحات ارضی بود چگونه منحرف کرد و در دست خودش گرفت و به هیچ تبدیل کرد. بدین معنا چیزی که او پیاده کرد افتضاح بود. چرا؟ برای اینکه یک نظام کشاورزی سابق که ارباب و رعیتی بود و در عین تمام عیب‌هایی که داشت و من شدیداً خودم با آن مخالف بودم ولی به هر حال یک نظامی بود که کار می‌کرد. بالأخره یک مالک هر قدر هم بد بود یک نقش اقتصادی مسلّمی را انجام می‌داد آن عبارت از نقش مدیریت و سرمایه‌گذاری در دهات بود. چاه می‌کند تا اندازه‌ای نقش اعطاء کننده‌ی اعتبار کشاورزی و کشاورزان را ایفاء می‌کرد. بذر، کود و... می‌داد. زمانی مالک را برداشتی بایستی جانشین او یک دستگاهی می‌شد که به زارعین خدمات کشاورزی، کود شیمیایی، بذر و سایر کمک‌های فنی را می‌داد. هیچکدام از این کارها را برای دهاتی که تقسیم شدند نکردند و زارعین بدبخت را به حال خودشان رها کردند. این امر باعث شد در عرض 10 یا 15 سال بعد اصلاحات ارضی وضع کشاورزی ایران شدیداً خراب شد. آن سیاست‌ها و عملیات غلط که در وزارت اصلاحات ارضی در وزارت کشاورزی انجام شد به کلی کشاورزی ایران را منهدم کرد و در نتیجه قسمت عمده‌ی جمعیت روستانشین متوجه شهرها شد. ناراحتی‌های اجتماعی و سیاسی که بعداً ایجاد شد مقداری زیادی مربوط به همین بود. زمانی که من این‌ها را می‌دیدم معتقد می‌شدم شاه در عملیات و کارهایش بخصوص در مسئله‌ی اصلاحات ارضی صداقت ندارد. این به اصطلاح انقلاب ششم بهمن و اصول انقلاب و... فقط یک تاکتیک سیاسی بود که مخالفین از جمله امینی و جبهه‌ی ملّی کمونیست‌ها را خنثی کند و بعد هر کاری دلش می‌خواهد انجام دهد.» ایشان یک روایت دست اول از گزارش کارشناسی ارائه می‌کند که برای بودجه سال 51 و برنامه‌ی پنجم آماده کردند. این گزارش توسط آقای آبادیان و کارشناسان سازمان برنامه آماده شده است. خیلی جالب است تمام داستان که یکبار در شورای برنامه و یکبار در شورای اقتصاد در حضور شاه این گزارش خوانده می‌شود تقریباً می‌تواند یک تابلوی مجسم از وضعیت اقتصادی کشور و بحران‌هایی که پیش‌بینی می‌شد را ارائه دهد. ایشان می‌گوید: «به موازات تهیه‌ی مقدمات برنامه‌ی پنجم درگیری‌های خیلی شدید با دولت و شاه در کار بود. این موقعی بود که شاه شروع به بالا بردن هزینه‌های نظامی از جمله خرید تسلیحات از خارج به میزان فوق العاده زیاد کرده بود و فشار مالی روی بودجه‌ی دولت زیاد شده بود. دوباره همان فشارهای تورمی آخر دهه 1950 در اوایل دوره‌ی 1970 نمایان می‌شد. درآمد نفت هم علی‌رغم اینکه افزایش یافته بود به سرعتی که شاه هزینه‌های دولت را توسعه می‌داد بالا نمی‌رفت. مجدداً یک کسر بودجه شدید بوجود آمده بود. وزن موازنه‌ی ارزی کشور هم دچار کسری شده بود. درآمد ارزی کشور از صنعت نفت از حدود دویست میلیون دلار در سال 1959 به حدود دو میلیارد دلار رسیده بود ولی مع ذلک برای جبران کسری ارزی دولت مقادیر متنابهی وام از بانک‌های خارجی می‌گرفت. در اواخر سال 1350 که بودجه‌ی کل کشور برای سال 1351 در مراحل نهایی تهیه و تصویب بود کسر بودجه‌ی عظیمی برای این سال و نیز دوران برنامه‌ی پنجم در سال 52 تا 57، نمایانگر شده بود. همچنین عدم تعادل‌های زیادی در اقتصاد کشور به سرعت نمایان شده بود. در اواخر سال 50 که بودجه‌ی سال آینده‌ی کشور تهیه می‌شد. یک گزارش مقدماتی نیز از دور نمای وضع اقتصادی، مالی و اجتماعی کشور در دوره‌ی برنامه‌ی پنجم عمرانی کشور توسط همکاران ما در سازمان برنامه تهیه شد. این گزارش که مستند به یکسری ارقام و آمار و اطلاعات کامل بود تصویر بسیار بدی را از وضع اقتصادی و مالی و اجتماعی کشور در سال‌های آینده ارائه می‌داد. هدف ما این بود که گزارش ابتدا در هیئت عالی برنامه که به ریاست نخست وزیر تشکیل می‌شد مطرح شود و بعداً در شورای اقتصاد در حضور شاه خوانده شود. دکتر آبادیان و چند نفر دیگر از متفکرین سازمان برنامه خیلی برای تهیه‌ی این گزارش زحمت کشیده بودند. البته گزارش انتقادی بود و در آن برای اولین بار در یک گزارش دولتی آمده بود که اگر روند‌ها و نابرابری‌ها و عدم تعادل‌های چند سال گذشته ادامه پیدا کند در چند سال دیگر مسلّماً یک انفجار اجتماعی و سیاسی در ایران به وجود خواهد آمد. در گزارش از اینکه طی دوران برنامه‌ی سوم و چهارم به مسائل اجتماعی، آموزش و پرورش، بهداشت، درمان، رفاه روستایی و امثال آن توجه کافی مبذول نشده بود سخت انتقاد شده بود.

 

رئیس جعفری گفت: آقای مقدم نمای عمومی از این گزارش را ارائه می دهد و می گوید: «من خودم گزارش را به دقت خواندم و تغییرات مختصری هم در آن دادم. بعد گزارش را به هیئت عالی برنامه بردیم و در حضور نخست وزیر مطرح کردیم. زمانی که آنجا گزارش را مطرح کردیم آقای هویدا از لحن گزارش که خیلی انتقادی بود خوشش نیامد و گفت گزارش را اصلاً قبول ندارد به دلیل اینکه همه‌اش جنبه‌ی منفی و انتقادی دارد و پیشرفت‌های هنگفتی که مملکت در این سال‌ها انجام داده نادیده گرفته است. گزارش بایستی به کلی اصلاح شود. در آن جلسه من چیزی نگفتم ولی بعد از جلسه با آقای هویدا گفتم ایراد شما به این گزارش چیست؟ کجای این گزارش غلط است بفرمایید اصلاح کنیم؟ ولی به صرف گفتن اینکه گزارش بدرد نمی‌خورد کمک نمی‌کند و موجب دلسردی کارشناسان سازمان برنامه می‌شود. هویدا گفت: شما این گزارش را دور بنداز و خودت یک گزارش خوبی که بتوان به اعلی حضرت ارائه داد تهیه کن. من مجدداً به ایشان گفتم قبلاً این گزارش را خوانده‌ام و عقیده دارم گزارش بسیار خوبی است. قسمت عمده‌ای از مشکلات مملکت را مطرح می‌کند و این مشکلات بایستی مطرح شوند. ضمناً اضافه کردم کارشناسان سازمان برنامه نمی‌گویند وقایع ناگوار حتماً اتفاق خواهد افتاد. بلکه می‌‌گویند اگر روندهای نامطلوب فعلی ادامه پیدا کند وضع بد خواهد شد و منظورشان این است که چاره جویی کنیم تا این اتفاقات پیش نیایند. به هر حال هر قدر آقای هویدا اصرار کرد که من گزارش را تغییر دهم قبول نکردم و گفتم اگر ایرادهایی مشخصی هست و اگر آمار و ارقام گزارش غلط هست بفرمایید اصلاح کنم. بالأخره آقای هویدا اوقاتش تلخ شد و گزارش را پس داد و گفت: من این را در شورای اقتصاد مطرح نمی‌کنم. اگر می‌خواهی حضور اعلی حضرت بیا و خودت مطرح کن. گفتم من می‌آیم، مانعی ندارد. اگر شما بفرمایید من می‌آیم. گفت: خیلی خب!»

 

رئیس جعفری گفت: در اینجا بخش مهم داستان ارائه‌ی گزارش در حضور اعلی حضرت است. شورای اقتصاد در تمام سال‌های حکومت پهلوی به ریاست شاه بود. او می‌گوید: خبر دادند فلان روز جلسه‌ی شورای اقتصاد است و گزارش مقدماتی برنامه‌ی پنجم و بودجه‌ی سال 51 کل کشور مطرح هست. من به جلسه‌ای که در حضور شاه تشکیل می‌شد رفتم. شاه پرسید: دستور جلسه‌ی امروز چیست؟ آقای هویدا گفت: گزارش مقدماتی برنامه‌ی پنجم و بودجه‌ی سال 1351 کل کشور مطرح است و اگر اجازه می‌فرمایید مقدم این گزارش را مطرح می‌کند. شاه گفت: خیلی خب! من شروع به خواندن گزارش کردم.» فکر می‌کنم در مستندات حتماً باید این باشد. پس از اینکه دو صفحه خواندم و به قسمت‌های انتقادی گزارش رسیدم یک دفعه شاه گفت: این‌ها چیست! این مطالب چیست! باز اکونومیست‌های ما درباره‌ی مملکت مطالب مزخرف را می‌گویند و تمام پیشرفت‌های مملکت را نادیده می‌گیرند و بدبینی و یأس ایجاد می‌کنند. اصولاً چه کسی به شما گفته این چیزها را بنویسید؟ این‌ها چیست؟ گفت: اصلاً لازم نیست شما وارد این مسائل شوید و ما خودمان می‌دانیم چه کاری انجام دهیم. شما کمبودهای مالی دارید و در این گزارش به آن اشاره کرده‌اید مهم نیست. بله ما می‌دانیم کمبود مالی داریم ولی ما خودمان همه‌ی این‌ها را درست می‌کنیم. درآمد نفت ما از حدود دو میلیارد دلار فعلی به زودی به پنج میلیارد دلار خواهد رسید و این تمام گرفتاری‌های شما را حل می‌کند. من مراقب همه چیز هستم و شما فقط به کار خودتان مشغول باشید و به این کارها کاری نداشته باشید.» مقدم باید با این برخورد جا بزند اما می‌گوید: «گفتم اجازه بفرمایید بقیه‌ی گزارش را به عرض برسانم. گفت: خیلی خب! من مجدداً شروع به خواندن گزارش کردم ولی دو صفحه‌ی دیگر که خواندم شاه مجدداً گفت: این‌ها چیست! من که به شما گفتم کمبودهای مالی شما را تأمین می‌کنم لازم نیست شما نگران باشید.» اصل گزارش از اینجا به بعد است و نگاه مقدم اینجا مشخص می‌شود. می‌گوید: «من دیدم ایشان به نکات اصلی گزارش توجه نمی‌کند، همه‌اش صحبت از کمبود مالی می‌کند در صورتی که ما چیزهای دیگری می‌گوییم. می‌گوییم عدم تعادل در وضع اقتصادی و اجتماعی مملکت به وجود می‌آید ولی ایشان همه‌اش فقط صحبت از پول و درآمد بیشتر می‌کند. به من ایشان گفتم اگر شاهنشاه اجازه دهید مطلبی که می‌خواهم به عرض برسانم اینکه مسئله‌ی ما فقط پول نیست که با قرض کردن از خارج تأمین کنیم یا اینکه درآمد نفت افزایش پیدا کند. مسائل اساسی مطرح شده در گزارش مربوط به اولویت‌های مملکتی است که باید در آن تغییر اساسی داده شود. داشتن منابع مالی اضافی به تنهایی کافی نیست در حال حاضر ما با فشار تورمی شدید که در اثر افزایش بی‌رویه‌ی هزینه‌های غیر تولیدی دولتی ایجاد شده مواجه هستیم و این فشارها با فراهم شدن پول اضافه رفع نمی‌شود به دلیل اینکه ما با کمبود منابع حقیقی و نه فقط منابع مالی مواجه هستیم. ایشان می‌گوید: شاه گفت منظور از کمبود منابع حقیقی چیست؟ گفتم منظور اینکه در حال حاضر در کشور مواجه با کمبود سیمان هستیم. سالی حدود پنج میلیون تن سیمان تولید می‌کنیم ولی با پروژه‌های مختلف که دولت در دست گرفته در سال احتیاج به دوازده میلیون تن سیمان هست. شاه گفت: کمبود آن را وارد می‌کنیم. گفتم مسئله وارد کردن سیمان به این سادگی نیست، بنادر و شبکه‌ی حمل و نقل کشور ظرفیت وارد کردن به حمل و نقل هفت میلیون سیمان در سال را ندارد و از این بابت دچار تنگناهای شدید هستیم. از بنادر بگذریم جاده‌های کشور کشش حمل این مقدار سیمان را ندارد. گفت: بنادر را توسعه می‌دهیم. گفتم مسئله‌ی توسعه‌ی بنادر و جاده‌ها چیزی نیست که یکساله انجام شود. از زمانی که بخواهیم مطالعه‌ی طرح توسعه‌ی بنادر را شروع کنیم تا زمانی که در عمل افزایش ظرفیت بندر تکمیل شود لااقل هفت سال وقت لازم دارد. بنابراین اینجا مواجه با یک سلسله تنگناهای شدید فیزیکی هستیم نمی‌توان همه چیز را با صرف پول بیشتر از خارج وارد کرد. می‌توان مقداری از کمبود فولاد را وارد کرد ولی باز گرفتاری محدودیت بنادر و جاده‌ها را داریم. نیروی انسانی ماهر و نیمه ماهر نمی‌توانیم از خارج بیاوریم. اصولاً برای همه‌ی کارهای مملکت خارجی آورد. همین حالا هم مردم ناراحت هستند که تا این حد زیاد مشاورین و کارشناسان خارجی در ایران هست. بایستی آهسته‌تر برویم و آهنگ هزینه‌های دولتی را کم کنیم و علاوه بر این منابع خودمان را از مصارفی که اولویت کمتری دارند به سوی هزینه‌های با اولویت بیشتر منعطف کنیم.» مقدم در لفافه به نقطه ضعفی از شاه اشاره میکند که شاه می‌فهمد. مقدم می‌گوید: «شاه گفت مثلاً چه؟ بعد می‌گوید البته منظورم هزینه‌های سرسام آور نظامی بود. او هم می‌فهمید من چه می‌گویم ولی می‌خواست من را مجبور کند که هزینه‌های نظامی را ذکر کنم و بعداً به من حمله کند به دلیل اینکه نسبت به هزینه‌های نظامی خیلی حساسیت داشت. من گفتم ما به عنوان کارشناسان اقتصادی نمی‌توانیم اظهار کنیم که اولویت‌های مملکتی چه باید باشند. آن مقامات عالی سیاسی مملکت هستند که اولویت‌های مملکت را تعیین می‌کنند ولی زمانی که تعیین کردند بایستی در داخل اولویت‌های تعیین شده رعایت ظرفیت مالی و اقتصادی کشور را نمود. نباید اجازه داد بین تقاضای کل برای منابع ارزی آن اختلاف فاحش بوجود بیاورد. در اینجا ایشان بلند شد و گفت: این مهملات و تئوری‌ها و حرف‌ها قبول ندارم. شما اقتصاددان‌ها نمی‌دانید چه می‌گویید. ما خوب می‌دانیم چه کار می‌کنیم و آینده‌ی درخشانی برای مملکت در پیش داریم. بهتر است شما این حرف‌ها را کنار بگذارید و به کارهای اساسی‌تر برسید. بلند شد و رفت و جلسه ختم شد.»

من لایحضره الدبیر

متن زیر برگرفته از جزوه  من لایحضره الدبیر نوشته  محمد پیکانپور (دکترای داروسازی) از مسئولین تشکل جامعه اسلامی دانشجویان (در اصفهان) می باشد .(که یک تشکل دانشجویی مستقل بوده و در دانشگاه های مختلف شعبه دارد. ) وی تجربیات خود و ادوار مختلف دبیر های این تشکل را برای آیندگان به جا گذاشته است. ایشان در حال حاضر استادیار اقتصاد و مدیریت دارو در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی می باشند. باید از ایشان بابت این تلاش و گنجینه تجربیات متشکر بود.

رفرنس : https://jadana.ir  من لایحضره الدبیر | جادآنا -- باشگاه تشکیلات

 

هوالحبیب. آنچه در پیش روست نگاره ایست که در سال گذشته نگارش شد و اینک به خواست دوستی منتشر می شود.

بی شک اگر کنون قصدی بر نگاشتن داشتم مصحف را سپید رها می کردم

حاصل فکرم یک کویر است

خنک آنکه از فکر بگذشت

اگر مقصد پرواز است، قفس ويران به !

 

 (توضیح باشگاه تشکیلات: زمانی زکریای رازی کتابی نوشت با عنوان «من لایحضره الطبیب» و هدفش کتابی خود آموز طبی بود برای کسانی که طبیبی در دسترس ندارند. بعدها این مرحوم شیخ صدوق بود که کتاب «من لایحضره الفقیه» را به نگاره درآورد برای استفاده ی آنانکه فقیهی در دسترسشان نیست.

نامی بهتر از «من لایحضره الدبیر» برای جزوه آقای پیکانپور پیدا نکردم. سالیان است که به قدیمی ها و نخبگان تشکیلاتی دفتر دسترسی نداریم. بماند برای آنانکه میخواهند روزی از قدیمی های دفتر شوند.)

 

 و اما...

خوب! بدون مقدمه می رویم بر سر اصل موضوع؛ برای داغون کردن یک مجموعه می توانید در آن رخنه کنید و دو سه تا از اصول ذیل را منهدم کنید. در این صورت از کله شدن مجموعه مطمئن باشید.

· مجموعه نباید به صورت فرد گرا عمل کند. در غیر این صورت اگر فردی توانست در مجموعه در بین بعضی افراد خاص جایگاه پیدا کند، امور بر وفق خواسته ی او خواهد شد و اگر نتوانست، به رسمیت شناخته نمی شود و محلی از اعراب برای اظهار نظر نخواهد داشت.

· مسئول نباید به گونه ای مدیریت کند که فقط و فقط خود و نظر خود را در مسائل کافی بداند آفت این روند تقویت ابراز نظر و اخذ تصمیم بدون مشورت با سایرین و بدون ارجاع مطالب به جایگاه های اصلی آن برای تصمیم گیری خواهد بود و به نوعی روحیه دیکتاتوری را تقویت می کند (اون وقته كه يكدفعه مي بينيد شما هم ادعاي قانون گرايي مي كنيد ولي خودتون شديد يه قانون شكن بزرگ)، هرچند کار کردن بر طبق ضوابط و دخیل کردن سایرین در اخذ تصمیم مشکل است ولی حداقل چیزی که از آن حاصل می شود شرح صدر برای مسئول است که سنگ بنای حرکت تشکیلاتی و رشد انسان است.

· مسئول بالاتر در تشکل باید به شدت در اخذ و اعمال تصمیمات دقت کنند، چرا که گاهی بی دقتی در این حوزه، باعث نادیده گرفتن نظرات افراد زیر مجموعه خود و در واقع نیروسوزی می شود. نیرو به این احساس می رسد که به رسمیت شناخته نشده، جایگاهش در نظر گرفته نشده، در تصمیم گیری ها دخالت داده نشده، نظرش برای مسئول مهم نبوده و .... مهم است که مسئول حتی الامکان نظر زیر مجموعه اش را بگیرد و آنها را در جریان علل و ريشه هاي اخذ تصمیمات گذاشته و موقعیت ها را برایشان شرح دهد.

· سعی کنید کار سپرده شده به شما را در زمان مقرر به انجام برسانید یا مسئولیت را نپذیرید! مراقب باشید که به آفت توجیه گری برای کم کاری های مختلف و مشکلات و ناکامی ها دچار نشوید!

· عذر و توجیه های هم شورایی یا زیر مجموعه تان را بپذیرید (هرچند کم کاری صورت گرفته، ولی همین که متوجه شدید که دنبال توجیه مطلب است، بپذیرید، چرا که نشان دهنده آن است دنبال راه گریز است و متوجه نقص موجود یا کم کاری خود شده است!). اگر در سوال از او یا توبیخ او (در رفتار اولیه و نه هدفمند) نتوانست توجیه بیاورد اجازه ندهید که شرمنده شود و قبل از قطع مسیر برگشت، برایش توجیه بتراشید و عذر پیش پایش بگذارید، حتی الامکان اجازه ندهید که افراد مجموعه این گونه هزینه شوند! چتر وجود شما بایستی بسیار گسترده باشد.

· وجود شما باید به مثابه ی چتری باشد که دیگران در ذیل آن جمع شوند، نه اینکه مثل ستونی صلب و ارتجاعی باشید که هرکس به شما برخورد کرد، از اطرافتان پراکنده شود و این نظر شما باشد که مستحکم پابرجا باشد. به نظر من مهم ترین فاکتور برای کمال و رشد یک فرد در تشکل همین است که بیاموزد چگونه از خود و نظراتش در برابر دیگران بگذرد، نظرات جمع و حتی فرد دیگر را بر خود مقدم بداند و در صورتی که نظر جمع بر چیزی غیر از نظر او تعلق گرفت، همانگونه برای انجام آن فعالیت تلاش و جهد کند که اگر قرار بود نظر او محور باشد تلاش می کرد(البته لاف و ادعا در رعایت این پارامتر زیاد است اما نهادینه شدن آن در وجود آدم شکستن شاخ غول است!)

· زیر مجموعه ی خود را حتی الامکان در جریان رخدادهایی که حادث می شود قرار دهید، و سعی کنید که حداقل اعضای اصلی مجموعه در جریان کارهایی که به اسم تشکل انجام می شود قرار بگیرند. به اندازه ی ارزشی که شما برای مجموعه تان قائل می شوید، سطح ارزش اعضا در دید مخاطبان بالا می رود.

· اصل سیالیت تشکل را همیشه در نظر داشته باشید، حسن تشکل به جاری بودن آن است. زلال تر از آب که نمی شوید! آب هم اگر یک جا بماند می گندد!

· لطفا وقتی در تجربه ی تشکیلاتی به اوج رسیدید، اگر دیدید مجموعه توانایی آن را دارد که به مسیر خود ادامه دهد ولو با بروز کمی مشکلات و چالش ها، از جایگاه خود کناره گیری کنید و میدان را به دست نیروهای تازه نفس بسپارید، و به عنوان یک ناظر و یک مشاور همراه، در مراحل مختلف آنها را یاری کنید. ارزشی که برای یک مجموعه پویا با ساخته شدن نیروهای کارآمد به صورت مداوم حاصل می شود به مراتب از انجام صدها کار پخته که توسط چند نیروی محدود خاص انجام شود بهتر است. همیشه در نظر داشته باشید که برنامه های قبل و بعدتان از لحاظ نیرویی تفاوت کرده باشد و نیروهای جدید را وارد کنید ولو یک نفر، و به صورت مستمر رشد این نیروها را در برنامه ها ارزیابی کنید، يكي از اعضا قديمي ما ايده ي قشنگي داشت كه خيلي قابل تامل بود و بسيار قابل استفاده براي ما و آن اينكه شما حتی می توانید یک برنامه عظیم دانشگاهی را با موضوعی خاص صرفا برای رشد یک یا دو نیروی خاص تان ترتیب دهید!!!

· اجازه خطاکردن به زیر مجموعه تان در انجام فعالیت ها را بدهید و بگذارید آنها مسئولیت اموری را به عهده گیرند که در آن رشد می یابند، حتی به قیمت آنکه آن کار با شکست مواجه شود یا به نحو مطلوب انجام نشود، البته این نکته را هم در نظر داشته باشید که بایستی تجربیات خود را به نیروهای جدیدتر منتقل کنید و آنها را در دهان شیر رها نکنید، بلکه در پیشبرد مسئولیت جدید محول شده به او حتما او را همراهی کنید، او را یاری کنید ولی در تصمیم گیری ها بگذارید حرف آخر را او بزند ولو اشتباه و خلاف نظر شما باشد. نظرتان را تحمیل نکنید، بلکه بستر رشد را برای او طوری فراهم کنید که به راحتی بتواند نظراتش را ابراز کند و نیروهای بالقوه اش را بالفعل کند. سعی کنید با فراهم کردن بسترهای لازم او را به سمت تصمیمی جهت دهید که صحیح است.

· سعی کنید در دو حوزه ی اجرا و تفکر قدرتمند شوید، هرچند بعضی انسان ها بیشتر اجرایی و برخی بیشتر رنگ فکری دارند(...و این فاکتورها باید لحاظ شود...) ولی وظیفه شما این است که اعضا زیر مجموعه تان را در هر دو بعد تقویت کنید و مانع از خط کشی فکری و اجرایی در مجموعه شوید، ولی در نهایت اگر نیرویی صرفا اجرایی یا صرفا فکری بودند، شما به عنوان مدیر مجموعه از آنها در جایگاه های خود استفاده کنید. یک نکته هم این که افرادی که قوت اجرایی بالایی دارند، تفکراتشان را آسان تر پیگیری می کنند ولی دوستان متفکر زیادی داشتم که به خاطر ضعف اجرا حرف شان جایی خریدار نداشت، بنابراین سعی کنید که کاریکاتوری رشد نکنید و رشدتان همه جانبه باشد.

· همیشه اعتمادتان را با زیر مجموعه به آنها نشان دهید، به هیچ وجه اجازه ندهید که یک نیروی شما فکر کند که به او او سر سوزنی بی اعتماد شده اید، برای تقویت این پارامتر در ذهن عضو مجموعه تان وظیفه دارید که به او هویت ببخشید، مسئولیت واگذار کنید، و بفهمانید که اگر کارش را انجام ندهد ، کل کار آسیب می بیند و در واقع مطلوب شدن کار به انجام بهینه فعالیت مرتبط با او وابستگی جدی دارد، او باید تصور کند که در مرکز کار قرار گرفته است و ثقل مسئولیت خود را احساس کند. شما می توانید (متناسب با اعضا خاص)، او را در مسائل مالی دخیل کنید، کلید، مهر یا نوشتن نامه ای را به او واگذار کنید، پولی که تحویل شما داده، بدون شمارش و برای نشان دادن اطمینان کامل به او، در صندوق بگذارید و ...(که البته گاهی برایتان عواقب های جالب و يا غیر جالبی!! را بر جای می گذارد). عضو مجموعه باید با شما در اداره ی مجموعه یگانه شود، ضعف و قوت مجموعه را ضعف و قوت خودش بداند و احساس نکند که مجموعه ملک شخصی شماست! (که البته مدیران زیادی در این قسمت با شکست مواجه می شوند).

· اگر شما به عنوان نماینده ی مجموعه در شورا یا جلسات خاصی در سطح دانشگاه یا شهر شرکت می کنید حتما در نظر داشته باشید گزارش دقیق جلسات را به سایر اعضا مجموعه منتقل کنید و حتی از آنها در مورد موضوعات جلسات نظر بخواهید تا خود را در تاثیرگذاری های کلان مجموعه هم شریک ببینند. مراقب باشید مجموعه ملعبه ی دست شما قرار نگیرد!!!

· بدترین شرایط آن است که شما دنبال آن باشید که فقط کار انجام بگیرد و به نتیجه برسد ولو اینکه افرادی در این بین، از بین بروند و یا حتی تحقیر شوند یا تخمیر و مخرور شوند!!

· اصل اساسی و رکن رکین کار در یک مجموعه، آن است که شما برای اعمال اثرگذاری ها و ایفای بهینه نقش خود و پیشبرد موضوعات و تفکرات بدانید که شما منشا اثر نیستيد و منشا اثر کسی دیگر است. می خواهم بگویم مسئولی که سحر ندارد هیچ ندارد(مثل خود گیجم) و در سیر فعالیت های تشکل دچار روزمرگی و آفت های گوناگون می شود. رمز تحقق اهداف، اتصال خالصانه و بدون شائبه به حضرت حق است (البته خطاب به خودم می گویم لم تقولون ما لا تفعلون....)

مسئول تشکل بدون سحر، نه تنها کاری پیش نمی برد بلکه در آخر متوجه می شود که آلت دست نفس و این و آن شده است!!! لا اقل دیگر نباید دنبال اثرگذاری بگردد.

· مسخره کردن اعضا به هر دلیلی و با هر تفکری به شدت بایستی منکوب گردد، کسی حق آنکه خود را اثبات کند و دیگران را به سخره بگیرد ندارد. مراقب باشید که این پرتگاه هولناکی برای سوزاندن نیروست.

· به طرح هایی که اعضا با شما در میان می گذارند به دقت گوش کنید. رد شدن پیاپی طرح هایی که یک عضو ارائه می کند، نتیجه ای جز دفع او و سرخورده کردن نیرو ندارد. پس دقت کنید که نیروهایتان را در پیشبرد اهداف و موضوعات و پیشنهادهایشان یاری کنید، حتی اگر نیرویی نظراتش بسیار پرت وپلا بود، در چند نظر جزئی و فرعی او را یاری کنید که در وقتی در مواقع خاص و مهم قصد رد کامل نظر او را دارید برایش این تصور پیش نیاید که شما همیشه مخالف او هستید، بلکه باید از شما یک چهره منطقی در ذهن داشته باشد (ظاهر و باطن!! از کوزه همان برون تراود که در اوست) بنابراین یک اصل آنکه از فرعیات بگذرید تا بتوانید نظر صحیح را در اصول غالب کنید.(البته اگر نظر صحیح حالی خودمان باشد)

· سعی کنید همیشه برای مجموعه تان یک گوش شنوا باشید، یعنی اعضا مجموعه بدانند که حتی اگر کاری از شما در حل مسائل شان بر نمی آید حداقل به حرفشان گوش می دهید، برایشان وقت صرف می کنید و برای همه ی حرف ها، درد دل ها و مشکلاتشان حساسیت نشان می دهید. عکس این حالت آن است که دیوار باشید.

· ضرورت نيروسازي براي آينده كشور را درك كنيد! شرايط انقلاب و جنگ بسيار متلاطم بوده است و حاصل آن درياهاي طوفاني ناخداها و مسئولين كاركشته ي فعلي شده اند كه البته خود ما هزار و يك نقد و عيب و ايراد به سرتاپاي آنها داريم. با اين رخوتي كه امروزه در دانشگاه ها حاكم است، نيروسازي براي اداره آينده كشور بايد خواب را از چشمان ما بربايد! با اين روند! مشكلات ما در آينده به مراتب دوچندان و عيب و ايراداتمان بيش از مسئولين فعلي خواهد بود! (هميشه به بچه ها مي گفتم كه ما اين همه نقد به اين شوراي عالي انقلاب فرهنگي داريم، در حالي كه در اين شورا كسي مثل آقاي رحيم پور ازغدي است كه از نوجواني دوسوم فرصت روزانه اش را مطالعه مي كرده است! واي به حال ما با اين كم كاري هايمان و با آن آينده ي سنگيني كه در پيش روست! خدا به داد برسد!) پيوسته در فكر تيم سازي، توليد نيروي متعهد متخصص و ايجاد حلقه هاي كارآمد با هدف توليد نيروي خاص باشيد! (البته آدم هايي مثل من باید به این فکر باشند که تا مملكت درون خودمان ويرانه است، دغدغه داشتن براي آينده نظام و رشد و پرورش و ساختن اطرافيان مشابه يك جوك تلخ مي باشد! يك نكته را هم بگويم كه در اين ميانه خداوند خوب بلد است كه از آب گل آلود ماهي بگيرد و چنين افرادي را وسيله دست قرار دهد كه همينش هم گاهي گير نمي آيد و خدا سفره اش را از جلوي امثال بنده جمع مي كند!!!)

· به تجلي وحدت يك جمع صحنه گردان در هر عرصه بيانديشيد! اگر در اردويي كه برگزار كرده ايد، هفت هشت نفر خاص كه مسئوليت اردو را به عهده دارند و به شدت هم با هم صميمي هستند، صميميت خاص خود را پيوسته بروز دهند، با هم بروند، با هم بيايند، دور هم غذا بخورند، در يك اتاق متمركز شوند و ... هرچند كه خودشان راحت ترند، ولي! اين باعث مي شود كه ديگران روابط خود را با آنها سطحي ببينند و نتوانند با آنها به درستي ارتباط برقرار كنند! حواستان باشد كه روابط تان به نحوي درون گرا نباشد كه نيروهاي جديد احساس كنند به دور مجموعه ي شما سيم خاردار كشيده شده است! (يعني ميخواهم بگويم كه سطح تعاملاتتان با دوستان صميمي و اعضاي جذبي يتان نبايد تفاوت فاحش داشته باشد!). يك اصل آن است كه نيروهاي قدرتمند را كه معمولا در سطح كلان يك مجموعه قرار دارند و با هم صميميت خاص هم پيدا كرده اند، بايستي در كل حوزه اثرگذاري توزيع كرد، نه اينكه همه را در يك مكان متمركز نمود!! البته حوزه اثرگذاري هم بايد به نحوي انتخاب شود كه اين نيروهاي خاص در ديگران در حالت توزيع شده، حل نشوند! از طرفي بروز صميميت ها در يك حد لازم به تسهيل ارتباطات سايرين بسيار كمك مي كند، پس در اين مورد يك حد تعادل را رعايت كنيد.

· ضرورت وجود كميته انتقال: جهت جلوگيري از سردرگمي مسئولين جديد واحدها و جهت انتقال بهينه تجربيات و جهت اصلاح مسير براي تكرار نكردن اشتباهات، راهكارهايي را بايستي انديشيد، كه از جمله ي آنها تشكيل جلسات كميته ي انتقال است. با توجه به اينكه گاها نظرات و توصيه هاي اعضا قديمي متناقض و باهم در تضاد است، و با توجه به اينكه گاهي اعضا قديمي انتظار عمل از مسئول جديد به نسخه ي نوشته شده ي خود را دارند!!!، اين سلسله جلسات در ابتداي شروع كار هر واحد، كمك مي كند كه خروجي و برآيند نظرات به هم نزديك شود و زمينه هاي مختلف كاري، فكري و تجربي براي مسئول جديد مطرح شود و جمع بندي واقعي تري از نقاط ضعف و قوت هر فكر حاصل شود. هرچند كه بنده به شخصه تمايل زيادي براي اخذ مشورت هاي فردي داشتم، چون در اين گونه مشورت ها، طرف مقابل راحت تر صحبت مي كرد و جزئيات و عصاره ي افكار او را مي شد بيرون كشيد(كه البته بهتر است كه شيوه انفرادي را در مرحله دوم و بسته به عمق و افكار و شرح صدر افرادي كه به عنوان سرمايه ي فكري و تجربي در دسترس شما هستند، ساماندهي كنيد).

· برنامه ها را با توجه به شرايط دانشگاه، شرايط زماني، سطح مخاطب و نوع تشنگي او تعريف كنيد. تشنگي مخاطب كانالي براي انتقال افكار شما خواهد بود (يك پارازيت اينكه: بعضي معتقدند از تشنگي ديگران استفاده كنيد و داروي خود را به همراه آب به او بخورانيد! البته اين را هم بدانيد كه خيلي از اوقات آب زلال از هر چيزي بهتر جواب مي دهد، به شرطي كه وجود شما سرشار از آب گل آلود نباشد! بعضي هم مثل بنده در فكر درمان ديگرانند در حالي كه اصلا خود دچار قحطي و خشكسالي شده، تبديل به كوير گرديده اند!) شما مي توانيد با راهكارهاي مختلف علاوه بر نيازسنجي، نيازسازي كنيد و مخاطب خود را با شيوه هاي مهندسي شده تشنه مطلب و موضوع خود كنيد.

· سعي كنيد از ابزارهاي صنفي، علمي و مسائل مشابه جهت تقويت ارتباط با مجموعه بدنه دانشگاه استفاده كنيد، ليكن در نظر داشته باشيد كه به بنگاه خدماتي تبديل نشويد كه خدماتي را به مخاطب خود ارائه دهيد بدون اينكه تفكر يا فرهنگ خود را در يك سير حساب شده به او منتقل كنيد يا اينكه از باب رفاقت با آنها وارد شويد تا در يك بازه طولاني مدت، اثرگذاري لازم را بر روي آنها داشته باشيد (كه البته محدوده ي اين افراد بسيار كوچكتر از محدوده وسيع دانشجويان دانشگاه خواهد بود.)

· هويت بخشي موضوعي بنيادي است كه به صورت خاص بايد به آن پرداخت، به اين نكته هم بايد توچه كرد كه هويت بخشي با تشخص زايي متفاوت است. شخصا موافق تشخص زدايي هستم و از بين بردن وجوه تمايزي كه منيت ها را برجسته مي كند! همه ي ما بايد سپيد باشيم، سپيد يكدست، گرد طواف. تشخص زدايي هم براي هويت بخشي است! هويت، بنيان حركت و وجوه فكري يك تشكيلات را از سطح كلان تا سطح فردي، تعريف مي كند.(صحبت هاي آقا در مورد آهن قرمزي كه از آتش بيرون مي آید را به یاد آورید!).

· يكي از آفت هايي كه بسيار مبتلا به مسئولين تشكل ها و مجموعه هاي مشابه است، روحيه ايست كه آن را پاچه گسستگي ميتوان نام نهاد يا به عبارت محترمانه تر سياست بازي!! مراقب باشيد كه سياست بازي فقط در مسائل سياسي نيست و اتفاقا در حوزه هاي تشكيلاتي بسيار پرنگتر است! (اين روحيه دوگانگي و پيچاندن و احساس ختم روزگاري كردن و هفت خط بودن؛ كه به خدا پناه مي بريم از اين حالات عرفاني!!!) البته سياست بازي با كيس بودن كه از لوازم مومن است تفاوت ماهوي دارد. به دوستانم ميگفتم كه چقدر مي توانيد سياست باز و زرنگ و ... باشيد؟ تا چه حدي؟ مطمئن باشيد از آقای ... نمي توانيد سياست باز تر و زرنگ تر شويد!!! آخر اين مسير را ببينيم و توصيه هاي رهبري را در گوش هاي كم شنواي خود فرو كنيم!

· و اما پایه ریزی یک تئوری جدید: با نام تئوري جماعت سگان!! : در دانشگاه ما سگ هاي ولگرد زيادي هستند كه روزها در كنج عزلت هستند و شبها محيط دانشگاه را جولانگاه خود مي كنند، به طوري كه چند بار شد كه شب ها وقتي تصميم به چسبانيدن پوسترهاي برنامه اي در سطح دانشگاه را داشتيم، كم مانده بود كه مورد عنايت اين جماعت سگان شويم. آنچه معلوم است اين است كه در كشور ما هم سگ صفتاني هستند كه تا كليت نظام روز است، شجاعت بروز ندارند و در كنج عزلت اند!!! ولي امان از آن روز كه فضاي حاكم بر كشور شب شود! آن وقت است كه سگان چه فردي و چه جمعي ميدان دار شده و همه ي فضاي تاريك را جولانگاه خود مي كنند و آن وقت است كه ديگر هیچ چیز تحت تاثير پارس كردن هاي آنها در امان نخواهند بود!! همه ي تلاش يك تشكل دانشجويي در عرصه ي كشوري بايد بر اين باشد كه شب نشود!!!

· گاهي با خود مي انديشم كه يك مرده چگونه مي تواند بنويسد؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!!

· سعي كنيد افراد هنجارفرست در محيط تان، چه دانشجو، چه استاد و حتي كارمندان اثرگذار را شناسايي كنيد و با آنها ارتباط برقرار كنيد. اثرگذاري شما بر روي افراد هنجار فرست، تاثير اعمال و افكار شما را در مجيط چند برابر مي كند. در واقع هر يك از آنها به عنوان يك سمپاد عمل كرده و براي جريان شما بسترسازي مي كنند. اگر هم نتواننيد ارتباط صحيحي با آنها شكل دهيد، حداقل اثرش اين است كه مي توانيد سرچشمه ي ايجاد اثرات خاص را در دانشگاه تحت نظر داشته باشيد و بتوانيد فضا را پيشاپيش پيش بيني كنيد، نه اينكه در امور انجام شده قرارگيريد. در اين ميان اساتيد را دريابيد!!

· (جزئي ولي اثرگذار) هرچند كه كليه امور بايستي بر طبق ضوابط باشد نه روابط! ليكن تقويت روابط شما با كارمندان دانشگاه مي تواند در افزايش سرعت شما در انجام امور اجرايي و اداري تشكل بسيار موثر واقع شود.

· قرتي بازي هاي تشكيلاتي را كنار بگذاريد!! زياد بخوانيد و زياد بدويد!!

· مراقب باشيد رفتار شما باعث زدگي ديگران از فضاي فكري تان نشود، مراقبت كنيد كه از روي منيت ها معاندسازي نكنيد. ظاهرسازي، توجيه گري ها، بيان كردن راه و روش و عمل نكردن خود ما به آنها، از مواردي است كه موجبات دل زدگي را بي جهت در ديگران ايجاد مي كند. (گاهي ميزان صداقت ما در گفتارمان به اندازه ي گريه هاي زيبايي مي شود كه آقاي كرباسچي در حمايت از قشر آسيب پذير مي كرد!!)

· روحانی تشکل موضوعی است که هر مجموعه ای به جد به آن نیازمند است! مطمئنا در طول یک سال دهها مسئله برای شما پیش خواهد آمد که حتما لازم است جوانب شبه دار هر کاری را با نظر مبنایی و نه سلیقه ای یک اسلام شناس تطبیق دهید. (اسلام شناس شاقول و خط کش حرکت شما خواهد بود! که البته به حمدلله چون بسیاری از ما خود اسلام شناس هستیم به راحتی مسائل را توجیه می کنیم و در باب نحوه مصرف بیت المال، نحوه ی ارتباط خواهران و برادران و دهها مسئله دیگر به راحتی فتوا صادر می کنیم!!!  حواستان باشد که خشت کج های انحراف های بزرگ از همین جا گذاشته می شود! ایجاد روحیه توجیه گری و عدم تبعیت از همین جا بنیان گذاشته می شود و همین جاست که آغاز خودکامگی خواهد بود!!!)

· جناب آقای مسئول مالی تشکل! بدون تدوین برنامه مالی سالانه، بدون تصویب ترازنامه مالی، بدون مسئول دانستن خود در قبال ارائه گزارش های مالی به شورا و در یک کلام بدون داشتن یک مدیریت مالی منسجم، بعد از گذشت یک سال مجموعه را از نظر مالی به قهقرا خواهی برد! که بالتبع روی میزان فعالیت های سال دیگر موثر خواهد بود!

· اسلام بازی با حاصل جمع صفر ندارد یعنی نمی شود یک ارزش را گرفته، و بقیه را رها کنیم! پرداختن به یک ارزش هرگز مساوی نیست با نپرداختن به دیگری!! لذا مراقب باشیم که دچار رشد کاریکاتوری نشویم، چرا که رشد کاریکاتوری هم شما را روانه ی جمع انسان های استثایی خواهد کرد نه جمع انسان های کارآمد!!

v و اما در باب محاسبه نفس: آنكه شايسته است كه اگر در طول سال خود را محاسبه نمي كنيم، لااقل قبل و بعد ورودمان به تشكل را بررسي كنيم و ببينيم چه چيزي بدست آورده ايم و چه چيزي از دست داده ايم! و از كجا به كجا رسيده ايم! اجمالا عرض كنم كه مطمئن باشيد كه اگر نیت يا روشي غيرصادقانه بكار بنديد اولين كسي كه از آن متضرر خواهد شد خود شما هستيد! مراقب باشيد قرباني توجيه وسايل در رسیدن به اهداف باارزش نشوید!!! و باور كنيد كه حتي يك تشكل اسلامي هم مي تواند محلي براي جاسبي پروري گردد!

v حديثي از حضرت رضا (عليه السلام) داريم كه مي فرمايند: به نسبت با برادرانت به گونه اي رفتار نكن كه ضرر كار براي تو بيش از سودي باشد كه تو براي آنها داري! اين حديث علاوه بر اينكه معياري مي دهد كه تا كجا خود را وقف ديگران كني، يك نكته مهم ديگري را نشان مي دهد و آن اينكه حساب رشد تو و رشد برادرانت يكي است. بسياري را ديده ام كه بي صدا و صادقانه خود را وقف رشد برادرانشان مي كنند! در تشكل خود خوب نگاه كنيد، آنها را در اطرافتان خواهيد ديد!!!

v تعداد شهداي دانشجويي كه به خاطر فعاليت در تشكل هاي اسلامي بين سال هاي 59 تا 64 ترور شده اند، بين 10 تا 15 هزار نفر مي باشد! هزينه هايي كه ما از خود پراخت كرده ايم چقدر است؟!!

v موضوع دقت در مصرف بیت المال هم موضوع مهمی است، هرچند که کار فرهنگی بالاخره هزینه بر است و در عوض نتیجه کار چندان مشخص نیست که البته شما مامور به وظیفه هستید و نه نتیجه، لیکن میزان وقوع پخته شدن قورباغه در این قسمت خیلی بالاست و اگر اهل دقت و حساب کشی نباشید، به عنوان کسی که قسمتی از بیت المال در دست اوست، کم کم حساسیت خود را از دست می دهید و آن وقت ...! آن وقت یک عمر باید چوب این بی دقتی خود را بخورید! حواستان باشد که خدا با شما شوخی ندارد! آنچه از این هم مهم تر است آنکه کسی حق ندارد که برای خود حق ویژه ای قائل شود و صرف بیت المال را به انحا گوناگون توجیه کند!!! چیزی که بسیار در تشکل ها رواج پیدا می کند و کمتر کسی از مسئولین تشکل ها را دیده ام که رفتارشان قبل و بعد از مسئول شدن در باب بیت المال تغییر نکرده باشد و به اصطلاح قورباغه آب پز نشده باشند!!!

v گاهی با خود افسوس می خورم که حیف و صد حیف که جای اخلاق واقعی اینقدر در بین ما و در مجموعه های فرهنگی دور و برمان خالی است!! واقعا فضایی که ما در آن تنفس می کنیم کجا و فضایی که بزرگان دین در آن نفس میکشند کجا!

v (به سیستم ارتباط هرمی در بدنه تشکل و آموزش های فرد به فرد و اطلاع رسانی برنامه ها و جلسات از طریق ارتباطات شاخه ای و کار کردن با جدید الورود ها با همین الگو، فکر کنید!)

v (به چگونگی مستند سازی فعالیت ها فکر کنید، خواستم بگویم که جای جزوات آموزشی خلاصه شده و مفید در تشکل ها بسیار خالی است!)

v هر عضو باید بیاموزد که در حوزه نظر بایستی مدافع حقیقت، در حوزه اخلاق مدافع فضیلت، و در حوزه ی حقوق اجتماعی مدافع سرسخت عدالت باشد. در این حوزه ها انسان بی طرف نداریم. اگر اهل فضیلت نیستی، اهل رذیلتی!!

v به این مسئله فکر کنید که چگونه می توانید همپوشانی خود را با سایر دانشجویان زیاد کرده و سطح تماس تان را افزایش دهید. به یاد دارم که مقام معظم رهبری به همین نکته در دیداری اشاره کردند و فرمودند که تشکل ها در فضای دانشگاه منزوی نشوند. (میان کلام آقا! این را بدانیم که تشکل اسلامی یک کهف نیست بلکه سنگر است، و شما یک رزمنده و مجاهد هستید نه جز اصحاب کهف!!)

البته منزوی نشدن با عدول از مواضع و جهت گیری ها متفاوت است. یک مطلب را هم در ذهن داشته باشید که حتی اگر در تمام دانشگاه، دو سه نفر بیشتر برای همراهی نشدید، باز موظف به حرکت هستید. برای بهم ریختن یک دانشگاه ده هزار نفری تنها پنج نیروی هماهنگ، هم سو و پویا کافی است!

v ایجاد روحیه پذیرش در یک نیروی تشکیلاتی امری حیاتی است، پذیرش به معنای گذر از خود و پذیرش داشتن نسبت به نظرات اطرافیان. فرد بایستی چنان تربیت شود که در عین اینکه یک متخصص فکری و صاحب تحلیل می شود، با کمال رغبت حاضر به دوندگی و عملگی برای مناطق محروم و قشر پایین دست باشد. همچنین فرد بایستی در حوزه امور سیاسی و فعالیت های مربوطه به سطحی از کنترل خود برسد که اگر به انحا مختلف در هر مقطعی از حال و آینده کنار زده شد، سرکش نشود و به کارشکنی نپردازد! (آن چنان که ما در برخی از سابقون دیده ایم!!!)

دانستم که هیچ نمی دانم

والسلام

نقش رسانه در بسترسازی عملیات روانی

رسانه ابزاری است مانند یک تیغ دو لبه. آثار مثبت و منفی دارد. در طول زمان، رسانه اشکال جدیدی به خود گرفته است که می تواند آثار متفاوتی را برای ما به بار بیاورد. نوع رسانه به خودی خود می تواند در انتقال پیام اثراتی ایجاد کند به نحوی که اثر پیام را تشدید یا تضعیف کند. حال با این اوصاف دشمن با هوشمندی از این اثر استفاده می کند تا عملیات روانی، فریب و تغییر در فکر مردم ما ایجاد کند. در صورتی که دشمن موفق شود تفکر افرادی از مردم ما را به نفع خود تغییر دهد، یعنی ایرانیانی حامی دشمن در داخل کشور بوچود می آیند که قابل شناسایی نیستند و مخفیانه برای دشمن یارگیری می کنند. نتیجه نهایی این روند یا استحاله از درون است، یعنی ما تبدیل به ضد ما شویم (دیگر دشمن با ما دشمنی نخواهد کرد چون یار او شده ایم) یا اینکه افرادی در داخل حکومت خواهند کرد که گماشته دشمن خواهند بود و خودی ها را به نفع دشمن سرکوب خواهند کرد.

ادامه نوشته

خدمت سربازی یا سرباری

هدر رفت استعداد جوانان و عدم به کارگیری نیروهای حرفه‌ای، نتیجه سربازی  اجباری/علت عدم استقبال پسران از خدمت سربازی چیست؟

 

چند ماه قبل مجبور شدم به خدمت سربازی اعزام شوم. با ورود به دوره سربازی، باب جدیدی از مشکلات مملکت اسلامی به رویم گشوده شد. هم اکنون به دلیل ادامه تحصیل سربازی را رها کردم اما در طول این مدت فهمیدم چقدر مملکت ما با مدیریت اسلامی فاصله دارد و چقدر دچار جهل هستیم که با تفکر و ادعای اسلام، رفتاری غیراسلامی انجام می دهیم.

بقیه متن در ادامه مطلب

ادامه نوشته

ظهور و افول داعش - کتاب چاپ شده سال ۱۳۹۷

ادامه نوشته

جایزه میرزای شیرازی

 

دوستی از تحصیل کردگان رشته بهداشت محیط میگفت، کاشان چند سال قبل، در کشور برنده جایزه میرزای شیرازی شد. جایزه میرزای شیرازی را به دانشگاه یا شهری می دادند که موفق شود تمام قهوه خانه ها (منظور قلیانی ها)در سطح شهر جمع کند.و کاشان موفق شده بود. نمیدانم اصلا در وزارت خانه های ما وقتی طرحی را میدهند آیا مطالعه نمیکنند در سایر ممالک چه تجربه هایی وجود دارد تا ما هم ان را به خطا تجربه نکنیم ؟ ( مثلا تجربه ایدز و معتادان تزریقی که در بسیاری تجربه های سایر ممالک به نتیجه ساماندهی ان رسیده اند نه جمع کردن ان)
خلاصه در کاشان قلیان فروشی ها و قلیان کشی ها جمع شد. نتیجه این گردید که افراد قلیانی همه یک قلیان یک متری و ذغال در صندوق عقب ماشین گذارده و روانه پارک ها شدند و محیط امن پارک را تبدیل کردند به جولان دود و دم. نتیجه این شد که افراد فرهنگی و جا افتاده دیگر دست فرزندان خود را نگرفته تا به پارک بروند،،، و چرخه معلول و معیوبی شکل گرفت بر دودی تر شدن مراکز فرهنگی و پارک های ما.
ادامه میدهم،،،
فرزندان به پارک نرفتند، همه تفریحات به خانه کشیده شد،، فرهنگی مبنی بر اینکه همه چیز در منزل باشد. استخر در خانه، وسایل ورزشی در خانه،،، همه چیز در خانه،،، ادامه ،،،،،،نتیجه،،انزوا و گوشه نشینی و سیر به سوی افسردگی، چرا؟ چون افراد میلی ندارند به تنهایی تفریح کنند. تفریح و شادمانی عموما جمعی لذت بخش است.. میتوان با جست و جویی ساده در آن ها که استخر خانگی و دوچرخه ثابت لاغری و تردمیل خانگی و سایر وسایل لذت و تفریح و ورزش را دارند پرسید که چقدر از اینها استفاده میکنید؟ چقدر این استفاده ثبات دارد؟ عموما پس از مدتی افراد استفاده نمیکنند
برگردیم به جایزه میرزای شیرازی
در همان زمان ظاهرا یکی از شهرهای دیگر حالا نمیدانم کرمان یا یزد یا دیگری، ظاهرا همه قهوه خانه ها را بست و چهار قهوه خانه را با مجوز باز نگه داشت. به این ترتیب قلیانی ها متمرکز شدند و تحت نظارت و ساماندهی شدند. باهم کیف هم میکردند و اما هم از قلیان خود لذت میبرند. این ها مجوز دار بودند. ضمنا تخلفات هم قابلیت پیگیری داشتند. یکسری ممنوعات داشتند. زیر 18 سال نباید قلیان می دادند و گرنه تخلف محسوب میشد. مواد مخدر ممنوع است. و غیره.... نتیجه این شد که هر کس قلیان میخواهند میرود آنجا،،،لااقل پارک و هر جای فرهنگی شهر سالم میماند و سلامت و امنیت شهر برقرار میماند و سلامت روانی اجتماعی عموم مردم شهر تضمین میشود. افراد مایل میشوند از خانه در بیایند. چون محیط بیرون امن است. مودب است. سالم است. از آن طرف کار فرهنگی هم میشود تا هر روز افراد کمتری سراغ قلیان بیایند... در حالت مقابل این، وقتی قلیان به میانه جامعه کشیده میشود، اینگونه امنیت به خطر میافتاد و اتفاقا این افراد، افراد بیشتری را درگیر میکردند.
این قضیه مسائل مشابه زیادی دارد. همچون خود قضیه سیگار و مواد مخدر. اعتیاد تزریقی، ایدز...
مثالی دیگر قضیه گیم نت هاست. گیم نت ها محل تفریح عمومی با بازی کامپیوتری است. خوب است،، بچه ها از خانه بیرون کشیده میشوند در محیط مقوم و مجوز دار از انزوا خارج میشوند. بهتر از اینکه افراد را در انزوا و افسردگی در منزل حبس کنیم. گیم نت ها را جمع کنیم  همه چیز میرود در خانه... بیشتر بچه ها بازی در گیم نت را بیشتر دوست دارند تا در خانه...چرا؟ علت همان روحیه شادابی در جمع است.
پس به نظر من برای ایجاد سلامت روانی در جامعه باید محیط های جمعی سالم و قانون مند(مهم) تشکیل دهیم و نظارت بر سلامت ان کنیم.. نه اینکه همه را قلع و قم کنیم و ان وقایع را به لایه های پنهان و زیرین جامعه ببریم(محیط بی نظارت و بی در و پیکر که خطرناک تر است)

از طرفی ، افراد فرهنگی باید بیشتر ممارست کنند تا در محیط های عمومی و اجتماعی حضور پیدا کنند.
دوستان، نگذارید محیط های عمومی دست افراد ناسالم بیفتد . چگونه؟ ساده است. فقط با حضور خود. حضور افراد مؤثر و موقر و موجه در محیط عمومی جامعه، خودش فضا را بر افراد ناسالم تنگ میکند و محیط را به سوی امنیت میبرد ولی وقتی عرصه از عناصر خوب خالی شد ، عناصر بد آنجا رسوخ میکنند... مثل روده ادم، که اگر با دارویی نابجا و زیادی، میکروب های سالم و نرمال(فلور طبیعی) روده را بکشیم ، میکروب های ناسالم (پاتوژن) آنجا رشد میکنند و فرد را بیمار میکنند (اسهال میگیرد!!)

پس پیش به سوی تفریح های جمعی، پارک، استخر، ورزش، سالن، بازی ، کلاس، آموزش، جلسات معنوی، مسافرت و همه چی...

..

ادامه نوشته

نوت برداری از جلسات استاد پناهیان . موضوع : چگونه امتحان میشویم


چگونه امتحان میشویم

جلسه دوم، تقبیح بچه مثبت ها، تکبر اولین آزمون الهی
جلسه سوم: فرشته مسئول سوق دادن ماهی به طور کافر، که صداشنیاد

جلسه چهارم، اینکه مشکل روحی ات را عالمی به تو بگوید فایده ندارد چون انکار میکنی، نمیپذیری، باید خودت محاسبه نفس کنی

زدن اخلاق، در اسلام خوب بودن نداریم، خوب امتحان دادن داریم

ایا معنی این حرفا و تن دادن به مقدرات خدا یعنی هیچ کاری نکنیم؟ این که مشکلات خدا یعنی امتحان خدا در حد ظرفیت ما، یعنی مشکل  حل نکنیم؟ تدبیر و پیش بینی و برنامه ریزی نکنیم؟
خیر، چون خدا دستور داده برید حل کنید، از منظر خدا اینها ان حکمت و در حد ظرفیت را دارد

گاهی جاها تکلیف شده، نتیجه ندارد انجام بده، گاهی جاها نتیجه را باید بسنجی انچام بدی،همه جا تکلیف مهم است، دستور
عبد وظیفه گرا است. البته گاهی مولا از عبد میخواهد که به نتیجه توجه کند. دین یک امر پیچیده است، باید در هر مورد بیینید خدا از شما چه میخواهد، یک حکم کلی نمیشود صادر کرد.

جلسه پنجم،، خوب
آموزش ابتدایی، تادیب
ضربه زدن به دین ، با بلد کردن یک بخش دین
جنگ صفین چرا شکست خورد؟ چون شب قبل قران نیزه زدن، اشعث پاشد در جمع وبه امام علی گفت نیروها خسته اندو نمیتوانند بجنگند
و بعد جنگ فرزندان و زنان ما چه خواهند کرد کشته شویم، والله نمیترسم بخاطر تجربه و سن بیشتر میگویم
وظیف گرایی، حتی اگر نصرت الهی نرسد، چون امام حسین هم نصرت الهی نرسید ولی تکلیف...

جلسه شش، خودت هم بفهم، روایت را بفهم
مصداق مصداق حدیث نخواه، دستور ذره ذره نخواه، خودت بفهم

ادم ترسو توجیه : تجربه، احتیاط، معقول نبودن کار،
پر واضح است قاطی نکردن ترس و بی کلگی

جلسه هفتم، خوب
بسیار ترسناک
این همه عبادت میکنی، اونجا که محل امتحانت هست  گند میزنی
، (خوفناک و آخرش امیدبخش)

جلسه هشت
زندگی ما همه اش ترس است، ترس های مسخره داریم،  بدون ترس کاری خیلیهاماننمیکنیم

ادامه  ترس

جلسه آخر، ولایت،ادم شجاع نیاز دارد چون خودش کرامت دارد،
ایه قران بعد از معرفی اکمال دین، میگوید ترسو نباشید














ادامه نوشته

نوت برداری از جلسات استاد پناهیان . موضوع تقوا فراتر از اخلاق

تقوا فراتر از اخلاق
جلسه 2، آموزش پرورش
جلسه 3، عالی، تقوا اخلاق ظلم پذیر نیست

قسمت 4،، تقوا ، اخرش عالی، روضه

قسمت 7
تقوا، همه کار برای خدا
عروس داماد که میرن رستوران، برای  غذا نمیرن، غذا بهانه است
پس میشه غذا بخوری نه برای غذا

جلسه 8، اگه تقوا اون جایی که لازمه عمال نکنه،تقوا نیست
فقط خوبی و اخلاق معمولی بوده
جلسه ده
رابطه تقوا و ولایت، دستورات شناور و اطاعت برای خدا

ادامه نوشته

نوت برداری از جلسات استاد پناهیان . موضوع شخصیت دین داران و دین گریزان

دین داران وبی دینان

ج 1،، شخصیت افراد دین دار، از قبل متناسب دین است

ج 2
قرآن استدلال اثبات خدا ندارد
بلکه بحث این است، که این آقا پیامبر است، یه عده میگن از کجا معلوم
شخصیت درست ها، بهانه نمیگیرن
چقدر مردم مکه و مدینه با فرهنگ بودن که معجزه نبی اکرم قران است
دقیقه 23، داستان دانشجو و پذیرش ولایت فقیه

روایت، دین گریزانی دین دار نما، یا ادب دارند یا مال، عیب خود را آشکار نمیکنند

عمر سعد، حضرت زینب

ج 3
پیامبر: من مبعوث شدم تا پادشاهان تا پادشاهان  جهان را سرنگون کنم، هر که بامن باشد پادشاهی خواهد کرد،
مکارم الاخلاق جعلی است، سند ندارد

دین برای انسان های سفیه و ساده لوح نیست

ج 4،
تا دقیقه ده
سیستم آموزش ما، حذف افراد منتقد و تحلیل گر، بالا اوردن افراد خوش حافظه، مرگ حرکت علمی، بعلاوه سرعت سنجی و سطحی گری

ابراهیم بت نشکست که بت شکن شود، چون بت بزرگ را نشکست، میخواست به  فکر وادارد
پیامبر سیزده سال دور خانه بت ها گشت، نرفت بشکند،دوباره میسازن، باید فکر هادرست شود

درجه شیعیان به فهمشان از روایات است نه تعداد روایات  بلدند

5، شعار عدالت طلبی، شعار بسیاری از دین گریزان احمق و منافقان،
ریشه عدالت گرایی حب نفس است
بیش از نفاق، مومن احمق است، دو رو نیست، اشتباه گرفته

حرقوث بن زهیر به رسول خدا گفت عدالت را اجرا کن، بیت المال را درست تقسیم کن
بعدا هم مارق شد
بعدا هم به امام علی کفت تو اشتباه کردی، یا توبه کن

نامه معاویه به امام علی، حسادت
آقازاده ها، مستعد انحراف
حتی نواده گان امام ها

افراد باید با عملکرد ما شیعه ها شبعه شوند، زوری نمیشود، مثل ان قضیه نشود که شخصیت ضعیف دین دار شود

6، شخصیت افراد ازاد اندیش، غیر احساسی و فکور، نماز خوان کردن فرزند، دقیقه پانزده
انتقاد از فیلم امام علی
صد و ده هزار کشته در صفین
علت اصلی وقوع کربلا، جمع کردن قائله وقوع درگیری مجدد بین کربلا و شام است، به خاطر عاطفه حکم خدا را زیر پاگذاشتند، تاقرن هاکشته دادند

چیز هایی از امام علی که میگویند نگو
ابن ملجم بادیدن یتیم ها منحرف شد، بخاطر عاطفه رشد نکرده

ج7
خدواند در قرآن اشاره میکند، اصحاب الاخدود، خیلی بد شخصیتی دارند آنها که شاهد و ساکت ظلم اند
خلخال از پای دختر یهودی کشیدند کسی کمک نکرد و شمشیرنکشید، ادم این بشنود جا دارد بمیرد، دقت کن، این خبر کمک نکردن مهم است نه خود ظلم

نوت برداری از جلسات استاد پناهیان . موضوع آخرین سخنان حضرت زهرا

آخرین سخنان حضرت زهرا
ج 2
اخلاص اصلی ان است حقوق و پول بگیری و برای خدا باشه نه بی پول

مسایل دین چرا اصلش مال دنیا است

ج 3
به نفس خودت در سختی مدارا کن، لج بازی نکن که دیگر هدف خدا نیست، مستحبی را که انگیزه نداری نکن

ج4-5
چرا فدک را گرفتند؟ چون مردم تحمل نداشتند یک فرد پولدار ببینند، گفتند چرا فدک مال فاطمه باشد، این بهانه سبب شد فاطمه تنها بماند
نتوانستند سرمایه داری یک نفر را تحمل کنند

ادامه نوشته

نوت برداری جلسات استاد پناهیان با موضوع مقدرات

#پناهیان #مقدرات
ج 2،
فواید نگاه کردن به مقدرات
1، ایجاد تواضع، نیازمند علم بع مقدرات، فهم قدرت ومقام خدا
2، صبر کردن درصورت ایمان به خدا
3، رضایت به امر خدا، درصورت داشتن محبت به خدا

رضایت ب امر خدا سبب میشود کینه کسی راهم برنداری، نه اینکخ پاسخ ندهی به رفتار زشت و بی ادبی دیگران، مثل حرکت امام علی در    پیرمردی که هل میداد، اثر تادیبی حرکت

ج 3، توجه به قدرت خدا در سایه فهم مقدرات، این نوع ترس خوبه، ازخذاحساب میبری چون زندگی ات دست اوست ،صاحب توست،ترس از مقام خدا نه جهنم
قدرت اوهرلحظه تورادربرمیگیرد لذا دایم به یادش باش
فیلم ترومن
ملاک و حد و حدود تغییرات مقدرات
: امتحان بودن

ج 6
مهم، محدوده ای ازادی و امتحان
محدودیت حذف گناه گجاس؟ کجا تقدیر کجا عمل؟

ج 7
سیستم تربیتی خوب ان نیست گه همه تولیداتش خوب باشد، انسان هستند، قطعه خودرو که نیستند، سیستم تربیتی امام علی هم مالک داشت ،شمر هم داشت چون ادم ها در سیستم امتحان میشوند
اگر یک شیوه تربیتی طرفدار زیاد دارد دلیل نیست که روش درستی است شاید چون مطابق اهوا نفسانی مردم صحبت میکند طرفدار دارد، مثلا جلوه قهری و خوف رانگویی، یا بیا بگوقلیان خوب است، بگو امریکا خوب است، فحشا و ......

ج9
محل امتحان
والدین همسر ولایت

ادامه نوشته

نکاتی از چند جلسه موضوعی استاد پناهیان

مبحث چگونه شاد شویم ؟

جلسه چهارم. حضرت زینب که گفت جز زیبایی در دنیا ندیدم ، چگونه میشود؟

 

معیشت و معنویت

عالی عالی

کار به معنای عبادت

چگونه در هر کاری شخصی مان هم خدا وارد شود؟ 

 

مبحثت حماسه های اخرالزمان

جلسه4،انعطاف پذیری در دین و سواستفاده های دشمنان منافق با سواستفاده و احمقان مقدس با عدم ان

جلسه پنجم،مهم

مبحث از رهایی از غضب جلسه 12

کسی که در دنیا راحت تر و خوشحال تر است ،اون دنیا شادتره

مبحث تمدن مهدوی،حسینی

جلسه دوم،اصل کمتر امام حسین چه بود؟بادیدتمدنی

جلسه سوم، مفهوم آزادی در دین

نوت برداری جلسات استاد پناهیان با موضوع لوازم ولایت مداری

پناهیان لوازم ولایت مداری

ج 1 : پذیرش امام مهمتر است یا امور فردی؟ داستان ابلیس و حسادت به ولی خدا، تواضع با کسی که خدا دستور داده یک طرف،شش هزار سال هم یک طرف،،رد عبادت بجز خدمت خلق نیست،،، خدمت و اعتراف به امام یعنی خدمت به بشریت و نجات بشر از ظلم و فقر ولی زدن بانک موسسه خیریه یعنی نجات چهار تا فقیر از فقر،،قدم در راه امام و استقرار حکومت ولی خدا در زمین ،،،

احیا نام اهل بیت،،، خدا در حکومت نقص قرار میدهد که شما را نسبت به ولی خدا امتحان کند...

 

جلسه 2.نماز بی ولی با حال تر است، شیطان کمک می کند،، کسیکه کتک میزند یک بچه را قسی القلب تر است یا بی احترامی به ولی خدامیکند؟ فردی ک ولی ندارد دینم ندارد چون طاغوت او را به ظلمت میبرد..و برعکس را خدا از ظلمت به نور میبرد،

داستان کمیل، داستان یمنی ها ک سراغ جانشین پیغمبر را گرفتند

 

ج 3: فحش دادن و لعن کردن: ریختن خون مومن/ دقیقه شانزده

پارتی بازی یا قاعده شفاعت ک گناه کوچک به خاطر خوبی بزرگ بخشش شود و در دنیا پاک می شود به عذابی

ادامه نوشته

نوت برداری از جلسات استاد پناهیان . موضوع دین ، تصریحات و اشارات

پناهیان دین تصریحات و اشارات

ج 1: دین اشاره، پیامبر رحمت عالمین یعنی چه؟ امام مثل کعبه است ما باید به سراغ او برویم

 

ج 2: دین، اجازه گناه و خطا را میدهد

پیغمبر جوری رفتار میکنند که نفاق بیشتر شود

ج یک یادو یادم نیس:

امام صادق:خدا در هر دوره به یکی از یاران اهل بیت اعتبار میدهد، بعد منحرف میشود که بقیه امتحان شوند

 

ج 3: خوف و رجاو ابهام در دین... پذیرش ولی فقیه چگونه؟ احساس یا سند؟داستان طرماح، اشاره را خداکند بگیریم....مقداد در خانه حضرت زهرا بود،زبیر رفت بیرون خانه دعوا راه انداخت و اورا کنار زدند، عاقبت زبیرچی شد؟اقایونی ک خیلی سروصدا میکنند

ادامه نوشته

پناهیان ، نوت برداری از مبحث نزدیکی به خدا

نزدیکی برای خدا
جلسه دو، انتخاب هدف زندگی با دیذ الهی و خدا و نه زندگی صرف

قسمت سه،،،غرب عقب مانده است ، تفکر را قرو میکند در مغز،، اجازه تفکر نمیدهد،،اما خدا شما را راهنمایی نمیکند، میگوید فکر کن،،، مدارس مذهبی بار بیار،،ادم های بی دین درجه یک هم تولید میکند
جلسه 3، ادم از بهشت خسته نمیشه؟
ظهور واقعی یعنی انتظار برای چه؟

جلسه 4، کاری کنیم که امام عاشق ما بشه، مثل اون بار حضرت علی که مریض شد حضرت گفت ما با مریضی شما مریض میشیم

جلسه 5،،، علم بسه، ایمان هم بسه،، زیاد تر از خدا ایمان نخواهید
آگاهی بس است
در جبهه خودشون دنبال علم میگشتند نه ما آموزش بدهیم،،اصرار نکنید به علم دادن
محبت، ایمان، عمل، علم به نهایی کافی نییت، نیت مهم است

جلسه شش،، هر کاری را با نیت خدایی انجام بدهیم، مثلا مسواک بزن چون خدا دوست داره

هفت، آمادگی برای انقلاب اسلامی جهانی

جلسه هشت،
اگر برای جذب شدن ما به مسئله ای باید آن مسئله جذبه داشته باشد یعنی ما ضعیف هستیم،، باید خودمان جمله ایجاد کنیم،، نماز تکراری است، جذبه ندارد، جلسات اباعبدلله ممکن است سخنران خوب نداشته باشد، ایراد ندارد،، خودتان را قوی کنید،، دین این را از شما میخواهد، نگذارید حواستان پرت شود،،،
عمده عظمت و شان اولیا، بخاطر نیت شان است

جلسه 9، فرمول زندگی، گناه نکن چون نیت خدای ندارد، کار خوب کن برای خدا وگرنه نکن،،، اینگونه لذت خوب را می فهمی

جلسه ده،تمدن سازی اسلامی

جلسه یازده، محبین اهل بیت هم میتوانید اهل بیت بکشید، محبت هم باید خالص بشود، نمیشود هم اهل بیت هم دشمن اهل بیت ا دوست بداری،، بعلاوه سلم لمن سالمکم،، باید دوست داران اهل بیت را دوست بداری

ادامه نوشته

نوت برداری جلسات استاد پناهیان با مقتدر مظلوم

مقتدر مظلوم
ج 1
امام حسین مقتدر بود لذا کشتندس، اقتدار سبب شد بیعت را نپذیرد و مرذم فکر نمی کردند نپذیرد لذا رفاه رفته جنگیدند
امام علی سرباز خوب پیامبر بود و هر شمشیر زد به دیوار نبی بود چرا دشمن او شدند و خشن دانستند؟ چون فرمان های نبی را نمیخواستند، ولی امیر مطابق فرمان عمل میکند  و اهل بده بستان نبود، اشنا و دور را رودربایسی نداشت، عمل میکرد

ج2، حسادت به امام عامل مظلومیت، امام چه تقصیر دارد؟

ج 3
امام علی فرد لارجی است، نه متعصب مذهبی، در عین حال خشن فی ذات الله و قانون مدار است، اهل زدوبند نیست

ج4
پیامبر،اقتدار،حکم قتل هجو کننده پیامبر پس از فتح مکه
اولین ولی فقیه زمانه، بدون نیاز به مشورت با نبی
فردی که در مکه حاکم کرد، خوب نبود  ولی گفت اطاعت کنیدچون به مقام ولایت درک داشت
نقطه ضعف حکومت دینی، ایمان مردم به حکومت. حاکم
حکومت دموکراسی
در این نقاط آسیب پذیر، حضرت محکم و مقتدرانه میایستد و مردم نمیفهمند چرا،
در جاهایی خاص مثل حکمیت طلبی،مقابله میکند

خواص در این زمان بصورت شیک،بی طرف شده و سکوت میکنند، دشمن دنبال این تزلزل و عدم اطاعت است
در این شرایط، خود ولی مجبور میشود حتی ازخودش تعریف کند،

ج 5
توضیح واضح معنی اقتدار و تنها ماندن ولی  قانون سیال

ج 6-
داستان اقتدار و خشم علی، بینه داری؟ شتر بی سند فروختی
اقتدار پیشگیرانه در زبان توصیح مولا

ج 7
313 نفر یعنی قله، یعنی دامنه ان به مردم میرسد یعنی جامعه آماده است، اینا نماینده اند، خواص اند،
چند تنها کمتر نمیکند؟ آخرم به مردم و شعور شان، مردم باید بروند سراغن اما م

فرق امام و نبی، کعبه، طبیب دوار
امکان در حد ظرفیت و لیاقت مردم عمل میکند
برای خودت چیزی نگه ندار

هر چه دارو از ابرو، خشم، محبت،، ه را خرج ثبات اقتدار مولا کن، اطاعت کن، سپر بلای مولا شو و فحش بخور مثل مالک برای علی،  علی برای پیامبر، بهشتی برای امام

یاران منفور میشوند، اگر نباشند خود حضرت باید از خود دفاع کند و خودش مظلوم میشود
البته دوران مظلومیت داره تموم میشه

ج 8
اقتدار و زور را هم حکومت طاغوت و هم حکومت ولی خدا اعمال میکند
الان حکومت های لیبرال دموکراسی انعطاف های خود را زیاد تبلیغ میکند فقط

ج 9
مرز اقتدار و انعطاف
یک، سعادت مردم
دو، حفظ حکومت دینی


ادامه نوشته

نوت برداری جلسات استاد پناهیان با موضوع محبت ،راز معنویت


محبت  راز معنویت
ج 1،
دقیقه 10تا17، آموزش تلخی زندگی به کودک زیر هفت سال

ج 2، قضیه ابراهیم، رئا کوکبا،  خدا، محبت فرد
ج2 یا 3
محبت امام حسین دارد ولی معرفت ندارد، غلط است، این فرد سینه زنی  دوست دارد وگرنه محبت ، انسان را شبیه محبوب میکند
نفحات

ج3، کسی اگر دارو تلخ را میخورد، از عقل نیست، بخاطر علاقه سلامتی است
ج 4، علاقه شدید
ج 5، وقتی تو را به دلیلی غیر خدا دوست دارند، اگر دلیل از بین بروند دوستی پایان میاید چه بسا دشمن شوند پس سعی کن بخاطر خدا دوستت دارند که جاودان است

ج 6،
داستان پیامبر ، پنج آیه سوره زمر، جوانان، تباکی، حس گرفتن، دل خواستن

دقیقه 30
محجه البیضا
دقیقه چهل، شهید محسن زیارتی، افزایش شوق به خدا

ج 10، چرا بچه مذهبی باید بیشتر شکر کند
معنای ظلمت نفسی،دقیقه سی و چهار، یعنی دنبال محبت ها و دل بخواه های والا نرفته ام

ادامه نوشته

نوت برداری جلسات  ، استاد پناهیان با موضوع نفاق

نفاق
جلسه سوم نفاق،انتها،داشتن هیئات کوچک کوچک در شعرها در هر محله
با این نیت که هر کسی قهر کند هیات بزند مذبوحانه است و شکنده وحدت، اما داشتن هیات کوچک کم جمعیت چند نفره در هر محله و هر کوچه خواص زیادی دارد، اول هر کوچه رنگ و بوی حسینی میگیرد،و خودش برکت دارد، و حیا را باباتر میبرد و گناه کمتر میشود، افراد شرم از مکان میکنند،ضمنا این مکان ها در سایر وقت ها نیز به عنوان یک مان عمومی در اختیار مذهب فرهنگ و نظام کشور میتوانند مفید باشند،، دوم، بی ریا تر است و این خاصیت که دنبال جمعیت جمع کردن باشد را از بین میبرد ،،، سوم، چون جمع کمتر است امکان مباحثه و تعمق اعتقادی را بالاتر میبرد،،،
ولی مهم ان است که این هیات کوچک، یکد وحدت رویه، یک نظام مرکزی داشته باشند و خصوصا در ایام خاص جلوه ی تجمع و اتحاد را نشان دهند

جلسه چهارم، دقیقه چهل،، راه مقابله با نفاق صبر و مداراست،،، حتما دعوا مرافه و بیانیه نیست،،راه رسوا کردن گاهی جیز دیکری است،، راه حرف زدن با نفاق فرق دارد.  ابوذر نمیاوانست تحمل کند،، ضمن مدارا باید اقشاگری صورت بگیرد

جلسه هفت و هشت..اقتصاد و بچه مثبت
جلسه دوازده.وحدت و اختلاف..حضرت فاطمه

جلسه شانزده ،، تصمیم و تشخیص بدون خبر از غیب سبب ارتقا است،راه ان کمک ز معصوم است

جلسه هفده..معصومین چطور قدرت حفظ میکنند

جلسه هجده،،اطاعت،،مرز نفاق و ایمان
.

ادامه نوشته

نوت برداری جلسات آخرین مراحل انتظار سال 93 و 95 و جلسات آخرین وظایف منتظران

 

 آخرین مراحل منتظران 13
 
 
جلسه 4.. اصبرو و صابروا ...هم افزایی در قبل ظهور..سیاست اسلام
ولایت پذیری،کمیل و ابوذر،،،
 
جلسه 5. دشمن خارجی به ما خط نشان میدهد....لذا حل فتنه ها آسان میشود....امام علی.میگوید اگر ما با روم درجنگ بودیم با معاویه با هم به جنگ میرفتیم...شفافیت و غبار آخرالزمان،شدت و حدت عملکرد حضرت مهدی
 
جلسه 6 : مدیران حکومت مهدی کجا تربیت شده اند
 
جلسه 7..دین مسابقه ای است،خر کی بیشتر بهتر اینجوری،،رفیق بازی دینی
 
جلسه 8. خلاصه ای از اینکه عرب جاهلی اینقدر بد نیست
 
جلسه 9،،امید دادن برای ظهور خوب است یا بد؟ ایثار ویژگی مهم برای ظهور ،،،قرن ها برای عزاداری کردن سرها زده میشد،قدر نعمت الهی فعلی را بدانیم و شاکر باشم
 
 
جلسه ده،، حرکت امام حسین عقلانی است،،
جلسه یازده: یحبونهم و یحبونه،دین حبی،امام حسین برای تمرین دین حبی است
 
جلسه 13: امام مقتدر را بپذیریم
 
چگونه شاد شویم ؟
جلسه چهارم. حضرت زینب که گفت جز زیبایی در دنیا ندیدم ، چگونه میشود؟
 
 

 

آخرین مراحل انتظار 2، فتنه های اخر الزمان ،،، سال 95

 

ج 1، قوی ترین فتنه های اخر الزمان از پارس است، 
جاهلیت عصر پیامبر و عصر ما، جاهلیت کج فهمی است نه نفهمی. توضیح صفات خوبی جاهلیت نبی اکرم و دین مداری انها

ج4
سفیانی، فقیهانی حکم قتل امام زمان
ج5، قضیه حرقوث، مارقین، تکبر مذهبی
داستان انکه نزد امام حسین امد و تواضع کرد، پغام رسان بود
مارقین هستند تا قیامت
ابن ملجم فقیه مدینه بود

ج 6. 
جهاد بزرگ، کبیر با کافران
سطح مخالفت و دلایل در مقابل نبی اکرم بالا بود، و از سایر پیامبران سخت  بود

اگر کسی خوبی هایی دارد، ولایت ندارد، خوبی هایش ارزش ندارد، هی نگو خوبی هایش را هم بگو و با انصاف باش

ج 7
ولایت مداری نماز جماعت

ج 8
امتحان شیعه در هر دوره
علما،فقها، با حسادت
ج9
سلیمان سرد خزایی، نمود فردی که خود را نگع داشت مخصوص امام زمان، برای نماینده امام خرج نکرد، لذا خدا توفیق فدا شدن برای امام به او نداد

ج 11
آیه 32 سوره انعام
ولاتکونن من الجاهلین

پیغمبر نادان نباش، تو میخواهی نشانه ای بیاوری تاحقاتیت را بر این ها تمام کنی،اعراض اینها برتو سخت است، تشخیص درست درمیان کمی ابهام ارزش دارد

راه عبور از فتنه های آخرالزمان:
فتنه گر دوستی میکند با دشمن اعل بیت و دشمنی میکند با دوستان اهل بیت

ج 12
جنگ ابی عبدالله بخاطر حکومت بود
ساکنان کوفه، سیاسیون و خواص بودند، خصلت اینها بی وفایی و بدعهدی است

اصل امر به معروف و نهی منکر، واکنش به مسئولین و سیاست مداران و مدیران است نه حجاب و رابطه جنس مخالف

 

 

آخرین وظایف منتظران


ج 1، شیطان کاذبا ادم خوب را وادار به کار خوب میکنه، تا جایگاه پیدا کنه، وقتی جایگاه پیدا کرد، در آن نقطه حساس میزنه، ریزش اجتماعی هم ایجاد کنه
داستان اعدام ان فرد توسط پیغمبر که یک نفر آمد شفاعت کند او را، تحمیل عفو
اقتدار این است

ج 2 . درک امام مقتدر نیازمند فهم و عقل است، نباید اسیر علم و عقل اندک خود بود، 
ج 3، در آخر الزمان، ما به تشخیص هایمان قضاوت میشویم، نه اینکع  تشخیص غلط دادی، آنگاه مقصر نباشی، حتی مجاز نیستی از خواص تبعیت کنی و گردن خطای او بیندازی،  به جرم بیخیالی هم که باشد به دوزخ میروی

ج 5، برو خق را بشناس، حق و باطل را با افر اد نشناس، امام علی
سختی نفاق در دوران امیر المومنین، این بود که دشمن خارجی نبود

 

ادامه نوشته

پناهیان ، نوت برداری از مبحث موانع رشد

موانع رشد

ج = جلسه 


ج 1
دین حداقلی و حداکثری، ایکم احسن عملا، در شهر اگر یک نفر از تو برتر باشد، جز نزدیکان ما نیستی

جلسه 2، علت اینکه خیلی حزب اللهی ها خراب میشوند، عدم رشد است، عدم تزکیه

ج 4،اجتناب السیئات اولی من حسنات
دین ماهیت سلبی اش بیش از ایجابی است، بعضی ها به تمسخر میگیرند

ج 7، متجددین متحجر

ج 8
دقیقه 30 
شهید محسن زیارتی

اخر الزمان، هر کس خودش باید بفهمد، ولیجه و خواص نداریم اون زمان

ج 9
نتیجه نگاه حداقلی، کشتن امام حسین

تقوا یعنی کار خوب جمعی

زدن اسلام ظاهری و افرادی که با بدحجابی فریاد وا اسلاما  سر میدهند
ج ده، دین مسابقه ای و رشد بی انتها
ج 11، ماهیت مسابقه ای دین

ج12،
دین امده برای رشد انسان ها، فردی که میخواهد رشد نکند، اسوده باشد جانی مکند
دین برای انسان های باهمت است که به اوج رشد برسند
دینداری زیاد شده است،انهایی که با نگاه حداقلی  دین را کنترل بطن و  مردم ازفساد   میدانند بله میگویند دین کم شده، ولی اصل دین یعنی ولایت مداری زیاد شده، ححاب و آینا فرع است

نظام های نظارتی، کارت زنی، حضور غیابی، تمدن نیست، توهین به بشریت و شعور شماست

اسلام زندگی کارمندی رل نمیپسندد، زندگی حقوق بگیری، توهین است

ج 13، مومن، امام حسن مجتبی، فرد امد، برای دخترش سئوال کرد، گفت اگر مومن است ، دختر بده
ج 14، عادت
ج 15، اثر عمل و رفتار روی انسان، اندکی آموزش و پرورش

ج 16، آموزش و پرورش ،ادبستان، هفت سال اول، عادت بخشی، 
دین دستوری

ج 17.یاس
چجوری در عین امید به بخشش، امید به اجابت در حدی که دعا نخوانده تصور اجابت داشنه باشیم، چطور عجب نگیریم؟
امید به فضل الهی

ج 18. روایت نوف بکالی، خوف ، پناه ببر به خدا که نترسی، منقطع شو به سوی خدا، برای رشد باید از خدا بخواهی

ج20
ادم گناه کار خیلی وقتا بهتر از مومن ها میشن
چون میتواند مایوس نباشد و ضمنا به جایی جز خدا اتکا نداشته باشد، مومن به اعمالش به اشتباه اتکا میکند

ج21
اکثر افراد جامعه خوب هستند، مشکل از ماست، مشکل از تربیت ها و اموزش هاو سوتفاهم ها و بعضی متصلبین به الفاظ در بیان دین هاست که بد میشوند بعضی
ادم بدها بعضی وقت ها وضعشان بهتر است
ریشه یاس سه چیز است
1. خودنشناسی 2، خدا نشناسی 3. راه نشناسی

داستان نماینده طلحه و زبیر که پیش امام علی فرستادند و توصیه کردند جذب او نشوی

ج 22
بار اضافی بر مولایمان نباشیم
بیان و شنیدن و دیدن منقب امیذالمومنین، بخشنده گناهان است

روی اب راه رفتن و اینها که چیزی نیست، مومن میتونه با یه آه، نظر خدا را تغییر بده، این بالاتر از همه است

ج 23،، خوب شدن با عالم شدن نباید قاطی شود، رجبعلی خیاط ، عالم نبود ولی اولیا خذا بود، برای اوج رشد و کمال، نباید به زندگی علماکه نگاه کنی فکر کنی باید روحانی بشی و مسجدداشته باشی، چمران ها،برونسی ها،
ادبار و اقبال زندگی، ربطی به دین ندارد
گناه فقط فرم لذت را عوض میکند، گر نستانی به ستم میدهند، سهم لذت شما سرجایش است حال چه حرام و بی نشاط و چه حلال و شاد

ج 24
واقع بینی، عین ایمان است، واقع بینی از تاریخ و عبرت های آن به دست میاد، واقع بینی از دیدن قدرت خدا به دست میاد

ج 25
خلاصه، زندگی سبقتی، مسابقه، شهوت
ج 26 غضب
ج 27 تربیت فرزند ، غضب

ج 28

خدا به هرکی قد ظرفیتش امتحان میده، اگه یه چیزی را نمیده یعنی ظرفیتش نیست مثلا میگه به بنده ام این چیز را نمیدم چون عجب و غرور میگیردش، نه یعنی که امتحانش نکنه به این چیز و رحمش کنه، بلکه درحد ظرفیت خودش باچیز دیگری امتحان میشه، اگه یه رییس جمهور منحرف میشه معنایش اینه که میتونست منحرف نشه، چون اگه ظرفیت ان پست را نمیداشت، خدا بهش نمیداد

اگه کسی منحرف نیست، یا ظرفیت نداشته به اون چیز، یا واقعا امتحان پس داده، ظرفیت های مردم متفاوته
ادم هر وقت فکر کرد خودش خوبه ،باید فکر کنه ظرفیت من فرق داره، امتحان افراد فرق داره، مثلا انچخ من بد میدانم، گناه میدانم، او نمیداند،ظرفیتش فرق دارد، تو که کخ دانستیظرفیتت بالاتر رفت شاید،
خدا عادل است، شاید او در ظرفیتش بسیار موفق عمل میکند ولی تو نه،ولو اینکه ظرفیت بالاتر باشد، چه بلعم باعوراها با ان ظرفیت مقام عرفان که در امتحان شکست خوردند
درحالیکه ظرفیت داشتند نخورند

راههکار های عدم عجب
1، آثار ناشی از ارث و تربیت خانوادگی و وقایع و جبرهای محیطی و لطف خدا و حتی غذا
2، آثار ناشی از ظرفیت، خدا از من انتظار داره
3، آثار ناشی از خوف و رجا از قبولی عمل، و میزان خلوص نیت و همین که اصلا بدونیم چیزی بنام عجب عمل را خراب میکنه، مبادا عجب داشته باشیم؟
4، دیدن بزرگی خدا
5، توجه به ذات مسابقه ای دین و عقب بودن از صالحین، و نگاه به دست بالا و میزان حق، یعنی امامان

ج 29
جمع بندی موانع رشد
موانع رشد جمعی و حکومتی

مسولین دارای رشد نیستند،چرا؟
چون خود مردم انها را انتخاب میکنند، از خود مردم انتخاب می شوند این مسئولان

ادامه نوشته

نوت برداری جلسات تنها مسیر

پرونده تنها مسیر در سایت بیان معنوی    استاد پناهیان

http://bayanmanavi.ir/post/1460

تنها میسر بخش اول

یازده جلسه اول .مفهوم رنج...
جلسه ۱۱ : خلاصه مفهوم رنج
 
اشک مادر را زمان آمپول به بچه ببین
رنج در راه خدا نکشی در راه دیگری خواهی کشید
رنج را بپذیر، رنجت کم میشود، نعمت را بیشتر میبینی
رنج خوب اعصاب تو را خراب نمیکند ولی رنج بد در راه غیر خدا یا نفهمیدن پذیرش رنج، رنج را نازیبا میکنند، پذیرش رنج، رنج را زییا و جمیل میکند و تو راضی خواهی بود
راضی هستم به رضای تو امام حسین پدر قتلگاه گفت
رنج را بپذیر،درد را بپذیر،یه چیزیت شد انقدر اخ و اوخ نکن، بجه ننه نباش
 
جلسه 12. راحت طلبی، فکر کن در چادر امام زمان هستی، یا نزد فردی که عاشق او هستی، امام به تو هیچ کاری نگوید فقط به بقیه بگوید، بگویی به من هم بگو، بفرماید نه شما راحت باش،دق میکنی
نماز صبح ضد راحتی است، خدا میگوید من دوست دارم عاشقان من آن جور که من اشاره میکنم رنج بکشند، نه رنج بی خاصیت، شما سخته برو بخواب، راحت باش
 
جلسه 14: ده دقیقه آخر، محبت زیاد به علی، سبب نمیشه بگیم علی خدا بوده {محبت قاطی هوای نفس}که بخواهیم حد بگذاریم، محبت باعث میشه مطیع بشیم
 
جلسه 15: قانون جاذبه و این حرف ها غلطه، امیر المومنین فرمود در دنیا به آرزو هات نمیرسی،اصل مبارزه را بپذیر،، چگونه لذت مادی بیشتر ببریم،، 
جلسه 16.هدف انسان از قبل انتخاب شده است،هدف رضای خداست، همان عشق درعرفان، راه مبارزه هوای نفس دستور پذیری مطلق و تقوا است، حتی نباید خودت با میلت باهوای نفس مبارزه کنی، تو ممکنه عاشق باشی بری پیش خدا، خدا تکلیف کنه باید بگی چشم،بنده باش، مقابل امر خدا بی اراده و بی تکبر باش،، راس تقوا ترک شهوت است،،نه هدف نه راه هیچی توسط انسان انتخاب نمیشه تا انانیت و منیت و خواست انسان وسط نیاد، باید هوای دل تابع امر خدا باشد نه اینکه صرفا مطلق با هوای نفس مبارزه مرتاض گونه کنی، از خودت نظر نده، تسلیم امر خدا باش، هر وقت بخوای نمیشه ببری اعتکاف، تاریخ مشخص دستور داده شده، دستور دادن بکش بایدبکشی،دنبال صرف خوبی نباش،یا عبادت، هرچی دستور هست،فقط33 الله اکبر نه بیشتر، ما قدرت انتخاب داریم که این برنامه را بپذیریم،
جلسه 17: انگیزه رسیدن به هدف، ایمان و حلاوت آن است، ما مجبوریم در دنیا رنج بکشیم، دین رنج و مخالفت با هوای نفس را مدیریت میکند، چرا رنج میکشی؟ ایمان توضیح میده که هدف چیست و واقعی است تا بعدا حسرت نخوری تو جهنم به خاطر انتخاب غلط و نرسیدن و عدم توجه خدا،،، برنامه مبارزه با هوا، تقوا وپذیرش دستورات است، دستور همان دین است، برنامه 
همان دیانت است، خدا دستورات خود را بوسیله اولیا خود به ما میرسد و میفرماید به حرف ایشان گوش دهید، ولایت پذیری و ترجیح فرمان ولی بر نظر خود، آخرین مرحله مبارزه با هوای نفس است.نفس میگوید پیروی نکن و سرباز بزن
 
جلسه 18.خلاصه، مهم
جلسه 20. آیه غدیر، اتممت علیکم نعمتی و رضیت اسلام دینا، با آمدن امام و اتمام مبارزه ل هوای نفس خدا راضی میشود،،، ولی مبارزه هوای نفس را تسهیل میکنند بواسطه عشق
با ورح 
جلسه 21،،، هزارسال عبادت کنی همچون پیه که میجوشه جلزولز کنی، نمی پذیرم تا از راهش بیای
، شیطان رجیم شد چون تکبر کرد، ادم سعید شد چون به محمد تکبر نکرد،، نزد خدای با کبریا، باید ذلیل شوی تا سعادتمند شوی
 
جلسه 22.. مدیرت مخالفت با هوای نفس اگر دست ولی خدا نباشه، دست دشمن خدا میاد
جلسه 23: خلاصه، مبارزه نفس با نفس با عقل، ایمان، ولی خدا،
 در قبر میپرسن امام تو کیست، در مقابل خدا، شیطان است که غرور دارد نه عرق خورها
 
جلسه 24. روان شناسی اسلامی یا غیر اسلامی، مبارزه گونه باهوای نفس یا راحتی نفس، مبارزه با هوای نفس مساوی ارضای نفس، که با تقرب به ولی خدا بیشتر میشود،لذت هم میبری، روش های مقابله با هوای نفس
 
جلسه 25،، تکبر خداوند،عظمت خداوند،عزت خداوند، خدا متواضع نیست، خدایی دارد، جلال و شکوه و عرش دارد
بدترین گناه تکبر است، بعد حسادت، بعد بقیه
ابلیس،تکبر کرد ، استکبر و ابا
پذیرش تکبر خدا با محبت به خدا و ولی خدا، آیه اهدناالصراط المستقیم
رابطه تکبر، محبت، مبارزه با هوای نفس
 
جلسه 26.. اخلاص، توبه نیازمند معجزه است
تصاحب شدن در محبت.محبتی که سبب ذلت شود. داشتن نیت مخلصانه قربت الی الله حتی در اعمال دنیوی
 
جلسه 27. بی دین بی شعور است، 
واقع بینی و ارمان گرایی، دقیقه هفده، حضرت زهرا: فکر نکنید با دفاع نکردن از حق علی از یک فتنه جلوگیری کردید، اتفاقا افتادید در فتنه، از شتر خلافت شیر نخواهید دوشید، بلکه خون،، از آرمان میگفت اما واقع بود، جمله یزید به مدینه
اولویت موضوعات سنجش با اسلام
رسول خدا فرمود دو گروه بیشترین ضربه را به اسلام میزنند، منافق سر زبان دار و مذهبی نفهم
 

جلسه 28. هوا میگوید دم دستی ترین عشق و محبت را بگیر، فردا را بی خیال ، عقل.میگوید خب فردا چی؟ دور دست ترین عشق را میگیرد، وگرنه عشق و عقلانیت باهم یکی است، هوا پرستی هم با عشق مخالف است،، شهوت عقلانیت و دور نگری و نگاه سیاسی و حق خواهی رامیکشد،
پاسخ به موسیقی، پاسخ به حجاب و هواپرستی و نآبودی عشق دقیقه 30
عبادت شیطان عاقلانه بود نه عاشقانه و خالصانه، چون سود داشت عبادت میکرد،،
مفهوم کامل اخلاص در زمان پاداش
جلسه 29.خلاصه
 
31. مذهبی دارای هوای نفس جنایت برتر کافر میکنند، جهل نیست هوای نفس است
32. مومن بنای مبارزه با هوای نفس دارد، مهم نیست زمین بخوری، مهم اینه که عزم کرده ای
 تقوا: مبارزه باهوای نفس مطابق برنامه ها و دستورات الهی به انگیزه و بنای تقرب الی الله
 
جلسه 33
قدم اول: اصلاح نگرش با تلقین 
قدم دوم: عزم و بنا داشتن که با دعا به دست بیاوریم
مهم نیست زمین بخوری، مهم اینه که عزم کرده ای، شما حرکت نمیکنی، خدا حرکت میدهد، پدالی
راه تقویت عزم، محاسبه نفس است، که ببینی هر روز طبق عزم عملی کردی؟یا عمل کردی؟
کرنش به اولیا خدا، راه تقرب به خدا
 
جلسه 34، ترک محرمات، انجام واجبات،،، چرا گفتن در دستورات علتش عدم پذیرش دستور و عدم مبارزه با هوای نفس،
 
جلسه 35،
هوای نفس سریع الشهوات، بنای مبارزه دارند گاهی زمین میخورند، خدا دستشان را میگیرد، رابطه ضعیف با گناه، سریع توبه میکنند
 مخالفت با هوای نفس،
مثلا نفس میگوید تو متواضعی،پر رو نیستی، با همه دوستی،همه را به خود نگه میداری، اگر دستور آمد خلاف ان عمل کنی میتوانی؟ دین داری حتما انجام کار خوب نیست، بلکه مبارزه با هوای نفس است، برای دین گاهی باید حفظ جایگاه کنی و عزت راحفظ کنی، برای دین گاهی باید ادم،دشمن، بکشی هر چند ظاهرش به ظاهر خوب نباشد البته نباید خوشحال باشی، باید رنج بکشی،، برای دین باید سرازلاک خود دربیاری و تذکر بدهی هرچند مسخره کنندیا بگوئید دخالت نکن
شروع کم کم مبارزه با هوای نفس، از دروغ ها و نگاه های بی لذت الکی،،،
 
جلسه37. خلاصه خوب
دو عمل مبارزه هوای نفس باطنی و درونی: شکر و صبر، رضایت، تسلیم
 
 
جلسه 38. نماز و سختی ان
جلسه 39.نماز ادامه، نماز ارتشی، 
 
جلسه 40، ولایت، زیارت غدیریه امام هادی
 
  
صفات خدا...کدام متفاوت است؟ تکبر
بدترین گناه انسان، تکبر کردن نسبت به خدا 
داستان شیطان
مبارزه با تکبر : ریشه تکبر انسان، نفس است
خدا بوسیله ولی خود تکبر ما را می سنجد
داستان ابو جهل و عدم پذیرش پیامبر
یعنی یک نفر را معرفی میکند میگوید ببینم چقدر نسبت به او تواضع داری،
خدا
اولیا خدا
پیغمبر
امام
ولی فقیه
پدر و مادر 
 
 

تنهامسیر بخش دوم
ج ۲: نقش جهادنفس در مقدمه سازی ظهور و ایجاد حکومت اسلامی.. قدرت آفرینی برای امام
ج 3: کار خوب کردن برای غیر خدا، چیزی که شیطان باعث میشه توبه نکنیم...
ج 4 : راهکار خود بد دانستن نسبت به دیگران، هوای نفس پنهان

ج 5... اصرار و رضایت بر گناه...نبی اکرم..چهارچیز از گناه بدتر است، کوچک شمردن، افتخار بر گناه، بشارت دادن و تبلیغ گناه، اصرار بر گناه و عدم ناراحتی و توبه

ج 6.. زمانیکه توبه کنی خدا دوستت داره،دایم از عیوب ناراحت باش

 

 تنهامسیر بخش سوم

مبارزه با راحت طلبی 

 

تنها مسیر بخش 4

جلسه 2،3،،، خوبی نفس در سیاست و پذیرش طاغوت،، چرا اکثر مردم هوای نفسی اند؟ اخلاق یعنی انقلابی بودن

 

جلسه 4، چگونه صحیح توبه کنیم

 

جلسه 4 دزس اخلاق را دور انداز برای افراد غیر حاکم

جلسات اخلاق یه جوری شده انگار مال سکولارهاست، چون مربوط به زمان الان نیس، مربوط به زمان حاکم اسلامی و مردم سیاسی نیست،

 

جلسه پنجم، قدرت چیز نجسی نیس، ما مظلوم پرست شده ایم، تحمل امام قادر را نداریم،

 

جلسه هفتم، حکومت ولایی بیشتر ازادی میدهد تا سیستم ظالم،،چون مختاری حتی منافقانه زندگی کنی و امام باهات کاری نداره

 
 
 
تنها مسیر بخش  5 ادامه
جلسه 8، چگونه؟ هم تو نماز رنج ببریم هم لذت ،،، برای لذت زیبایی اندام باید سختی بکشی، برای بردن لذت شنا، اول باید سختی یادگیری بکشی،، قبل از ان لذت شنا را اصلا درک میکنی؟ حتی نمیشه برات توضیح داد،،، باید این لذت های جدید را برایش سختی د میشد تا بلد گرفت
پس از مدتی خود سختی کشیدن برای خدا و لذت نماز، خودش لذت بخش میشه

 

 

تنها مسیر بخش 6 
جعفر طیار
حق ویزیت رسول اکرم، خدا کوتاه آمد، امام علی پول میداد،میگفتن میخواد دل فقرا اب میشه،می میگفت؟ پولدارا

جلسه سوم، رقابت در دین راه انداختن

.....
دور دوم تنها مسیر (رویکرد جدید - بخش هفتم) - (پیش از شروع مجدد مبحث در دوره جدید  سال ۹۵ در بقعه شیخ طرشتی)

خداوند حداقلی، کبریت،بنز فروشی، جلسه دوم

جلسه پنجم، آیا طبیب باید روحانی باشد
جلسه ششم، امنیت میخواهی؟ جامعه دین دار امن ترین جامعه است،دزدی تخلف ...... نداریم،بالاترین سطح فرهنگ جوامع هم دزدی دارد، غیبت چرا گناه است؟ چون امنیت روانی گناه کار را میگیرد، یعنی گناه کار هم راحت گناه کند،امن و آزاد

ادامه نوشته

نوت برداری از جلسات تاریخ تحلیلی پناهیان

پناهیان..تاریخ تحلیلی

درسنامه تاریخ تحلیل در ادرس زیر

http://bayanmanavi.ir/post/864


جلسه دوم، حسادت قبیله ای و نزدیکان نسبت به ولی خدا و خاندان او و عدم پذیرش اطاعت او،بزرگترین و پایددارترین مشکل تاریخ ازابلیس ادم، هابیل قابیل،یوسف یهودا،موسی سامری،پیامبر ابوجهل،بنی هاشم امیه پپ..الانم رهبر واستوانه ها...ابلیس از همان در ک رانده شد بقیه را میراند

جلسه سوم: استهضا،اولین تیر شیطان

جلسه شش.فرهنگ بهانه مقابل دین

جلسه هفتم.ایمان را چگونه بفهیم از بدی کفار...قضیه عمار که تخته سنگ را اززمین کند

جلسه هشت: حفظ فرهنگ..دین...دقیقه چهل و هفت
دقیقه پنجاه و هفت...حکم ارتداد...فلسفه.تو دهنی زدن نبی.به متمسخر کننده ها و حکم قتال.بیتن راه تمسخر...مهم مبادا به خاطر تمسخر....

جلسه نه ..دعوت صریح و راستین پیامبر به دنیا،دین اول دنیا را آباد میکنند.عزتمذاکره به خاطر استقامت دیروز

جلسه ده. چقدر به خدا اعتماد داریم.توکل.معادلات زندگی،درددل امام علی با مالک اشتر

جلسه یازده...ولی میزان .معیار
علت اینکه درقبرمیپرسند امام تو کیست. است.... قضیه پاسخ ابوطالب در جواب کسانیکه شکمبه بر پیامبر ریختند.

جلسه سیزدهم، اسلام حداکثری،همه یا هیچ، دو طیف افراطی لیبرال ،اسلام رحمانی با اسلآم تروریستی چگونه متحد میشود...ارتبلط روزنامه های اصلاحات با طالبان در ان زمان،لیبرال هاوپادادن به کومله،حمآیت بی بی سی از فتنه گرازادی خواه و ریگی،،، پیامبر رحمانیت بی حد و مرز نداشت که افراد با حداقل خوبی را بپذیرد،،،امام تروریست و منافق را کنارهم میگذارد،دوجلوه اسلام امریکایی

جلسه چهارده...روش خدا، غربالگری،دقیقه نود کارخراب میکن
ه
جلسه پانزده.. دین اوردن به نبی اکرم دلی است نه استدلالی

جلسه شانزده..تایید جلسه قبل،دلی ایمان آوردن

جلسه هفده: با چه علتی ایمان آوردی؟ نباید دران متوقف شوی وگرنه با همان دلیل از دین خرج میشوی،،،،بایدبعدورودکل دین را تسلیم شوی

جلسه هجده..مقایسه انقلاب نبی با انقلاب ما،انقلاب ما خیلی راحت بود چون دشمن خارجی داشتیم

جلسه 22: تمایل،توانایی،توفیق شهادت خدمت، حضرت زینب

جلسه 24: مثال زنی از تاریخ شیعه،، امیرالمومنین از زمان پیامبر،،، امر بالمعروف کردن توسط انسان های ناکامل، شرایط دعوت و مبعوث شدن

جلسه 25: مثال بی حجابی ، آزادی دعوت

جلسه 26..معنویت در بستر حاکمیت.نماز جماعت.دو دلیل مهم.نمایش عزت مسلمین، تبعیت از امام،،،،

جلسه 33: داستان مصعب،مبلغ خودش صدا و خوش سیما باشد، خانواده نباید جلوی شما را بگیرد

جلسه 34..کار تشکیلاتی ، انتخاب 12 نقبا توسط جبرئیل،و شش نفر تو زرد از آب در آمدند
جلسه 35.اسلام سیاسی، حکومت سازی، سرزمین و جمعیت ،،،

جلسه 36.تلاش برای تخریب روحیه پیامبر در سفر به طائب...تلاش های سخت بی نتیجه.دقیقه 40 شهید محسن

جلسه 37: مسجد سیاسی باشد چون سیاست است مسجدی ها هم بیشتر میشود از دست بازی های مافیایی احزاب راحت میشویم

جلسه 38و39: قدرت و سیاست در اسلام
اسلام دین سیاسی است

جلسه 40: علت غفلت از اسلام سیاسی،ارزش گذاری و احترام پیامبر به سایر ادیان خصوصا یهود

ارتباط سیاست با جلسه چهارم آخرین مراحل منتظران،اصبروا و صابذوا و رابطو در سیاست اسلام

جلسه 41... پیغمبر حاکم یا عارف... سیاست

 

تاریخ ت .. ج 42.. دین با گنه کاران درگیر نیست، مسئله دین مبارزه با زورگویان است،دین برای مبارزه با اینها قدرت میخواهد، گنه کاران دین رامانع ازادی و یک چیز زوری میدانند،حال انکه برعکس است،دین زور نمیگوید،مثل بهار است که شرایط شکوفیدن درخت را فراهم میکند،زورنمیکند

 

ج ۴۵ :

 زدن زیراب عرفان

دموکراسی همخوان با سیاست اسلامی

معصوم قدرت را با یک دست پیش و با پا پس میزند

 

در جلسه 45، 
حاج آقا در مورد وجود دموکراسی در دین اسلام صحبت میکنند
به نظر من این حرف ایشون درست نیست.
امام علی 25 سال سکوت کرد. اما علتش پذیرفتن نتیجه دموکراسی نبود. علتش این بود که امام یار نداشت وگرنه در تمام طول این مدت خار در چشم بود و همه جا میفرمود خلافت حق من است که غصب شده ولی در اصول دموکراسی این است که حق را اکثریت انتخاب می کنند  ولی امام علی این را نپذیرفت چون حق از سوی خدا باید اعطا شود. شاهد دیگری که ایشان این مسئله را نپذیرفت این است که حضرت زهرا درب نزل انصار و مهاجرین را زد ولی فقط 4 نفر سر خود را تراشیدند و آمدند به کمک حضرت... یعنی امام قانع نشد ولی در سال های بعدی بخاطر اتحاد مسلمین سکوت کرد.
حاج اقا مثال زدند پیامبر عمرعاص را حاکم جایی کرد چون در ذهنش را گیری غیبی کرد. این یک سوال است که این قضیه که پیامبر رای گیری ذهنی کرد را جایی نوشته؟ یا اینکه تحلیل استاد پناهیان است؟. به نظر میرسد پیامبر بخاطر حفظ وحدت جامعه این کار را کرد نه اینکه این انتخاب دموکراسی باشد و دادن حق به انتخاب مردم نیست. پیامبر ازدواج های سیاسی هم بخاطر حفظ وحدت جامعه داشت.
اصالت دادن به دموکراسی نتایج بدی دارد که قابل جبران نیست. آیا امام حسین دموکراسی را قبول داشت؟ نتیجه قبول کردن دموکراسی این است که امام حسین نباید قیام یمکرد چون عموم مردم حاکمیت را پذیرفته بودند. 
امام حسن صلح کرد . چرا؟ بخاطر دموکراسی؟ خیر بخاطر حفظ وحدت جامعه و نداشتن یار
باز هم میگویم در دموکراسی دقیقا از اصول دموکراسی است که حاکمیت حق کسی است که اکثریت انتخاب میکنند و حق آن چیزی است که جامعه میخواهد. 
 
 

جلسه 51-52 دلیل پدیرش نفاق چیست، حسن ظن به نصرت العی، واقع بینی

 

شهید محسن زیارتی

 

جلسه 56، دو قطبی سازی توسط منافقین، سوره نسا، سازش کاری

 بعضی میخواهد دشمن تحویلشان بگیرد، ظریف

تاجایی که در بی دینی سود هست بی دین باش، هر جا سود نیس لاقل بی دین نباش

 

 

57، منافقین لایشعرون، نمره اخلاق میگیرند ولی خودشان نمیدانند چه فسادی میکنند

 

 

58، آمریکا و انگلیس دشمن است،، 

 


ج 61
مقدمه اسلام سیاسی،،
سیاست و تدبیر پیامبر در رهبری، جنگ و مبارزه

ج 62
قیاس آزادی، با اصل امتحان شدن،، میدان دادن به نفاق و ظلم
دقیقه 29.آموزش و پرورش، عدم نیاز به حضور غیاب

ج 63
دقیقه 13- دبیرستان آزاد
ولی خدا بیشتر آزادی میدهد
آزادی زیاد مردم را می‌ترساند

مهم ترین عامل عدم پذیرش نبی اکرم بعنوان پیامبر در جامعه آن روز چه بود؟

چرا دین اسلام در میان یک قوم آزاد شکل گرفت؟

 

 

67
بدا چیست؟
69
بحران مقبولیت در حکومت پیامبر
دلیل نفرت از دین داران، دین نفرت ساز است
فرد بی دین چون به دین عمل نمیکند به دلیل تنبلی، بی همتی یا اصلا عدم پذیرش عقیده و ذهنش و روان او حالت تدافعی میگیرد که توجیه کند عدم انجام امور مذهبی را، مثل اینکه کینه توزی کنند که او فکر میکند بهشتی است و من جهنمی
یعنی حالت تدافعی ادم جوری است که باید این اختلاف را توجیه کند، نفرت از آن فرد و اینکه او مطلوب نیست

یکی از دلایل ایجاد این نفرت دذ دین الهی، وجود دنیای دیگر است، چون مذهب میگوید ان دنیا هست،بذار اینها خوش باشند ان دنیا میروند جهنم، لذا فرد بی دین در خودش نفرت میسازد که اینها فکر میکنند فقط خودشان بهشت میروند در حالیکه شاید ان مذهبی اصلا به این فکر نکند.لذا نفرت پایه میگیرد،،، این نفرت ریسه در رفتار ان بچه مذهبی ندارد،،علتش خود فرد است، وگرنه اگر خود او هم بیاید ان اعمال کارهای مذهبی را انجام دهد نفرتش تمام میشود

ج ۷۰
دقیقه هفده

امیر المومنین
ادامه شماره جلسات ، جز جلسات تاریخ تحلیلی امیر المومنین
امیر المومنین، تحلیل
تاریخ تحلیلی حیات امیرالمومنین
ج یک
معجزه تولد امیر المومنین، مایه حسادت بدخواهان ، مایه افتخار و اعتبار نبی اکرم

ج 3، آموزش پرورش دبیرستانی

ج 4. حسادت در سیاست. حسادت دلیل مظلومیت

ج 6، وظیفه اولیا، ایجاد حسادت
راه فرار از حسادت، در نظر داشتن ان،و میل باطنی

ج 7
جاهلیت قومیت گرایی
نبی اکرم،برتری نزدیکان به مردم،،، تقویت حسادت
یعنی تمام قومیت گرایی ها باید بشکند به نفع نزدیکان نبی و سادات و آزمون حسادت
لذا خمس نصفش برای سادات است،،،، خب چه فرقی دارند مگر؟؟
بله، شیطان هم گفت من چه فرقی دارم، برتری،، حسادت کرد
این امر خداست برای آزمون حسادت

بسیاری از مشکلات سیاسی برای حسادت است

امام خمینی که آمد نصف بحث ها سر این بود که ایا ایشان اعلم هست اصلا؟ در نخبگان

هرچه حسادت تضعیف شود، ولایت مداری بالاتر میرود
فرهنگ اومانیستی، تقویت حسادت،، سلبریتی ها

ج 8، حسادت دلیل اول مشکل عرب با امام علی، نه خشونت در جنگ ها،،، بهانه برای حسادت

ج 9-24

 

 

تاریخ تحلیلی ، ادامه ، سیر و روال عادی پس از تاریخ حیات حضرت امیر
84
امام علی چرا مدیر نبود؟

86
دقیقه 36 یاوه سرایی سیاسی، انتشار بیشتر حرف منفی

88
دقیقه 19، ما غلام امام زمان هستیم

89
ادب به امام

91
احترام به خاندان نبوت، تبعیض، نصف خمس برای خاندان نبوت
ج 93
مؤمنان، شما اگر دشمن منافق دارید خوشحال باشید ، یعنی ولایت مدارید،،، اگر از روی حب ولایت با شما دشمن شد کسی تحمل کن ولی اگر مومن دیگری که بر حسب آزمایش خدا ،تو را اذیت میکند،چون مومن است و ولایت مدار است تحمل کن ،این بالاتر از اخلاق است، ولایت مداری یعنی این
94
شیوه صحیح تاریخ خوانی، چرا تاریخ تحلیلی ، چرا قیاس، ماجرای امیر المومنین که فردی گفت خودت را با پیامبر مقایسه نکن،،، حضرت فرمود مادرت به عزایت بنشیند

کوفی وفا ندارد یعنی چه؟ یا اینکه میگویند خاک دو کوهه اینجور کرد فلان کرد
خیر اینها مدینه ای هستند آنها هم تهرانی،،، به ژن و منطقه نسبت ندهید، تحلیل خطاست،،،، این ها آدم هایی اند که منحرف شدند، نخبگان بودند
اتفاقا پیامبر در مدینه آمد که به درد همه دوران بخورد،،شبیه این قوم همه جا هست نه اینکه قوم خاصی باشد که هیچ وقت تکرار نشود

ادامه نوشته

مسئله چند همسری... صحبتی با دوستان دین دار دلسوزم

چند همسری مسله امروز ما نیست
در شرایطی که امروزه ازدواج اندک و طلاق ها فراوان است ، این مسئله حاشیه پردازی است، اگر کسی استطاعت مالی برای این امر دارد و بخاطر خدا و انسانیت میخواهد ازدواج دوم کند، برود به زوج هایی که بخاطر مسایل مالی جدا میشوند یا افرادی که به دلیل بی پولی ازدواج نمیکنند کمک کند ، این معضل امروز ماست نه آن. اگر کسی زن بی شوهری هست که دلش برایش میسوزد برود به او ماهانه کمک مالی کند،، اگر دلش برای کمبود حمایت عاطفی و معنوی او هم میسوزد ، برود یک مرد طلاق گرفته که امروز زیاد هم هست بیابد و او را با این زن زوج کند ، خصوصا که خیلی هاشان مشکل مالی دارند.( اسلام فقط به دلیل مشکل مالی بیوه زنان، نگفته چند همسری باشد، بلکه این هم هست که به دلیل کمبود حمایت عاطفی احساسی نیز توجه دارد. البته مشکل مالی هم مهم است و عامل بسیاری از مفاسد اخلاقی است)
اگر همه این مسایل حل شد، بعد برویم سر ان موضوع
چون در شرایط فعلی جامعه ما، این مباحث خودش طلاق آور و سبب افزایش آمار طلاق است. و افزایش این آمار یعنی کمک به شکسته شدن بیشتر قبح طلاق که امروز فزونی یافته

من قصد ندارم بگویم چند همسری چیز خوب یا بدی است که قطعا اگر خوب نبود اسلام ان را بعنوان راه حل بسیاری مشکلات تجویز نکرده بود. ( ماهم همه حکمت های این تجویز را نمی دانیم و عموم اندیشمندان موافق ، ان را برای حل مشکلات زنان مطلقه و بیوه میدانند درحالیکه فکر میکنم حتما فراتر از این حرف هاست،، درست است که شهوت رانی بد است، ولی اسلام واقعیت جامعه را می نگرد ، یکسری مردانی این گونه داریم، این قضیه راه حلی برای آن هم هست و خیلی چیزهای دیگر ) ولی می خواستم بگویم این مسئله که خیلی هم مهم است مسئله امروز ما نیست، باید اهم و فی الاهم کنیم. 

 

این نظر مربوط به این زمان، یعنی زمان ارسال این پست است و ممکن است بعدا این نظر تغییر کند

ادامه نوشته

ارتقا و پیشرفت به قیمت چشم پوشی از خود

ما مردمانی هستیم؟
وقتی تکنولوژی و پیشرفت ها را در سایر کشورها میبینیم میگوییم ببین آنها چقدر پیشرفت کرده اند، موشک می فرستند ،آدم می فرستند فصل و مرآت دیگر، میخواهند آنجا را مسکونی کنند
اما اگر کشور ما بخواهد این کار بکند میگوییم خودمان میاندازیم بخوریم آن وقت میخواهند موشک بفرستند ماه و مریخ

براستی چرا ؟ چرا آنها را که میبینیم میگوییم چقدر پیشرفت خوب است و ای کاش ماهم اینجوری بودیم اما تا خودمان میخواهیم پیشرفت کنیم همه سراغ شکن ها میروند؟

ممکن است الان چهارتا روشن فکر نما بگویند ، آن کشورها اول مشکلات خودشان و معیشت مردمشان را حل کرده اند و حالا پرداخته اند به این کارها،،،، ولی خبر برادر،، در قلب اروپا و آمریکا هم پر از مشکلات اقتصادی و فقر است که تو آنهارا نمی بینی

مشکل این است که ما نمی نگریم هر ملتی برای پیشرفت شکم گرسنگی و سختی هم کشیده است. و اینکه آن مردمان نمی گویند ما گرسنه ایم پس موشک هوا نکنید، بلکه گرسنگی را می کشند و ان را به پرتاب موشک ربط نمی دهند و میدانند هر کدام از این کارها باید جدا گانه انجام شود. مسؤل موشک باشد تا موشک بسازد و مسؤل گرسنگی باشد تا گرسنگی را حل کند، و در،آخر اگر من گرسنه ام تقصیر موشک و دیگران نیست ،،،شاید خودم بیش از بقیه مقصرم

ادامه نوشته

تعصب ایرانی عراقی (عربی)، مانع تمدن سازی

 

 

هنوز چند سال از کمک های ناچیز ایران به عراق نگذشته که شاهد نگاه تبعیض آمیز عده ای از ایرانی هابه عراقی ها هستم. نگاهی تحقیرآمیز همراه با گاها توهین و کنایه، که پیشتر در برخورد ایرانی هابا افاغنه دیده ام. نگاهی که سبب نفرتی پنهان در دل افغانستانی ها شده، چگونه قرار است شیعیان ایران و افغانستان را در امت واحده جهانی و تمدن اسلامی یکپارچه قرار دهد؟

در دانشگاه ،دوستی افغانستانی داشتم که بابورسیه تحصیلی افغانستان در ایران درس میخواند. تشکلی از دانشجویان افغانستانی به نام ندا تاسیس کرده بود. به من میگفت ایران از این پتانسیلی که دراختیار دارد استفاده نمیکند. این همه مردم افغان در ایران هستند، ایا بجز مسایل اقتصادی ، ایران برنامه دیگر برای اینها دارد؟ اینها هیچ گونه مدیریت فرهنگی و اموزه ی فرهنگی ندارند و بسیاری از آموزه ها،مراسمات و برنامه های فرهنگی، منحصربه ایرانی ها میشود و نگاه نابخردانه بعضی مردم ایران و قوانین تحقیرکننده دولتی،بغضی فروخته ازاین مملکت شیعه و انقلاب در دل اینها میگذارد. خب، خیلی از اینها بعدا به افغانستان برمیگردندوبعضی مسئولیت هایی به دست میآورند. آن زمان برخوردشان با دولت ایران چگونه خواهد بود؟ اصلااین به کنار، چه برنامه فرهنگی در جهت حرکات جهانی شیعه در جهت احیای تمدن اسلامی در ایران اموخته، که با مدیریت بامردم خودش درجهت اهداف یکپارچه و فرامرزی شیعی همگام شود؟

حتی نسبت به اتباع افغانی، برخورد گزینشی مثل سرویس های غربی هم نداریم.. بلکه فقط نگاه امنیتی داریم. به همین ندا، اجازه فعالیت های زیادی نمیدادند.

میگفت، رییس ان زمان صداوسیممای افغانستان، قبلا ایران بوده است، ولی الان که رییس شده چرا از ایران نیاموخته که هر فیلم و صحنه ای را پخش نکند؟

 

حال تمام این مباحث مهاجرت افاغنه را جهت مقدمه اوردم. اصل بحثم در مورد وضع فعلی عراق است

 

چندماه قبل در عراق، در شهر نجف بودم، زایران ایرانی در صحن درحال ساخت حضرت فاطمه در صف حمام منتظر بودند، ناگهان چند تن از عراقی های کارگر صحن که نمیدانم نوبت پایان شیفتشان بود یا هرچه ، امدند که خارج از صف به حمام بروند، اخر سر متوجه شدیم اینها همیشه یک حمام را برای خود مجموعه کارگری در انجا در نظر گرفته بودند،،،اما در ان لحظه شرایط به گونه ای پیش رفت که رگ غیرت ایرانی بالا زد که لا لا، فی الصف، کل الناس فی الصف، و یک جوان احمق ایرانی با دست بر دیوار می کوفت و میگفت ایرانی بنا، ایرانی بنا، یعنی این ساختمان را ایرانی ساخته،،شما بدون نوبت کجا؟؟؟

پس از کلی بحث، یکی از بزرگترهاگفت اقا بس است، اینها،عراقی ها، پدر و مادرهایشان کلی در این سفر زیارتی، در اربعین به ما حال میدهند، نذری میدهند، این رفتارها درست نیست

اصلا جمع دقت نداشت که در صحن حرم است و ذره ای از خود گذشتگی ندارد، دعوا ادامه داشت، مامور صحن امد توضیح داد که اینجا ان حمام مخصوص خدمه است، ایراد ندارد برادران، باز ان جوان نادان ایرانی بنا ایرانی بنا ،،، به او پرخاش کردم که بس است دیگر، نمیفهمی با این حرف اختلاف عرب عجم زیاد میکنی؟ هر کس اینجا را ساخته ساخته، این بحث ها چیست

شاهد مثال آوردم که بگویم ببینید، ما ایرانی ها بعضا بی ظرفیتیم، ظرفیت کمک به بخشی از جهان شیعه نداریم،، بگذریم از ان قشری که فریاد ملی گرایانه و خودخواهانه دارد که بهبقیه کمک نکنیم و خود را در یابیم که با اصول اسلامی سازگاری ندارند. اما ان بخش که در مخبت اهل بیت غوطه میخورد هم هنوز قدرت ایثار ندارد، منت میگذارد،، کمکش را در سر افراد میکوبد و تخقیر میکند،،، به حدی که میگویند حرم امام حسین را ایرانی ها ترمیم کردند،، و از بس در بوق و مرنا کردند، حرم حضرت عباس را خود عراقی ها دست به کار شدند و. حالا که تمام شده و عقده نهان خود را بروز دادند که ببینید، این حرم ساخت عراقی است، مهندسی و معماری عراقی،،همه جا را متقابلا پر کردند

اینگونه برخوردها،، ضد لازمه ی ایجاد حکومت و تمدن اسلامی است.. ساخت تمدن واحد روحیه ای فراخ تر از این را میطلبد.

 

حاج اقای کاروان در سوال یکی از مسافران که چرا اینجا انقدر کثیف است، میگفت، مردم عراق در ذاتشان شلختگی و. کثیفی است، هر کار هم بکنند درست نمیشوند، ببینید، راننده ماشین زباله ها را بیرون میریزد..

انگار خود ایران ما، ده عا۶ سال پیش این کارها را نمیکردند و انگار نه انگار که اینها همه تابع فرهنگ غالب است و خود ان ایرانی های با کلاس! هم در این جا زباله ها را بیخیال می شوند و بیرون میریزند و همان ادم های بی نظم اگر به اروپا روند تحت فرهنگ غالب، منظم میشوند،،و فقط این بد ذاتی انگار برای عراقی ها (ایضا افغانی ها ایضا پاکستانی ها و غیره) در نظر گرفته شده.

 

نهایتا این که ساخت تمدن شیعی فرامرزی، روحیه ای متفاوت از وضع فعلی، بدون نگاه نژاد پرستی آریایی و عرب و عجم و برتری ایرانی و ملی گرایی میخواهد.. با این دیدگاه من، ملی گرایی افراط گونه که ما به سویش پیش میرویم مانع جدی جلوی راه تمدن سازی است.

دقت شود، منظور، ان مقدار از وطن دوستی و افتخار و مباهات به تمدن و سبقه که توصیه دین هم هست نیست، بلکه منظور، ان بخش خود برتر و بهتر بینی است.

تمدن یک بار مصرف زده

بارقه های تمدن غرب

جنس یک بار مصرف زدگی

"ما در زمینه مصرف، در زمینه هزینه کردن منابع مالی کشور به وسیله خود ما و به وسیله همه برادران هم میهن ما و به وسیله مسئولین کشور با زحمت زیاد به وجود می آید، دچار نوعی بی توجهی هستیم، که بایستی این را تبدیل کنیم به یک توجه و اهتمام خاص. ما دچار اسراف هستیم، ما دچار ولخرجی و ولنگاری در مصرف هستیم." (پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 30/12/1387)

همه میدانیم لیوان یک بار مصرف یعنی از بین رفتن طبیعت و تولید زباله،

کار ندارم به اینکه زباله خودتجدید شونده (فسادپذیر) هست یا خیر، بلکه تولید زباله های امروزی  به ذاتش، یعنی مواد دورریزی که خودش به خودی خود از چرخه طبیعت حذف و تجدید نمیشود، و باید برای بازیافت آن کلی هزینه مجدد کنیم.

به نظر میرسد در مزاق دین ما، مسلمان مومن کم مصرف و پرکار است، دقیق تربگویم، منظورم درست مصرف و درست کار است، و لااقل اهل مصرف گرایی و حیف و میل نیست. پس زیاد زباله ساز و دوربریز نیست، آن هم زباله ای که یا تجدید پذیر نیست یا بازیافتش سخت است، که همگی یعنی نابود کردن هزینه و طبیعت و روح انسانی. که از اتفاق، آخری مهم تراست، چرا که بدعت مصرف گرایی و زباله سازی، سبب ایجاد خصلت های ناپسندی چون بی تفاوتی (بیخیالی ) و دل نسوزی برای زمین، این ودیعه و نعمت الهی نزد ما شده؛ درواقع ما رامتکبر وحده ساخته که همه چیز و همه منابع مال من است. مهمتر انکه علت چیست؟ علت این مصرف یکبارمصرف لیوان، ظروف، دستمال کاغذی، پوشک نوزاد، قوطی نوشابه، قطعات الکترونیک و نایلکس و ورق بسته بندی چیست؟

علت ریشه ایش در راحت طلبی نسل بشر است که خود این تولید ناصواب (یکبارمصرف ها) در سیکل معیوبی منجر به تشدید همان علت اولیه یعنی راحت طلبی شده است. خب راحت است، استفاده کن و بنداز دور. نمیخواهد بشوری، تعمیر کنی و دوباره استفاده کنی.

"ما بایستی مصرف کردن را مدبرانه و عاقلانه مدیریت کنیم. مصرف نه فقط از نظر اسلام، بلکه از نظر همه عقلای عالم، چیزی است که باید تحت کنترل عقل قرار بگیرد. با هوا و هوس، با خواهش دل و آنچه نفس انسان از انسان مطالبه می کند، نمی شود مصرف را مدیریت کرد. کار به جایی می رسد که منابع کشور به هدر می رود، شکاف بین فقرا و اغنیا زیاد می شود، عده ای در حسرت اوّلیات زندگی می مانند و عده ای با ولخرجی و ولنگاری در مصرف، منابع را هرز و هدر می دهند." (پیام نوروزی رهبر انقلاب به مناسبت آغاز سال 30/12/1387.)

علت ثانویه بر یکبارمصرف زدگی، که امروزه این علت قوت هم گرفته، سود جویی تولید کننده است که از بحث ما خارج است.

خلاصه اینکه این سنت مذموم نهادینه شده، به حدی پیش رفته و خودش رابازتقویت کرده که خرید مجدد ارزان تر تعمیر گشته.

قصد ندارم انسان را به سختی بیهوده بیندازم منتهی مگر در قدیم که پوشک بچه، یکبار مصرف نبود، چه میکردند؟ خب ان را میشستند و عادت کرده بودند وعادت درهر کاری، با کاهش سختی همراه است. کمی سخت است ولی به مزایای جهانی ان می ارزد؛ به مزایایی که برای روح انسانی دارد می ارزد. حداقل ان قشر مرفه که خدم و حشم دارد برای این امور (نظیر شست و شو)، نیاید سینه چاک کند درمزایای راحتی یکبار مصرفیدن . قشر سرمایه دار هم باید از نگاه کوته بینانه و گذرایش در سود تولیدش حرف بزند که ضامن منافع عام نیست.

نهایتا اینکه اگر مرکزی بزنیم که مثلا پوشک برایمان بشوید باز هم بهتر از وضع امروز است که دچار شده ایم.

ولی همچنان ادامه میدهیم

یکی از توجیهات عوامانه این است که ظروف یک بار مصرف سبب رعایت بهداشت و کاهش بیماری است.

تا انجا که فرزند دیگر حاضر نیست از لیوانی که پدر خود (یا عالم دین آب خورده) را لب بزند و درذهنش این کار یک تابو شده است ( که بهداشتی نیست) که البته ان رفتار ماحصل تربیت این کودکان توسط همان والدین است.

آنچه گفتم همان چیزی که برعکسش در دین ماست.

امام صادق ع می فرمایند:  :" سور المؤمن شفاء من سبعین داء " یعنی «‌ خوردن باقیمانده مؤمن (آب/غذا)، هفتاد مرض را از بین می برد». و کلا باقیمانده مومن مستحب است ؛ ولی در حال حاضر آن باقیمانده را میگوییم "دهنی" است و دورریختنی. (مصداق دهنی را در رستوران ها و سلف سرویس ها زیاد دور میریزند)

آقاجان وقتی بیماری فعال و واگیر در جامعه نداریم، وقتی پدرت بیمار نیست، چرا بدبینی به همه داریم؟ اساس روابط را بر بدبینی بهداشتی میگذاریم که من سالم بماند تا جامعه سالم بماند. جامعه ی بدبین، سالم است؟ خود بدبینی اش مرضی است بی درمان

اصلا این بخش حرفم به کنار و درحاشیه بماند، میگویم همان لیوان را بشوی و اب بخور

امروزه دیگر زندگی استریل محض اصلا توصیه نمیشود و زندگی خیلی استریل سبب شده آلرژی در نسل های جدید زیاد شود

پس یکبار مصرف آنچنان توجیهی ندارد.

وسایل جراحی در اتاق عمل را (با آنکه انقدر حساس است) بعد هر بار استفاده، استریل میکنند و یکبار مصرف نمیکنند، ( البته  جهان مدرن به خاطر عمومی نبودن و هزینه بالای این وسایل است که همه وسایل جراحی را یکبار مصرف نمیکند و اگربتواند ان راهم یکبار مصرف میکند. بنده ازاین جهت ان را مثال زدم که بگویم ببینید ؛ در این موارد حساس،  یکبار مصرف نیست و طوری هم نمیشود)

در نهایت اینکه به نظر میرسد،این صنعت، مصداق راحت طلبی است نه بهداشت

از طرفی زباله ی تولیدی آن، ضد بهداشت و الوده کننده و نابودکننده طبیعت هم هست.

درنهایت، هرچند دنیای امروز در تلاش است تا به سمت یکبار مصرف های فساد پذیر و تجدید شونده برود، ولی در هر حال آنچه امروز وجود دارد میبایست متوقف گردد. به نظر میرسد که نظام مدرن هیچگاه نمیتواند از شر زباله جات خلاص گردد، چون ماهیت تولیداتش ، تولید زباله است  و حتی صنایع بازیافت و تجدید کننده زباله ها، خودشان دوباره زباله سازند؛ چون صنعت هستند. و این یعنی سیکل معیوب. یعنی خود پسماندها و فضولات صنایع باریافت، دوباره صنعت و تکنولوژی دیگری میخواهد. و همینطور سلسله ادامه می یابد. این چرخه انقدر مستحکم است که امروزه حرف از انتقال زباله به فضا نیز مطرح گردیده است. (در بسط پاگراف آخر، شما را ارجاع میدهم که فصل "عمق فاجعه" از کتاب تاری و تمدن توسعه غرب اثر شهید سید مرتضی آوینی )

این مقاله در نقد استفاده وسیع یکبار مصرف در سبک زندگی امروزی ماست و میتواند استثنائاتی داشته باشد.

ادامه نوشته

اگه کنسرت مایه کلاسه، ما 1000 ساله کنسرت داریم

هی می گویند کنسرت را لغو میکنند و چه و چه

در ایران اجازه برگزاری کنسرت نمیدهند و ...

آقا جون، 1000 ساله تو این کشور داره کنسرت برگزار میشه، خواننده میخونه، مخاطب ها میان تو جلسه، بالا و پایین می پرن .... کی گفته کنسرت فقط همین مراسمات عیش و رقصی هست که الان اسمش شده کنسرت؟

تو مجالس عزای سرور ما، هم خواننده داریم، هم مخاطب با حال و با شور، که همه با هم نوحه را می خوننو و هم خوانی دارن، با هم یک نوا دست به سینه میزنند، تو سر میزنن، رو پا میزنند و با اقاشون عشق می کنند. تو کنسرت های ما همه زحمت میکشن، همه پول میدن نه زوری، یعنی اگه پول ندن هم میتونن بیان کنسرت،ولی هر کی دلش خواست پول میده،  تو کنسرت های ما ، هرزگاهی دسته ی خیابونی هم راه میفته

 

کی گفته فقط جلسات شما که با ابزار موسیقی زده میشه کنسرت هست و اون وقت تو ایران اجازه کنسرت داده نمیشه

کنسرت ما، جلسات نوحه و دم آقامون حسینه که شاعر و خواننده میخونه و همه شعر رو از حفظ زمزمه می کنند. ریتم جلساتمون هم حسین حسینه

آره کنسرت مجازه، 1000 ساله ما کنسرت داریم، اگه کنسرت مایه کلاسه، مایه پیشرفته، ما 1000 ساله کنسرت داریم

فرق ایران و هند چیست؟

ایران میرزای شیرازی،مدرس، نوری و خمینی داشت که مستعمره نشد

علما ایران را نگه داشتند، دقیقتر بگویم، علمای مکتب قم بودند که ایران را حفظ کردند از دست اجانب،

وگرنه انگلیس یا بریتانیا، همان انگلیس بود، فرقی نکرده بود، همو که هند را چاپید، به ایران هم روانه شد، ولی 1. غیرت مردم ایران 2. رهبران پاک نهاد و ضد استعمار عامل مستعمره نشدن ایران بود که دومی مهم تر است چون اگر رهبر نبود، انگلیس بر گرده ی این غیرت ملی سوار شده بود. (متاسفانه امروز مردمانی در این دیار پیدا شده اند که بویی از آن غیرت و استقامت نبرده اند و وادادگی پیشه کار کرده اند. وای به روزی که اینان مسئولین رده بالای نظام گردند)

علمای آگاه به زمان، وگرنه هرجا سند خفت بار و واداگی وجود دارد، روشن فکران پای ان سند امضا زده اند و انها بودند که آغوش باز برای اجانب داشتند تا با نابودی زبان و فرهنگ و رسم الخط و دین ایرانی ،هند ایرانی درست کنند

 

ادامه نوشته

میگویند ایران در نبرد چالدران شکست خورد چون نیروهای ترکیه پیشرفته تر بودند

میگویند ایران در نبرد چالدران شکست خورد چون نیروهای عثمانی پیشرفته تر بودند ، توپ و آتش داشت. ولی به نظر من نبرد را پیروز شد چون جاهل بودند.

اینکه در صفویه که یک حکومت پیشرفته و متمدن بود باروت و بمب ساخخته نشد و در جنگ چالدران شکست خورد، به دلیل عقب ماندگی نیست، به این دلیل است که عالم و داشمند مسلمان و دین مدار ، چنین چیزی نمیسازد

اگر کیمیاگر آن دوران، به چنین چیزی دست پیدا میکرد، آن را چیز سودمندی نمیدید و به فکر آن نبود که در جنگ و نبرد برای کشتن انسانها از آن سود ببرد، تفکر متمدنانه دین مداران این نبود که در جنگ فقط آدم بکشند ، یک بمبی بیندازند و کلی آدم بکشند، کلی درخت بسوزد از آن بمب و کلی بلای دیگر ببار آورد، این نبرد عادلانه نیست،،، لذا این علم ، این اختراع در عالم دین رخ نداد، این یافته ها و اخترعات، تولید غرب و علم شیطانی است. آنگونه که پیشگام همه بمب ها تا بمب اتم ، یعنی استفاده از صنع خداوند برای ابزار جنگ، همیشه در غرب اول بار رخ داده است. دنیای مسلمین این نبود که چیزی بسازند با آن تند و تند آدم بکشند. 

آخر سر هم که شاه اسماعیل دستور فراگیری شیوه های آن نبرد و عبرت گیری از آن شکست را صادر کرد، به ناچار و در جهت مقابله با این ابزار  شیطانی بود. وگرنه دین مدار خود را نیازمند این ابزار نمیداند

 

مایه افتخار ما ایرانیان و مسلمانان این است که مخترع بمب نیستیم

 

نماز اول - نماز دوم - تابلو نمایشگر

حتما شما هم مثل من در بسیاری از مساجد تابلویی را میبینید که روی آن نوشته نماز اول-نماز دوم

بچه  مسجدی ها این تابلو را مایه افتخار و کلاس مسجد خود می دانند. نگاه اول هم همین است. خودم اوایل فکر میکردم چه خوب است ماهم برای مسجد خود بگیریم. کار زیبا و شیک و قشنگی است. اگر یکی از راه رسید راحت نیاز نیست از این و اون بپرسه نماز چندمه. خصوصا اگه بقیه سسر نماز باشن. تازه پیشرفته ترش اینه که رکعت را هم مشخص کنه. تازه اینا دستیه.چقدر خوب میشه یه سیستمی باشه وصل بشه به رکعت شما زیر پیشونی امام جماعت و خودش اتومات کنتور بندازه........و این بود تصوراتی ناژرف و بی مغز و احمقانه

اکنون که دو سال از نشخوار فکری بنده در تیم تمدن شناسی متا در کاشان من باب زندگی خودمان می گذرد فکر می کنم همان بهتر که مسجد محله ما از این نمایشگر ها ندارد. این نمایشگر ها ریشه در بی تفاوتی نشئت گرفته از غرب دارد . (همان بی تفاوتی که میگه کسی به کسی کار نداشته باشه. هر کی هر چی دوست داره. هر کی هر کاری میخواد بکنه به تو ربطی نداره. ) این تابلو ریشه در فردیت و علاقه به استقلال بیش از حد در افراد داره تا جاییکه میل نداره حتی از بغلیش بپرسه رکعت چند؟

به قول حاج آقای پناهیان کلاسش منو کشته. (البته ایشون این حرف را در 7 آبان 95 در موضوع بیمه گفتند. گفتند که بیمه سبب میشه آدم ها نسبت به هم بی تفاوت میشن. اصلا چرا بیمه میکنیم؟ چون جامعه رفته به این سمت که اگر یه بدبختی ای برات پیش اومد هیچکی کمکت نمیکنه. تنها میشی.  اون وقت خودتو بیمه میکنه که از کسی گدایی نکنی.... دین ما اینجوری نیست. جامعه ی ما اینجوری نبود ولی الان اینجوری شده چون ما غربی شده ایم. قدیما اگه تو جاده بنزینت تموم میشد غمت نبود چون یکی بهت بنزین میداد. ولی الان باید بری بمیری.. امداد خودرو زاییده پاسخ به این مشکل است. یعنی جامعه ی مرده و بی تفاوت و بی اعتماد به یکدیگر ناچاره برای پاسخ به نیازهای افراد که میخوان از هم مستقل باشن امداد خودرو درست کنه/ چون کسی به گسی کمک نمیکنه. ناامنی هم مزید بر این علت است. ترس از دزدی و کشته شدن توسط دزدان فقیر نما و. کمک طلب که عاطفه انسانی را به بازی میگیرند)

خلاصه .

این تابلو ها کلاسشان ما را کشته است... آقا جان قدیما که این تابلو نبود مردم چه میکردن؟ مگه آدم می میره از بغلیش بپرسه نماز چندمه؟ اصلا خود این سوال عاملی بر رابطه ی مومن با مومن هست. یعنی انقدر بهم بی اعتمادیم؟ اینه وضع مومنین و مساجد ما؟ انقدر مغرور و تکبر و خودخواه شدیم که حاضر نیستیم سر کج کنیم و از یک نفر سوال و مسئلت کنیم که نماز چندم است؟

میگویند این تابلو را زده ایم اگر کسی وسط نماز رسید که بقیه نمیتوانند گاسخ او را بدهند بداند نماز چندم رسیده است. بازهم مسئلتٌ برادر. قدیما چه میکردن؟ اصلا چرا قدیما. اصلا حکم شرعیش چیه؟ اصلا مگه برای شما ککه الان رسیدی باید نماز خود را به جماعت ببندی فرقی میکنه نماز اول یا دوم؟ خیر فرقی نداره. به لحاظ شرعی هم فرقی نداره. چه به نماز اول برسی چه دوم، شما نماز خود را به جماعت میبنید اما با نیت خودت. پس این تابلو مغرور کننده و بی نیاز کننده انسان از دیگری چه خاصیتی دارد؟

خب دیگه هم فایده ای برای این نمایشگر نهفته است که ما نمیدانیم؟

از نظر من این تابلو ناشی از رسوخ تفکر غربی در ذهن و زیست ما ایرانیان است. هیچکس این تابلو را نمیاورد که تفکر غربی را گسترش دهد. بلکه ناخودآگاه ذهن ما غربی شده که از این تابلو خوشمان میاید. وگرنه همه با این دیدن این تابلو باید بگوییم به چه درد مخورد؟ چه بی خاصیت است

 

این تابلوی ساده ی برقی ریشه در فردیت، بی اعتمادی ، بی تفاوتی و تکبر نسبت به سایر انسان ها دارد.  

 

 

 

 

ادامه نوشته

منطقه باستانی درم یا درام را میشناسید؟

یکی از باستان شهر های ایرانی که در کتب تاریخی مغفول مانده است . 

پیش از اسلام این شهر نابود شده است

برگه از کتاب تاریخ سفیدشهر کویر (اثر سیدمحمد ساداتی نژاد)

رجوع به ادامه مطلب کنید

ادامه نوشته

لهجه سفیدشهری (نصرآباد کاشان / نصرآباد کویر)

به نام خداوند گیتی فروز       که روز آورد شب، شب آرد به روز

 متنی که پیش روی شماست نتیجه چندین سال گفتگوهای عامیانه با اهالی سفیدشهر است که به همت افراد مختلف آغاز شده است.

به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

جلسه قدمگاه// حاج آقای شاهفضل شب هفتم محرم سفیدشهر

اشک امام حسین مثل کبریت است، 

کبریت میتواند فرش کف را آتش بزند به شرطی که مانع نباشد، یعنی کبریت برسد به فرش، اگر رو هوا کبریت بزنی اتش نمیزند، اشک اباعبدلله اگر دل را اتش زد تمام ان ثواب ها را دارد وگرنه اثری ندارد

مردم کوفه، هم گریه کردند ولی کاری کردند هم؟ برادران یوسف هم گریه کردند، قرآن میگه گریه کردند، (تباکی نکردند واقعا گریه کردند/ دروغی نبود)، ولی چه فایده؟ حتی عمر سعد گریه کرد ولی....

15مهر 95، محرم، حاج اقا شاه فضل، قدمگاه علی سفیدشهر

بیشترین روند تربیت فرزند در سه مرحله است که همگی قبل از شروع تادیب و تربیت توسط شما و مدرسه است :


1-صفات خود فرد (پدر و مادر) تا بیست سال قبل
2، موعد و زمان و محل و شرایط بستن نطفه
3،، دوران بارداری و شیر دهی مادر
پس از آن، قضیه هفت سال اول و عدم اجبار و 7 سال شاه و 7 سال وزیر و ...

ان سه دوران اول اثر گذار تر از قدرت تربیت شماست، فراموش نکنید
غذا حلال، چشم پاک، حرف پاک....

ادعا نکنید که من بلدم بچه خوب تربیت کنم

همه چیز دست خداست

 

 

❌ اينكه اصرار میکنند که بلند گریه کنید يا «صلوات، صلوات این جمعیت نیست» لزومی ندارد

❌ اينكه اصرار میکنند که بلند گریه کنید يا «صلوات، صلوات این جمعیت نیست» لزومی ندارد

📝 رهبر انقلاب: اینکه آقایان مداحها، و سابقها روضه‌خوانها - که ما حالا کمتر توفیق پیدا میکنیم ببینیم، اما در مواردی از افاضات مداحها مستفیض میشویم - اصرار میکنند که بلند گریه کنید، لزومی ندارد؛ خوب، آرام گریه کنید. وقتی میخواهند سینه بزنند، اصرار بر اینکه «صدا، صدای این جمعیت نیست»؛ یا وقتی مردم میخواهند صلوات بفرستند، اصرار بر اینکه «صلوات، صلوات این جمعیت نیست»! شما بخواهید مردم صلوات بفرستند، ولو توی دلشان. گرم شدن مجلس به این شیوه‌ها، اصل نیست؛ کاری کنید که دلهای مستمع را در اختیار بگیرید. دل مستمع وقتی در اختیار شما آمد، مقصود حاصل است؛ اگر آهسته هم گریه کند، باز مقصود حاصل است؛ اگر به شما توجه کرد، باز مقصود حاصل است. ٨٩/٠٣/١٣
#منبر

☑️ اخبارومطالب‌درباره‌رهبرانقلاب👇
http://telegram.me/joinchat/BVJQOTudY71xuff_eM03yg

 

ادامه نوشته

‼️درد و دلی با دوستان روشنفکر !!

 

اخبار کودتای نافرجام ترکیه و سرکوب آن همه جا را در این چند روز فرا گرفت.
اما خبری در این بین از همه عجیبتر بود. و آن خبر قابل تامل اعزام️ ۱۲ هواپیمای خالی از طرف ایران به استانبول جهت انتقال توریست های ایرانی وحشت زده و منتظر در فرودگاه پایتخت ترکیه به تهران بود!

اما شاید بپرسید تعجبش کجاست ؟!!
توجه کنید:
اگر اتفاقات و انفجارهای ترکیه در یکی از مراکز مذهبی رخ داده بود، مثلا کربلا ، نجف ، مکه ، مدینه و... و قراربود هواپیما اعزام بشه و هموطنانمان را بیاره سیل پیام ها بود که ارسال میشد مبنی بر اینکه:
چرا رفتن؟!
چرا پولش رو به فقرا و ایتام ندادن؟!
چرا به جاش جهازیه برا دخترای ضعیف و فقیر نخريدن ؟!
چرا هر روز میرن حج و عتبات و آخرش هم اینجور به باد میرن !
آخه خدا راضیه اینقدر تو این راه ها پول خرج کنند ؟!
چرا این پولها که سرمایه ی ملی هست رو میدن به اجانب تا اونها سیر بشن ؟!
و...
اما حالا که این جماعت فراوان تو کودتای خطرناک ترکیه گرفتار شدند، هیچ کس از جماعت روشن فکر و یا از جماعت نگران و دلواپس دستگاه سید الشهدا نیست که از سوالات بالا مطرح کنه!
⚠️وولی حالا کسی نیست بگه چرا در شرایط ناامنی ترکیه و در شرایطی که همه می دانند که ترکیه از حامیان داعشه و تيشرت های داعش در پاساژها ی ترکیه بفروش میرسه، بیمارستانهای ترکیه در اختیار درمان نیروهای زخمی داعش قرار داره و نفت عراق توسط داعش و به نیم قیمت به ترکیه فروخته میشه به این کشور سفر می کنید؟
آیا نیازمندان همه بی نیاز شدند و مستضعفان همه به اغنیا پیوستند؟!
آیا دختران بی جهیزیه کارشان حل شد؟!
آیا ایتام مشکلشان رفع شد ؟!
آیا سرمایه ی داخلی سرشار شد ؟!
یا خیر مشکل از جای دیگر است ؟!
آیا فقط دیوار خدا و امام حسین کوتاه است ؟!
آیا فقط پولی که در مسیر زیارت و هیات و سید الشهدا و... خرج میشود به هدر دادن است ؟!
اما این همه سرمایه که در ترکیه معمولا صرف گردش گری و بعضا عیاشی و هرزگی می شود هدر دادن سرمایه ی ملی نبوده و نیست؟ !
قدری تامل کنیم...
افسوس که خدا و اهل بیت همچنان مظلومند!!!

#التماس_تفکر

قانون ؛
.
هر توهین به ما و‌دین ما=پاسخ به یکی از شبهات و رسوا کردن جعلیات باورهایتان...
ِ
♡ اَللّهُمَّ عَجِّلْ لِوَلِیِّکَ الْفَرج♡

به ما بپیوندید:
پاسخ به شبهات اعتقادی و سیاسی...
روشنگری در برابر جاهلیت مدرن!
https://telegram.me/shobahatp

ادامه نوشته

دستشویی های شرقی بهتر است یا غربی؟


 دستشویی های شرقی بهتر است یا غربی؟
Sitting or squatting position of defication?

با هفت خاصیت دستشویی های خودمان اشنا شوید

Seven Advantages of Squatting

Makes elimination faster, easier and more complete. This helps prevent "fecal stagnation," a prime factor in colon cancer, appendicitisand inflammatory bowel disease.
1، تخلیه اسانتر و سریعتر مدفوع، عاملی که در توالت های فرنگی نیست، و این عامل با کاهش زور زدن، سبب کاهش دیورتیکولوز و کاهش ریسک سرطان روده بزرگ میگردد، همچنین با کاهش یبوست،و کاهش تماس طولانی مدت مدفوع با جدار روده، به این عامل کمک میکند

Protects the nerves that control the prostate, bladder and uterus from becoming stretched and damaged.
2، کاهش ریسک بی اختیاری ادرار در سنین پیری ناشی از اسیب عصبی مزمن
Securely seals the ileocecal valve, between the colon and the small intestine. In the conventional sitting position, this valve is unsupported and often leaks during evacuation, contaminating the small intestine.
3، کاهش عفونت های گوارشی بالارونده از روده بزرگ به کوچک
Relaxes the puborectalis muscle which normally chokes the rectum in order to maintain continence.
4، تقویت عضلات کف لگن ، حفظ کنترل دریچه یا اسفنکتر مقعدی
Uses the thighs to support the colon and prevent straining. Chronic straining on the toilet can cause hernias, diverticulosis, and pelvic organ prolapse.
5، کاهش ریسک فتق رانی و پرولاپس ناشی از ضعف عضلات
A highly effective, non-invasive treatment for hemorrhoids, as shown by published clinical research.
6، کاهش ریسک هموروئید یا بواسیر
For pregnant women, squatting avoids pressure on the uterus when using the toilet. Daily squatting helps prepare one for a more natural delivery.
7، کاهش فشار به رحم در زنان حامله در حین دفع مدفوع

شش فایده اخر تقذیبا همگی به دلیل فایده اول یعنی کمتر زور زدن حین دفع و راحت تر تخلیه شدن است


حالا خود غربی ها برای رفع این مشکل پیشنهاد داده اند سکویی به جلوی دستشویی فرنگی اصافه کنید، squatting potty تا به این خواص دستیابید، در واقع دستشویی فرنگی را به دستشویی شرقی تبدیل میکند

وسیله دیگر که معرفی کرده اند Squat support  نام داره

 

 

 

 

 

ادامه نوشته

آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

دیروز رفتم ماست بخورم، مادربزرگم گفت ننه جون، نعنا اضافه کن سردیش رو بگیره، گفتم مامان بزرگ اینا قدیمی شده، سردی گرمی چیه؟ الان دیگه ماست رو پاستوریزه میکنن که مریض نشیم، مامان بزرگ گفت ننه جون، یعنی سردی ماست رو میگیرن؟

دیدید؟ دو نسل که از هم چیزی نمی فهمند، اما یک هدف مشترک دارند، هر دو خواهان سلامتی هستند، مادربزرگ دارد به بهداشت خود میرسد و مراقب غذای خود است، البته نوه دلخوش به مارک استاندارد روی ظرف ماست است ولی بازهم به فکر سلامتی خود است
زمانی، حاکمان و روشن فکران ما، همین ساده را درک نکردند، بالاخره ایا دویست سال قبل مردم دکتر نداشتند؟ ایا اگر مربضی نزد دکتر میآمد بدون درمان برمیگشت؟ (البته ان زمان دکتر ها پیش مردم میرفتند) اگر اینگونه باشد پس چه چیز به اطبای ان زمان اعتبار میداد؟
قطعا پزشکان ان موقع هم مردم را درمان میکردند، حتی در حکومت عثمانی، مردم را ابله کوبی و واکسینه میکرده اند،(اشاره به روایتی در کتاب مستر همفر) ، پس انها هم دانش داشتند، خرافاتی نبودند، بر اساس علم خود، بر هر بیماری نسخه ای تجویز میشد و موثر بود، همین سبب مراجعه مجدد به طبیب و حکیم ، اما علم بومی بود، خاص منطقه، الگوی داخلی، لذا در چین شد طب سوزنی و انرژی درمانی، در ایران و اروپا شد طب گیاهی معجون و زالو و حجامت و دمنوش و بخور

دقت کنیم که نبود امکانات ارتباطی و فراگیر و نبود اگاهی عمومی را بعنوان ضعف طب سنتی خود یاد نکنیم، طب سنتی در زمان خود با ان همه محدودیت بسیار کارامد بوده بحدی که مسایل پیشگیری مثل ادویه جات و اغذیه و اصولی چون سردی گرمی را به همه مردم آموخته بود ولی بسیاری مرگ و میر ها که رخ میداد به چه دلیل بود؟ میدانید خود ابوعلی سینا چرا مرد؟ بیماری خود را تشخیص داد، درمانش را هم گفت ولی نوش دارو را بعد مرگ سهراب رساندند به او،، پس مرگ و میر به دلیل ضعف طبی و علمی نبود، مشکلات فراوان، مسیر های بین شهری صعب العبور، عدم رعایت مسایل حفظ سلامت فردی و دفع افات و فضولات به شکل مناسب از جمله علل مرگ و میرها بود. یکی از بخش های بنیادین طب سنتی ،اصول پیشگیری و حفظ الصحه یا حفظ سلامتی است، خب امروزه شما بسیاری از امور بهداشتی خود را از رسانه ها، مطبوعات و بروشورها فرا میگیرید، اگر اینها حذف شود مرگ و میر و بیماری های جامعه ما نیز سر به فلک میگذارد، بعلاوه بهداشت و درمان از امور مورد توجه حکومت شده است که در گذشته مورد توجه حاکمان نبوده است تا تسهیلاتی برای تبلیغ و آموزش فراهم سازند، پس شرایط زمانه عامل مرگ و میرها بود نه طب.به اینها ضعف حکومت مرکزی کنترل خوخوشکسالی قحطی ان
از طرفی دیگر ، طب سنتی ما با محدود کارکرد امروزی خود نشان داده که توانایی علاج بییاری از بیماری هایی را که طب نوین از عاحز است را دارد، بیماری های مزمن که در طب نوین فقط تریت میشود و بیمار قرصی با پلاسبو افکت قریب به سی چل درصد را میخورد به امید بهبود، حال انکه طب سنتی گاها درمانی موثر تر را فقط با دستکاری رژیم غذایی بیمار فراهم میکند، چیزی که بیمار کمپلیانس بیشتری نسبت به ان دارد تا اینکه هر روز از ترس و لرز مرگ دارو بخورد
اینجا ست که باید گفت


سالها دل طلب جام جم از ما میکرد

انچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد

ادامه نوشته

بیوتروریسم

روزی مریدی گرازان گرازان به سوی خانه شیخ آمد و درب را کوبید، شیخ به در خانه آمد و علت را جویا شد.
مرید گفت، ای شیخ نامه ای به پست پیشتاز برایت ارسال شده، اینجا را امضا کن و نامه را بستان.
شیخ سبیل جنبانید و گفت: ابتدا نامه را باز کن و برایم بخوان، سپس تو را امضا خواهم داد
مرید متحیر شد و گفت: ای شیخ، تاکنون چنین ندیده ام، از چه رو اینگونه کردی؟
شیخ گفت: پندارم که در این نامه، دشمنان و نامریدان، تخم شپش پنهان نموده اند تا مرا بدان مبتلا ساخته و همه را از من گریزان گردانند.
مرید سری تکان داد و نامه را گشود و شروع به خواندن نمود، و خواند و خواند و خواند و... و به ناگه سر به گریبان فرو کرد و تمبان درید و به سوی فرنگ دوید
شیخ تاملی کرد و گفت: این بار حمله روانی و عصبی نمودند و هوش از سر مرید ما بپراندند و سعی بر کاهش عده ی مریدان ما گرفته اند. باید با این فرار مریدها مقابله کنم.
پس نامه ای به وزارت متبوعه نوشت که هان، مرزها را بگشایید و همه جور میوه و غذای تراریخته و هر وسیله دیجیتال به کشور وارد کنید و اجازه دهید تا فرنگی ها از مردم تست جنتیک گیرند، شاید بدین سبب دیگر مریدان هوس فرنگ نکنند و بساط مراد و مریدی ما تعطیل نگردد.
به سال نکشید که مریدان فرنگی همگی گریبان چاک دادند و جامه ها دریدند و کفش پاشنه بلند به پای کردند و شیخ گویان به سوی خانه ی شیخ روانه شدند.

ادامه نوشته

نظام آموزشی

روزی یکی از مریدان نزد شیخ رسید و فریاد بر آورد که ای شیخ، این چه وضع است، فرزندم از مهر سال پیش، هر روز از مکتب خانه آمده، به اتاق رفته و بیرون ناید تا در کندکور رتبه قبولی دکتری بیاورد. امروز صبح هم دوان دوان به مکتب رفت و مرا هیچ سلام و ادبی نکرد
شیخ گفت: از او علت را جویا شدی؟
مرید گفت: آری شیخ، استاد ده صفحه مشق اجباری به شاگردانش داده و گفته باید برای فردا حفظ گردند
شیخ گفت: علت ان است که آن استاد تحصیل کرده فرنگ است و دانش او محدود به خوانده های اوست
من و تو در کودکی گل بازی ها کرده ایم و در مزرعه معلق زده ایم و بر خر سوار، زین رو ما با طبیعت اشنا شده ایم. در مکتب خانه، ما را مشق زیر و زبر کرده اند و سواد نوشتن اموخته اند و خلاقیت مان را نگشته اند، زین رو روحیه ای بس متعادل و سر زنده و بدون عقده و حسرت داریم، وانگهی این استاد فرزند تو را در حسرت تفریح گذارده و از طبیعت دور میکند و هر روز اراجیفی را در کله او فرو می کند که به هیچ کار ناید و اخر کار، فرزندت هیچ هنری ندارد و تا سی سالگی نان خور توست و مایه خجلت و سرافکندگی
زین رو، فرزندت را از شهر بیرون آر و چون انیشتین، خودت و مادرش بر او مشق کنید تا شاید دانشمند گردد
مرید، با شنیدن نام انیشتین، فریاد وا آلبرتا سر داد و جامه درید و سر به بیابان نهاد تا آلبرت را بیابد

ادامه نوشته

بحران طب مدرن

روزی از روز ها، شیخ سخت در اندیشه بود و دست بر چانه گذارده و میخاراند، مریدی از کوی شیخ عبور میکرد و شیخ را بدید.
ازوی پرسیدکه ای شیخ، در پندارت چه میگذرد؟
پاسخ داد: پنج سال قبل نزد طبیب رفته و از تکرر ادرار شکایت بردم.گفت کبر سن برتو مستولی گشته، زین پس باید هر شش ماه آزمون چک اپ دهی،تا از کنسر پروستات خود مطلع گردی.
از ان روزگار، هر شش ماه خون خود در شیشه کرده و از ترس کنسر نزد طبیب میبرم. امروز در آخرین مراجعت خود به طبیب، وی گفت من دچار مرض روان پریشی و هراس از کنسر شده ام و باید دوا خورم. با خود پنداشتم که سالیانی است که ازترس مرض قرص میخرم و حال دچار مرض ترس مرضی شده ام. این چه طبیبی است که به پاس رهاندن از مرضی، مرا دچار مرضی دیگر ساخته است ؟
مرید که انگشت تفکر و تعجب بر دهان داشت و ساکت بود، ناگه نعره ای زد و جامه بدرید و سر به بیابان گذاشت از این جملات حکیمانه شیخ در نقد طب چک اپ

ادامه نوشته

طب یونانی یا طب ایرانی؟

طب یونانی یا طب ایرانی؟
ایرانی، اگر غیرت داری کپی کن


در قرنی به سر میبریم که مبدا همه چیز رایونان باستان معرفی میکنند، تمام اولین ها در یونان است، اولین تئوری های اتمی، عناصر، ریاضی، زیست و جانورشناسی، وراثت، ادبیات، موسیقی، هنر، فرهنگ، اقتصاد، حکومت و اولین نظام های طبی و پزشکی. به حدی که طب سنتی ایرانی، در دنیا بیش از ایران، به طب یونانی unani medicine, greek medicine شناخته میشود و بر پایه طب اخلاطی و مزاجی است.
معنای طب یونانی در دیکشنری اکسفورد را ببینید:

a system of medicine practiced in parts of India, thought to be derived via medieval Muslim physicians from Byzantine Greece. It is sometimes contrasted with the Ayurvedic system
خب، حالا واقعیت این است؟ ایا واقعا مبدا همه ی چیزهای خوب و مهم یونان است؟ میدانید یونان، و آتن، ارمان شهر باستانی غرب است.
ایا در ان قدیم ها ایرانی ها، چینی ها،مصری ها فرهنگ نداشتند؟ ادبیات نداشتند؟ پزشکی و طبابت نداشتند؟ عده ای میگویند همه ی این چیزها که گفتیم، مدون و نظام مند شده اش، اولین بار در یونان،مهد تمدن، بوده است. ایا این تمدن ها، دانش خود را تدوین و ثبت نمی کردند؟ ایا آنها از روی باد هوا مردم را درمان میکردند؟
خنده دار است که هر کتابی دست بگیریم، در بخش تاریخچه، مبدا و شروع کار از یونان است.

برگردم به بحث اول، طب سنتی ما را یونانی ها از غرب به سمت خود میکشند، اعراب هم از سمت دیگری به سمت خود میکشند، سرچ کنید (arabic medicine ) انگاه ما ایرانیان، ایستاده ایم و به جای ارج نهادن و تکریم این بخش از تمدن شکوهمند خود، ان را مورد هجمه قرار میدهیم تا بقیه تاراجش کنند. مگر طب سوزنی چین باستان، چه مزیتی بر طب سنتی ما دارد که چینی ها ان را از قعر تاریخ استخراج کرده و زنده اش کردند و در دنیا منتشر کردند که ببینید ما هزاران سال پیش چه طبی داشتیم که الان هم جواب میدهد؟
ولی در کشور ما، ما میگوییم ببینید ما هزاران سال پیش طبی داشتیم که خرافات بوده و کارآمد نبوده و ما متخیرانه منتظر تحرکات و تحولات طبی از سوی غرب نشسته ایم،
وا مصیبتا
پانصد سال پیش، ما زائو یا قابله داشتیم، میرفت خانه زن حامله و کمکش میکرد، الان که ما این همه بیمارستان و زایشگاه ساخته ایم، در ده سال گذشته مقالات غربی به مهم اشاره دارند که برای آرامش و امنیت روانی زن باردار و تحمل رنج و درد زایمان ، بهتر است ماما و پزشک شرایط زایمان در منزل در کنار همسر را برای باردار فراهم کنند.
این تنها یک نمونه بود، از این دست عقب گرد های شکوهمند زیاد است که البته ما ایرانی علم دوست این بخش های علم را نادیده گرفته و به سرعت رو به اینده ای پربار در بسط آنچه میدانیم گام میداریم و تلاشی برای تغییر و تحولات اساسی در علم برنمیداریم چرا که معتقدیم تمام تحولات بنیادین باید در ان سوی اب ها کلید بخورد.

ادامه نوشته

دقت کردین ‼️


✅دقت کردین ‼️
رفتگرایی که اشغالای ورزشگاه آزادی و سواحل دریاها و...... رو جمع میکنن اصلا گناه ندارن ❗️
ولی همونا وقتی روز تاسوعا و عاشورا آشغال جمع میکنن خیلی مظلوم میشن و هزار تا شبکه و برنامه داد مظلومیتشون رو سر میدن؟!!!!! ‼️😳
❌مثلاً اینکه رفته گر محله جزء لشکریان یزید نبود. اما سواحل کشور رو گند بر میداره جیک کسی در نمیاد‼️
.
❎دقت کردین ‼️
رفتن به آنتالیا، دوبی، تایلند، ارمنستان و...برای تفریحات بوووق هیچ هزینه ای نداره❗️
ولی رفتن به مکه و کربلا خیلی پرخرجه و هزینه اش باید صرف فقرا بشه!!!!؟😏

✅دقت کردین ‼️
سر یه وعده شام ده نوع غذای رنگارنگ گذاشتن شکم پرستی و اسراف نیست❗️
ولی به نیت امام حسین سفره انداختن و دو لقمه غذاخوردن عیب و عار و ریخت و پاش محسوب میشه؟!!!

❎دقت کردین‼️
کباب کردن گوشت گوسفند تو تموم تفریحات و جشن ها و عروسی ها پای ثابت و رکن اصلیه❗️
ولی همچین که عید قربان و محرم میشه یه هو گوسفندا گناهی میشن و کشتنشون خشونت محسوب میشه؟!!!!!!🙄

✅دقت کردین‼️
ماه رمضون با ژست های مسخره روشن فکری میگن کاش یه روز مجبور شیم به جای گرسنگی کشیدن گرسنه ها رو سیر کنیم❗️
🔴اونوقت ماه محرم که نذری پر برکت سیدالشهدا بین فقرا توزیع میشه از هزینه بیهوده حرف می زنن!؟😳🙁
.
⭕️اگر دین ندارید آزاد مرد باشید! ⭕️

⬅️یعنی خون سیدالشهدا و واجبات دین رو مضحکه لذت های نامشروع یا غیر ضروری خودتون نکنید‼️
⚫️⚫️⚫️⚪️⚪️⚫️⚫️⚫️

#نشر_حداکثری_لطفا➡️➡️

🆔 @mobahesegroup 🍃
پاسخ به شبهات ، شایعات و مطالب روز
🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹 http://telegram.me/mobahesegroup

ادامه نوشته

ﭼﻨﺪتا سوال اساسی وجود داره راجع به "کوروش" که بد نیست شما هم بدونید!

[Forwarded from کانال رسمی حامد زمانی]
ﭼﻨﺪتا سوال اساسی وجود داره راجع به "کوروش" که بد نیست شما هم بدونید!

١- ﭼﺮﺍ ﺭﻭﺯ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﯾﮏ ﺍﺯ ﺗﻘﻮﯾﻢ ﻫﺎﯼ ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻣﻠﻞ ﺛﺒﺖ ﻧﺸﺪﻩ ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻥ، ﺭﻭﺯ ﺟﻬﺎﻧﯽ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺭﺍ ﻧﻤﯿﺸﻨﺎﺳﻦ؟؟؟

۲-ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﯾﮑﺘﺎﭘﺮﺳﺖ ﺑﻮﺩ، ﭼﺮﺍ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﺭﻣﻨﺸﻮﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺸﺮ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﻨﺴﻮﺏ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﯿﺪﻭﻧﻦ، ﺑﺎﺭﻫﺎ ﻭ ﺑﺎﺭﻫﺎ " ﻣﺮﺩﻭﮎ" ﺑﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺑﻞﺭﻭ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ ﻣﯿﮕﻮﯾﺪ ﺑﺎ ﯾﺎﺭﯼ ﺍﻭ ﺑﺎﺑﻞ ﺭﺍ ﻓﺘﺢ ﮐﺮﺩﻩ ؟

۳- ﭼﺮﺍ ﺩﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻭ ﺍﺩﺑﯿﺎﺕ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻧﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻧﯿﺴﺖ؟؟؟ ﺳﻌﺪﯼ ﺣﺎﻓﻆ ﻭ ﺩﯾﮕﺮ ﺷﻌﺮﺍ،ﻧﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ ﻧﺒﺮﺩﻥ؟؟؟ ﻣﮕﺮ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﻗﺎﺑﻞ ﺳﺘﺎﯾﺶ ﻭ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟!

* ﭼﺮﺍ ﺣﺘﯽ ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﮐﺘﺎﺑﺶ ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﺍﺳﺖ،
ﻧﺎﻣﯽ ﺍﺯ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﻧﺒﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ؟؟؟

* ﻓﺮﺩﻭﺳﯽ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺷﺎﻫﺎﻥ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺘﻬﺎﯾﯽ ﻗﺒﻠﺘﺮ ﺍﺯ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯿﺎﻥ ﻭ ﺑﻌﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺎﻡ ﺑﺮﺩﻩ، ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﺴﺘﻪ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﭼﻪ ﮐﺴﯿﻪ؟؟؟

* ﺍﮔﺮ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺍﯾﺮﺍﻧﯽ ﻫﺎ ﺷﺨﺼﯿﺖ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﻭ ﺑﺰﺭﮒ ﻭ ﺑﺎ ﻋﻈﻤﺘﯽ ﺑﻮﺩﻩ، ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﭘﺪﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﯾﺎ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺟﺪﺍﺩﺵ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺎﺷﻪ!

* ﺗﺎ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﺿﺎ ﭘﻬﻠﻮﯼ،ﺍﺳﻢ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺷﺨﺼﻴﺖ ﻛﻮﺭﺵ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﯼ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻳﺮﺍﻧﻴﺎﻥ ﻧﺎﺷﻨﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﺭﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺴﺮﺍﻧﺸﻮﻥ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻧﺒﻮﺩﻩ!

* ﺑﺮﺧﻼﻑ ﺳﺎﯾﺮ ﺍﺳﺎﻣﯽ ﭘﺎﺩﺷﺎﻫﺎﻥ ﭘﺎﺭﺳﯽ، ﺩﺭ ﻣﯿﺎﻥ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﻭﺳﺘﺎﻥ ﻭ ﺑﺴﺘﮕﺎﻧﺘﻮﻥ ﺑﮕﺮﺩﯾﺪ ﻭ ﺷﺨﺼﯽ ﺭﺍ ﭘﯿﺪﺍ ﮐﻨﯿﺪ ﮐﻪ ﻧﺎﻡ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﺟﺪﺍﺩﺵ، ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺑﺎﺷﻪ؟

۴- ﺁﺛﺎﺭ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭﯼ ﺭﻭﻡ ﺩﺭ ﺳﺮﺍﺳﺮ ﺍﺭﻭﭘﺎ، ﺩﺭ ﺗﻤﺎﻣﯽ ﺟﺰﺍﯾﺮ ﻣﺪﯾﺘﺮﺍﻧﻪ، ﺩﺭ ﺷﻤﺎﻝ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎ، ﺩﺭ ﻣﺼﺮ ﻭ ﺧﺎﻭﺭ ﻣﯿﺎﻧﻪ ﻭ ﺗﺮﮐﯿﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﻩ ﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﻣﯿﮑﻨﻪ ﮐﻪ ﺭﻭﻡ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭ ﺑﺮﺗﺮ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ،ﺍﻣﺎ ﺁﺛﺎﺭ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﺒﯿﺮ، ﮐﻪ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻧﺶ ﻣﺪﻋﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺁﺳﯿﺎ ﻭ ﺁﻓﺮﯾﻘﺎﺯﯾﺮ ﻓﺮﻣﺎﻧﺶ ﺑﻮﺩﻩ،ﺩﺭ ﻫﯿﭻ ﺳﺮﺯﻣﯿﻨﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﻧﺪﺍﺭﻩﺟﺰ ﺗﺨﺖ ﺟﻤﺸﯿﺪﺍﯾﺮﺍﻧﻤﻮﻥ!!!
ﺣﺘﯽ ﺧﺮﺍﺑﻪ ﺍﯼ،ﺳﺘﻮﻧﯽ،ﭼﯿﺰﯼ ﮐﻪ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﻨﻪ ﺍﯾﻦ ﺑﻨﺎ ﻣﺎﻝ ﺩﻭﺭﻩ ﮐﻮﺭﻭﺷﻪ!ﭼﻄﻮﺭ ﻣﯿﺸﻪ ﺷﺨﺼﯿﺘﯽ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺍﻣﭙﺮﺍﻃﻮﺭیش ﺑﺰﺭﮒ ﺑﺎﺷﻪ، ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺗﻤﺪﻧﺶ ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺩﺭ ﻣﺴﺘﻌﻤﺮﺍﺗﺶﻧﺒﺎﺷﻪ؟؟؟

۵- ﻧﮑﺘﻪ ﺑﻌﺪﯼ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ ﻫﺮ ﭼﯽ ﺁﺛﺎﺭ ﻓﺎﺭﺳﯽ ﺍﻻﻥ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﻫﺴﺖ ﺟﺪﯾﺪﻩ ﻭ ﻣﻨﺒﻌﺸﻮﻥ ﺗﺎﺭیخ ﻫﺮﻭﺩﻭﺕ ﻭ ﻧﻘﻞ ﮔﺰﻧﻔﻮﻥ ﻫﺴﺘﺶ ﮐﻪ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﮐﺸﻒ ﻣﻨﺸﻮﺭ ﮐﻮﺭﻭﺵ، ﺗﻐﯿﯿﺮ ﻧﺎﻡ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ‏(ﻉ‏) ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﮕﺎﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ، ﮐﺸﻒ ﻭ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﮐﺘﺎﺑﯽ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﻫﺮﻭﺩﻭﺕ همه ﺩﺭ ﯾﮏ ﺯﻣﺎﻥ ﺗﻘﺮﯾﺒﺎ ﺍﺗﻔﺎﻕ ﺍﻓﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﺗﻮﺳﻂ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺗﺒﺎﺭ ﺑﻮﺩﻩ!!!
ﭼﻄﻮﺭ ﻣﻘﺒﺮﻩ ﺍﯼ ﮐﻪ ﻗﺮﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﻣﺎﺩﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺑﻮﺩﻩ، ﯾﻬﻮ ﺗﻮﺳﻂ ﮐﺎﺷﻒ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺑﻪ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﻣﻘﺒﺮﻩ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﻋﻼﻡ ﻣﯿﺸﻪ ؟ﺍﻭﻧﻢ ﺩﺭ ﺩﻭﺭﻩ ﭘﻬﻠﻮﯼ !!!!
ﺍﯾﻦ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ ﺷﻨﺎﺳﺎﯼ ﺑﺎﻫﻮﺵ ﻗﺒﻠﺶ ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﻥ؟؟؟

۶- ﺳﻮﺍﻝ ﺩﯾﮕﻪ ﺍﯾﻨﮑﻪ:
ﻃﺒﻖ ﺍﻟﻮﺍﺡ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ، ﺍﻭﻧﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﻭ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺍﯼ ﺟﻮ ﻣﯿﺪﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﻧمیرند ﻭ ﻣﯿﺰﺍﻥ ﺁﻥ 15 ﮐﯿﻠﻮ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﻫﺴﺖ ﯾﻌﻨﯽ ﺭﻭﺯﯼ ﻧﯿﻢ ﮐﯿﻠﻮ.

* ﻟﻮﺣﻪﻫﺎﯼ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﯾﮏ ﺑﺮﺩﻩ ﺑﺮﺍﺑﺮ ﺑﺎ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﯾﮏ ﺯﻥ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻌﺎﺩﻝ ﺑﺎ ۱۰ ﮐﯿﻠﻮ ﺟﻮ ﺩﺭ ﻣﺎﻩ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﺩﺭ ﻧﺘﯿﺠﻪ ﻣﯽﺗﻮﺍﻥ ﮔﻔﺖﮐﻪ ﺣﻘﻮﻕ ﺯﻧﺎﻥ ﻫﺨﺎﻣﻨﺸﯽ ﺑﺎ ﺣﻘﻮﻕ ﺑﺮﺩﮔﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﯽ
ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ!
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﯾﮏ ﮐﺎﺭﮔﺮ ﺳﺎﺩﻩ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺎﺳﺘﺎﻥ، ﯾﮏ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﭘﺮﺭﻧﺞ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺑﻮﺩﻩ.

ﭘﺲ ﭼﻄﻮﺭ ﺗﺎﺭﯾﺦ ﺭﻭ ﺗﺤﺮﯾﻒ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻃﺮﻓﺪﺍﺭﺍﻥ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﺍﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﺍﻭﻥ ﺑﻪ ﻫﺮﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ، ﺑﻪ ﺗﻌﺪﺍﺩ ﺍﻓﺮﺍﺩﺵ ﮔﻨﺪﻡﻣﯿﺪﺍﺩﻩ ﺗﺎ ﺣﺪﯼ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﺍﺭﺍ ﻭ سیر ﺑﻮﺩﻥ؟؟؟

* ﺍﯾﻦ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﻫﺎﯼ ﻋﺪﺍﻟﺖ ﮔﺮﺍﻧﻪ ﺭﺍﺟﻊ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﮔﺮﺍﻥ ﻭﺯﻧﻬﺎ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺟﻤﻼﺕ ﺭﻭ ﺍﺯ ﮐﺠﺎ ﻭ ﮐﺪﻭﻡ ﻣﻨﺒﻊ ﺗﺎﺭﯾﺨﯽ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻣﯿﮑﻨﻦ؟؟ﭼﺮﺍ ﻓﻘﻂ ﺗﺮﺟﻤﻪ ﻓﺎﺭﺳﯿﺸﻮﻥ ﺩﺳﺖ ﻣﺎ ﻣﯿﺮﺳﻪ ﺗﻮ ﻭﺍﺗﺴﺎﭖ؟؟؟ ﻟﻄﻒ ﮐﻨﻦ منبع ﭘﺎﺭﺳﯽ ﯾﺎ ﻋﺒﺮﯼ ﯾﻮﻧﺎﻧﯽ ﺷﻢ ﺫﮐﺮ کنن ﻣﺎ ﺑﺮﯾﻢ ﺑﺒﯿﻨﻢ ﮐﻮﺭﻭﺵ ﮐﯽﺑﻮﺩﻩ!
اصلا چرا هروقت اسمی از کوروش برده میشه،
پشت سرش اونو دقیقا در مقابل اسلام قرارمیدن؟!!!

اینهمه مطلبی که در مورد کوروش ساخته میشه؛
به نظر میرسه که در ابتدا میخواد یک شخص ایرانی رو از هویت و گذشته خودش آگاه کنه.
ولی در اصل یه جوری طراحی میشه که ابتدا رگ غیرت ایرانی رو به جوش بیاره و بعد بدون اینکه هیچ ربطی به اعتقاد یک مسلمون داشته باشه میاد اونا رو در مقابل هم قرار میده!
یعنی به عبارت دیگه این مدل متون کاملا موزیانه باور خواننده رو به نحوی طراحی و برنامه ریزی میکنه که شخص خواننده ایرانی، حتما باید یکی از این دو رو انتخاب کنه:
١- یا مسلمون باشه و ضد هویت و فرهنگش

٢- یا اینکه اعتقادشو بزاره کنار و بچسبه به تاریخ و هویت
یعنی امکان ندارد یک مسلمان باشی وتاریخ کشورش را دوست بدارد!!!
@hamedzamanimusic

[Forwarded from کانال رسمی حامد زمانی]
متن پیاده شده از روی ویس:🔊
ادامه ی صحبتها و جوابیه "اسلام و ایران" و "کوروش":
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
🔊قسمت اول🔊

سلام! امیدوارم حالتون خوب باشه و عزاداریاتون قبول! توی بحث کوتاهی که راجع به "اسلام و ایران" و "ایران بعد و قبل #اسلام" و شخصیتهایی مثل "#کوروش" داشتیم درخور حال مخاطب مقتضای هر بحث علمی و منطقی ای چندتا #سوال هم مطرح شد!
ولی وای به حال افراد و جامعه ای که تاب و تحمل سوال پرسیدن رو نداشته باشه!

یعنی کسانی که بعضا بغض سیاسی دارن یا شاید یه سری نظریاتمون باهاشون توی تعارض باشه،این سوال پرسیدن ها و مطرح کردن یه سری مباحث و واقعیت ها رو مثلا میان "وطن فروشی" تلقی میکنند.
داشتم اخبار نگاه میکردم .. میگفتند دولت آمریکا داره تصویب میکنه: هیچ "مسلمون" و حتی هیچ "ایرانی" ای رو به کشورشون راه ندن! سوال من از این دوستان این هست که چرا اونجا ها رگ غیرتشون هویدا نمیشه و متعصب نمیشن و صداشون درنمیاد؟؟؟
خب باید به ما حق بدن که یه ذره شک کنیم!

و یه چیز جالب تر اینکه بین همه این غوغاهایی که راه میفته من فقط یکی دوتا پاسخ "منطقی" یا بحث "علمی" دیدم! بقیه اش همش "جو" بود! همین رو میخوام بگم: این موضوعات به خاطر اینکه ریشه اش توی جو و جهل مردم ساخته میشه و به وسیله جهل مردم هم باد میشه و گسترده میشه... به همین علته که میبینید وقتی بحث علمی پیش میاد و چندتا سوال مطرح میشه عموما همراه میشه با جوسازی و تهمت و افترا و غوغاسالاری!
یعنی ما بحث علمی نمی‌بینیم!

مثلا راجع به اینکه اسم کوروش در "شاهنامه" اومده یا نیومده! مسئله اینه که اگر اسطوره ای به "این بزرگی" وجود داره پس چرا اسمش توی شاهنامه نیومده؟!
مسئله این نیست که هرکسی که شاه بوده یا سلطان بوده پس باید اسمش توی شاهنامه میومده!!
مثل اژیدهاک،کاوه،اسفندیار و سایر اساطیر اینچنینی اسمشون توی شاهنامه اومده و اون زمان بولد بودند.
مسئله این« بولد» شدنه‌.
و این «بولد شدن غیر واقعیه»!

مثلا بعضیا میگن "فریدون" همون کوروش بوده!!!
خب میگفتن کوروش،چرا بگن فریدون؟؟؟!!!
چطور یونانی ها اون زمان به کوروش "سایروس" میگفتن؟ خب ایرانی ها هم میگفتن کوروش!!!

در واقع مسئله اینه که قبل از جشن های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی و قبل تر از سیاست های "ناسیونالیسم رضاخانی" کوروش انقدر مطرح نبوده!

و اینی که مثلا بعضی از دوستان میگفتن که مورخین دوره ی اسلامی و ایران باستان مثلا مختصرالدوله و ابوریحان میگن که کوروش وجود داشته. بله! خب بودنش که بوده! کسی نمیگه وجود نداشته! ولی مسئله همونطور که گفتم "بولد کردن بیش از اندازه" روی شخصیت کوروشه! اینکه انقدر آدم بزرگی بوده، یا اینکه «یکتاپرست» بوده که در جواب گفتیم: آقا! اصلا این مردوک «بت بابل» رو میپرستیده! خود مورخین از پیرنیا گرفته تا مورخین انگلیسی همه این ها رو گفتن!
یا مثلا اونایی که بحث رو کشوندن به "وطن فروشی" گفتم: چرا اونجاهایی که به ایران و ایرانی توی #غرب توهین میکنند و "قانون های ضد ایرانی" تصویب میکنن غیرتشون به جوش نمیاد؟؟؟
#ادامه_دارد

@hamedzamanimusic

 

[Forwarded from کانال رسمی حامد زمانی]
ادامه ی صحبتها:
"اسلام و ایران" و "کوروش"

🔊قسمت دوم🔊

اوناییکه بحث رو ربط دادن به #وطن_فروشی... بدونن که:
◾️وطن فروشی اصلی؛ نادیده گرفتن مفاخر دوره اسلامیه!
اینکه مثلا کوروش و بختیشیوع و داریوش و هر چی که مربوط به ایران قبل از اسلام هست رو میبینن اما ۱۴۰۰ سال "فرهنگ اسلامی ایران" رو نمیبینن!
بنظر من اینم یه نوع وطن فروشیه!

❕و یه مسئله دیگه که میخواستم بگم اینه که ببینید: شاید اصلی ترین بحثی که اینجا مغفول مونده: بحث «ارزش های انسانیِ» یه حکومته!
گاها میدیدم بحث میرفت سر ارزش بناها و... مسئله اصلی« ارزش های انسانیِ» یه حکومته نه ارزش و قدمت بناهاشون! که مثلا "پارنتون" یونان زودتر ساخته شده یا مثلا پاسارگاد و تخت جمشید؟
اینا چه ارزشی داره؟؟؟
مسئله اصلی مباحثیه که درباره "عدالت" کوروش و "حق طلبی" و "آزادی ادیان" و... میکنن.
اینا واقعا چیزایی نیست که قابل اثبات تاریخی باشه... که گفتم مثلا یکیش همون "یکتا پرستی"ِ کوروش بود که قبلش گفتم حتی به مردوک و معبد مردوک خدمت میکرده.
یا یکیش ظلم و ستمی بود که گفتم تو تاریخ هخامنشیان به طبقه ضعیف جامعه میرفته!
یا اینکه تو اون دوره به «جامعه طبقاتی» معتقد بودن!

❔سوال اصلی اینه که واقعا ایران باستان از لحاظ فرهنگی چقدر قابل قیاس هست با ایران بعد از اسلام؟؟؟
پس حواسمون باشه مسئله ای که ما داریم راجع بهش صحبت میکنیم «ارزش های انسانی حکومته » نه چیزای دیگه! پس بحث رو به جاهای دیگه نکشونیم!

◀️اصل مسئله رو باید اینجوری تببین کرد که:
آیا کوروش واقعا یه اسطوره ایه که در ایران قبل از اسلام و بعد از اسلام یگانه است؟؟؟ و مثل و مانندی نداره؟؟؟
یا نه یه شخصیتیه که اگر هم بوده مثل خیلی از شخصیت های معمولی تاریخ بوده مثل سلاطین ساسانی و اشکانی!
◀️مشکل عمده ما با این اینقدر «با ارزش جلوه دادنش» هست!
و همونطور که گفتم باید شک کرد و خب این بولد کردنه و این اغراقه جزو "سیاست های استعماریه" که قبلا هم گفتم!

✔️ما چه بخوایم چه نخوایم "روز جهانی کوروش وجود خارجی" نداره!
نه توی تقویم یونسکو هست نه توی هیچ تقویم بین المللی دیگه!
مراجعه کنید به:
http://www.un.org/en/sections/observances/international-days/

✔️چه بخوایم چه نخوایم قریب به اتفاق مفاخر فرهنگ و علم ایران "بعد از اسلام" رشد کردن! و اینو نمیشه کتمان کرد!

◀️و باید به دور از "تعصبات ناسیونالیستی" به حقایق تاریخی نگاه کنیم!
و وقتشه که برتری نژاد و قوم و رنگ و ..جاش رو بده به "ارزش های انسانی" و یه ذره ما از اسارت قالب های دولت-ملتی بیایم بیرون!

@hamedzamanimusic

 

[Forwarded from 🇸 🇲 🇸 SMS]
🔴نکته مهم در متن بالا :


این مدل متون، منظور متون وطن پرستانه در دفاع از کوروش، کاملا موزیانه باور خواننده رو به نحوی طراحی و برنامه ریزی میکنه که شخص خواننده ایرانی، حتما باید یکی از این دو رو انتخاب کنه:
١- یا مسلمون باشه و ضد هویت و فرهنگش

٢- یا اینکه اعتقادشو بزاره کنار و بچسبه به تاریخ و هویت
یعنی امکان ندارد یک مسلمان باشی وتاریخ کشورش را دوست بدارد!!!

ادامه نوشته

امام خمینی و موسیقی

غافل کردن از مقدرات
امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند : از جمله چیزهایی که مغزهای باز جوان ها را مخدر و تخدیر می کند موسیقی است.موسیقی اسباب این می شود که مغز انسان وقتی چند وقت به موسیقی گوش کرد تبدیل می شود به یک مغز غیر آن کسی که جدی باشد انسان را از جدیت بیرون می کند و متوجه جهات دیگر می کند .تمام این وسایلی که در هر مملکتی رواج دارد همه برای این است که ملت خود را از مقدرات خودشان غافل کنند.

بیرون آوردن از جدیت
امام خمینی (ره)در مورد موسیقی می فرمایند : موسیقی از اموری است که البته هر کسی بر حسب طبع خوشش می آید لکن از اموری است که انسان را از جدیت بیرون می برد و به یک مطلب هزل می کشد . دیگر یک جوان که عادت کرده روزی چند ساعت با موسیقی سروکار داشته باشد و اکثر اوقاتش را صرف بکند و پای موسیقی بنشیند و اینها از مسائل زندگی و از مسائل جدی به طور کلی غافل می شود عادت می کند همانطور که به مواد مخدر عادت می کند دیگر نمی تواند یک انسان جدی باشد که بتواند در مسائل سیاسی فکر کند فکر انسان را موسیقی طوری بار می آورد که دیگر انسان نتواند در غیر همان محیط مربوط به شهوت و موسیقی فکر بکند.

در مورد تلویزیون
امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند : نباید دستگاه تلویزیون طوری باشد که 10 ساعت موسیقی بخواند و جوان هایی که نیرومند هستند از نیرومندی آنها کاسته شود و به یک حال خمار و خلسه آور تبدیل شوند مثل همان تریاک موسیقی با تریاک فرقی ندارد.

حذف موسیقی
امام خمینی (ره) در مورد موسیقی می فرمایند : اگر بخواهید مملکتتان یک مملکت صحیح باشد موسیقی را حذف کنید نترسید که از اینکه به شما بگویند کهنه پرست شده اید.باشد ما کهنه پرستیم همه این کلمات نقشه است برای اینکه شما را از کار جدی عقب بیندازند .این که می گویند اگر چنانچه موسیقی در رادیو نباشد آنها می روند از جای دیگر موسیقی می گیرند بگذارید از جای دیگر بگیرند.شما عجالتا آلوده مباشید آنها کم کم برمی گردند به اینجا . این عذر نیست که اگر موسیقی نباشد در رادیو آنها می روند از جای دیگر موسیقی می گیرند حالا اگر از جای دیگر می گیرند آیا ما باید به آنها موسیقی بدهیم!ما باید خیانت کنیم!موسیقی خیانت است به یک مملکت و خیانت است به جوانهای ما این موسیقی را حذفش کنید آن را به طور کلی عوض کنید و یک چیز دیگری بگذارید که آموزنده باشد .کم کم مردم و جوانها را عادت به امور زندگی بدهید از آن عادت خبیثی که داشتند برگردانید . آنهایی را که می بینید می گویند اگر تلویزیون موسیقی پخش نکند می رویم سراغ موسیقی برای این است که اینها عادت کرده اند. صحیفه نور جلد 8 صفحه 197 تا صفحه 201

جنایات غرب


🔴🔴این است جلوه ی شکوه تمدن امریکایی
🔴🔵 @jenayaat
گوشه ای از جنایات علنی آمریکا در سراسر جهان
1901 — ورود مستقیم نیروهای آمریکایی به کلمبیا
1902 — حمله به پاناما
1904 — ورود نیروهای آمریکایی به کره و مغرب
1905 — ورود نیروهای آمریکایی به هندوراس علیه انقلاب این کشور
1905 — حمله به مکزیک (در کمک به دیکتاتور وقت بورویریو دمازبرای سرکوب قیام مردمی این کشور)
1907 — حمله به نیکاراگوئه
1907 — ورود نیروهای آمریکایی به دومینیکن برای سرکوب انقلاب این جمهوری
1907 — نیروهای آمریکایی در جنگ میان هندوراس و نیکارگوئه مشارکت کردند
1908 — نیروهای آمریکایی در خلال انتخابات پاناما در این کشور مداخله کردند
1910 — آمریکا نظامیان خود را برای سرکوب کودتا علیه حکومت نیکاراگوئه به این کشور گسیل داشت
1911 — ورود نظامیان آمریکایی به هندوراس برای حمایت از کودتا به رهبری مانوئل بونیلا بر ضد رئیس جمهور منتخب میگل داویا
1911 — سرکوب قیام ضد آمریکایی در فیلیپین
1911 — مداخله در چین
1912 — حمله و اشغال کوبا
1912 — حمله به پاناما
1912 — حمله به هندوراس
1912 — 1933 — اشغال نیکاراگوئه . از این زمان نیکاراگوا به مستعمره ای برای احتکار شرکت های آمریکایی تبدیل شد. در سال 1914 عهدنامه ای در واشنگتن به امضا رسید که براساس ان ایالات متحده آمریکا اجازه می یافت کانالی را میان دو اقیانوس از طریق خاک نیکاراگوا احداث کند و براساس همین عهدنامه چامرور به عنوان رئیس جمهور نیکارگوئه نیز تعیین می شد. علاوه براین عهد نامه موافقت نامه های دیگری هم به امضا رسید که هرچه بیشتر دولت و ملت نیکاگوا را به سوی بردگی بیشتر برای آمریکا هدایت می کرد.
1914 — 1934 — هائیتی. نیروهای آمریکایی پس از وقوع چندین انقلاب در هائیتی وارد این کشور کرد و به مدت 19 سال هائیتی تحت اشغال آمریکا در آمد

1916 — 1924- اشغال جمهوری دومینکن به مدت 8 سال
1917 — 1933 — اشغال کوبا.
1917 — 1918 — مشارکت در جنگ جهانی اول
1918 — 1922 — مداخله در روسیه
1918 — 1920 — ورود نظامیان آمریکایی به پاناما
1919 — ورود نظامیان آمریکایی به کاستاریکا
1919 — حمله به هندوراس
1920 — حمله به گواتمالا
1921 — حمایت آمریکا از گروههای مسلحی که برای براندازی کارلوس گیریرو تلاش می کردند
1922 — مداخله در ترکیه
1922 — 1927 — ورود نظامیان آمریکایی به چین
1924 — 1925 — حمله به هندوراس
1925 — حمله به پاناما
1926 — حمله به نیکاراگوا
1927 — 1934 — آمریکا چین را به اشغال در آورد
1932 — حمله به السالوادور
1937 — حمله به نیکاراگوا
1945 — بمباران هیروشیما و ناکازاکی ژاپن. حدود 220٬000 نفر در اثر این دو بمباران اتمی جان باختند که بیشتر آنان را شهروندان غیرنظامی تشکیل می‌دادند.بیش از 100٬000 نفر بلافاصله هنگام بمباران کشته شدند و بقیه تا پایان سال 1945 بر اثر اثرات مخرب تشعشعات رادیواکتیو جان خود را از دست دادند.
1947 — 1949 — حمله به یونان
1948 — 1953 — حمله به فیلیپین
1950 — حمله به پورتریکو
1950 — 1953 — حمله به کره
1953 — حمایت از کودتای 28 مرداد علیه دولت منتخب ایران
1958 — لبنان
1958 — جنگ با پاناما
1959 — نظامیان آمریکایی وارد لائوس شدند
1959 — حمله به هائیتی
1960 — عملیات نظامی آمریکا در اکوادور
1960 — حمله به پاناما
1965 — 1973 — تجاوز خونین به ویتنام
1966 — حمله به گواتمالا
1966 — حمایت نظامی از اندونزی علیه فیلیپین
1971 — 1973 — بمباران لائوس
1972 — حمله به نیکاراگوا
1980 — عملیات نظامی علیه ایران در طبس موسوم به پنجه عقاب که باشکست مواجه شد
1983 — دخالت نظامی در گرینادا
1986 — حمله به لیبی و بمباران طرابلس و بنغازی
1988 — حمله آمریکا به هندوراس
1988 — حمله به هواپیمای مسافربری ایرانی و قتل عام تمامی 290 نفر سرنشین این هواپیما
1989 — نظامیان آمریکایی ناآرامی ها در جزایر ویرجین را سرکوب کردند
1991 — عملیات نظامی گسترده در عراق (جنگ اول خلیج فارس)
1992 — 1994 — اشغال سومالی و انجام خشونت بسیار مفرط علیه شهروندان این کشور
1998 — حمله به سودان هواپیماهای آمریکایی به بهانه تولید گاز اعصاب یکی از کارخانه های ساخت دارو را بمباران کردند
1999 — آمریکا با پوشش ناتو جنگی را علیه یوگسلاوی براه انداخت. بمباران این کشور 78 روز به طول انجامید و یوگسلاوی از هم فروپاشید
2001 — حمله و اشغال افغانستان به بهانه تعقیب گروه القاعده
2003 — حمله و اشغال عراق بدون مجوز سازمان ملل
2011 — حمله به لیبی پس از پیروزی انقلاب این کشور و سرنگونی دیکتاتور قذافی
2011 — حمایت رسمی از گروههای مسلح تروریستی در سوریه با هدف براندازی نظام منتخب ملت سوریه
2011 — اعلام حمایت رسمی از رژیم آل خلیفه در سرکوب قیام مردمی این کشور
2015 — اعلام پشتیبانی رسمی از آل سعود در جنگ این کشور علیه انقلاب ملت یمن
🔴 @jenayaat